محکم و متشابه در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|')
خط ۱۳: خط ۱۳:
#در روایات [[اهل بیت]]{{عم}} بر شناخت محکم و متشابه به عنوان یکی از لوازم فهم قرآن تأکید شده است. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمودند: "هر کس که کتاب خدا، ناسخ و منسوخ، خاص و عام و محکم و متشابه و عزائم و رخص<ref>مراد از عزائم واجباتی هستند که خدای سبحان آن‌ها را واجب کرده است و مراد از رخص واجباتی هستند که به دلایلی از برخی مکلفین ساقط می‌شود.</ref> و... را از هم باز نشناسد، از عالمان به قرآن نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" مَنْ لَمْ ‏یَعْرِفْ کِتابَ اللهِ عزَّ وجلَّ الناسخَ مِن المَنسوخِ والخاصَّ مِنَ العامِّ والمُحکمَ مِنَ المُتشابهِ والرُخَصَ مِنَ العَزائمِ... فَلَیسَ بِعالِمٍ بالقرآنِ وَلا هو مِنْ أهْلِهِ‏‏ ‏‏‏‏‏"}}؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۹۰، ص ۴.</ref>.
#در روایات [[اهل بیت]]{{عم}} بر شناخت محکم و متشابه به عنوان یکی از لوازم فهم قرآن تأکید شده است. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمودند: "هر کس که کتاب خدا، ناسخ و منسوخ، خاص و عام و محکم و متشابه و عزائم و رخص<ref>مراد از عزائم واجباتی هستند که خدای سبحان آن‌ها را واجب کرده است و مراد از رخص واجباتی هستند که به دلایلی از برخی مکلفین ساقط می‌شود.</ref> و... را از هم باز نشناسد، از عالمان به قرآن نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" مَنْ لَمْ ‏یَعْرِفْ کِتابَ اللهِ عزَّ وجلَّ الناسخَ مِن المَنسوخِ والخاصَّ مِنَ العامِّ والمُحکمَ مِنَ المُتشابهِ والرُخَصَ مِنَ العَزائمِ... فَلَیسَ بِعالِمٍ بالقرآنِ وَلا هو مِنْ أهْلِهِ‏‏ ‏‏‏‏‏"}}؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج ۹۰، ص ۴.</ref>.
# در باره این‌که آیا راسخان در علم تأویل آیات متشابه را می‌دانند یا خیر، روایات مختلفی در نفی و اثبات از فریقین رسیده است<ref>ر. ک: طبری، تفسیر الطبری، ج ۵، ص ۲۲۲ ـ ۲۱۷؛ تفسیر نور الثقلین، عبد‌ علی بن جمعة الحویزی، ج ۱، ص ۳۱۷ ـ ۳۱۳.</ref>. اما بیش‌تر روایات شیعه حکایت از این دارد که [[پیامبر]]{{صل}} و اهل بیتش هم از راسخان در علم هستند و هم تأویل تمامی قرآن را، اعم از محکم و متشابه، می‌دانند.
# در باره این‌که آیا راسخان در علم تأویل آیات متشابه را می‌دانند یا خیر، روایات مختلفی در نفی و اثبات از فریقین رسیده است<ref>ر. ک: طبری، تفسیر الطبری، ج ۵، ص ۲۲۲ ـ ۲۱۷؛ تفسیر نور الثقلین، عبد‌ علی بن جمعة الحویزی، ج ۱، ص ۳۱۷ ـ ۳۱۳.</ref>. اما بیش‌تر روایات شیعه حکایت از این دارد که [[پیامبر]]{{صل}} و اهل بیتش هم از راسخان در علم هستند و هم تأویل تمامی قرآن را، اعم از محکم و متشابه، می‌دانند.
# در برخی روایات، محکم و متشابه به ناسخ و منسوخ تفسیر شده است. همچنین در برخی دیگر از روایات، احکام حلال و حرام به عنوان محکمات قرآن معرفی شده است، دسته‌ای دیگر از روایات هم موارد فوق را از باب ذکر مصادیق دانسته است؛ برای مثال در روایتی از [[ابن عباس]] آمده است:{{عربی|اندازه=150%|" المُحکَماتُ ناسِخُه وحَلالُهُ وَحَرامُهُ وَحُدُودُهُ وَفَرائِضُهُ وَمایُؤمِنُ بِهِ وَالمُتَشابِهاتُ مَنسُوخُهُ وَمُقَدَّمُهُ وَمُؤَخَّرُهُ وَأمثالُهُ وَأقسامُهُ وَمایُؤمِنُ بِهِ وَلایُعْمَلُ بِهِ‏‏‏‏‏"}}<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ابن ابی حاتم، صیدا، المکتبة العصریه، ج ۲، ص ۵۹۱.</ref>.
# در برخی روایات، محکم و متشابه به ناسخ و منسوخ تفسیر شده است. همچنین در برخی دیگر از روایات، احکام حلال و حرام به عنوان محکمات قرآن معرفی شده است، دسته‌ای دیگر از روایات هم موارد فوق را از باب ذکر مصادیق دانسته است؛ برای مثال در روایتی از [[ابن عباس]] آمده است:{{عربی|" المُحکَماتُ ناسِخُه وحَلالُهُ وَحَرامُهُ وَحُدُودُهُ وَفَرائِضُهُ وَمایُؤمِنُ بِهِ وَالمُتَشابِهاتُ مَنسُوخُهُ وَمُقَدَّمُهُ وَمُؤَخَّرُهُ وَأمثالُهُ وَأقسامُهُ وَمایُؤمِنُ بِهِ وَلایُعْمَلُ بِهِ‏‏‏‏‏"}}<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ابن ابی حاتم، صیدا، المکتبة العصریه، ج ۲، ص ۵۹۱.</ref>.
# در روایاتی از فریقین، محکم به {{عربی|اندازه=150%|"ما یُعمَلُ بِهِ"}}؛ آنچه باید بدان عمل کرد و متشابه به {{عربی|اندازه=150%|"مایُؤمَنُ بِهِ"}}؛ آنچه باید بدان ایمان داشت، تعریف شده است که از روایات دیگر استفاده می‌شود که مراد از این دو، همان ناسخ و منسوخ است<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ابن ابی حاتم، صیدا، المکتبة العصریه، ج ۲، ص ۱۹۴.</ref>.
# در روایاتی از فریقین، محکم به {{عربی|"ما یُعمَلُ بِهِ"}}؛ آنچه باید بدان عمل کرد و متشابه به {{عربی|"مایُؤمَنُ بِهِ"}}؛ آنچه باید بدان ایمان داشت، تعریف شده است که از روایات دیگر استفاده می‌شود که مراد از این دو، همان ناسخ و منسوخ است<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ابن ابی حاتم، صیدا، المکتبة العصریه، ج ۲، ص ۱۹۴.</ref>.
# از روایات استفاده می‌شود که آیات متشابه قابلیت پذیرش بیش از یک معنا را دارند که این معانی، برخی مخالف محکمات قرآن و برخی مؤیِّد و مصدِّق آن‌ها است و کسی که از نظر علمی توان عرضه متشابهات بر محکمات را داشته باشد، به طور قطع به مقصود آن‌ها نیز پی خواهد برد<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۲۶۱.</ref>. اما کسی که نتواند به درستی، آن‌ها را بر محکمات عرضه کند و معنای درست آن‌ها را دریابد، امر بر او مشتبه می‌شود. از این ‌رو توصیه شده است که در هر آیه‌ای که امر بر شما مشتبه می‌شود و معنای درست آن را نمی‌دانید، امر آن را به خداوند وانهید<ref>الدر المنثور، سیوطی، بیروت، دار المعرفه، ج ۲، ص ۶.</ref>.
# از روایات استفاده می‌شود که آیات متشابه قابلیت پذیرش بیش از یک معنا را دارند که این معانی، برخی مخالف محکمات قرآن و برخی مؤیِّد و مصدِّق آن‌ها است و کسی که از نظر علمی توان عرضه متشابهات بر محکمات را داشته باشد، به طور قطع به مقصود آن‌ها نیز پی خواهد برد<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۲۶۱.</ref>. اما کسی که نتواند به درستی، آن‌ها را بر محکمات عرضه کند و معنای درست آن‌ها را دریابد، امر بر او مشتبه می‌شود. از این ‌رو توصیه شده است که در هر آیه‌ای که امر بر شما مشتبه می‌شود و معنای درست آن را نمی‌دانید، امر آن را به خداوند وانهید<ref>الدر المنثور، سیوطی، بیروت، دار المعرفه، ج ۲، ص ۶.</ref>.
# به تصریح برخی روایات، محکم و متشابه چیزی نیست که به آیات اختصاص داشته باشد، بلکه سخنان [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نیز حاوی محکم و متشابه است که برای فهم متشابهاتشان باید آن‌ها را بر محکماتشان عرضه کرد<ref>ر. ک: عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۶۱؛ الخصال، شیخ صدوق، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزۀ علمیۀ قم، ۱۴۰۳ ﻫ، ص ۲۵۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۱۶۶ - ۱۶۸.</ref>.
# به تصریح برخی روایات، محکم و متشابه چیزی نیست که به آیات اختصاص داشته باشد، بلکه سخنان [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نیز حاوی محکم و متشابه است که برای فهم متشابهاتشان باید آن‌ها را بر محکماتشان عرضه کرد<ref>ر. ک: عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۶۱؛ الخصال، شیخ صدوق، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزۀ علمیۀ قم، ۱۴۰۳ ﻫ، ص ۲۵۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۱۶۶ - ۱۶۸.</ref>.