←مناقشه دوم: تردید در مصداق «صدیقان»
| خط ۱۵۲: | خط ۱۵۲: | ||
[[ابن تیمیه]] پس از تردید در [[صحت حدیث]]، کوشیده است تا با استناد به [[احادیث جعلی]] و [[تفسیر به رأی]]، [[قرآن]] را بر اساس [[هوای نفس]] خویش [[تفسیر]] کرده و در مصداق و مراد [[خداوند]] از صدیقان تردید کند. سخنان وی در این زمینه چنان پوچ و بی اساس است که دنباله رو وی از طرح آنها در برابر [[استدلال]] مرحوم [[شرف الدین]] صرف نظر کرده است. با این حال این مناقشات نیز طرح و نقد میشود تا برای [[حق جویان]] [[شبهه]] و ابهامی باقی نماند. | [[ابن تیمیه]] پس از تردید در [[صحت حدیث]]، کوشیده است تا با استناد به [[احادیث جعلی]] و [[تفسیر به رأی]]، [[قرآن]] را بر اساس [[هوای نفس]] خویش [[تفسیر]] کرده و در مصداق و مراد [[خداوند]] از صدیقان تردید کند. سخنان وی در این زمینه چنان پوچ و بی اساس است که دنباله رو وی از طرح آنها در برابر [[استدلال]] مرحوم [[شرف الدین]] صرف نظر کرده است. با این حال این مناقشات نیز طرح و نقد میشود تا برای [[حق جویان]] [[شبهه]] و ابهامی باقی نماند. | ||
=== مناقشه سوم: صدیق بودن ابوبکر === | |||
ابن تیمیه در '''وجه سوّم و هفتم''' از مناقشات خود، میکوشد [[ابوبکر]] را [[صدّیق]] معرّفی کند. وی میگوید: همانا در صحیح بدون وجهی، غیر علی [[صدیق]] نامیده شده است، مانند نامیده شدن [[ابوبکر صدیق]]، پس چگونه گفته میشود که صدیقها سه نفرند... . | ابن تیمیه در '''وجه سوّم و هفتم''' از مناقشات خود، میکوشد [[ابوبکر]] را [[صدّیق]] معرّفی کند. وی میگوید: همانا در صحیح بدون وجهی، غیر علی [[صدیق]] نامیده شده است، مانند نامیده شدن [[ابوبکر صدیق]]، پس چگونه گفته میشود که صدیقها سه نفرند... . | ||
هفتم اینکه گفته میشود: اگر صدیق کسی است که برای [[امامت]] [[استحقاق]] دارد، پس سزاوارترین [[مردم]] به صدیق بودن ابوبکر است<ref>{{عربی|الثالث: أنّ فی الصحیح من غیر وجه تسمیة غیر علیّ صدّیقا، کتسمیة أبیبکر الصدّیق، فکیف یقال الصدّیقون ثلاثة... السابع أن یقال: إن کان الصدّیق هو الذی یستحقّ الإمامة فأحقّ الناس بکونه صدّیقا أبوبکر}}، [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۶۲-۱۶۳.</ref>. | هفتم اینکه گفته میشود: اگر صدیق کسی است که برای [[امامت]] [[استحقاق]] دارد، پس سزاوارترین [[مردم]] به صدیق بودن ابوبکر است<ref>{{عربی|الثالث: أنّ فی الصحیح من غیر وجه تسمیة غیر علیّ صدّیقا، کتسمیة أبیبکر الصدّیق، فکیف یقال الصدّیقون ثلاثة... السابع أن یقال: إن کان الصدّیق هو الذی یستحقّ الإمامة فأحقّ الناس بکونه صدّیقا أبوبکر}}، [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۶۲-۱۶۳.</ref>. | ||
==== نقد و بررسی ==== | |||
در پاسخ به این ادّعای بیاساس باید گفت که براساس [[روایات صحیح]] و مسلّم نزد [[فریقین]]، صدّیق اکبر [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است و برخی [[نواصب]] و [[حق ستیزان]] [[متعصب]]، این عنوان را ربوده و به [[دروغ]] به ابوبکر نسبت دادهاند. | در پاسخ به این ادّعای بیاساس باید گفت که براساس [[روایات صحیح]] و مسلّم نزد [[فریقین]]، صدّیق اکبر [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است و برخی [[نواصب]] و [[حق ستیزان]] [[متعصب]]، این عنوان را ربوده و به [[دروغ]] به ابوبکر نسبت دادهاند. | ||