امامت عامه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
خط ۲۶: خط ۲۶:
==[[امامت]] و [[وصایت]]==
==[[امامت]] و [[وصایت]]==
*[[شیعیان]] معتقدند که [[نص]] بر [[وصی]] شرط [[تبلیغ]] [[رسالت]] است و [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به صریح‌ترین شکل در مجامع مختلف و به ویژه تجمع [[غدیر خم]] در آخرین روزهای حیاتش، [[وصی]] و [[جانشین]] خود را [[انتخاب]] کرده‌اند. [[امامت]] ناشی از [[وصایت]] را می‌توان در برخی [[سخنان امام]] مشاهده کرد.
*[[شیعیان]] معتقدند که [[نص]] بر [[وصی]] شرط [[تبلیغ]] [[رسالت]] است و [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به صریح‌ترین شکل در مجامع مختلف و به ویژه تجمع [[غدیر خم]] در آخرین روزهای حیاتش، [[وصی]] و [[جانشین]] خود را [[انتخاب]] کرده‌اند. [[امامت]] ناشی از [[وصایت]] را می‌توان در برخی [[سخنان امام]] مشاهده کرد.
[[امام]] یکی از ریشه‌های [[تفرقه]] در [[جامعه]] را [[اقتدا]] نکردن به [[وصی پیامبر]] {{صل}} خوانده است. سپس از این‌که برخی [[مردم]] به جای [[پیروی]] از [[سنت پیامبر]] و [[وصی]] او، خود را [[امام]] خود قرار می‌دهند، گلایه می‌کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۶</ref>. در فرازی دیگر به [[جایگاه]] رفیع [[خاندان پیامبر]] در میان [[امت]] اشاره می‌کنند و [[آل محمد]] {{عم}} را اساس [[دین]]، [[مرجع]] و معیار برای جلوگیری از افراط‌ها و تفریط‌ها و [[صاحب]] [[حق]] [[ولایت]] خاص می‌خوانند. از جمله توصیفات آن [[حضرت]] درباره [[خاندان پیامبر]] {{صل}} آن است که [[وصیت]] و [[وراثت]] [[پیامبر]] در میان آنان باقی و برقرار خواهد بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲</ref>. آن [[حضرت]] در بیانی دیگر به صراحت می‌فرمایند که [[امامان]] همگی از [[قریش]] و در شاخه [[خاندان]] بنی‌هاشم‌اند و دیگران [[شایستگی]] [[امامت]] و [[ولایت]] ندارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲</ref>.
*[[امام]] یکی از ریشه‌های [[تفرقه]] در [[جامعه]] را [[اقتدا]] نکردن به [[وصی پیامبر]] {{صل}} خوانده است. سپس از این‌که برخی [[مردم]] به جای [[پیروی]] از [[سنت پیامبر]] و [[وصی]] او، خود را [[امام]] خود قرار می‌دهند، گلایه می‌کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۶</ref>. در فرازی دیگر به [[جایگاه]] رفیع [[خاندان پیامبر]] در میان [[امت]] اشاره می‌کنند و [[آل محمد]] {{عم}} را اساس [[دین]]، [[مرجع]] و معیار برای جلوگیری از افراط‌ها و تفریط‌ها و [[صاحب]] [[حق]] [[ولایت]] خاص می‌خوانند. از جمله توصیفات آن [[حضرت]] درباره [[خاندان پیامبر]] {{صل}} آن است که [[وصیت]] و [[وراثت]] [[پیامبر]] در میان آنان باقی و برقرار خواهد بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲</ref>. آن [[حضرت]] در بیانی دیگر به صراحت می‌فرمایند که [[امامان]] همگی از [[قریش]] و در شاخه [[خاندان]] بنی‌هاشم‌اند و دیگران [[شایستگی]] [[امامت]] و [[ولایت]] ندارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲</ref>.
*[[شیعیان]] [[معتقد]] به [[تداوم امامت]] در [[خاندان]] پیامبرند و افراد معینی از آنان را تنها صاحبان [[حق]] [[امامت]] می‌دانند. در مقابل، عموم [[اهل سنت]] [[حق]] [[امامت]] را منحصر در [[بنی‌هاشم]] نمی‌دانند و هیچ [[برتری]] و احقّیّتی را نیز برای [[اهل‌بیت]] ایشان قائل نیستند. در میانه دو قول، بخشی از [[معتزله]] مدعی‌اند که [[حق]] [[امامت]] منحصر در [[اهل بیت]] {{عم}} نیست؛ با این حال، [[اهل بیت پیامبر]] و به طور خاص، [[امام علی]] {{ع}} در [[تصدی]] [[جایگاه امامت]] احقّ از دیگران‌اند. تعابیری که از قول [[امام علی]] {{ع}} بیان داشتیم با این قول [[معتزله]] تعارض دارد. تعابیری مانند این که [[امامان]] همگی از [[قریش]] و در شاخه [[خاندان]] هاشم‌اند و دیگران [[شایستگی]] [[امامت]] و [[ولایت]] ندارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲</ref> گویای آن است که غیر [[بنی‌هاشم]] [[امامت]] را به دست گرفته، در حالی که آنان هیچ حقی در این مورد نداشته‌اند و نظریه احقیت [[اهل بیت]] برای [[پیروان]] [[مکتب]] [[خلافت]] در توجیه [[مشروعیت]] [[خلافت]] [[خلفا]] کارگشا نخواهد بود. [[وصایت]] در [[امامت]] را می‌توان از منظری کلی‌تر نیز مورد توجه قرار داد. [[امام]] {{ع}} وجود امامی را که حداقل در جنبه [[هدایت]] علمی بتواند [[پیشوایی]] [[مردم]] را بر عهده بگیرد، در تمام مقاطع [[تاریخ]] ضروری می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۴۷</ref>. سلسله این افراد در طول [[تاریخ]] گسسته نمی‌شود و ایشان به‌واسطه رشته [[وصایت]] در امتداد زمان به یکدیگر متصل‌اند.
*[[شیعیان]] [[معتقد]] به [[تداوم امامت]] در [[خاندان]] پیامبرند و افراد معینی از آنان را تنها صاحبان [[حق]] [[امامت]] می‌دانند. در مقابل، عموم [[اهل سنت]] [[حق]] [[امامت]] را منحصر در [[بنی‌هاشم]] نمی‌دانند و هیچ [[برتری]] و احقّیّتی را نیز برای [[اهل‌بیت]] ایشان قائل نیستند. در میانه دو قول، بخشی از [[معتزله]] مدعی‌اند که [[حق]] [[امامت]] منحصر در [[اهل بیت]] {{عم}} نیست؛ با این حال، [[اهل بیت پیامبر]] و به طور خاص، [[امام علی]] {{ع}} در [[تصدی]] [[جایگاه امامت]] احقّ از دیگران‌اند. تعابیری که از قول [[امام علی]] {{ع}} بیان داشتیم با این قول [[معتزله]] تعارض دارد. تعابیری مانند این که [[امامان]] همگی از [[قریش]] و در شاخه [[خاندان]] هاشم‌اند و دیگران [[شایستگی]] [[امامت]] و [[ولایت]] ندارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲</ref> گویای آن است که غیر [[بنی‌هاشم]] [[امامت]] را به دست گرفته، در حالی که آنان هیچ حقی در این مورد نداشته‌اند و نظریه احقیت [[اهل بیت]] برای [[پیروان]] [[مکتب]] [[خلافت]] در توجیه [[مشروعیت]] [[خلافت]] [[خلفا]] کارگشا نخواهد بود. [[وصایت]] در [[امامت]] را می‌توان از منظری کلی‌تر نیز مورد توجه قرار داد. [[امام]] {{ع}} وجود امامی را که حداقل در جنبه [[هدایت]] علمی بتواند [[پیشوایی]] [[مردم]] را بر عهده بگیرد، در تمام مقاطع [[تاریخ]] ضروری می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۴۷</ref>. سلسله این افراد در طول [[تاریخ]] گسسته نمی‌شود و ایشان به‌واسطه رشته [[وصایت]] در امتداد زمان به یکدیگر متصل‌اند.
==[[وظیفه]] [[امت]] در قبال [[امام]]==
==[[وظیفه]] [[امت]] در قبال [[امام]]==
#میان [[مسلمانان]] خلافی نیست که [[امت]] باید با [[امام زمان]] خود [[بیعت]] و او را [[اطاعت]] و [[حمایت]] کنند. با این حال ورود به حوزه [[وظایف]] [[امت]] نسبت به [[امام]]، نزد [[شیعیان]] و [[اهل سنت]] مختلف است. [[شیعیان]] تأکید دارند که پیش از [[بیعت با امام]] و [[اطاعت]] از او باید [[امام]] [[راستین]] را تشخیص داد و در اصطلاح به "[[معرفت امام]] زمان" دست یافت. این در حالی است که در [[فرهنگ]] [[اهل سنت]] تأکیدی جدی بر [[ضرورت شناخت امام]] به عنوان اولین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] در حوزه [[امامت]] وجود ندارد. سبب این امر تلقی دوگانه [[شیعیان]] و [[اهل سنت]] از مقوله [[امامت]] است. در قاموس [[اهل سنت]] کسی که [[قدرت سیاسی]] را به دست بگیرد [[امام]] [[مردم]] است ولو آن‌که آن را [[مشروع]] به دست نیاورده باشد و از [[ظلم]] و [[خطا]] نیز پیراسته نباشد. در مقابل، [[شیعیان]] معتقدند که [[امامان]] دو دسته‌اند: آنان‌که [[مردم]] را به خیر راهبری می‌کنند<ref>{{متن قرآن| وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ }}؛ سوره انبیا، آیه ۷۳.</ref> و آنان‌که [[امامان]] کفرند<ref>{{متن قرآن|وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ}}؛ سوره توبه، آیه ۱۲</ref> و [[مردم]] را به [[آتش]] فرامی‌خوانند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لا يُنصَرُونَ }}؛سوره قصص، ۴۱</ref>. به [[عقیده شیعه]] [[حق]] آن است که [[قدرت سیاسی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] [[جامعه]] به دست [[امامان]] بر [[حق]] باشد، اما لزوماً چنین نیست. نتیجه آن‌که به دست داشتن زمام [[قدرت]] در ممالک اسلامی نشان‌دهنده [[امامت]] حقیقی و لازم الاتباع نیست. از منظر [[شیعه]]، [[غلبه]] [[سیاسی]] شرط و نشانه [[امامت]] نیست و وجوبی در [[اطاعت]] هر [[نظام]] [[سیاسی]] وجود ندارد. [[وجوب]] [[بیعت]] و [[اطاعت]] تنها در قبال [[امام]] حقیقی که [[منصوص]] و موصوف به صفاتی برجسته است تعریف می‌شود ولو آن‌که او [[قدرت سیاسی]] را در [[اختیار]] نداشته باشد. از این‌رو بر [[مردم]] است که ابتدا [[امامان]] [[هدایتگر]] را بشناسند و آن‌ها را از [[امامان]] [[ستمگر]] بازشناسند. سپس با [[امامان]] بر [[حق]] [[بیعت]] کنند و ایشان را بر مسند [[قدرت]] بنشانند و از ایشان [[حمایت]] کنند. به این ترتیب از دیدگاه [[شیعه]] نخستین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] در حوزه [[امامت]]، [[شناخت امام]] [[راستین]] است. [[امام]] {{ع}} ضمن آن‌که خلفای [[خدا]] را در [[زمین]] حجت‌های عالم می‌‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۴۷</ref>، در خطبه‌ای تأکید می‌کند که [[مردم]] باید همواره [[حجت خدا]] را بشناسند و به سوی او [[هجرت]] کنند. [[امام]] البته تأکید می‌کند جز مؤمنانی که [[خداوند]] [[قلب]] آن‌ها را آزموده باشد به [[امامت]] [[امامان]] [[راستین]] تن در نمی‌دهند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۷</ref>. [[امام]] پس از نمایاندن این نکته که [[امامت]] امری صرفاً [[سیاسی]] نیست و ضمن تأکید بر نقش [[امام]] در حوزه‌های [[تعلیم]]، [[تربیت]]، [[ابلاغ]] و [[موعظه]] بیان می‌کند که [[شناخت امام]] [[راستین]] نقش کلیدی در [[سعادت اخروی]] [[انسان‌ها]] دارد، زیرا [[امامان]] حقیقی [[نمایندگان]] [[خدا]] در میان [[مردم]] و واسطه خلق و [[خالق]] در روز جزا هستند و داشتن سابقه آشنایی و انس با آن‌ها در [[دنیا]] مهم‌ترین دست‌مایه ورود به [[بهشت]] است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰</ref>. تعابیر [[امام]] به خوبی [[مؤیّد]] دیدگاه [[شیعیان]] در تأکید بر [[شناخت امام]] است. آن [[حضرت]] در تعبیری دو [[وظیفه]] [[معرفت امام]] و [[اطاعت]] از او را چنین بیان می‌کنند: بر شما باد [[اطاعت]] از کسی که به بهانه نشناختنش کسی عذر شما را پذیرا نخواهد بود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۵۶</ref>.
#میان [[مسلمانان]] خلافی نیست که [[امت]] باید با [[امام زمان]] خود [[بیعت]] و او را [[اطاعت]] و [[حمایت]] کنند. با این حال ورود به حوزه [[وظایف]] [[امت]] نسبت به [[امام]]، نزد [[شیعیان]] و [[اهل سنت]] مختلف است. [[شیعیان]] تأکید دارند که پیش از [[بیعت با امام]] و [[اطاعت]] از او باید [[امام]] [[راستین]] را تشخیص داد و در اصطلاح به "[[معرفت امام]] زمان" دست یافت. این در حالی است که در [[فرهنگ]] [[اهل سنت]] تأکیدی جدی بر [[ضرورت شناخت امام]] به عنوان اولین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] در حوزه [[امامت]] وجود ندارد. سبب این امر تلقی دوگانه [[شیعیان]] و [[اهل سنت]] از مقوله [[امامت]] است. در قاموس [[اهل سنت]] کسی که [[قدرت سیاسی]] را به دست بگیرد [[امام]] [[مردم]] است ولو آن‌که آن را [[مشروع]] به دست نیاورده باشد و از [[ظلم]] و [[خطا]] نیز پیراسته نباشد. در مقابل، [[شیعیان]] معتقدند که [[امامان]] دو دسته‌اند: آنان‌که [[مردم]] را به خیر راهبری می‌کنند<ref>{{متن قرآن| وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ }}؛ سوره انبیا، آیه ۷۳.</ref> و آنان‌که [[امامان]] کفرند<ref>{{متن قرآن|وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ}}؛ سوره توبه، آیه ۱۲</ref> و [[مردم]] را به [[آتش]] فرامی‌خوانند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لا يُنصَرُونَ }}؛سوره قصص، ۴۱</ref>. به [[عقیده شیعه]] [[حق]] آن است که [[قدرت سیاسی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] [[جامعه]] به دست [[امامان]] بر [[حق]] باشد، اما لزوماً چنین نیست. نتیجه آن‌که به دست داشتن زمام [[قدرت]] در ممالک اسلامی نشان‌دهنده [[امامت]] حقیقی و لازم الاتباع نیست. از منظر [[شیعه]]، [[غلبه]] [[سیاسی]] شرط و نشانه [[امامت]] نیست و وجوبی در [[اطاعت]] هر [[نظام]] [[سیاسی]] وجود ندارد. [[وجوب]] [[بیعت]] و [[اطاعت]] تنها در قبال [[امام]] حقیقی که [[منصوص]] و موصوف به صفاتی برجسته است تعریف می‌شود ولو آن‌که او [[قدرت سیاسی]] را در [[اختیار]] نداشته باشد. از این‌رو بر [[مردم]] است که ابتدا [[امامان]] [[هدایتگر]] را بشناسند و آن‌ها را از [[امامان]] [[ستمگر]] بازشناسند. سپس با [[امامان]] بر [[حق]] [[بیعت]] کنند و ایشان را بر مسند [[قدرت]] بنشانند و از ایشان [[حمایت]] کنند. به این ترتیب از دیدگاه [[شیعه]] نخستین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] در حوزه [[امامت]]، [[شناخت امام]] [[راستین]] است. [[امام]] {{ع}} ضمن آن‌که خلفای [[خدا]] را در [[زمین]] حجت‌های عالم می‌‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۴۷</ref>، در خطبه‌ای تأکید می‌کند که [[مردم]] باید همواره [[حجت خدا]] را بشناسند و به سوی او [[هجرت]] کنند. [[امام]] البته تأکید می‌کند جز مؤمنانی که [[خداوند]] [[قلب]] آن‌ها را آزموده باشد به [[امامت]] [[امامان]] [[راستین]] تن در نمی‌دهند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۷</ref>. [[امام]] پس از نمایاندن این نکته که [[امامت]] امری صرفاً [[سیاسی]] نیست و ضمن تأکید بر نقش [[امام]] در حوزه‌های [[تعلیم]]، [[تربیت]]، [[ابلاغ]] و [[موعظه]] بیان می‌کند که [[شناخت امام]] [[راستین]] نقش کلیدی در [[سعادت اخروی]] [[انسان‌ها]] دارد، زیرا [[امامان]] حقیقی [[نمایندگان]] [[خدا]] در میان [[مردم]] و واسطه خلق و [[خالق]] در روز جزا هستند و داشتن سابقه آشنایی و انس با آن‌ها در [[دنیا]] مهم‌ترین دست‌مایه ورود به [[بهشت]] است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰</ref>. تعابیر [[امام]] به خوبی [[مؤیّد]] دیدگاه [[شیعیان]] در تأکید بر [[شناخت امام]] است. آن [[حضرت]] در تعبیری دو [[وظیفه]] [[معرفت امام]] و [[اطاعت]] از او را چنین بیان می‌کنند: بر شما باد [[اطاعت]] از کسی که به بهانه نشناختنش کسی عذر شما را پذیرا نخواهد بود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۵۶</ref>.
۱۱۵٬۲۸۴

ویرایش