ورع در فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۱: خط ۴۱:
بسیاری از [[انحرافات دینی]] نه از روی [[لجبازی]] با حلال و حرام [[قطعی]]، بلکه از طریق «استحلال [[حرام]] به شبهات کاذبه» رخ می‌دهد؛ جایی که افراد با توجیهات واهی، حرام را [[حلال]] می‌شمارند. در اینجا ورع به عنوان یک نیروی بازدارنده درونی عمل می‌کند و [[اجازه]] نمی‌دهد [[انسان]] [[فریب]] ظاهرِ شبهه‌ناک امور را بخورد. خطر بزرگ این است که انسان [[حرام]] را به بهانه‌های مختلف و با استفاده از [[شبهات]]، [[حلال]] بشمارد و اینجاست که [[ورع]] نقش حیاتی خود را ایفا می‌کند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۵، صفحه ۳۵۵</ref>
بسیاری از [[انحرافات دینی]] نه از روی [[لجبازی]] با حلال و حرام [[قطعی]]، بلکه از طریق «استحلال [[حرام]] به شبهات کاذبه» رخ می‌دهد؛ جایی که افراد با توجیهات واهی، حرام را [[حلال]] می‌شمارند. در اینجا ورع به عنوان یک نیروی بازدارنده درونی عمل می‌کند و [[اجازه]] نمی‌دهد [[انسان]] [[فریب]] ظاهرِ شبهه‌ناک امور را بخورد. خطر بزرگ این است که انسان [[حرام]] را به بهانه‌های مختلف و با استفاده از [[شبهات]]، [[حلال]] بشمارد و اینجاست که [[ورع]] نقش حیاتی خود را ایفا می‌کند.<ref>یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۵، صفحه ۳۵۵</ref>


== ۲. تمایزات مفهومی (ورع در مقایسه با مفاهیم نزدیک) ==
== ۲. تمایزات مفهومی ==
=== ۲.۱. تفاوت ورع و تقوا ===
 
==== ۲.۱.۱. تقوا: نیروی روحانی عام که منشأ کشش به سوی خوبی‌ها و گریز از بدی‌هاست (حالت ایجابی و سلبی) ====
=== ۲.۱. تفاوت [[ورع]] و [[تقوا]] ===
* تعریف تقوا در نهج‌البلاغه به عنوان نیرویی که انسان را مالک نفس می‌کند. «سیری در نهج‌البلاغه، صفحه ۱۹۸»
 
==== ۲.۱.۲. ورع: جنبه سلبی و بازدارندۀ خاص تقوا؛ تمرکز بر «پرهیز از مشتبهات» و حفظ حریم حلال و حرام ====
==== ۲.۱.۱. تقوا: نیروی [[روحانی]] عام ====
==== ۲.۱.۳. رابطه علی و معلولی: تقوا ریشه است و ورع یکی از میوه‌ها و مظاهر بارز آن در عرصه عمل ====
 
=== ۲.۲. تفاوت ورع و زهد ===
از نظر [[نهج‌البلاغه]]، تقوا نیرویی است [[روحی]]، نیرویی [[مقدس]] و متعالی که منشأ کشش‌ها و گریزهایی می‌گردد: کشش به سوی [[ارزش‌های معنوی]] و فوق حیوانی، و [[گریز]] از پستی‌ها و آلودگی‌های مادی.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref>تقوا حالتی است که به [[روح انسان]] [[شخصیت]] و [[قدرت]] می‌دهد و [[آدمی]] را مسلط بر خویشتن و مالک «خود» می‌نماید.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref>
==== ۲.۲.۱. زهد: عدم دلبستگی به دنیا و ایثارگری (بیشتر ناظر به رابطه انسان با مادیات) ====
 
* زهد بر مبنای ایثار، نه رهبانیت و گوشه‌گیری. «سیری در نهج‌البلاغه، صفحه ۲۲۰»
در [[خطبه ۱۶]] نهج‌البلاغه، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تقوا را به صورت یک حالت روحی و [[معنوی]] معرفی می‌کند که ما از آن به «ضبط نفس» یا «[[مالکیت]] نفس» تعبیر می‌کنیم.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref> در این [[خطبه]]، تقوا به مرکب‌هایی رهوار و [[مطیع]] و [[رام]] [[تشبیه]] شده که مهار آنها در [[اختیار]] کسانی است که بر آنها سوارند و آنها را وارد [[بهشت]] می‌سازد.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref> لازمه تقوا و ضبط نفس، افزایش قدرت [[اراده]] و [[شخصیت معنوی]] و [[عقلی]] داشتن است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref>
==== ۲.۲.۲. ورع: دقت در مصرف و کسب (بیشتر ناظر به رابطه انسان با احکام و مرزهای حلال و حرام) ====
 
==== ۲.۲.۳. تلاقی زهد و ورع: هر دو منجر به آزادی انسان از اسارت هواهای نفسانی می‌شوند ====
تقوا عبارت است از یک حالت روحی که مانع و رادع از [[معصیت]] است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> به تعبیر دیگر، تقوا عبارت است از مصونیت روحی در مقابل موجبات [[گناه]] و [[مرض]] روحی.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> همان‌طور که [[انسان]] به واسطه تزریق بعضی سرم‌ها یا واکسن‌ها مصونیت طبی از بعضی امراض پیدا می‌کند، به واسطه [[اعمال]] و مراقبت‌ها و [[سیر]] و سلوک‌هایی مصونیت روحی پیدا می‌کند و این مصونیت اسمش تقواست.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، دفتر یادداشت شماره ۱۱، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
==== ۲.۱.۲. ورع: جنبه سلبی و بازدارنده خاص تقوا ====
 
در [[منطق]] نهج‌البلاغه، تقوا یک نیروی عام و دووجهی است: هم جنبه ایجابی دارد (کشش به سوی [[خوبی‌ها]]) و هم جنبه سلبی ([[گریز]] از [[بدی‌ها]]).<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> اما [[ورع]]، آن جنبه سلبی و بازدارنده خاص تقواست که تمرکز آن بر «[[پرهیز]] از مشتبهات» و [[حفظ]] [[حریم]] [[حلال و حرام]] است.<ref>ر.ک: [[مطهری]]، [[مرتضی]]، ده گفتار، [[تقوا]] (۱)، ص. ۲۴؛ یادداشت‌های [[استاد مطهری]]، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
در [[خطبه ۱۶]] [[نهج‌البلاغه]]، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوىٰ عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ}} یعنی اگر عبرت‌های گذشته برای شخصی [[آینده]] قرار گیرد، تقوا جلو او را از فرو رفتن در کارهای شبهه‌ناک می‌گیرد.<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶؛ مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴</ref>
 
تقوا در [[مقام]] بازدارندگی از [[شبهات]]، به ورع تبدیل می‌شود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴</ref> ورع یعنی آن درجه از تقوا که [[انسان]] را از نزدیک شدن به حریم‌های مشتبه و مناطق خاکستری بازمی‌دارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
قول کسانی که از جمله {{متن حدیث|مَنِ ارْتَکَبَ الشُّبُهاتِ وَقَعَ فِی الْمُحَرَّماتِ}} [[پیروی]] می‌کنند، صحیح‌تر است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> در [[مقررات]] [[دینی]] می‌بینیم که تقوا ضامن و وثیقه بسیاری از [[گناهان]] شناخته شده است، ولی نسبت به بعضی دیگر از گناهان که تأثیر و [[جاذبه]] قوی‌تری دارد، دستور حریم گرفتن داده شده است.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
==== ۲.۱.۳. رابطه علی و معلولی ====
 
رابطه تقوا و ورع، رابطه ریشه و میوه است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷؛ ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵</ref>تقوا آن نیروی [[روحانی]] عام و زیربنایی است که هم جنبه ایجابی دارد و هم سلبی.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> ورع اما یکی از میوه‌ها و مظاهر بارز آن در عرصه عمل است؛ یعنی آنجا که تقوا در مواجهه با امور شبهه‌ناک، جنبه بازدارندگی خاصی پیدا می‌کند و انسان را از ورود به حریم‌های مشتبه بازمی‌دارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴؛ یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> [[ورع]]، تقوایی است که در مرزهای [[حلال و حرام]] به شکل [[پرهیز]] از [[شبهات]] ظهور می‌یابد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
=== ۲.۲. تفاوت ورع و [[زهد]] ===
 
==== ۲.۲.۱. زهد: عدم [[دلبستگی به دنیا]] و [[ایثارگری]] ====
 
زهد در [[اسلام]] به معنای بی‌میلی و [[بی‌رغبتی به دنیا]] نیست به معنای منفی و رهبانی آن.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> از نظر [[نهج‌البلاغه]]، زهد حالتی است [[روحی]].<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> [[زاهد]] از آن نظر که دلبستگی‌هایی [[معنوی]] و [[اخروی]] دارد، به مظاهر مادی [[زندگی]] بی‌اعتناست.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> این [[بی‌اعتنایی]] تنها در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] و تعلق [[قلبی]] نیست و در مرحله ضمیر پایان نمی‌یابد؛ زاهد در زندگی عملی خویش [[سادگی]] و [[قناعت]] را پیشه می‌سازد و از تنعم و [[تجمل]] و لذت‌گرایی پرهیز می‌نماید.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref>
 
زهد [[اسلامی]] بر مبنای [[ایثار]] است، نه [[رهبانیت]] و [[گوشه‌گیری]].<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۱</ref>زهد بر اساس [[فلسفه]] ایثار هیچ گونه ربطی با رهبانیت و [[گریز]] از [[اجتماع]] ندارد بلکه زاییده علائق و [[عواطف]] [[اجتماعی]] است و جلوه عالی‌ترین [[احساسات]] انساندوستانه و موجب [[استحکام]] بیشتر [[پیوندهای اجتماعی]] است.<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۲۱</ref>
 
==== ۲.۲.۲. ورع: [[دقت]] در [[مصرف]] و کسب ====
 
ورع بیشتر ناظر به رابطه [[انسان]] با [[احکام]] و مرزهای حلال و حرام است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref> اگر زهد به «چگونگی رابطه با [[دنیا]] و [[مادیات]]» می‌پردازد و از [[دلبستگی]] و [[وابستگی]] به آنها بازمی‌دارد،<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴</ref> ورع به «چگونگی مواجهه با [[احکام شرعی]] و مرزهای حلال و حرام» نظر دارد و [[انسان]] را به [[دقت]] و [[احتیاط]] در [[مصرف]] و کسب و عمل [[دعوت]] می‌کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
[[ورع]] آن است که انسان در جایی که [[حکم شرعی]] برایش روشن نیست یا میان [[حلال و حرام]] مشتبه شده، احتیاط کند و از آن بگذرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
==== ۲.۲.۳. تلاقی [[زهد]] و ورع ====
 
زهد و ورع در یک نقطه مهم به هم می‌رسند: هر دو منجر به [[آزادی]] انسان از [[اسارت]] [[هواهای نفسانی]] می‌شوند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷؛ سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> یک [[فلسفه]] اساسی زهد، آزادی و [[آزادمنشی]] است، البته آزادی از طبیعت [[نفسانی]] خود.<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷</ref>
 
در تحلیل [[تقوا]] و ورع نیز می‌بینیم که تقوا انسان را مالک نفس می‌کند و او را از اسارت [[شهوات]] و [[هواها]] رها می‌سازد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۲۴-۲۵؛ سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref> هم زهد و هم ورع، دو راه برای رسیدن به یک هدف‌اند: [[رهایی]] از [[بندگی]] هواهای نفسانی و رسیدن به [[آزادی معنوی]].<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۸۵-۳۸۷؛ سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۷</ref>زهد از راه بی‌دلبستگی به [[مادیات]] و [[ایثار]]، و ورع از راه [[پرهیز]] از [[شبهات]] و دقت در مرزهای حلال و حرام، انسان را به این آزادی می‌رسانند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۱۴، ۵۲۱؛ یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۱۳، ص. ۴۰۰-۴۰۱</ref>
 
== ۳. کارکردها و آثار ورع ==
== ۳. کارکردها و آثار ورع ==
=== ۳.۱. کارکرد شناختی و بصیرتی ===
=== ۳.۱. کارکرد شناختی و بصیرتی ===
۲۲۷٬۶۷۹

ویرایش