بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== انگیزه تألیف == | == انگیزه تألیف == | ||
[[شریف رضی]] در [[دوران جوانی]] با [[هدف]] گردآوری فضیلتهای [[پیشوایان دین]] و ارائه گلچینی از گفتار گهربار [[معصومین]]{{عم}} کتاب [[خصائص الأئمه]]<ref>توضیح آن در فصل پیشین گذشت.</ref> را تدوین کرد؛ اما گرفتاریهای او مانع از اتمام این اثر شد و تنها بخش مربوط به [[امام علی]]{{ع}} به همراه شماری از سخنان کوتاه و حکمتهای شگفت آن حضرت سامان یافت. | [[شریف رضی]] در [[دوران جوانی]] با [[هدف]] گردآوری فضیلتهای [[پیشوایان دین]] و ارائه گلچینی از گفتار گهربار [[معصومین]]{{عم}} کتاب [[خصائص الأئمه]]<ref>توضیح آن در فصل پیشین گذشت.</ref> را تدوین کرد؛ اما گرفتاریهای او مانع از اتمام این اثر شد و تنها بخش مربوط به [[امام علی]]{{ع}} به همراه شماری از سخنان کوتاه و حکمتهای شگفت آن حضرت سامان یافت. | ||
دوستانش با دیدن این مجموعه نفیس وی را [[تشویق]] کردند و از وی خواستند کتابی حاوی گزیده سخن امام{{ع}} تألیف کند. [[سید رضی]] در این باره مینویسد: {{عربی|اِسْتَحْسَنَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَصْدِقَاءِ مَا اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْفَصْلُ الْمُقَدَّمُ ذِكْرُهُ مُعْجَبِينَ بِبَدَائِعِهِ وَ مُتَعَجِّبِينَ مِنْ نَوَاصِعِهِ وَ سَأَلُونِي عِنْدَ ذَلِكَ أَنْ أَبْتَدِئَ بِتَأْلِيفِ كِتَابٍ يَحْتَوِي عَلَى مُخْتَارِ كَلَامِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فِي جَمِيعِ فُنُونِهِ وَ مُتَشَعِّبَاتِ غُصُونِهِ مِنْ خُطَبٍ وَ كُتُبٍ وَ مَوَاعِظَ وَ أَدَبٍ عِلْمًا أَنَّ ذَلِكَ يَتَضَمَّنُ مِنْ عَجَائِبِ الْبَلَاغَةِ وَ غَرَائِبِ الْفَصَاحَةِ وَ جَوَاهِرِ الْعَرَبِيَّةِ وَ ثَوَاقِبِ الْكَلِمِ الدِّينِيَّةِ وَ الدُّنْيَوِيَّةِ مَا لَا يُوجَدُ مُجْتَمِعًا فِي كَلَامٍ وَ لَا مَجْمُوعَ الْأَطْرَافِ ۴۵ فِي كِتَابٍ إِذْ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} مَشْرَعَ الْفَصَاحَةِ وَ مَوْرِدَهَا وَ مَنْشَأَ الْبَلَاغَةِ وَ مَوْلِدَهَا}}<ref>نهجالبلاغه، مقدمه سید رضی.</ref>؛ «تنی چند از [[دوستان]] آنچه را در آن بخش یاد شده بود، [[نیکو]] دانستند و از دیدن آن سخنان [[بدیع]] و معانی دلربا شگفتزده شدند و از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده مولایمان [[امیر مؤمنان]] را در برگیرد: گفتارهایی از همه فنون و مجموعهای از همه نوعش، از [[خطبهها]] و نامهها، [[پندها]] و [[آداب]]؛ زیرا میدانستند چنین کتابی شگفتیهای [[بلاغت]] و ظرافتهای [[فصاحت]] و گوهرهای عربیت و نکتههای ریز [[دینی]] و دنیویای را فراهم میآورد که در [[کلامی]] نیامده است و در کتابی کامل بدینسان جمع نشده است که امیر مؤمنان سرچشمه فصاحت و آبشخور آن و منشأ بلاغت و مولد آن است»<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص | دوستانش با دیدن این مجموعه نفیس وی را [[تشویق]] کردند و از وی خواستند کتابی حاوی گزیده سخن امام{{ع}} تألیف کند. [[سید رضی]] در این باره مینویسد: {{عربی|اِسْتَحْسَنَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَصْدِقَاءِ مَا اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْفَصْلُ الْمُقَدَّمُ ذِكْرُهُ مُعْجَبِينَ بِبَدَائِعِهِ وَ مُتَعَجِّبِينَ مِنْ نَوَاصِعِهِ وَ سَأَلُونِي عِنْدَ ذَلِكَ أَنْ أَبْتَدِئَ بِتَأْلِيفِ كِتَابٍ يَحْتَوِي عَلَى مُخْتَارِ كَلَامِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فِي جَمِيعِ فُنُونِهِ وَ مُتَشَعِّبَاتِ غُصُونِهِ مِنْ خُطَبٍ وَ كُتُبٍ وَ مَوَاعِظَ وَ أَدَبٍ عِلْمًا أَنَّ ذَلِكَ يَتَضَمَّنُ مِنْ عَجَائِبِ الْبَلَاغَةِ وَ غَرَائِبِ الْفَصَاحَةِ وَ جَوَاهِرِ الْعَرَبِيَّةِ وَ ثَوَاقِبِ الْكَلِمِ الدِّينِيَّةِ وَ الدُّنْيَوِيَّةِ مَا لَا يُوجَدُ مُجْتَمِعًا فِي كَلَامٍ وَ لَا مَجْمُوعَ الْأَطْرَافِ ۴۵ فِي كِتَابٍ إِذْ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} مَشْرَعَ الْفَصَاحَةِ وَ مَوْرِدَهَا وَ مَنْشَأَ الْبَلَاغَةِ وَ مَوْلِدَهَا}}<ref>نهجالبلاغه، مقدمه سید رضی.</ref>؛ «تنی چند از [[دوستان]] آنچه را در آن بخش یاد شده بود، [[نیکو]] دانستند و از دیدن آن سخنان [[بدیع]] و معانی دلربا شگفتزده شدند و از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده مولایمان [[امیر مؤمنان]] را در برگیرد: گفتارهایی از همه فنون و مجموعهای از همه نوعش، از [[خطبهها]] و نامهها، [[پندها]] و [[آداب]]؛ زیرا میدانستند چنین کتابی شگفتیهای [[بلاغت]] و ظرافتهای [[فصاحت]] و گوهرهای عربیت و نکتههای ریز [[دینی]] و دنیویای را فراهم میآورد که در [[کلامی]] نیامده است و در کتابی کامل بدینسان جمع نشده است که امیر مؤمنان سرچشمه فصاحت و آبشخور آن و منشأ بلاغت و مولد آن است»<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۵ ـ ۵۶.</ref>. | ||
== طراحی نهجالبلاغه == | == طراحی نهجالبلاغه == | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
در موارد بسیاری افزون بر اظهار شگفتی، به شرح یا توضیح واژههای ناآشنا میپردازد که در این فصل به مواردی از آنها خواهیم پرداخت. | در موارد بسیاری افزون بر اظهار شگفتی، به شرح یا توضیح واژههای ناآشنا میپردازد که در این فصل به مواردی از آنها خواهیم پرداخت. | ||
از مقدمه [[شریف رضی]] و نیز از مطالعه چندباره نهجالبلاغه برمیآید که محور اصلی گردآوری گفتار [[امام]]، فصاحت و بلاغت بوده است و نیز میتوان فهمید که نگرشی اینگونه، در برخی موارد کاستیهایی را در پی داشته است. شریف رضی که با نظر به [[فصاحت]] و [[بلاغت]] سخن، به [[گزینش]] چنین مجموعهای دست زده است در مواردی قسمتی از [[کلام]] را میآورد و قسمتی دیگر را وا میگذارد، در نتیجه محتوای کلام از هم گسسته میشود و مفهوم صحیح سخن به خواننده منتقل نمیشود<ref>در مباحث پیش رو به این موضوع خواهیم پرداخت.</ref>. | از مقدمه [[شریف رضی]] و نیز از مطالعه چندباره نهجالبلاغه برمیآید که محور اصلی گردآوری گفتار [[امام]]، فصاحت و بلاغت بوده است و نیز میتوان فهمید که نگرشی اینگونه، در برخی موارد کاستیهایی را در پی داشته است. شریف رضی که با نظر به [[فصاحت]] و [[بلاغت]] سخن، به [[گزینش]] چنین مجموعهای دست زده است در مواردی قسمتی از [[کلام]] را میآورد و قسمتی دیگر را وا میگذارد، در نتیجه محتوای کلام از هم گسسته میشود و مفهوم صحیح سخن به خواننده منتقل نمیشود<ref>در مباحث پیش رو به این موضوع خواهیم پرداخت.</ref>. | ||
او در [[ستایش]] کلام امام{{ع}} میگوید: «[[امیرالمؤمنین]] سرچشمه و آبشخور [[فصاحت]] و منشأ و مولد [[بلاغت]] است و راز این دو، در [[کلام]] او آشکار گردیده و قواعدش را از کلام او اقتباس کردهاند. هر گوینده و سخنوری بدو [[اقتدا]] کند و هر [[واعظ]] بلیغی در سخن خود از او [[یاری]] جوید. علی گوی [[سبقت]] از همگان در ربوده و آنان هر چند کوشیدهاند به او نرسیدهاند. او پیش افتاده بود و آنان واپس مانده بودند؛ زیرا در کلام آن حضرت جلوهای است از [[کلام الهی]] و بویی از سخن [[رسول الله]]»<ref>نهجالبلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مقدمه سید رضی.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۶.</ref> | او در [[ستایش]] کلام امام{{ع}} میگوید: «[[امیرالمؤمنین]] سرچشمه و آبشخور [[فصاحت]] و منشأ و مولد [[بلاغت]] است و راز این دو، در [[کلام]] او آشکار گردیده و قواعدش را از کلام او اقتباس کردهاند. هر گوینده و سخنوری بدو [[اقتدا]] کند و هر [[واعظ]] بلیغی در سخن خود از او [[یاری]] جوید. علی گوی [[سبقت]] از همگان در ربوده و آنان هر چند کوشیدهاند به او نرسیدهاند. او پیش افتاده بود و آنان واپس مانده بودند؛ زیرا در کلام آن حضرت جلوهای است از [[کلام الهی]] و بویی از سخن [[رسول الله]]»<ref>نهجالبلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مقدمه سید رضی.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۶ ـ ۵۹.</ref> | ||
== محتوای نهج البلاغه == | == محتوای نهج البلاغه == | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
=== [[غریب الحدیث]] === | === [[غریب الحدیث]] === | ||
در میان حکمتهای نهجالبلاغه، پس از حکمت ۲۶۰، نه سخن دشوار [[امام علی]]{{ع}} قرار دارد که [[سید رضی]] به شرح آنها میپردازد. چنین سخنان [[دشواری]] را غریب نامند؛ زیرا معنای آن دور از ذهن است. غریبنگاری سبکی است که از قدیم واژهنگاران به آن توجه میکردند و غریبنگاران، واژگان دشوار [[احادیث]] را توضیح میدادند. [[النهایة فی غریب الحدیث]] و الأثر نگاشته [[ابن اثیر]] (م ۶۰۶)، از قدیمترین نوشتهها در این موضوع، همچنان [[مرجع]] حدیثپژوهان است. در میان [[شیعیان]]، طریحی (م ۱۰۸۵ ه) به نوشتن کتابی با همان سبک پرداخت و نام مجمع البحرین بر آن نهاد. سید رضی در سرتاسر کتاب خود و در موارد گوناگون به شرح واژههای ناآشنا پرداخته است، اما در این فصل تنها نه سخن را شرح کرد و افسوس که این فصل بسیار کوتاه است و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در دومین [[حدیث]] این فصل میخوانیم: {{متن حدیث|هَذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ}}؛ «این همان [[خطیب]] شحشح است». کتابهای لغت، «شحشح» را امساک کننده [[بخیل]]<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶.</ref> ترجمه کردهاند، در نتیجه، ترجمه عبارت چنین میشود: «این همان خطیب خسیس و بخیل است»، ولی سید رضی در شرح این واژه مینویسد: «مراد از «شحشح» کسی است که در ادای [[خطبه]] و ادامه دادن آن مهارت دارد و هر که در سخن و [[رفتار]] چالاک باشد او را شحشح گویند، در غیر این موضوع به معنی بخیل و ممسک است». | در میان حکمتهای نهجالبلاغه، پس از حکمت ۲۶۰، نه سخن دشوار [[امام علی]]{{ع}} قرار دارد که [[سید رضی]] به شرح آنها میپردازد. چنین سخنان [[دشواری]] را غریب نامند؛ زیرا معنای آن دور از ذهن است. غریبنگاری سبکی است که از قدیم واژهنگاران به آن توجه میکردند و غریبنگاران، واژگان دشوار [[احادیث]] را توضیح میدادند. [[النهایة فی غریب الحدیث]] و الأثر نگاشته [[ابن اثیر]] (م ۶۰۶)، از قدیمترین نوشتهها در این موضوع، همچنان [[مرجع]] حدیثپژوهان است. در میان [[شیعیان]]، طریحی (م ۱۰۸۵ ه) به نوشتن کتابی با همان سبک پرداخت و نام مجمع البحرین بر آن نهاد. سید رضی در سرتاسر کتاب خود و در موارد گوناگون به شرح واژههای ناآشنا پرداخته است، اما در این فصل تنها نه سخن را شرح کرد و افسوس که این فصل بسیار کوتاه است و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در دومین [[حدیث]] این فصل میخوانیم: {{متن حدیث|هَذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ}}؛ «این همان [[خطیب]] شحشح است». کتابهای لغت، «شحشح» را امساک کننده [[بخیل]]<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶.</ref> ترجمه کردهاند، در نتیجه، ترجمه عبارت چنین میشود: «این همان خطیب خسیس و بخیل است»، ولی سید رضی در شرح این واژه مینویسد: «مراد از «شحشح» کسی است که در ادای [[خطبه]] و ادامه دادن آن مهارت دارد و هر که در سخن و [[رفتار]] چالاک باشد او را شحشح گویند، در غیر این موضوع به معنی بخیل و ممسک است». | ||
همچنانکه مشاهده شد، شحشح وقتی برای خطیب به کار میرود معنایی متفاوت از آنچه به ذهن میآید، مییابد<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص | همچنانکه مشاهده شد، شحشح وقتی برای خطیب به کار میرود معنایی متفاوت از آنچه به ذهن میآید، مییابد<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۵.</ref>. | ||
== چگونگی گزارش نهجالبلاغه == | == چگونگی گزارش نهجالبلاغه == | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۲: | ||
حکمت نقل شده همین مقدار است، اما رضی چنین مینویسد: «و بعضی این جمله را از [[رسول خدا]]{{صل}} روایت کردهاند و روایت ثعلب از این [[اعرابی]] [[تأیید]] میکند که این بیان از سخنان [[امیر مؤمنان]]{{ع}} است. در آن روایت به نقل از [[مأمون]] آمده است: اگر علی{{ع}} نگفته بود: {{متن حدیث|اخْبُرْ تَقْلِهِ}} میگفتم: {{عربی|اقْلِهِ تَخْبُرْ}}؛ (او را دشمن بدار تا (وی را) بیازمایی)». | حکمت نقل شده همین مقدار است، اما رضی چنین مینویسد: «و بعضی این جمله را از [[رسول خدا]]{{صل}} روایت کردهاند و روایت ثعلب از این [[اعرابی]] [[تأیید]] میکند که این بیان از سخنان [[امیر مؤمنان]]{{ع}} است. در آن روایت به نقل از [[مأمون]] آمده است: اگر علی{{ع}} نگفته بود: {{متن حدیث|اخْبُرْ تَقْلِهِ}} میگفتم: {{عربی|اقْلِهِ تَخْبُرْ}}؛ (او را دشمن بدار تا (وی را) بیازمایی)». | ||
در مواردی [[سید رضی]] برخی جملههای حضرت را تکرار میکند و احتمال دارد تکرار قسمتی از [[خطبه]] در [[کلمات قصار]] یا حتی نامهها باشد که گاهی علت آن را نیز بیان مینماید ([[خطبه ۲۱۷]]، نامه ۲۳ و...)<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۵.</ref>. | در مواردی [[سید رضی]] برخی جملههای حضرت را تکرار میکند و احتمال دارد تکرار قسمتی از [[خطبه]] در [[کلمات قصار]] یا حتی نامهها باشد که گاهی علت آن را نیز بیان مینماید ([[خطبه ۲۱۷]]، نامه ۲۳ و...)<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۵ ـ ۶۹.</ref>. | ||
== جایگاه نهجالبلاغه == | == جایگاه نهجالبلاغه == | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
[[شیخ محمد عبده]] از جمله اندیشمندان [[اهل سنت]] است که بهطور ناخواسته با نهجالبلاغه روبهرو شده است. تأثیرگذاری این کتاب بر عبده موجب شد که او به [[شرح نهجالبلاغه]] بپردازد. او در مقدمه شرح خود آورده است: «وه چه مناظری در [[تأمل]] صفحات این کتاب در برابر دیده [[عقل]]، نمایان میگشت. از هر موضعی بر موضع دیگر منتقل میشدم، [[حس]] میکردم که منظرهها [[تغییر]] مییابد و مشاهداتی نو به نو پیش میآید»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۴.</ref>. | [[شیخ محمد عبده]] از جمله اندیشمندان [[اهل سنت]] است که بهطور ناخواسته با نهجالبلاغه روبهرو شده است. تأثیرگذاری این کتاب بر عبده موجب شد که او به [[شرح نهجالبلاغه]] بپردازد. او در مقدمه شرح خود آورده است: «وه چه مناظری در [[تأمل]] صفحات این کتاب در برابر دیده [[عقل]]، نمایان میگشت. از هر موضعی بر موضع دیگر منتقل میشدم، [[حس]] میکردم که منظرهها [[تغییر]] مییابد و مشاهداتی نو به نو پیش میآید»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۴.</ref>. | ||
پروفسور هانری کربن فرانسوی، از زمره شیعهپژوهانی است که برای بررسی [[حقیقت]] [[شیعه]] به [[ایران]] [[سفر]] کرد. ملاقاتها و مباحث [[علمی]] او با مرحوم [[علامه طباطبایی]] - فیلسوف و [[مفسر]] شهیر معاصر - زبانزد دانشپژوهان است<ref>برای شناخت بیشتر هانری کربن ر.ک: شیعه، محمد حسین طباطبایی، مجموعه مذاکرات با هانری کربن.</ref>. کربن درباره نهجالبلاغه مینویسد: «نهجالبلاغه پس از [[قرآن]] و [[احادیث پیامبر]]، در درجه نخست اهمیت قرار دارد، نه تنها به طور کلی برای [[حیات]] مذهبی [[تشیع]]، بلکه برای [[تفکر]] [[فلسفی]] شیعه. از اینرو میتوان نهجالبلاغه را از مهمترین سرچشمههای [[اصول عقاید]] دانست که از طرف متفکران شیعه و به ویژه از سوی متفکران دوره چهارم، مورد توجه و [[تعلیم]] قرار گرفته است»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۷.</ref>. | پروفسور هانری کربن فرانسوی، از زمره شیعهپژوهانی است که برای بررسی [[حقیقت]] [[شیعه]] به [[ایران]] [[سفر]] کرد. ملاقاتها و مباحث [[علمی]] او با مرحوم [[علامه طباطبایی]] - فیلسوف و [[مفسر]] شهیر معاصر - زبانزد دانشپژوهان است<ref>برای شناخت بیشتر هانری کربن ر.ک: شیعه، محمد حسین طباطبایی، مجموعه مذاکرات با هانری کربن.</ref>. کربن درباره نهجالبلاغه مینویسد: «نهجالبلاغه پس از [[قرآن]] و [[احادیث پیامبر]]، در درجه نخست اهمیت قرار دارد، نه تنها به طور کلی برای [[حیات]] مذهبی [[تشیع]]، بلکه برای [[تفکر]] [[فلسفی]] شیعه. از اینرو میتوان نهجالبلاغه را از مهمترین سرچشمههای [[اصول عقاید]] دانست که از طرف متفکران شیعه و به ویژه از سوی متفکران دوره چهارم، مورد توجه و [[تعلیم]] قرار گرفته است»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۷.</ref>. | ||
جرج جرداق، اندیشمند [[مسیحی]] نیز با خواندن نهجالبلاغه آن چنان به شوق میآید که مینویسد: «آیا درباره نهجالبلاغه تحقیقی کردهای؟ نهجالبلاغهای که از [[فکر]] و خیال و [[عاطفه]] آیاتی به دست داده که تا [[انسان]] هست و تا خیال و عاطفه و فکر [[انسانی]] وجود دارد، با [[ذوق]] [[بدیع]] ادبی و هنری او پیوند خواهد داشت... بیانی است که اگر برای [[انتقاد]] سخن گوید، گویی تندباد خروشانی است. اگر [[فساد]] و [[مفسدین]] را [[تهدید]] کند همچون آتشفشانهای سهمناک و پرغرش زبانه میکشد و اگر به [[استدلال]] منطقی بپردازد، [[عقلها]] و [[احساسات]] و [[ادراکات]] بشری را مورد توجه قرار میدهد و راه هر دلیل و برهانی را میبندد و عظمت منطق و [[برهان]] خود را ثابت میکند»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۹.</ref> | جرج جرداق، اندیشمند [[مسیحی]] نیز با خواندن نهجالبلاغه آن چنان به شوق میآید که مینویسد: «آیا درباره نهجالبلاغه تحقیقی کردهای؟ نهجالبلاغهای که از [[فکر]] و خیال و [[عاطفه]] آیاتی به دست داده که تا [[انسان]] هست و تا خیال و عاطفه و فکر [[انسانی]] وجود دارد، با [[ذوق]] [[بدیع]] ادبی و هنری او پیوند خواهد داشت... بیانی است که اگر برای [[انتقاد]] سخن گوید، گویی تندباد خروشانی است. اگر [[فساد]] و [[مفسدین]] را [[تهدید]] کند همچون آتشفشانهای سهمناک و پرغرش زبانه میکشد و اگر به [[استدلال]] منطقی بپردازد، [[عقلها]] و [[احساسات]] و [[ادراکات]] بشری را مورد توجه قرار میدهد و راه هر دلیل و برهانی را میبندد و عظمت منطق و [[برهان]] خود را ثابت میکند»<ref>چشمه خورشید، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۹ ـ ۶۱.</ref> | ||
== ویژگیهای نهج البلاغه == | == ویژگیهای نهج البلاغه == | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
هر چند [[سید رضی]] دلیلی بر این کار ارائه ننموده است؛ اما قرائن بسیاری وجود دارد که او نیز مهمترین متن را برگزیده است و نشان میدهد [[حدیثی]] را که آورده ظاهراً در نزد وی معتبر بوده است<ref>همین فصل، توضیحات پایانی.</ref>. | هر چند [[سید رضی]] دلیلی بر این کار ارائه ننموده است؛ اما قرائن بسیاری وجود دارد که او نیز مهمترین متن را برگزیده است و نشان میدهد [[حدیثی]] را که آورده ظاهراً در نزد وی معتبر بوده است<ref>همین فصل، توضیحات پایانی.</ref>. | ||
رویکرد عمومی و نیز توجه [[عالمان]] به کتاب نهجالبلاغه و فراوانی نسخههای آن و نیز شرحهای متعدد آن، همگی دلیل [[استوار]] دیگری بر اعتبار نهجالبلاغه است. | رویکرد عمومی و نیز توجه [[عالمان]] به کتاب نهجالبلاغه و فراوانی نسخههای آن و نیز شرحهای متعدد آن، همگی دلیل [[استوار]] دیگری بر اعتبار نهجالبلاغه است. | ||
کوتاه سخن آنکه، ما که به خاطر دیدن مس و مفرغ بر جای مانده از [[تمدن]] کهن خود، ذوقزده میشویم و با نگاه به یک کوزه عتیقه، [[دنیایی]] از [[اسرار]] را [[کشف]] میکنیم؛ آیا شایسته نیست که کمی به محتوای این کتاب بیندیشیم و آنگاه درباره اعتبار آن، [[منصفانه]] [[داوری]] کنیم؟ البته برخی پژوهشگران به منبعشناسی نهجالبلاغه پرداخته و سخنان امام را در کتابهای قدیمی، به صورت مسند برای ما گزارش کردهاند<ref>مصادر نهجالبلاغه و أسانیده، عبد الزهراء حسینی خطیب؛ نهج السعادة فی مستدرک نهجالبلاغه، محمد باقر محمودی.</ref> | کوتاه سخن آنکه، ما که به خاطر دیدن مس و مفرغ بر جای مانده از [[تمدن]] کهن خود، ذوقزده میشویم و با نگاه به یک کوزه عتیقه، [[دنیایی]] از [[اسرار]] را [[کشف]] میکنیم؛ آیا شایسته نیست که کمی به محتوای این کتاب بیندیشیم و آنگاه درباره اعتبار آن، [[منصفانه]] [[داوری]] کنیم؟ البته برخی پژوهشگران به منبعشناسی نهجالبلاغه پرداخته و سخنان امام را در کتابهای قدیمی، به صورت مسند برای ما گزارش کردهاند<ref>مصادر نهجالبلاغه و أسانیده، عبد الزهراء حسینی خطیب؛ نهج السعادة فی مستدرک نهجالبلاغه، محمد باقر محمودی.</ref>.<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناختنامه نهج البلاغه (کتاب)|شناختنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۱ ـ ۶۲.</ref> | ||
== [[کتابشناسی نهج البلاغه]] == | == [[کتابشناسی نهج البلاغه]] == | ||