نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
←حکمتها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
{{اصلی|حکمتهای نهج البلاغه}} | {{اصلی|حکمتهای نهج البلاغه}} | ||
آخرین بخش نهج البلاغه به حکمتها و [[کلمات قصار]] اختصاص دارد. حکمتهای نهج البلاغه دربرگیرنده مفاهیم [[اخلاقی]]، [[دینی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] در قالبی زیبا و بدیع است. حکمتها هم از لحاظ تمثیل و شیوه گفتار و هم از لحاظ محتوا و مفهوم در اوجاند. حکمتهای نهج البلاغه را میتوان در چند موضوع دستهبندی کرد: علی از زبان علی؛ آموزهها (مباحثی چون [[ایمان]]، [[اسلام]]، [[احکام]]، [[عبادات]]، شناختشناسی، [[رهبری]] و مسائل [[اجتماعی]]، [[قرآن]]، برخی مفاهیم و...) و اندرزها<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref>. | آخرین بخش نهج البلاغه به حکمتها و [[کلمات قصار]] اختصاص دارد. حکمتهای نهج البلاغه دربرگیرنده مفاهیم [[اخلاقی]]، [[دینی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] در قالبی زیبا و بدیع است. حکمتها هم از لحاظ تمثیل و شیوه گفتار و هم از لحاظ محتوا و مفهوم در اوجاند. حکمتهای نهج البلاغه را میتوان در چند موضوع دستهبندی کرد: علی از زبان علی؛ آموزهها (مباحثی چون [[ایمان]]، [[اسلام]]، [[احکام]]، [[عبادات]]، شناختشناسی، [[رهبری]] و مسائل [[اجتماعی]]، [[قرآن]]، برخی مفاهیم و...) و اندرزها<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref>. | ||
=== [[غریب الحدیث]] === | |||
در میان حکمتهای نهجالبلاغه، پس از حکمت ۲۶۰، نه سخن دشوار [[امام علی]]{{ع}} قرار دارد که [[سید رضی]] به شرح آنها میپردازد. چنین سخنان [[دشواری]] را غریب نامند؛ زیرا معنای آن دور از ذهن است. غریبنگاری سبکی است که از قدیم واژهنگاران به آن توجه میکردند و غریبنگاران، واژگان دشوار [[احادیث]] را توضیح میدادند. [[النهایة فی غریب الحدیث]] و الأثر نگاشته [[ابن اثیر]] (م ۶۰۶)، از قدیمترین نوشتهها در این موضوع، همچنان [[مرجع]] حدیثپژوهان است. در میان [[شیعیان]]، طریحی (م ۱۰۸۵ ه) به نوشتن کتابی با همان سبک پرداخت و نام مجمع البحرین بر آن نهاد. سید رضی در سرتاسر کتاب خود و در موارد گوناگون به شرح واژههای ناآشنا پرداخته است، اما در این فصل تنها نه سخن را شرح کرد و افسوس که این فصل بسیار کوتاه است و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در دومین [[حدیث]] این فصل میخوانیم: {{متن حدیث|هَذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ}}؛ «این همان [[خطیب]] شحشح است». کتابهای لغت، «شحشح» را امساک کننده [[بخیل]]<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶.</ref> ترجمه کردهاند، در نتیجه، ترجمه عبارت چنین میشود: «این همان خطیب خسیس و بخیل است»، ولی سید رضی در شرح این واژه مینویسد: «مراد از «شحشح» کسی است که در ادای [[خطبه]] و ادامه دادن آن مهارت دارد و هر که در سخن و [[رفتار]] چالاک باشد او را شحشح گویند، در غیر این موضوع به معنی بخیل و ممسک است». | |||
همچنانکه مشاهده شد، شحشح وقتی برای خطیب به کار میرود معنایی متفاوت از آنچه به ذهن میآید، مییابد<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۳.</ref>. | |||
== چگونگی گزارش نهجالبلاغه == | == چگونگی گزارش نهجالبلاغه == | ||