تقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ ژوئن ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '﴿' به ' '
جز (جایگزینی متن - '><ref>مجتبی تونه‌ای، [[موعودنامه' به '><ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - '﴿' به ' ')
خط ۱۵: خط ۱۵:
*براساس شواهد تاریخی، امام ترک‌کنندگان تقیه را نیز سرزنش می‌کنند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، معلی بن خنیس را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند.<ref>{{عربی|" یَا مُعَلَّى اکْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ کَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ یُذِعْهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ جَعَلَهُ نُوراً بَیْنَ عَیْنَیْهِ فِی الْآخِرَةِ یَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ. یَا مُعَلَّى مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ یَکْتُمْهُ أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَیْنِ عَیْنَیْهِ فِی الْآخِرَةِ وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ. یَا مُعَلَّى إِنَّ التَّقِیَّةَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّةَ لَهُ. یَا مُعَلَّى إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی السِّرِّ کَمَا یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی الْعَلَانِیَةِ. یَا مُعَلَّى إِنَّ الْمُذِیعَ لِأَمْرِنَا کَالْجَاحِدِ لَهُ"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴).</ref> با وجود این، معلی سفارش امام را رعایت نکرده، کشته می‌شود. امام{{ع}} پس از شنیدن خبر قتل وی، بیان کردند که انتظار این خبر را داشتند و ضرر دشمن، کمتر از ضرر دوستی است که اسرار را فاش می‌کند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۹۲.</ref>
*براساس شواهد تاریخی، امام ترک‌کنندگان تقیه را نیز سرزنش می‌کنند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، معلی بن خنیس را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند.<ref>{{عربی|" یَا مُعَلَّى اکْتُمْ أَمْرَنَا وَ لَا تُذِعْهُ فَإِنَّهُ مَنْ کَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ یُذِعْهُ أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ جَعَلَهُ نُوراً بَیْنَ عَیْنَیْهِ فِی الْآخِرَةِ یَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ. یَا مُعَلَّى مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ یَکْتُمْهُ أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَیْنِ عَیْنَیْهِ فِی الْآخِرَةِ وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ. یَا مُعَلَّى إِنَّ التَّقِیَّةَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّةَ لَهُ. یَا مُعَلَّى إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی السِّرِّ کَمَا یُحِبُّ أَنْ یُعْبَدَ فِی الْعَلَانِیَةِ. یَا مُعَلَّى إِنَّ الْمُذِیعَ لِأَمْرِنَا کَالْجَاحِدِ لَهُ"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴).</ref> با وجود این، معلی سفارش امام را رعایت نکرده، کشته می‌شود. امام{{ع}} پس از شنیدن خبر قتل وی، بیان کردند که انتظار این خبر را داشتند و ضرر دشمن، کمتر از ضرر دوستی است که اسرار را فاش می‌کند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۹۲.</ref>
*در نقلی آمده است که [[امام کاظم]]{{ع}} به مناسبت مرگ موسی، برادر [[هارون عباسی]]، به مادر هارون (خیزران) نامه نوشته، ضمن ابراز همدردی، برای موسی طلب رحمت کرده، خلافت هارون را تبریک گفته، برای هارون طلب طول عمر می‌کنند.<ref>عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۱۲۶. گفتنی است علامه مجلسی پس از نقل این نامه می‌نویسد: "ببین شدت تقیه در زمان امام{{ع}} را؛ به‌گونه‌ای که حضرت مجبور است چنین نامه‌ای را به خاطر مرگ کافری که به روز جزا ایمان ندارد، بنویسد" (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۵).</ref> جالب آنکه [[امام کاظم]]{{ع}} خودْ در نمازهای اهل سنت شرکت، و اعلام می‌کردند که در این کار به سیره [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} استناد می‌کنند که در نماز مروان شرکت می‌کردند.<ref>{{عربی|"صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّی مَعَهُم‏"}} (على بن جعفر، مسائل على بن جعفر، ص۱۴۴).</ref> باری، سخن در‌این‌باره فراوان است و شواهد تاریخی پرشماری وجود دارد که نشان از رعایت تقیه از سوی امامان معصوم{{عم}} برای حفظ و پایداری مذهب بر حق شیعه دارد.<ref>برای تفصیل بیشتر در‌این‌باره، ر.ک: محمد جواد واعظی، سیره عملی ائمه معصومین{{عم}} و اصحاب در برخورد با مخالفین (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۷۳-۱۰۳. برای نگارش این بخش، از منبع اخیر بسیار استفاده شده است.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۹۲.</ref>
*در نقلی آمده است که [[امام کاظم]]{{ع}} به مناسبت مرگ موسی، برادر [[هارون عباسی]]، به مادر هارون (خیزران) نامه نوشته، ضمن ابراز همدردی، برای موسی طلب رحمت کرده، خلافت هارون را تبریک گفته، برای هارون طلب طول عمر می‌کنند.<ref>عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۱۲۶. گفتنی است علامه مجلسی پس از نقل این نامه می‌نویسد: "ببین شدت تقیه در زمان امام{{ع}} را؛ به‌گونه‌ای که حضرت مجبور است چنین نامه‌ای را به خاطر مرگ کافری که به روز جزا ایمان ندارد، بنویسد" (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۵).</ref> جالب آنکه [[امام کاظم]]{{ع}} خودْ در نمازهای اهل سنت شرکت، و اعلام می‌کردند که در این کار به سیره [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} استناد می‌کنند که در نماز مروان شرکت می‌کردند.<ref>{{عربی|"صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّی مَعَهُم‏"}} (على بن جعفر، مسائل على بن جعفر، ص۱۴۴).</ref> باری، سخن در‌این‌باره فراوان است و شواهد تاریخی پرشماری وجود دارد که نشان از رعایت تقیه از سوی امامان معصوم{{عم}} برای حفظ و پایداری مذهب بر حق شیعه دارد.<ref>برای تفصیل بیشتر در‌این‌باره، ر.ک: محمد جواد واعظی، سیره عملی ائمه معصومین{{عم}} و اصحاب در برخورد با مخالفین (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۷۳-۱۰۳. برای نگارش این بخش، از منبع اخیر بسیار استفاده شده است.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۹۲.</ref>
*در [[قرآن]] کریم، آیۀ {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}﴾}}<ref>آل عمران، آیه ۲۸</ref> اشاره به تقیه در برابر مشرکان دارد. در داستان عمّار یاسر نیز که زیر شکنجۀ کفار، پس از شهادت پدر و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدی‌اش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را امضا کرده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}﴾}}<ref>نحل، آیه ۱۰۶</ref>، که این را می‌توان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را تأیید کرد و فرمود: {{عربی|"إن عادوا فعد"}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref> [[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه می‌گوید: کتمان حق و پوشیده داشتن عقیده از مخالفان، به خاطر ضرر دینی و دنیوی.<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref> چنین رفتاری که معقول و موافق با احتیاط و پنهانکاری در شرایطی که مخالفان در قدرت و اکثریت باشند و آزار برسانند، جزء آموزه‌های دینی [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]]{{عم}}، سلطۀ امویان و عباسیان و بهانه‌جویی آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر شیعه و أئمه و هوادارانشان، گاهی سبب می‌شد در برخی مسائل اعتقادی و فقهی با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا جان پیروان آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز می‌تواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی تقیّه برای حفظ عقاید، یا از روی ترس از دشمن است، گاهی هم به خاطر پرهیز از ایجاد اختلاف و درگیری و برای حفظ وحدت، که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی می‌گویند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"إنّ التّقیّة ترس المؤمن و لا إیمان لمن لا تقیّة له"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸</ref>، تقیّه سپر حفاظتی مؤمن است و کسی که تقیّه ندارد، دین ندارد. این مضمون به صورت‌های دیگر نیز نقل شده است. در احادیث، تقیه را در رفتار اصحاب کهف نیز برشمرده‌اند که با اعتقاد قلبی به خدای یکتا، آن را بروز نمی‌دادند و در ظاهر مثل همان مسیحیان رفتار می‌کردند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای حفاظت ایمان، می‌فرماید شما در میان این مردم (مخالفان شیعه) همچون زنبور عسل در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در دل زنبور است همۀ آنها را می‌خورند، اینان نیز اگر بدانند که در دل شما محبت ما خاندان است، شما را با زبان‌هایشان می‌خورند و در نهان و آشکار به شما نسبت‌هایی می‌دهند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} نیز به یاران خود می‌فرماید: پس از من شما را وادار می‌کنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من بدگویی کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر آیین محمّدم.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز می‌فرمود: {{عربی|"التّقیّة دینی و دین آبائی"}}<ref>«تقیه دین من و پدران من است.» اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> تقیّه، با همۀ لزوم و اهمیتش، نیاز به شناخت موقعیت دارد. گاهی واجب است، گاهی جایز و گاهی حرام! گرچه کسانی همچون "ابن تیمیّه" این دستور قرآنی و حدیثی را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار می‌گیرد، نفاق می‌دانند و بر شیعه می‌تازند. بر آگاهان پوشیده نیست که تقیّه، عاملی برای حفظ ایمان و حفظ مؤمن از شرّ دشمنان و نوعی رعایت اصول کتمان و استتار و رازداری مرامی است و مبنای عقلی دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک وظیفه و رهاکردن تکلیف مبارزه با ظالمان و امر به معروف و نهی از منکر شود. تعابیری که در منابع دینی و حدیثی دربارۀ این موضوع به‌کار رفته است، ماهیّت رازداری در برنامه‌های مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان می‌دهد، مانند: تقیه، جنّه، حصن حصین، سدّ، ردم، حرز، خباء، حجاب، مدارا، کتمان اسرار، عبادت سرّی، مجامله، جلب مودّت، نومه، توریه، حفظ اللسان، عدم اذاعه، مماسحه، ترس.<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref> اهدافی که در تقیه نهفته است، هم حفظ [[اسلام]] است، هم حفظ و ذخیرۀ نیروها، حفظ هویّت [[شیعه]] در برابر فرقه‌های دیگر، پنهان‌کردن برنامه‌ها، حفظ جان در برابر کافران، حفظ مسلمان در برابر پیروان ادیان دیگر. انجام این وظیفه هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در عصر غیبت. مخالفان شیعه، تقیّه را نوعی نفاق پنداشته‌اند، در حالی که نفاق آن‌جاست که کسی کافر باشد و به دروغ، اظهار ایمان و مسلمانی کند و در تقیّه برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در فرهنگ شیعی، در گذشته فقیهانی به تبیین آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیف‌های مستقلّی نگاشته‌اند.<ref> ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref> برای آشنایی با مباحث تقیّه، به منابع مستقل و روایات آن نیز می‌توان مراجعه کرد.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلال‌های فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۱۷۱.</ref>
*در [[قرآن]] کریم، آیۀ {{عربی| {{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}﴾}}<ref>آل عمران، آیه ۲۸</ref> اشاره به تقیه در برابر مشرکان دارد. در داستان عمّار یاسر نیز که زیر شکنجۀ کفار، پس از شهادت پدر و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدی‌اش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را امضا کرده است: {{عربی| {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}﴾}}<ref>نحل، آیه ۱۰۶</ref>، که این را می‌توان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را تأیید کرد و فرمود: {{عربی|"إن عادوا فعد"}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref> [[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه می‌گوید: کتمان حق و پوشیده داشتن عقیده از مخالفان، به خاطر ضرر دینی و دنیوی.<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref> چنین رفتاری که معقول و موافق با احتیاط و پنهانکاری در شرایطی که مخالفان در قدرت و اکثریت باشند و آزار برسانند، جزء آموزه‌های دینی [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]]{{عم}}، سلطۀ امویان و عباسیان و بهانه‌جویی آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر شیعه و أئمه و هوادارانشان، گاهی سبب می‌شد در برخی مسائل اعتقادی و فقهی با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا جان پیروان آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز می‌تواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی تقیّه برای حفظ عقاید، یا از روی ترس از دشمن است، گاهی هم به خاطر پرهیز از ایجاد اختلاف و درگیری و برای حفظ وحدت، که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی می‌گویند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"إنّ التّقیّة ترس المؤمن و لا إیمان لمن لا تقیّة له"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸</ref>، تقیّه سپر حفاظتی مؤمن است و کسی که تقیّه ندارد، دین ندارد. این مضمون به صورت‌های دیگر نیز نقل شده است. در احادیث، تقیه را در رفتار اصحاب کهف نیز برشمرده‌اند که با اعتقاد قلبی به خدای یکتا، آن را بروز نمی‌دادند و در ظاهر مثل همان مسیحیان رفتار می‌کردند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای حفاظت ایمان، می‌فرماید شما در میان این مردم (مخالفان شیعه) همچون زنبور عسل در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در دل زنبور است همۀ آنها را می‌خورند، اینان نیز اگر بدانند که در دل شما محبت ما خاندان است، شما را با زبان‌هایشان می‌خورند و در نهان و آشکار به شما نسبت‌هایی می‌دهند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} نیز به یاران خود می‌فرماید: پس از من شما را وادار می‌کنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من بدگویی کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر آیین محمّدم.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز می‌فرمود: {{عربی|"التّقیّة دینی و دین آبائی"}}<ref>«تقیه دین من و پدران من است.» اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> تقیّه، با همۀ لزوم و اهمیتش، نیاز به شناخت موقعیت دارد. گاهی واجب است، گاهی جایز و گاهی حرام! گرچه کسانی همچون "ابن تیمیّه" این دستور قرآنی و حدیثی را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار می‌گیرد، نفاق می‌دانند و بر شیعه می‌تازند. بر آگاهان پوشیده نیست که تقیّه، عاملی برای حفظ ایمان و حفظ مؤمن از شرّ دشمنان و نوعی رعایت اصول کتمان و استتار و رازداری مرامی است و مبنای عقلی دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک وظیفه و رهاکردن تکلیف مبارزه با ظالمان و امر به معروف و نهی از منکر شود. تعابیری که در منابع دینی و حدیثی دربارۀ این موضوع به‌کار رفته است، ماهیّت رازداری در برنامه‌های مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان می‌دهد، مانند: تقیه، جنّه، حصن حصین، سدّ، ردم، حرز، خباء، حجاب، مدارا، کتمان اسرار، عبادت سرّی، مجامله، جلب مودّت، نومه، توریه، حفظ اللسان، عدم اذاعه، مماسحه، ترس.<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref> اهدافی که در تقیه نهفته است، هم حفظ [[اسلام]] است، هم حفظ و ذخیرۀ نیروها، حفظ هویّت [[شیعه]] در برابر فرقه‌های دیگر، پنهان‌کردن برنامه‌ها، حفظ جان در برابر کافران، حفظ مسلمان در برابر پیروان ادیان دیگر. انجام این وظیفه هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در عصر غیبت. مخالفان شیعه، تقیّه را نوعی نفاق پنداشته‌اند، در حالی که نفاق آن‌جاست که کسی کافر باشد و به دروغ، اظهار ایمان و مسلمانی کند و در تقیّه برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در فرهنگ شیعی، در گذشته فقیهانی به تبیین آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیف‌های مستقلّی نگاشته‌اند.<ref> ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref> برای آشنایی با مباحث تقیّه، به منابع مستقل و روایات آن نیز می‌توان مراجعه کرد.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلال‌های فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۱۷۱.</ref>
==تقیه در موعودنامه==
==تقیه در موعودنامه==
*تقیه به‌معنای خطر پرهیزی و مخفی کردن عقیده و باور خود برای حفظ‍‌ جان، مال، ناموس یا دین است. برخی از روایات، به‌طور عموم و بعضی دیگر در دوره غیبت، شیعیان را به تقیه دعوت می‌کنند. [[امام رضا]] {{ع}} می‌فرماید: "کسی که از گناهان پرهیز ندارد، دین ندارد. همچنین کسی که از تقیه استفاده نمی‌کند، ایمان ندارد. گرامی‌ترین شما در نزد خداوند، داناترین شما به تقیه است. گفته شد: ای پسر [[رسول خدا]] {{صل}}! تقیه تا چه زمانی لازم است‌؟ فرمود: تا قیام قائم. هر آن که پیش از خروج قائم ما، تقیه را ترک کند، از ما نیست"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۶۶.</ref>.
*تقیه به‌معنای خطر پرهیزی و مخفی کردن عقیده و باور خود برای حفظ‍‌ جان، مال، ناموس یا دین است. برخی از روایات، به‌طور عموم و بعضی دیگر در دوره غیبت، شیعیان را به تقیه دعوت می‌کنند. [[امام رضا]] {{ع}} می‌فرماید: "کسی که از گناهان پرهیز ندارد، دین ندارد. همچنین کسی که از تقیه استفاده نمی‌کند، ایمان ندارد. گرامی‌ترین شما در نزد خداوند، داناترین شما به تقیه است. گفته شد: ای پسر [[رسول خدا]] {{صل}}! تقیه تا چه زمانی لازم است‌؟ فرمود: تا قیام قائم. هر آن که پیش از خروج قائم ما، تقیه را ترک کند، از ما نیست"<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۶۶.</ref>.