۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
#'''لزوم [[تبعیت]] از حکم شرعی:''' پیش از آنکه به تحلیل و نقد ادعای فوق اشاره شود، تذکار این نکته لازم به نظر میرسد که شخص [[مسلمان]] واقعی نسبت به انجام تکالیف دینی و شرعی خودش باید [[مطیع]] و منقاد باشد و در [[مقام]] سبک و سنگین کردن آن نسبت به منافع خودش برنیاید. بر این اساس اگر با مطالعه مبانی شرعی و دینی ما به این نتیجه برسیم که از طرف [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[خداوند]] درباره [[خلافت]] شخصی مانند [[امام علی|علی]]{{ع}} [[نصب]] شده است، باید به آن ملتزم باشیم. پس ادعای [[اهل سنت]] که [[نصب]] موجب ضرر و اضرار به دیگران میشود، علاوه بر اینکه واقعیت ندارد، خود از [[اهل سنت]] واقعی بودن بیرون است، یعنی نی واقعی کسی است که هر آنچه [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرموده به آن ملتزم باشد. | #'''لزوم [[تبعیت]] از حکم شرعی:''' پیش از آنکه به تحلیل و نقد ادعای فوق اشاره شود، تذکار این نکته لازم به نظر میرسد که شخص [[مسلمان]] واقعی نسبت به انجام تکالیف دینی و شرعی خودش باید [[مطیع]] و منقاد باشد و در [[مقام]] سبک و سنگین کردن آن نسبت به منافع خودش برنیاید. بر این اساس اگر با مطالعه مبانی شرعی و دینی ما به این نتیجه برسیم که از طرف [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[خداوند]] درباره [[خلافت]] شخصی مانند [[امام علی|علی]]{{ع}} [[نصب]] شده است، باید به آن ملتزم باشیم. پس ادعای [[اهل سنت]] که [[نصب]] موجب ضرر و اضرار به دیگران میشود، علاوه بر اینکه واقعیت ندارد، خود از [[اهل سنت]] واقعی بودن بیرون است، یعنی نی واقعی کسی است که هر آنچه [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرموده به آن ملتزم باشد. | ||
#'''[[نصب خاص]] بهترین گزینه:''' اینکه ادعا شده با معرفی و [[نصب]] [[رهبر]] و [[خلیفه]] [[جامعه]] دچار اختلاف میشود، صرف ادعاست و با اصل [[نصب]] ملازمهای ندارد، به دیگر سخن باید به تعیینکننده [[نصب]]، یعنی شخص ناصب و نیز شخص [[منصوب]] توجه شود، اگر ناصب در [[نصب]] خود تمام گزینهها و ملاکهای لازم برای [[مقام امامت]] و [[خلافت]] را لحاظ کند و ناصب شخص عالم و خبره و دلسوز برای [[جامعه]] و [[جامعه]] نیز به این مسئله [[ایمان]] داشته باشد، [[نصب]] چنین شخصیتی با اقبال عمومی روبرو خواهد شد و چون فرض این است که وی به همه جوانب و ابعاد مسئله [[رهبری]] و نیاز [[جامعه]] [[آگاهی]] دارد و تنها مصالح [[جامعه]] و [[دین]] را لحاظ میکند، چنین [[نصب|نصبی]] بالضروره برای جامه و کشور نیز مفید بلکه امر لازم خواهد بود. پس نهتنها از اصل [[نصب]] هیچ ضرر و زیانی متوجه [[جامعه]] نمیشود، بلکه میتوان گفت در فرض فوق "شخصیت جامع ناصب و [[منصوب]]" مصلحت [[جامعه]] نیز در پذیرفتن [[نصب]] است. باری اگر شخص ناصب به جای لحاظ مصالح [[جامعه]]، مصلحت خود، خانواده، قوم و قبیله خویش را لحاظ کند، شخص [[منصوب]] نیز بهترین گزینه نخواهد بود. در چنین فرضی امکان اختلاف آرا و تفرقه و مناقشه وجود دارد و اگر به هر دلیلی چه از راه اکراه و اجبار یا عدم اطلاع [[مردم]] از حقایق، [[مردم]] به پذیرش چنین شخصی تن نداند، موجب ضرر و زیان در حقوق شهروندان و نیز خود [[دین]] خواهد شد. با این مقدمه ما از [[اهل سنت]] سؤال میکنیم اگر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} شخص خاصی را به م قام [[امامت]] و [[خلافت]] برگزیند (که [[برگزیده]] است)، آیا وی فرد جامع و لایق و دارای بهترین [[صفات]] و شرایط لازم را لحاظ و [[نصب]] میکند؟ یا اینکه به جای لحاظ مصالح [[جامعه]] و دین، مصالح فردی و قبیلهای را در [[نصب]] خود دخالت میدهد؟ جواب هر [[مسلمان|مسلمانی]] به این سؤال گزینه اول است. در این فرض که فرد پیشنهادی یگانه فرد صلاحیتدار برای [[رهبری جامعه]] است، پذیرفتن چنین شخصیتی آیا به ضرر و زیان و با تفرقه همراه خواهد بود یا اینکه [[مردم]] با [[علم]] و [[ایمان|ایمانی]] که به [[علم]] و دلسوزی [[پیامبر]] خود دارند، گزینه وی را بهترین گزینه تلقی نموده و با جان و دل از آن حمایت میکنند. باری ممکن است در این میان برخی از کسانی که [[مخالف]] شخص [[منصوب]] هستند، به تخریب و ترور شخصیت وی دست زده و با بهانههای واهی [[صلاحیت]] او را زیر سؤال ببرند، چنانکه در حق [[حضرت علی]]{{ع}} اتفاق افتاد و گفتند که [[امام علی|علی]]{{ع}} جوان و برای [[رهبری]] [[صلاحیت]] ندارد، یا شخصی شوخطبع است یا [[قریش]] او را قبول نخواهند کرد ( به این بهانه در صفحات پیشین اشاره شد) . در این صورت با کار گذاشتن شخص [[منصوب]] ممکن است در [[جامعه]] افرباد غیر صلاحیتداربه [[حکومت]] تکیه کنند یا [[جامعه]] با اختلاف و تنش روبرو شود. لکن این آسیب نه از طرف اصل [[نصب]] بلکه به علت توطئهها و نقشه های افبراد سودجو و منفعتطلب به وجود میآید و به اصل [[نصب]] ربطی ندارد. به پاسخ فوق - یعنی [[نصب]] بهترین گزینه و گزینه عدم [[نصب]] با لوازمهایی چون اختلاف تشتت همراه است- فلاسفهای مانند [[بوعلی سینا]] تصریح کردند. آنجا که بعد از اشاره به دو گزینه [[نصب]] یا [[انتخاب]] مینویسد:{{عربی | #'''[[نصب خاص]] بهترین گزینه:''' اینکه ادعا شده با معرفی و [[نصب]] [[رهبر]] و [[خلیفه]] [[جامعه]] دچار اختلاف میشود، صرف ادعاست و با اصل [[نصب]] ملازمهای ندارد، به دیگر سخن باید به تعیینکننده [[نصب]]، یعنی شخص ناصب و نیز شخص [[منصوب]] توجه شود، اگر ناصب در [[نصب]] خود تمام گزینهها و ملاکهای لازم برای [[مقام امامت]] و [[خلافت]] را لحاظ کند و ناصب شخص عالم و خبره و دلسوز برای [[جامعه]] و [[جامعه]] نیز به این مسئله [[ایمان]] داشته باشد، [[نصب]] چنین شخصیتی با اقبال عمومی روبرو خواهد شد و چون فرض این است که وی به همه جوانب و ابعاد مسئله [[رهبری]] و نیاز [[جامعه]] [[آگاهی]] دارد و تنها مصالح [[جامعه]] و [[دین]] را لحاظ میکند، چنین [[نصب|نصبی]] بالضروره برای جامه و کشور نیز مفید بلکه امر لازم خواهد بود. پس نهتنها از اصل [[نصب]] هیچ ضرر و زیانی متوجه [[جامعه]] نمیشود، بلکه میتوان گفت در فرض فوق "شخصیت جامع ناصب و [[منصوب]]" مصلحت [[جامعه]] نیز در پذیرفتن [[نصب]] است. باری اگر شخص ناصب به جای لحاظ مصالح [[جامعه]]، مصلحت خود، خانواده، قوم و قبیله خویش را لحاظ کند، شخص [[منصوب]] نیز بهترین گزینه نخواهد بود. در چنین فرضی امکان اختلاف آرا و تفرقه و مناقشه وجود دارد و اگر به هر دلیلی چه از راه اکراه و اجبار یا عدم اطلاع [[مردم]] از حقایق، [[مردم]] به پذیرش چنین شخصی تن نداند، موجب ضرر و زیان در حقوق شهروندان و نیز خود [[دین]] خواهد شد. با این مقدمه ما از [[اهل سنت]] سؤال میکنیم اگر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} شخص خاصی را به م قام [[امامت]] و [[خلافت]] برگزیند (که [[برگزیده]] است)، آیا وی فرد جامع و لایق و دارای بهترین [[صفات]] و شرایط لازم را لحاظ و [[نصب]] میکند؟ یا اینکه به جای لحاظ مصالح [[جامعه]] و دین، مصالح فردی و قبیلهای را در [[نصب]] خود دخالت میدهد؟ جواب هر [[مسلمان|مسلمانی]] به این سؤال گزینه اول است. در این فرض که فرد پیشنهادی یگانه فرد صلاحیتدار برای [[رهبری جامعه]] است، پذیرفتن چنین شخصیتی آیا به ضرر و زیان و با تفرقه همراه خواهد بود یا اینکه [[مردم]] با [[علم]] و [[ایمان|ایمانی]] که به [[علم]] و دلسوزی [[پیامبر]] خود دارند، گزینه وی را بهترین گزینه تلقی نموده و با جان و دل از آن حمایت میکنند. باری ممکن است در این میان برخی از کسانی که [[مخالف]] شخص [[منصوب]] هستند، به تخریب و ترور شخصیت وی دست زده و با بهانههای واهی [[صلاحیت]] او را زیر سؤال ببرند، چنانکه در حق [[حضرت علی]]{{ع}} اتفاق افتاد و گفتند که [[امام علی|علی]]{{ع}} جوان و برای [[رهبری]] [[صلاحیت]] ندارد، یا شخصی شوخطبع است یا [[قریش]] او را قبول نخواهند کرد ( به این بهانه در صفحات پیشین اشاره شد) . در این صورت با کار گذاشتن شخص [[منصوب]] ممکن است در [[جامعه]] افرباد غیر صلاحیتداربه [[حکومت]] تکیه کنند یا [[جامعه]] با اختلاف و تنش روبرو شود. لکن این آسیب نه از طرف اصل [[نصب]] بلکه به علت توطئهها و نقشه های افبراد سودجو و منفعتطلب به وجود میآید و به اصل [[نصب]] ربطی ندارد. به پاسخ فوق - یعنی [[نصب]] بهترین گزینه و گزینه عدم [[نصب]] با لوازمهایی چون اختلاف تشتت همراه است- فلاسفهای مانند [[بوعلی سینا]] تصریح کردند. آنجا که بعد از اشاره به دو گزینه [[نصب]] یا [[انتخاب]] مینویسد:{{عربی|" الأستخلاف بالنص اصوب فان ذلک لا یؤدی الی التشعب و التشاغب و الاختلاف"}} <ref>الهیات شفا، ص ۴۵۱.</ref> | ||
#'''امکان [[خطا]] در انتخاب:''' اگر شخص ناصب فرد جامع و عالم به همه امور و فرد دلسوز و دارای نفوذ اجتماعی باشد، از [[نصب]] وی [[مردم]] منتفع خواهند شد. اما درباره [[انتخاب]] [[رهبر]] توسط [[مردم]] یا گروهها یا شوراهای مختلف این احتمال وجود دارد که آنان در [[تعیین]] و [[انتخاب]] خود به علل مختلف چه عمداًو چه سهواً دچار اشتباه گردند، و این تحمیل یک فرد نالایق و فاقد شرایط لازم برای [[مردم]] است که [[جامعه]] را در تنش های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و از همه مهمتردینی و ارزشی قرار خواهد داد. به تقریر دیگر،اگر در [[مقام]] مقایسه و آسیبشناسی بین دو گزینه [[انتخاب]] عمومی و [[نصب]] به قید خاص "شخصیت جامع فرد ناصب و [[منصوب]]" برآییم، پی خواهیم برد که بستر رشد و نمو اختلافات و مناقشات [[سیاست|سیاسی]] و اجتماعی در [[انتخاب]] [[رهبر]] توسط [[مردم]] یا گروه خاص به مراتب بیشتر از [[نصب]] خواهد بود؛ چراکه هر قوم و قبیله و منطقهای خواهان [[انتخاب]] [[رهبر]] از میان خودشان است، علاوه آنکه تشخیص فرد مناسب برای [[رهبری]] و ملاکهای آن خود زمینهساز اختلاف است، اما این اختلافات در گزینه [[نصب خاص]] وجود ندارد؛ چراکه فرض این است که همه به شخصیت فرد ناصب اعتقاد و [[ایمان]] دارند و [[نصب]] او را نیز خواهند پذیرفت. | #'''امکان [[خطا]] در انتخاب:''' اگر شخص ناصب فرد جامع و عالم به همه امور و فرد دلسوز و دارای نفوذ اجتماعی باشد، از [[نصب]] وی [[مردم]] منتفع خواهند شد. اما درباره [[انتخاب]] [[رهبر]] توسط [[مردم]] یا گروهها یا شوراهای مختلف این احتمال وجود دارد که آنان در [[تعیین]] و [[انتخاب]] خود به علل مختلف چه عمداًو چه سهواً دچار اشتباه گردند، و این تحمیل یک فرد نالایق و فاقد شرایط لازم برای [[مردم]] است که [[جامعه]] را در تنش های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و از همه مهمتردینی و ارزشی قرار خواهد داد. به تقریر دیگر،اگر در [[مقام]] مقایسه و آسیبشناسی بین دو گزینه [[انتخاب]] عمومی و [[نصب]] به قید خاص "شخصیت جامع فرد ناصب و [[منصوب]]" برآییم، پی خواهیم برد که بستر رشد و نمو اختلافات و مناقشات [[سیاست|سیاسی]] و اجتماعی در [[انتخاب]] [[رهبر]] توسط [[مردم]] یا گروه خاص به مراتب بیشتر از [[نصب]] خواهد بود؛ چراکه هر قوم و قبیله و منطقهای خواهان [[انتخاب]] [[رهبر]] از میان خودشان است، علاوه آنکه تشخیص فرد مناسب برای [[رهبری]] و ملاکهای آن خود زمینهساز اختلاف است، اما این اختلافات در گزینه [[نصب خاص]] وجود ندارد؛ چراکه فرض این است که همه به شخصیت فرد ناصب اعتقاد و [[ایمان]] دارند و [[نصب]] او را نیز خواهند پذیرفت. | ||
#'''گذشت [[امام علی|علی]]{{ع}} عامل حفظ وحدت مردم:''' گفته شد که در اصل [[نصب]] اختلافات به مراتب کمتر از [[انتخاب]] است، شاید اینجا این سؤال به ذهن برسد که [[انتخاب]] [[خلیفه اول]] بعد از [[رحلت پیامبر اعظم]]{{صل}} نه با [[نصب]] بلکه از طریق [[انتخاب]] [[شورای سقیفه]] صورت گرفت، با وجود آن هیچ اختلاف و مناقشهای نیز [[جامعه اسلامی]] را تهدید نکرد. در پاسخ این [[شبهه]] باید گفت از همان ساعات تشکیل [[شورای سقیفه]] اختلافات نیز به وجود آمد، [[انصار]] [[خلیفه]] را از میان خود [[انتخاب]] کردند و در مقابل اصرار [[مهاجران]] "[[ابوبکر]]، [[عمر]]" جمعی از آنان شعار هر شهری برای خود [[امیر]] و [[رهبری]] را [[انتخاب]] کند سر دادند، بعد از استدلال [[ابوبکر]] جمعی از [[انصار]] با وی [[بیعت]] کردند، لکن جمع دیگری از [[انصار]] به جمع [[پیروان]] [[حضرت علی]]{{ع}} پیوستند و خواستار [[خلافت]] وی شدند. علاوه بر [[انصار]]، جمعی دیگر از [[صحابه]] امثال [[ابن عباس]]، [[مقداد]] و [[سلمان]] در رکاب [[امام علی|علی]]{{ع}} باقی ماندند. در این میان احتمال اختلاف بلکه [[جنگ]] خونین درونی در [[جامعه اسلامی]] از یک طرف میان [[ابوبکر]] و طرفدارانش و از سوی دیگر میان [[امام علی|علی]]{{ع}} به عنوان [[منصوب]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[شیعیان]] وی وجود داشت، لکن [[حضرت علی]]{{ع}} برای حفظ وحدت اسلامی و گرفتن فرصت طلایی از [[منافقان]] و دشمنان خارجی، از مقابله با [[قطب]] قدرت صرفنظر و منافع [[اسلام]] و [[مسلمین]] را بر حق مسلم خویش مقدم داشت. پس اینکه در طول بیستوپنج سال [[حکومت]] [[سه خلیفه اول]] [[جنگ]] و ستیز داخلی [[مسلمانان]] را تهدید نکرد، یک عامل مهماش، نقش [[حضرت علی]]{{ع}} و اغماض او از حق خویش میباشد. علاوه اینکه حضرت نهتنها از حق خود گذشت نمود، بلکه در موارد لازم برای تقویت اصل [[اسلام]] و [[جامعه اسلامی]] به همکاری با آنان نیز پرداخت. | #'''گذشت [[امام علی|علی]]{{ع}} عامل حفظ وحدت مردم:''' گفته شد که در اصل [[نصب]] اختلافات به مراتب کمتر از [[انتخاب]] است، شاید اینجا این سؤال به ذهن برسد که [[انتخاب]] [[خلیفه اول]] بعد از [[رحلت پیامبر اعظم]]{{صل}} نه با [[نصب]] بلکه از طریق [[انتخاب]] [[شورای سقیفه]] صورت گرفت، با وجود آن هیچ اختلاف و مناقشهای نیز [[جامعه اسلامی]] را تهدید نکرد. در پاسخ این [[شبهه]] باید گفت از همان ساعات تشکیل [[شورای سقیفه]] اختلافات نیز به وجود آمد، [[انصار]] [[خلیفه]] را از میان خود [[انتخاب]] کردند و در مقابل اصرار [[مهاجران]] "[[ابوبکر]]، [[عمر]]" جمعی از آنان شعار هر شهری برای خود [[امیر]] و [[رهبری]] را [[انتخاب]] کند سر دادند، بعد از استدلال [[ابوبکر]] جمعی از [[انصار]] با وی [[بیعت]] کردند، لکن جمع دیگری از [[انصار]] به جمع [[پیروان]] [[حضرت علی]]{{ع}} پیوستند و خواستار [[خلافت]] وی شدند. علاوه بر [[انصار]]، جمعی دیگر از [[صحابه]] امثال [[ابن عباس]]، [[مقداد]] و [[سلمان]] در رکاب [[امام علی|علی]]{{ع}} باقی ماندند. در این میان احتمال اختلاف بلکه [[جنگ]] خونین درونی در [[جامعه اسلامی]] از یک طرف میان [[ابوبکر]] و طرفدارانش و از سوی دیگر میان [[امام علی|علی]]{{ع}} به عنوان [[منصوب]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[شیعیان]] وی وجود داشت، لکن [[حضرت علی]]{{ع}} برای حفظ وحدت اسلامی و گرفتن فرصت طلایی از [[منافقان]] و دشمنان خارجی، از مقابله با [[قطب]] قدرت صرفنظر و منافع [[اسلام]] و [[مسلمین]] را بر حق مسلم خویش مقدم داشت. پس اینکه در طول بیستوپنج سال [[حکومت]] [[سه خلیفه اول]] [[جنگ]] و ستیز داخلی [[مسلمانان]] را تهدید نکرد، یک عامل مهماش، نقش [[حضرت علی]]{{ع}} و اغماض او از حق خویش میباشد. علاوه اینکه حضرت نهتنها از حق خود گذشت نمود، بلکه در موارد لازم برای تقویت اصل [[اسلام]] و [[جامعه اسلامی]] به همکاری با آنان نیز پرداخت. | ||