←مناقشات ابن تیمیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
'''نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]]''' | '''نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]]''' | ||
#وجه اول و دوم مناقشه ابن تیمیه در ارتباط با صحت حدیث است، در پاسخ به این دو اشکال میگوییم: در [[اثبات]] [[صحت حدیث]] مورد استناد علّامه حلّی همین کافی است که این [[حدیث]] را برخی از [[صحابه]] از جمله [[ابوذر غفاری]]، [[اسماء بنت عمیس]] و [[ابنعباس]] نقل کردهاند و [[محدثان]] و [[مفسران]] نامی بسیاری آن را از ایشان [[روایت]] کردهاند. محدثانی که همگی مورد [[اعتماد]] و قبول اهل سنت هستند. افرادی همچون: [[قطیعی]]؛ [[ابن عدی]]؛ [[خطیب]] [[بغدادی]]؛ [[سلفی]]؛ [[ابن مردویه]]؛ [[ابن عساکر]]؛ [[ابونعیم اصفهانی]]؛ [[سیوطی]] و دیگرانی که از آنها در ابتدای مدخل نام برده شد. حال [[پرسش]] این است که آیا [[اهل تسنن]] میپذیرند که این حُفّاظ و حدیث پژوهان مشهور میدانستند که حدیث مورد بحث از زشتترین دروغهایی است که به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت داده شده است و با این حال آن را در کتب خود روایت کردهاند؟ اگر پاسخ این سؤال مثبت باشد،[[ثابت]] میشود که پایههای اعتقادی اهل تسنن بسیار سست و بیاعتبار است و اگر پاسخ منفی باشد معلوم میشود که ابن تیمیه براساس [[عادت]] خویش برای [[کتمان]] [[حقیقت]] از هیچ [[افتراء]] و بهتانی ابا ندارد. به علاوه این [[حدیث شریف]] در کتب معتبر [[اهل سنت]] از حضرت [[امام]] محمّد [[باقر]]{{ع}} نیز روایت شده و در کتب معتبر [[شیعه]] نیز آمده است؛ بنابراین، حدیث فوق متفقٌ علیه میان [[فریقین]] است و در [[صحت]] آن و [[درستی]] [[احتجاج]] به آن هیچ تردیدی وجود ندارد. | |||
#وجه سوم مناقشۀ ابن تیمیه نیز نشان از [[جهالت]] یا [[عناد]] وی با حقیقت دارد؛ زیرا [[کودکی]] [[ابن عباس]] در ایام [[زندگی]] [[شریف]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مکه]] هیچ منافاتی با [[صحت]] این [[حدیث]] ندارد؛ زیرا اولاً قبول [[روایت]] [[ابن عباس]] در [[کودکی]] از نظر [[اندیشمندان]] و صاحبنظران بزرگ [[سنی]] هیچ اشکالی ندارد، و ثانیاً در این [[حدیث]] زمانی برای [[صدور حدیث]] معین نشده و ممکن است این جریان در [[مکه]]، پس از [[فتح مکه]] اتّفاق افتاده باشد. | |||
#وجه چهارم نیز پوچتر از وجه سوم است،؛ چراکه اولاً [[تکرار]] [[دعا]] و درخواست از [[خداوند]] برای تداوم و استمرار فضل و [[عطای الهی]] نه تنها اشکالی ندارد، بلکه امری [[پسندیده]] است، و ثانیاً تکرار این [[دعا]] حکمتهایی دارد که از آن جمله میتوان به یادآوری قراردادن [[مقام وزارت]] از سوی [[خدا]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره کرد. | |||
#اما اشکال پنجم وی که مدعی است در این حدیث، به درخواست شراکت امام علی{{ع}} در امر [[نبوت]] تصریح شده، ادّعایی بیاساس و بهتانی عظیم است؛ زیرا هرگز کسی نگفته است که [[پیامبر خدا]]، از خداوند برای امیرالمؤمنین{{ع}} چنین درخواستی کرده است و این تنها پندار [[ باطل]] و به دور از [[خرد]] [[ابن تیمیه]] است. براساس حدیث [[ابن عباس]] که هم در متون [[حدیثی]] [[شیعه]] و هم در منابع [[اهل تسنن]] آمده است و خود ابن تیمیه نیز به آن اشاره میکند، [[خداوند سبحان]] در پاسخ به درخواست [[رسول خدا]]{{صل}}، آیۀ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> را نازل فرمود و این نشان میدهد که به رغم [[گمان]] [[باطل]] ابن تیمیه، مراد از شراکت در امر، شراکت در [[ولایت]] و [[سرپرستی]] امور [[مردم]] است نه شراکت در نبوت و [[رسالت]]. چنانکه بر اساس حدیث منزلت، [[هارون]] علاوه برداشتن [[مقام نبوت]]، خلیفۀ [[حضرت موسی]]{{ع}} نیز بوده است و [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به [[حکم]] [[حدیث منزلت]] و نیز حدیث مورد بحث، [[خلیفه رسول خدا]]{{صل}} است و چون امر سرپرستی و [[پیشوایی]] مردم به دست رسول خدا{{صل}} بوده است، [[وزیر]] ایشان نیز در این امر خطیر باید او را [[یاری]] کند و بار [[مسئولیت]] او را به دوش بکشد و پس از ایشان، این [[وظیفه]] مهم را بر عهده بگیرد. پس این [[حدیث]] [[نص در امامت]] است، نه [[نص]] در [[نبوت]] و بر همین اساس است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[حدیث شریف]] [[منزلت]] تصریح فرموده است که: {{متن حدیث|أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلّاأنّه لانبیّ بعدی}}. در نتیجه، آنچه [[ابن تیمیه]] در وجه پنجم ادّعا کرده است، [[بهتان]] و ادّعایی بیاساس است و در این [[حدیث]] هیچ تصریحی بر شراکت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در امر [[نبوت]] و [[رسالت]] وجود ندارد و این نکته، برای [[اهل]] [[فهم]] بسیار روشن است!<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۰۸-۲۰۶.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||