|
|
| خط ۶۴: |
خط ۶۴: |
|
| |
|
| از نظر مرحوم [[علامه عسکری]] "[[میمونه]] پس از بازگشت از سفر [[حج]] به سال پنجاه و یک هجری در منطقه سرف [[وفات]] کرده است"<ref>علامه سید مرتضی عسکری، نقش عایشه در اسلام، ج۱، ص۶۲.</ref>. [[ابن عباس]] بر او [[نماز]] خواند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱.</ref> و او را طبق وصیتش همانجا که روزی محل پیوند آسمانیاش با [[رسول خدا]] {{صل}} بود به خاک سپردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۹۲.</ref>. سن شریفشان در زمان [[وفات]] در برخی منابع هشتاد یا هشتاد و یک ذکر شده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱؛ نویری، نهایة الإرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۱۹۰.</ref>. او آخرین [[همسر پیامبر اکرم]] {{صل}} بود که رحلت کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[میمونه بنت حارث (مقاله)|میمونه بنت حارث]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۵۳-۳۵۴.</ref> | | از نظر مرحوم [[علامه عسکری]] "[[میمونه]] پس از بازگشت از سفر [[حج]] به سال پنجاه و یک هجری در منطقه سرف [[وفات]] کرده است"<ref>علامه سید مرتضی عسکری، نقش عایشه در اسلام، ج۱، ص۶۲.</ref>. [[ابن عباس]] بر او [[نماز]] خواند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱.</ref> و او را طبق وصیتش همانجا که روزی محل پیوند آسمانیاش با [[رسول خدا]] {{صل}} بود به خاک سپردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۹۲.</ref>. سن شریفشان در زمان [[وفات]] در برخی منابع هشتاد یا هشتاد و یک ذکر شده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱؛ نویری، نهایة الإرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۱۹۰.</ref>. او آخرین [[همسر پیامبر اکرم]] {{صل}} بود که رحلت کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[میمونه بنت حارث (مقاله)|میمونه بنت حارث]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۵۳-۳۵۴.</ref> |
|
| |
| ==میمونه بنت حارث هلالیه==
| |
| میمونه دختر [[حارث بن حزن هلالیه]]، [[امالمؤمنین]]، یکی از [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} است.
| |
| پدرش [[حارث بن حزن بن بجیر بن هزم]] از [[خاندان]] [[عامر بن صعصعه]] است. مادرش هند دختر [[عوف بن زهیر بن حارث بن حماطة بن جرش]] است، جرش را ابنجریش هم گفتهاند<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۲.</ref>.
| |
| [[میمونه]] نخست [[همسر]] [[مسعود بن عمرو بن عمیر ثقفی]] بود. سپس [[مسعود]] او را [[طلاق]] داد و همسر [[ابورهم بن عبدالعزی]] که از خاندان [[عامر بن لؤی]] بود، شد. پس از [[مرگ]] او، در [[ماه شوال]] [[سال هفتم هجری]] و هنگام [[عمرة القضاء]]<ref>عمرة القضاء: عمرهای که رسول خدا{{صل}} به جای عمرهای که در صلح حدیبیه از آن حضرت و یارانش قضا شده بود، همراه همه شرکتکنندگان در حدیبیه در ماه ذیالقعده سال هفتم هجری بجا آوردند.</ref>، [[عباس بن عبدالمطلب]] [[عموی پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}}، میمونه را که [[خواهر]] تنی همسرش لبابه مکنّی به [[امالفضل]] بود، با مهر پانصد درهم به [[عقد]] [[رسول الله]]{{صل}} درآورد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۲.</ref>.
| |
| این [[ازدواج]] در منطقه [[سرف]] روی داد که در ده مایلی [[مکه]] است<ref>ر.ک: معجم البلدان، (ذیل واژه).</ref>.
| |
| نام اصلی میمونه، بره بوده و رسول الله{{صل}} آن را به میمونه [[تغییر]] داد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۲؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۶.</ref>. اصولاً [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این نام را ناخوش میداشت.
| |
|
| |
| وی آخرین بانویی است که پیامبر اکرم{{صل}} [[تزویج]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳.</ref>.
| |
| بنا به نقل [[واقدی]] رسول الله{{صل}} پیش از آنکه برای [[عمره]] [[احرام]] ببندد، میمونه را برای خود عقد کرد و در منطقه سرف با او [[عروسی]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۶.</ref>.
| |
| میمونه سه خواهر [[مادری]] داشت که پیامبر اکرم{{صل}} به نام اخوات [[مؤمنات]] از آنان یاد میکرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵. هند دختر عوف بن زهیر چهار دختر به نامهای اسماء، میمونه، سلمی و لبابه داشت که آنان را به ترتیب به نکاح جعفر بن ابیطالب، پیامبر اکرم{{صل}}، حمزه و عباس بن عبدالمطلب در آورده بود.</ref>. [[میمونه]] در [[مراسم حج]] تا هنگامی که [[رمی]] جمره [[عقبه]] را انجام میداد، {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} میگفت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۲؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۱۹.</ref>. او با روسری بزرگ و پیراهن بلند بدون اینکه روپوش دیگری بر تن کند، [[نماز]] میگزارد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۳.</ref>.
| |
| [[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام دادن کار [[چوپانی]] را برای [[زنان]] تجویز میکرد. زمانی که میمونه زنی از کنیزان خود را [[آزاد]] کرد، آن حضرت به او فرمود: اگر او را به خانوادهات میدادی تا برایشان گوسفند بچراند، بهتر بود<ref>صحیح بخاری، ج۲، ص۲۳۴؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۴۳۸؛ ج۲۴.</ref>.
| |
| [[رسول الله]]{{صل}} از درآمد [[خیبر]] به او نیز همچون دیگر همسرانش هشتاد شتروار خرما و بیست شتروار جو و گندم مقرر فرمود<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۴.</ref>.
| |
| میمونه از [[محبان]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} بود و به پیامبر اکرم{{صل}} عرض کرد که من آموختهام که علی{{ع}} را به [[دوستی]] شما [[دوست]] بدارم. رسول الله{{صل}} فرمود: راست میگویی؛ زیرا [[خداوند]] [[قلب]] تو را با [[ایمان]] انباشته و [[امتحان]] کرده است<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۸۳؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۲۰.</ref>.
| |
| مامقانی در ادامه این [[حدیث]] مینویسد: این سخن رسول الله{{صل}} درباره میمونه، دلیل [[توثیق]] و اعتبار اوست؛ زیرا کسی را که خداوند [[دل]] او را با ایمان [[آزمایش]] کرده است، غیر از شخص [[عادل]] و صادقی نمیتواند باشد.
| |
|
| |
| [[طبرانی]] به سند خود از [[جری بن سمره]] نقل میکند که شخصی وارد [[مدینه]] شد و به [[خانه]] میمونه رفت. میمونه پرسید: از کجا میآیی؟
| |
| از [[کوفه]].
| |
| از کدام قبیلهای؟
| |
| از [[بنیعامر]] و چون [[فتنه]] [[مردم]] را دیدم، ترسیدم [[گمراه]] شوم.
| |
| آیا با امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[بیعت]] کردهای؟
| |
| آری!
| |
| برگرد و از صف [[امیرالمؤمنین]] جدا مشو. به [[خدا]] قسم هر که با علی{{ع}} باشد، گمراه نخواهد شد<ref>المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۲۶-۲۷؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۳۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۳۰.</ref>.
| |
|
| |
| میمونه به [[سال ۶۱ هجری]] و در [[روزگار]] [[حکومت یزید بن معاویه]] پس از بازگشت از [[سفر حج]] در [[سرف]] درگذشت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۳.</ref>.
| |
| او به هنگام [[وفات]] هشتاد و یا هشتاد و یک سال سن داشت و با آن حال زنی چابک بوده است. اگرچه گفته شده او آخرین کس از [[همسران]] [[رسول الله]]{{صل}} است که در گذشته است<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۴؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷.</ref>، اما بنا به قول معروف [[امسلمه]] آخرین [[همسر پیامبر اکرم]]{{صل}} بود که پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} زنده بود و در سوگ او بسیار گریست و در اواخر سال ۶۱ و یا اوایل [[سال ۶۲ هجری]] در گذشته است<ref>المغازی، ج۱، ص۳۴۱؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴۱؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵-۲۴۶؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۱-۲۰۲؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۲۱؛ صفة الصفوة، ج۲، ص۴۲.</ref>.
| |
| بنا به روایتی [[تاریخ]] وفات میمونه [[سال ۵۱ هجری]] در [[زمان]] [[حکومت]] [[معاویة بن ابیسفیان]] بود<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۴؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۴.</ref>. این قول قابل قبول میباشد.
| |
|
| |
| فرزند خواهرش [[ابنعباس]]، [[عبدالرحمان بن خالد بن ولید]] و [[یزید بن اصم]] و همچنین عبیدالله خولانی که از کوچکی در [[خانه]] آنان به سر میبرد، وارد [[قبر]] او شدند. ابنعباس بر جنازهاش [[نماز]] گزارد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۳؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۲۹۵؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۵۰؛ نهایة الارب، ج۳، ص۱۶۹.</ref>.
| |
| میمونه از [[راویان]] [[احادیث پیامبر اکرم]]{{صل}} است و هفتاد و شش [[حدیث]] از آن حضرت در باب [[غسل]] و مسائل مربوط به حیض و نفاس نقل کرده است. برخی از [[عالمان اهل سنت]] او را در زمره [[فقیهان]] آورده و [[رأی]] [[فقهی]] وی را گزارش کرده و گاه پذیرفتهاند<ref>برای نمونه: ر.ک: سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۳.</ref>.
| |
| افرادی از جمله ابنعباس از او حدیث نقل کرده است.
| |
| ابنعباس گوید: من و پسرخالهام [[خالد بن ولید]] در [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به [[خانه]] خالهام [[میمونه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} رفتیم، او ظرف شیری برای ما آورد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مقداری از آن را نوشید و من در سمت راست آن حضرت نشسته بودم و خالد در سمت چپ نشسته بود. پیامبر اکرم{{صل}} ظرف شیر را به من داد و فرمود: نوبت [[نوشیدن]] توست و اگر خواستی چیزی هم به خالد بده. من گفتم: ای [[رسول خدا]]! من برای نوشیدن آنچه از شما باقی مانده است، هیچکس را بر خود ترجیح نمیدهم. آنگاه رسول خدا{{صل}} فرمود: به هرکس [[خداوند]] خوراکی ارزانی فرمود، باید بگوید: بار خدایا! در این [[خوراک]] ما را [[برکت]] ده و بهتر از آن به ما ارزانی فرمای؛ و به هر کس خداوند شیر [[عنایت]] کند، باید بگوید: خدایا! در این آشامیدنی برکت ده و از آن برای ما افزون کن! سپس فرمود: هیچچیز غیر از شیر، [[خوردن و آشامیدن]] را کفایت نمیکند<ref>شمائل النبی، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۵۳.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |