←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*افزون بر تطابقی که میان [[سخن امام]] با [[کلام]] [[خداوند متعال]] صورت گرفت، [[امام علی]]{{ع}} برخی دیگر از ضرورتهای شکرگزاری را بیان کردهاند که به آنها اشاره میشود: شکرگزاری در [[آسایش]]، نشانه [[ایمان]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۴۹</ref>؛ [[نیکی]] به [[آدمی]] به مثابه بندی بر گردن است که تنها با سپاسگزاری باز میشود<ref>غررالحکم، ۱ / ۷۰</ref>؛ شکرگزاری سبب استحقاق فرد برای دریافت نعمتهای بیشتر است<ref>غررالحکم، ۱ / ۲۱۱</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] در بیان و توصیف [[صفات الهی]] میفرماید: اوست خداوندی که... هر که را بر او [[توکل]] کند، کافی باشد و هر که از او چیزی خواهد، عطا کند و هر که بدو وامی دهد، ادایش کند و هر که [[شکر]] و [[سپاس]] گوید، پاداشش دهد<ref>خطبه ۸۹</ref>. در منظر [[امام علی]]{{ع}} شکرگزاری از مظاهر [[ایمان]] و تقواپیشگی است. [[مؤمن]] هرگاه نظاره کند، [[پند]] پذیرد و بهگاه خاموشی بیندیشد، هنگام [[سختی]] به [[یاد خدا]] باشد و هنگامی که به او عطایی شود شکرگزاری و [[شکیبا]] باشد<ref>نک: غررالحکم، ۱ / ۹۳</ref>. در فرازی از [[نهج البلاغه]] میفرماید: ای [[مردم]]، [[پارسایی]]، دامن [[آرزو]] برچیدن است و [[شکر نعمت]] حاضر گفتن و از ناروا [[پارسایی]] ورزیدن. اگر از عهده این کار برنیایید، چند که ممکن است خود را از [[حرام]] واپایید، [[شکر نعمت]] موجود فراموش نکنید که راه عذر بر شما بسته است، با حجتهای روشن و پدیدار و [[کتابهای آسمانی]] و دلیلهای [[آشکار]]<ref>خطبه ۸۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507.</ref>. | *افزون بر تطابقی که میان [[سخن امام]] با [[کلام]] [[خداوند متعال]] صورت گرفت، [[امام علی]]{{ع}} برخی دیگر از ضرورتهای شکرگزاری را بیان کردهاند که به آنها اشاره میشود: شکرگزاری در [[آسایش]]، نشانه [[ایمان]] است<ref>غرر الحکم، ۱ / ۴۹</ref>؛ [[نیکی]] به [[آدمی]] به مثابه بندی بر گردن است که تنها با سپاسگزاری باز میشود<ref>غررالحکم، ۱ / ۷۰</ref>؛ شکرگزاری سبب استحقاق فرد برای دریافت نعمتهای بیشتر است<ref>غررالحکم، ۱ / ۲۱۱</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] در بیان و توصیف [[صفات الهی]] میفرماید: اوست خداوندی که... هر که را بر او [[توکل]] کند، کافی باشد و هر که از او چیزی خواهد، عطا کند و هر که بدو وامی دهد، ادایش کند و هر که [[شکر]] و [[سپاس]] گوید، پاداشش دهد<ref>خطبه ۸۹</ref>. در منظر [[امام علی]]{{ع}} شکرگزاری از مظاهر [[ایمان]] و تقواپیشگی است. [[مؤمن]] هرگاه نظاره کند، [[پند]] پذیرد و بهگاه خاموشی بیندیشد، هنگام [[سختی]] به [[یاد خدا]] باشد و هنگامی که به او عطایی شود شکرگزاری و [[شکیبا]] باشد<ref>نک: غررالحکم، ۱ / ۹۳</ref>. در فرازی از [[نهج البلاغه]] میفرماید: ای [[مردم]]، [[پارسایی]]، دامن [[آرزو]] برچیدن است و [[شکر نعمت]] حاضر گفتن و از ناروا [[پارسایی]] ورزیدن. اگر از عهده این کار برنیایید، چند که ممکن است خود را از [[حرام]] واپایید، [[شکر نعمت]] موجود فراموش نکنید که راه عذر بر شما بسته است، با حجتهای روشن و پدیدار و [[کتابهای آسمانی]] و دلیلهای [[آشکار]]<ref>خطبه ۸۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507.</ref>. | ||
*[[امام]]{{ع}} شکرگزاری را از صفات [[پرهیزکاران]] برمیشمرد و در [[وصف]] حالات آنان میفرماید: روز را با سرمایهای از [[شکر]] به پایان برَد و صبح را با [[یاد خدا]] آغاز کند<ref>خطبه ۱۹۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507.</ref>. | *[[امام]]{{ع}} شکرگزاری را از صفات [[پرهیزکاران]] برمیشمرد و در [[وصف]] حالات آنان میفرماید: روز را با سرمایهای از [[شکر]] به پایان برَد و صبح را با [[یاد خدا]] آغاز کند<ref>خطبه ۱۹۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507.</ref>. | ||
==شکر و رابطه آن با [[زندگی]] افراد== | ==شکر و رابطه آن با [[زندگی]] افراد== | ||
*[[شکر]] و شکرگزاری در مضامین [[دینی]]، نه تنها در ارتباط با [[خداوند]] و نعمتهایش معنا مییابد، بلکه در اجتماع و روابط افراد با یکدیگر نیز مطرح شده است. این اشارات گاه به مجموعه صفات پسندیدهای اشاره دارد که بر اثر [[فضیلت]] شکرگزاری شکل میگیرد. برای مثال از دیدگاه [[امام]]{{ع}} شکرگزاری از [[منعم]] و [[شکیبایی]] هنگام [[زوال نعمت]]، نشانه [[دوراندیشی]] و [[تدبیر]] در فرد است<ref>نک: غررالحکم، ۱ / ۹۸</ref> و نیز [[برتر]] انگاشتن [[شکر نعمت]] از [[نیکی]] بهدلیل دوام آن<ref>غررالحکم، ۱ / ۱۰۴</ref>. در مواردی نیز مصادیقی عملی از شکرگزاری را مطرح میکند: [[بهترین]] شکرگزاری [[بخشش]] و [[احسان]] است<ref>غررالحکم، ۱ / ۱۸۵</ref>؛ سپاسگزاری از ما فوق به مثابه [[دوستی]] کردن با وی است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگزاری از کسی که همتای [[آدمی]] است، نیکو [[برادری]] کردن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگزاری از فرد پایین دست، [[بخشش]] بر اوست<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>. [[امام]]{{ع}} سفارش میکند که شخص هنگام مشاهده [[برتری]] خود بر دیگران باید [[سپاس]] این [[نعمت]] بهجا آورد: و بدان کس که از او [[برتری]]، فراوان بنگر تا بدین نگریستن [[سپاس]] نعمتداری و [[شکر]] آن بگزاری<ref>خطبه ۶۹</ref>. اگر [[آدمی]] شخصی را مشاهده کرد که در وجودش نقصی نمایان است، [[شکر نعمت]] [[سلامتی]] را باید بهجای آورد: باید بهسبب عیبی که دیگران بدان [[مبتلا]] هستند و او را از آن در [[امان]] مانده است، [[خدا]] را [[شکر]] گوید و این شکرگزاری او را از [[نکوهش]] دیگران به خود مشغول دارد<ref>خطبه ۱۴۰</ref>و اگر با گناهکاران و [[منحرفان]] مواجه شد، [[شکرگزار]] [[نعمت]] [[هدایت]] شود: بهراستی [[شایسته]] است که [[پاکان]] و پاکماندگان بر گنهکاران و فرییبخوردگان [[رحمت]] آرند و بیشتر به [[شکر]] و [[سپاس]] [[الهی]] بپردازند<ref>خطبه ۱۴۰</ref>. سپاسگزاری از [[منعم]]، دور ساختن [[کینه]] و [[بلا]] از فرد است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگذاری فرد عالم، عمل و [[آموزش]] [[علم]] به اهل آن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۲</ref>؛ سپاسگزاری از [[منعم]] با [[ستایش]] او و از او به [[نیکی]] یاد کردن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507-508.</ref>. | *[[شکر]] و شکرگزاری در مضامین [[دینی]]، نه تنها در ارتباط با [[خداوند]] و نعمتهایش معنا مییابد، بلکه در اجتماع و روابط افراد با یکدیگر نیز مطرح شده است. این اشارات گاه به مجموعه صفات پسندیدهای اشاره دارد که بر اثر [[فضیلت]] شکرگزاری شکل میگیرد. برای مثال از دیدگاه [[امام]]{{ع}} شکرگزاری از [[منعم]] و [[شکیبایی]] هنگام [[زوال نعمت]]، نشانه [[دوراندیشی]] و [[تدبیر]] در فرد است<ref>نک: غررالحکم، ۱ / ۹۸</ref> و نیز [[برتر]] انگاشتن [[شکر نعمت]] از [[نیکی]] بهدلیل دوام آن<ref>غررالحکم، ۱ / ۱۰۴</ref>. در مواردی نیز مصادیقی عملی از شکرگزاری را مطرح میکند: [[بهترین]] شکرگزاری [[بخشش]] و [[احسان]] است<ref>غررالحکم، ۱ / ۱۸۵</ref>؛ سپاسگزاری از ما فوق به مثابه [[دوستی]] کردن با وی است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگزاری از کسی که همتای [[آدمی]] است، نیکو [[برادری]] کردن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگزاری از فرد پایین دست، [[بخشش]] بر اوست<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>. [[امام]]{{ع}} سفارش میکند که شخص هنگام مشاهده [[برتری]] خود بر دیگران باید [[سپاس]] این [[نعمت]] بهجا آورد: و بدان کس که از او [[برتری]]، فراوان بنگر تا بدین نگریستن [[سپاس]] نعمتداری و [[شکر]] آن بگزاری<ref>خطبه ۶۹</ref>. اگر [[آدمی]] شخصی را مشاهده کرد که در وجودش نقصی نمایان است، [[شکر نعمت]] [[سلامتی]] را باید بهجای آورد: باید بهسبب عیبی که دیگران بدان [[مبتلا]] هستند و او را از آن در [[امان]] مانده است، [[خدا]] را [[شکر]] گوید و این شکرگزاری او را از [[نکوهش]] دیگران به خود مشغول دارد<ref>خطبه ۱۴۰</ref>و اگر با گناهکاران و [[منحرفان]] مواجه شد، [[شکرگزار]] [[نعمت]] [[هدایت]] شود: بهراستی [[شایسته]] است که [[پاکان]] و پاکماندگان بر گنهکاران و فرییبخوردگان [[رحمت]] آرند و بیشتر به [[شکر]] و [[سپاس]] [[الهی]] بپردازند<ref>خطبه ۱۴۰</ref>. سپاسگزاری از [[منعم]]، دور ساختن [[کینه]] و [[بلا]] از فرد است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۱</ref>؛ سپاسگذاری فرد عالم، عمل و [[آموزش]] [[علم]] به اهل آن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۲</ref>؛ سپاسگزاری از [[منعم]] با [[ستایش]] او و از او به [[نیکی]] یاد کردن است<ref>غررالحکم، ۱ / ۴۴۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 507-508.</ref>. | ||