بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{خرد}} | ||
{{ | {{امامت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حرص در قرآن]] | [[حرص در حدیث]] | [[حرص در کلام اسلامی]] | [[حرص در فلسفه اسلامی]] | [[حرص در عرفان اسلامی]]</div> | |||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | |||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حرص (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | |||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | |||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
*واژه "[[آز]]" مترادف واژه " | *واژه "[[آز]]" مترادف واژه "حرص" بهمعنای "خواستن و تمایل بسیار زیاد به چیزی داشتن" در [[فرهنگ]] و [[ادبیات]] فارسی مترادف [[آز]]، واژه زیادهجویی آمده است. نیز در [[روایات]] [[اخلاقی]]، گاهی از الفاظ و اصطلاحاتی استفاده شده است که معنایی نزدیک به حرص دارند یا ناظر به لوازم و نتایج آن مثل "شُحّ" و "شَرَه" هستند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص: 47- 48.</ref>. | ||
==[[آز در قرآن]]== | ==[[آز در قرآن]]== | ||
*واژه | *واژه حرص، مترادف [[آز]]، در [[قرآن کریم]] پنج بار به کار رفتهاست. این واژه گرچه در [[احادیث]] و متون [[اخلاقی]] بار معنایی منفی یافته، امّا در [[قرآن]] یک بار در معنای اصطلاحی و چهار بار در همان معنای لغوی بهکار رفته است<ref>نک: نحل / ۳۷، یوسف / ۱۰۳، نساء / ۱۲۹ و توبه ۱۲۸</ref>. [[خداوند]] میفرماید: و آنها را حریصترین [[مردم]] -حتی حریصتر از مشرکان- بر زندگی (این [[دنیا]] و اندوختن [[ثروت]]) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آنها [[آرزو]] دارد هزار سال [[عمر]] به او داده شود! در حالی که این [[عمر طولانی]]، او را از [[کیفر]] (الهی) باز نخواهد داشت و [[خداوند]] به اعمال آنها بیناست<ref>{{متن قرآن| وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ }}؛ سوره بقره، آیه:۹۶.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص: 47- 48.</ref>. | ||
==بار منفی و مثبت واژه " | ==بار منفی و مثبت واژه "حرص"== | ||
*واژه " | *واژه "حرص" بهطور عام بار معنایی منفی دارد و هرگاه درباره [[مال]]، [[ثروت]]، [[مقام]] و سایر شهوات مادی باشد، مذموم و نکوهیده است. امّا گاه این واژه درباره آنچه [[شایسته]] [[ستایش]] است به کار میرود، مانند جایی که این صفت [[پسندیده]] را در [[سیره تبلیغی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} میتوان یافت. [[خداوند]] شدت [[اشتیاق]] [[پیامبر]] {{صل}} برای [[هدایت]] [[بندگان]] را به حرص تعبیر میکند که در آن حرص با تکیه بر معنای لغوی آن بهعنوان صفتی [[پسندیده]] به کار رفته است. [[خداوند]] میفرماید: به [[یقین]]، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است. او اصرار بر [[هدایت]] شما دارد! و نسبت به [[مؤمنان]]، رئوف و مهربان است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ }}؛ توبه / ۱۲۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص: 47- 48.</ref>. | ||
==منشأ درونی و بیرونی | ==منشأ درونی و بیرونی حرص و راه درمان آن== | ||
*به طور کلی واژه | *به طور کلی واژه حرص و [[آز]] در [[فرهنگ]] متعارف ما به معنای منفی و به عنوان یک ویژگی نکوهیده [[اخلاقی]] به کار میرود. منشأ این رذیلت [[اخلاقی]] را باید در عوامل درونی جست. سوءظن نسبت به [[خداوند]] یکی از عوامل و اصلیترین آنهاست. [[امام علی]] {{ع}} در [[فرمان]] به [[مالک اشتر]]، ضمن پرهیز او از [[مشورت]] با بخیلان و افراد ترسو، او را از [[مشورت]] با افراد حریص نیز برحذر میدارد: [[بخل]] و [[ترس]] و حرص، غرایز مختلفی هستند که یک ریشه دارند و آن، سوءظنّ به خداست<ref>نک: نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. کسی که به [[پروردگار]] و [[قدرت]] او در انجام وعدههایش برای تأمین رزق و روزی [[بندگان]] تلاشگر [[حسن]] ظنّ داشته باشد، هرگز برای جمعآوری [[اموال]] حرص نمیورزد. از دیگر سو، وجود درونی و بیرونی برای سوق دادن [[انسانها]] به رذیلت حرص، موجب شده است که [[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیروان]] خود را از آزمندی [[نهی]] کنند. [[امام علی]] {{ع}} در سفارش به مالک سفارش او را از [[مشورت]] با شخص حریص، به این [[دلیل]] که او حرص را با ستمکاری در نزد [[آدمی]] زیبا جلوه میدهد، [[نهی]] میکند<ref>نک: نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. | ||
*در [[تعالیم]] [[دین]]، کسب [[مال]] [[حلال]]، [[بینیازی]] جستن از دیگران و زندگی همراه با [[قناعت]]، موجب مهار | *در [[تعالیم]] [[دین]]، کسب [[مال]] [[حلال]]، [[بینیازی]] جستن از دیگران و زندگی همراه با [[قناعت]]، موجب مهار حرص و [[آز]] دانسته شده است. حرص، [[آز]] و [[دنیاپرستی]] نسبت به مواهب مادی، در [[تعالیم]] [[دین]] امری نکوهیده و موجب شر و [[فساد]] دانسته شده، ولی چنانچه این حرص و [[اشتیاق]] در مسیر کسب [[علم]] و تحصیل [[پاداش الهی]] و درجات اخروی به کار افتد، میتواند سودمند باشد و [[آدمی]] را در جهت کسب [[سعادت]] [[یاری]] رساند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص: 47- 48.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||