/* کیسانیهلازم به یادآوری است که برخی از محققان معاصر، اساسا کیسانیه را انگارهای عاری از حقیقت دانسته و آن را بسان قصههای هزار و یک شب بافته خیالات و اوهام و ساخته جاعلان سیاستبازی، ذکر کردهاند، که بدون سند و مدرک معتبر از کتابی به کتاب دیگر راه یافته است؟! ایشان بر این باورند که بیشترین مسؤولیت متوجه تاریخنگارانی است که بیتعهدی نشان داده و در مسیر اغراض سیاسی و حکومتی، جاده صاف کن جاهطلبان و تشنگان ریاست گشتهاند. ر.ک: مجله تخصصی کلام، شماره ۱۹- ۲۴، مقاله کیسانیه افسانه یا حقیقت؟ اثر...
بدون خلاصۀ ویرایش |
(/* کیسانیهلازم به یادآوری است که برخی از محققان معاصر، اساسا کیسانیه را انگارهای عاری از حقیقت دانسته و آن را بسان قصههای هزار و یک شب بافته خیالات و اوهام و ساخته جاعلان سیاستبازی، ذکر کردهاند، که بدون سند و مدرک معتبر از کتابی به کتاب دیگر راه یافته است؟! ایشان بر این باورند که بیشترین مسؤولیت متوجه تاریخنگارانی است که بیتعهدی نشان داده و در مسیر اغراض سیاسی و حکومتی، جاده صاف کن جاهطلبان و تشنگان ریاست گشتهاند. ر.ک: مجله تخصصی کلام، شماره ۱۹- ۲۴، مقاله کیسانیه افسانه یا حقیقت؟ اثر...) |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
*در میان اقوال، قول دوم را معتبر دانستهاند<ref>با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدیپور، ص ۹۳.</ref>. درباره [[کیسانیه]] و رد [[اعتقادات]] آنها، بزرگانی از قدمای [[علماء]]، چون: [[شیخ صدوق]] در "[[کمال الدین]]"، [[شیخ مفید]] در "العیون و المحاسن"، [[سید مرتضی]] [[علم الهدی]] در "الفصول المختاره"، [[شیخ طوسی]] در "[[الغیبة]]" و دهها تن از شخصیتهای برجسته [[جهان تشیع]]، در طول قرون به تفصیل سخن گفتهاند<ref>با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدیپور، ص ۱۰۸.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۹۸.</ref>. | *در میان اقوال، قول دوم را معتبر دانستهاند<ref>با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدیپور، ص ۹۳.</ref>. درباره [[کیسانیه]] و رد [[اعتقادات]] آنها، بزرگانی از قدمای [[علماء]]، چون: [[شیخ صدوق]] در "[[کمال الدین]]"، [[شیخ مفید]] در "العیون و المحاسن"، [[سید مرتضی]] [[علم الهدی]] در "الفصول المختاره"، [[شیخ طوسی]] در "[[الغیبة]]" و دهها تن از شخصیتهای برجسته [[جهان تشیع]]، در طول قرون به تفصیل سخن گفتهاند<ref>با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدیپور، ص ۱۰۸.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۹۸.</ref>. | ||
==کیسانیه در درسنامه== | ==کیسانیه در درسنامه== | ||
کیسانیه<ref>لازم به یادآوری است که برخی از محققان معاصر، اساسا کیسانیه را انگارهای عاری از حقیقت دانسته و آن را بسان قصههای هزار و یک شب بافته خیالات و اوهام و ساخته جاعلان سیاستبازی، ذکر کردهاند، که بدون سند و مدرک معتبر از کتابی به کتاب دیگر راه یافته است؟! ایشان بر این باورند که بیشترین مسؤولیت متوجه تاریخنگارانی است که بیتعهدی نشان داده و در مسیر اغراض سیاسی و حکومتی، جاده صاف کن جاهطلبان و تشنگان ریاست گشتهاند. ر.ک: مجله تخصصی کلام، شماره ۱۹- ۲۴، مقاله کیسانیه افسانه یا حقیقت؟ اثر سید ابراهیم سید علوی.</ref> | |||
*یکی از فرقهها- و شاید اولین فرقهای که در [[مهدویت]] دچار [[انحراف]] شد- "[[کیسانیه]]" است. درباره [[علت]] نامگذاری این [[فرقه]] به [[کیسانیه]]، اختلافنظر هست؛ برخی نوشتهاند: اینان [[پیروان]] کیسان آزاد شده [[امیر مؤمنان]] {{ع}} بودند. کیسان [[شاگرد]] [[محمد بن حنفیه]] بود؛ ولی از [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} نیز [[علوم]] مختلف- از جمله [[علم]] [[تأویل]] و [[باطن]] و [[علم]] آفاق و انفس- آموخت. سپس به [[امامت]] [[محمد]] قائل شد و برای او مراتب و درجاتی دانست که خارج از حد وی بود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۴۷.</ref>. برخی نوشتهاند: [[کیسانیه]] [[پیروان]] مختار بن ابی عبیده ثقفی بودند؛ زیرا او ملقب به کیسان بود، از اینرو [[کیسانیه]] خوانده شدند. شماری هم نوشتهاند: [[فرمانده]] پلیس (شرطه) مختار، کیسان نام داشت و کنیهاش ابو [[عمران]] بود. او در [[اعمال]] خود بسیار [[افراط]] میکرد و [[محمد]] را [[وصی]] [[حضرت علی]] {{ع}} میدانست و مختار را [[نایب]] او معرفی میکرد!<ref>نوبختی، فرق الشیعة، ص ۲۳ و ۲۴.</ref> در هر حال این گروه قائل به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. مختار، نخست برای [[پیشرفت]] کار خود [[دعوت]] به [[علی بن الحسین]] {{ع}} و سپس [[دعوت]] به [[محمد حنفیه]] میکرد. البته کار او مبتنی بر [[اعتقاد]] وی به [[اهل بیت]] {{عم}} نبود؛ بلکه میخواست از آن بهرهبرداری [[سیاسی]] کند و چون کارش بالا گرفت، خود دعوی [[دریافت وحی]] از [[خداوند]] کرد و عباراتی مسجع و با قافیه، به [[تقلید]] از [[قرآن]] به زبان راند. [[محمد حنفیه]] از وی بیزاری جست و وقتی مختار وی را به [[کوفه]] [[دعوت]] کرد، او نپذیرفت. [[کیسانیه]] پنداشتهاند: [[محمد حنفیه]] پس از کشته شدن برادرش [[حسین بن علی]] {{عم}}، مختار را بر عراقین [[فرمانروایی]] داد و از او خواست از [[قاتلان]] آن [[حضرت]]، [[خونخواهی]] کند. [[کیسانیه]] شش سال بعد از [[شهادت امام حسین]] {{ع}}، [[قیام]] کرده، قائل به [[امامت]] [[محمد حنفیه]] شدند. آنان [[معتقد]] بودند: وی [[اسرار]] [[دین]] و [[علم]] [[تأویل]] و [[علوم]] [[باطنی]] را از دو برادرش [[حسن]] و [[حسین]] {{عم}} فراگرفته است. برخی از [[کیسانیه]] ارکان [[شریعت]] (مانند [[نماز]] و [[روزه]]) را [[تأویل]] کرده و قائل به [[تناسخ]] و [[حلول]] بودند<ref>محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۷۳.</ref>. | *یکی از فرقهها- و شاید اولین فرقهای که در [[مهدویت]] دچار [[انحراف]] شد- "[[کیسانیه]]" است. درباره [[علت]] نامگذاری این [[فرقه]] به [[کیسانیه]]، اختلافنظر هست؛ برخی نوشتهاند: اینان [[پیروان]] کیسان آزاد شده [[امیر مؤمنان]] {{ع}} بودند. کیسان [[شاگرد]] [[محمد بن حنفیه]] بود؛ ولی از [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} نیز [[علوم]] مختلف- از جمله [[علم]] [[تأویل]] و [[باطن]] و [[علم]] آفاق و انفس- آموخت. سپس به [[امامت]] [[محمد]] قائل شد و برای او مراتب و درجاتی دانست که خارج از حد وی بود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۴۷.</ref>. برخی نوشتهاند: [[کیسانیه]] [[پیروان]] مختار بن ابی عبیده ثقفی بودند؛ زیرا او ملقب به کیسان بود، از اینرو [[کیسانیه]] خوانده شدند. شماری هم نوشتهاند: [[فرمانده]] پلیس (شرطه) مختار، کیسان نام داشت و کنیهاش ابو [[عمران]] بود. او در [[اعمال]] خود بسیار [[افراط]] میکرد و [[محمد]] را [[وصی]] [[حضرت علی]] {{ع}} میدانست و مختار را [[نایب]] او معرفی میکرد!<ref>نوبختی، فرق الشیعة، ص ۲۳ و ۲۴.</ref> در هر حال این گروه قائل به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. مختار، نخست برای [[پیشرفت]] کار خود [[دعوت]] به [[علی بن الحسین]] {{ع}} و سپس [[دعوت]] به [[محمد حنفیه]] میکرد. البته کار او مبتنی بر [[اعتقاد]] وی به [[اهل بیت]] {{عم}} نبود؛ بلکه میخواست از آن بهرهبرداری [[سیاسی]] کند و چون کارش بالا گرفت، خود دعوی [[دریافت وحی]] از [[خداوند]] کرد و عباراتی مسجع و با قافیه، به [[تقلید]] از [[قرآن]] به زبان راند. [[محمد حنفیه]] از وی بیزاری جست و وقتی مختار وی را به [[کوفه]] [[دعوت]] کرد، او نپذیرفت. [[کیسانیه]] پنداشتهاند: [[محمد حنفیه]] پس از کشته شدن برادرش [[حسین بن علی]] {{عم}}، مختار را بر عراقین [[فرمانروایی]] داد و از او خواست از [[قاتلان]] آن [[حضرت]]، [[خونخواهی]] کند. [[کیسانیه]] شش سال بعد از [[شهادت امام حسین]] {{ع}}، [[قیام]] کرده، قائل به [[امامت]] [[محمد حنفیه]] شدند. آنان [[معتقد]] بودند: وی [[اسرار]] [[دین]] و [[علم]] [[تأویل]] و [[علوم]] [[باطنی]] را از دو برادرش [[حسن]] و [[حسین]] {{عم}} فراگرفته است. برخی از [[کیسانیه]] ارکان [[شریعت]] (مانند [[نماز]] و [[روزه]]) را [[تأویل]] کرده و قائل به [[تناسخ]] و [[حلول]] بودند<ref>محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۷۳.</ref>. | ||
*'''[[عقاید]] مشترک [[کیسانیه]]:''' تمام فرق [[کیسانیه]]، دارای بعضی [[عقاید]] مشترک هستند؛ از جمله: | *'''[[عقاید]] مشترک [[کیسانیه]]:''' تمام فرق [[کیسانیه]]، دارای بعضی [[عقاید]] مشترک هستند؛ از جمله: | ||