←منازل و مساکن بارق
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==منازل و مساکن بارق== | ==منازل و مساکن بارق== | ||
خاستگاه اولیه این [[قوم]] را [[یمن]] گفتهاند؛ تا این که پس از کوچیدن از یمن، در «[[سراة]]» -سلسله ارتفاعاتی میان تهامه و نجد که از [[سرزمین یمن]] به سمت [[شام]] امتداد یافته | خاستگاه اولیه این [[قوم]] را [[یمن]] گفتهاند؛ تا این که پس از کوچیدن از یمن، در «[[سراة]]» -سلسله ارتفاعاتی میان تهامه و نجد که از [[سرزمین یمن]] به سمت [[شام]] امتداد یافته است - ساکن شدند<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹. این ارتفاعات، خود به چند قسمت تقسیم میشود و به مجموع آنها «سَرَواة» اطلاق میشود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۴-۲۰۵.)</ref>. [[سراة]] در پی تخریب [[سد ارم]]، پذیرای گستردهترین [[مهاجرت]] [[ازدیان]] -از جمله بارقیها- بود. از آن پس به ازدیانی که ساکن سراة شدند، «[[ازد]] سراة» گفته شده است. همدانی (م ۳۳۸ [[هجری]]) در کتاب خود، [[طوایف]] و تیرههای [[ازدی]] را که به سراة مهاجرت کرده بودند را [[قبایل]] [[حجر بن هنو]]، لهب]]، ناه]]، [[غامد]]، گروههایی از [[بنی دوس]]، [[بنی شکر]]، بنی بارق، [[بنی حاء]]، [[بنی علی بن عثمان]]، [[بنی نمر]]، [[بنی حوالة ثمالة]]، [[بنی سلامان]]، [[بنی بقوم]]، [[بنی شمران]] و [[بنی عمرو]] عنوان کرده<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۶.</ref>، سپس در بیان [[سکونت]] هر یک از آنان، به سراة خاص آنان اشاره کرده است<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۰-۱۳۱.</ref>. دیگر منابع هم، از جبال سراة و بارق و نیز [[کوه]] مجاور آن به عنوان یکی از منزلگاههای این [[قوم]] تا [[ظهور اسلام]] یاد کرده آوردهاند: طوایفی از ازدیان -متشکل از ازد شنوءه غامد، دوس و بارق،- در راه مهاجرت از [[ارض]] [[سبا]]، به جبال سراة و مناطق بالادست [یا سرزمینهای اطراف آن] به کوهی به نام «شنّ» و نیز کوهی که بدان «بارق» گفته میشد و کوهی دیگر در آن حوالی، که جملگی از [[مساکن]] قومی کهلانی به نام [[بنی خثعم بن انمار]] بود، رسیدند و طی نبردی سخت با ساکنان این [[سرزمین]]، آنها را مغلوب، و با بیرون راندنشان از آنجا، خود در این سرزمین و کوههای آن ساکن شدند و تا ظهور اسلام همچنان در آن ماندگار شدند<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۳۱.</ref>. | ||
علاوه بر این مناطق، برخی مصادر هم، از اطراف [[کوفه]]<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.</ref> به عنوان دیگر موطن این قوم نام بردهاند. در برخی منابع، -بنا به توسعهای که آنها از تعریف بنی بارق ارائه دادهاند،-<ref>بنا بر تعریف کسانی که از تمامی فرزندان عدی بن حارثه، تحت عنوان بنی بارق یاد کردهاند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴)</ref> عمان و سپس [[بحرین]] و هجر<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.</ref> و نیز [[شام]]<ref>این منابع، بنی ألمع و بنی شبیب را در شمار ساکنان شام ذکر کردهاند. (عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳)</ref>، از [[مساکن]] دیگر این [[قوم]] ذکر شده است. ضمن این که بعضی از مصادر هم، از تهامه به عنوان [[مسکن]] این قوم و نیز اقوامی نظیر: [[غامد]] و احجن و جنادبه و [[زهران]] و... ذکری به میان آوردهاند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶.</ref>. این عده بواسطه عدم [[حمایت]] از قومشان در [[جنگ]] با [[جرهم]]، از قوم خود جدا افتاده بودند و روابط تیرهای با آنها داشتند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶-۳۷.</ref>. | علاوه بر این مناطق، برخی مصادر هم، از اطراف [[کوفه]]<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.</ref> به عنوان دیگر موطن این قوم نام بردهاند. در برخی منابع، -بنا به توسعهای که آنها از تعریف بنی بارق ارائه دادهاند،-<ref>بنا بر تعریف کسانی که از تمامی فرزندان عدی بن حارثه، تحت عنوان بنی بارق یاد کردهاند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴)</ref> عمان و سپس [[بحرین]] و هجر<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.</ref> و نیز [[شام]]<ref>این منابع، بنی ألمع و بنی شبیب را در شمار ساکنان شام ذکر کردهاند. (عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳)</ref>، از [[مساکن]] دیگر این [[قوم]] ذکر شده است. ضمن این که بعضی از مصادر هم، از تهامه به عنوان [[مسکن]] این قوم و نیز اقوامی نظیر: [[غامد]] و احجن و جنادبه و [[زهران]] و... ذکری به میان آوردهاند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶.</ref>. این عده بواسطه عدم [[حمایت]] از قومشان در [[جنگ]] با [[جرهم]]، از قوم خود جدا افتاده بودند و روابط تیرهای با آنها داشتند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶-۳۷.</ref>. | ||