پرش به محتوا

جامعیت اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ اوت ۲۰۱۹
خط ۳۱: خط ۳۱:


===دیدگاه حداکثری===
===دیدگاه حداکثری===
*برخی، جامعیت دین اسلام را به معنای آمدن همه علوم "طبیعی و..." در قرآن می‌دانند یعنی دسته کم، ریشه‌های دستاوردهای علمی و فنی در قرآن وجود دارد. یکی از مهم‌ترین مستمسک‌های این دیدگاه آیه ۸۹ سوره نحل است.
*برخی، [[جامعیت]] [[دین اسلام]] را به معنای آمدن همه [[علوم]] "طبیعی و..." در [[قرآن]] می‌دانند یعنی دسته کم، ریشه‌های دستاوردهای [[علمی]] و فنی در [[قرآن]] وجود دارد. یکی از مهم‌ترین مستمسک‌های این دیدگاه [[آیه]] ۸۹ سوره نحل است.
*'''نقد و بررسی:''' مراد از جامعیت اسلام، جامعیت در امور مربوطه به اصول معارف و فروع ناظر به هدایت است. زیرا: اولاً وجه ضرورت دین، ابلاغ معارف موردنیاز برای رسیدن به سعادت است، جامعیت قرآن هم باید بر همین اساس، تعریف شود. البته جنبه ارزشی، اموری مثل: صنایع، کشاورزی، خوراک و پوشاک و ... در سعادت انسان تأثیر دارد پس علوم تجربی نباید به دستاوردهایی منجر شوند که موجب ظلم به مردم و مانع از تحقق کمال انسان می‌شود. ولی بیان جزئیات این علوم ارتباطی با سعادت حقیقی انسان ندارد. ثانیاً خداوند برای رفع نیازهای مادی انسان‌ها، عقل و تجربه و... را قرار داده است و بروز خطا در این امور مشکلی در سعادت اخروی به وجود نمی‌آورد. ثالثاً، ازآنجاکه قرآن کتاب هدایت است، مراد از "بیان همه امور" بیان اموری است که برای رسیدن به سعادت موردنیاز است، برای مثال، وقتی می‌گویم "در این داروخانه همه‌چیز وجود دارد" در عرف عقلا، مراد، همه داروهاست نه همه امور مربوط به انسان حتی ساعت دیواری و...
*'''نقد و بررسی:''' مراد از [[جامعیت اسلام]]، [[جامعیت]] در امور مربوطه به اصول [[معارف]] و [[فروع]] ناظر به [[هدایت]] است. زیرا: اولاً وجه [[ضرورت]] [[دین]]، [[ابلاغ]] [[معارف]] موردنیاز برای رسیدن به [[سعادت]] است، [[جامعیت قرآن]] هم باید بر همین اساس، تعریف شود. البته جنبه ارزشی، اموری مثل: صنایع، [[کشاورزی]]، [[خوراک]] و پوشاک و ... در [[سعادت انسان]] تأثیر دارد پس [[علوم تجربی]] نباید به دستاوردهایی منجر شوند که موجب [[ظلم]] به [[مردم]] و [[مانع]] از تحقق کمال [[انسان]] می‌شود. ولی بیان جزئیات این [[علوم]] ارتباطی با [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] ندارد. ثانیاً [[خداوند]] برای رفع نیازهای مادی [[انسان‌ها]]، [[عقل]] و تجربه و... را قرار داده است و بروز [[خطا]] در این امور مشکلی در [[سعادت اخروی]] به وجود نمی‌آورد. ثالثاً، ازآنجاکه [[قرآن]] کتاب [[هدایت]] است، مراد از "بیان همه امور" بیان اموری است که برای رسیدن به [[سعادت]] موردنیاز است، برای مثال، وقتی می‌گویم "در این داروخانه همه‌چیز وجود دارد" در عرف عقلا، مراد، همه داروهاست نه همه امور مربوط به [[انسان]] حتی ساعت دیواری و...
*یکی از شواهد این برداشت، آیاتی است که قرآن را کتاب هدایت معرفی کرده است مانند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>.
*یکی از شواهد این برداشت، آیاتی است که [[قرآن]] را کتاب [[هدایت]] معرفی کرده است مانند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>.
*شاهد دیگر اینکه در قرآن کریم نه اصول و نه فروع بسیاری از علوم موجود نیامده است. قرآن وقتی ادعای کمال می‌کند و می‌گوید: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref> امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref> از این جهت است که بر کرسی تشریع نشسته نه روی کرسی تکوین.  
*[[شاهد]] دیگر اینکه در [[قرآن کریم]] نه اصول و نه [[فروع]] بسیاری از [[علوم]] موجود نیامده است. [[قرآن]] وقتی ادعای کمال می‌کند و می‌گوید: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref> امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref> از این جهت است که بر کرسی [[تشریع]] نشسته نه روی کرسی [[تکوین]].  
*در اینگونه سخنان باید ببینیم گوینده‌اش خود را در چه موضعی قرار داده است. عدم شأنیت دین، نسبت به امور دنیایی، به معنای نفی دخالت هنجاری دین در این امور نیست. ازآنجاکه نوع به‌کارگیری برخی از امور دنیوی ممکن است در تعارض با هنجارهای دینی باشد، دین به بیان این هنجارها می‌پردازد. مثلاً کسب دانش هسته‌ای، از شئون دین نیست اما بر اساس اصل "نفی ضرر و ظلم"، دین، ساخت هر سلاح کشتارجمعی را مجاز نمی‌داند.
*در اینگونه سخنان باید ببینیم گوینده‌اش خود را در چه موضعی قرار داده است. عدم شأنیت [[دین]]، نسبت به امور [[دنیایی]]، به معنای نفی دخالت هنجاری [[دین]] در این امور نیست. ازآنجاکه نوع به‌کارگیری برخی از [[امور دنیوی]] ممکن است در [[تعارض]] با هنجارهای [[دینی]] باشد، [[دین]] به بیان این [[هنجارها]] می‌پردازد. مثلاً کسب [[دانش]] هسته‌ای، از [[شئون]] [[دین]] نیست اما بر اساس اصل "نفی ضرر و [[ظلم]][[دین]]، ساخت هر [[سلاح]] کشتارجمعی را مجاز نمی‌داند.
*در قرآن کریم آمده است که هر تر و خشک، حتی دانه در کتاب مبین آمده است که با تأمل در معنای "کتاب مبین" می‌توان به این شبهه پاسخ داد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۷.</ref>.
*در [[قرآن کریم]] آمده است که هر تر و خشک، حتی دانه در [[کتاب مبین]] آمده است که با تأمل در معنای "[[کتاب مبین]]" می‌توان به این [[شبهه]] پاسخ داد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۷.</ref>.
 
===دیدگاه حداقلی===
===دیدگاه حداقلی===
*سکولاریسم، معتقد است دین تنها در امور فردی "ارتباط خدا و انسان" حضور دارد نه در امور اجتماعی؛ بر این اساس علاوه بر علوم تجربی، علوم انسانی هم از شئون دنیایی به حساب می‌آیند. مدیریت امور دنیوی کاملاً هدفی دنیوی است و [[پیامبر]] به خود حق نمی‌دهد که برای آن تصمیم‌گیری یا در آن مداخله کند. دین، نه در پی شناخت امور سیاسی است و نه افکار آنها. نه به آنها امر می‌کند و نه از آنها نهی.
*سکولاریسم، معتقد است دین تنها در امور فردی "ارتباط خدا و انسان" حضور دارد نه در امور اجتماعی؛ بر این اساس علاوه بر علوم تجربی، علوم انسانی هم از شئون دنیایی به حساب می‌آیند. مدیریت امور دنیوی کاملاً هدفی دنیوی است و [[پیامبر]] به خود حق نمی‌دهد که برای آن تصمیم‌گیری یا در آن مداخله کند. دین، نه در پی شناخت امور سیاسی است و نه افکار آنها. نه به آنها امر می‌کند و نه از آنها نهی.
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش