فواید و آثار انتظار چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵۰: خط ۲۵۰:
::::::آقای '''[[صادق سهرابی]]'''، در کتاب ''«[[با انتظار در خیمه‌اش درآییم (کتاب)|با انتظار در خیمه‌اش درآییم]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::آقای '''[[صادق سهرابی]]'''، در کتاب ''«[[با انتظار در خیمه‌اش درآییم (کتاب)|با انتظار در خیمه‌اش درآییم]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«[[انتظار]] و آماده باش، «[[صبر]]» در برابر مشکلات و برخوردها و “ذکر” در برابر فتنه‌های غفلت‌زا و «[[بصیرت]]» در برابر «[[شبهات]]» مهاجم را فراهم می‌آورد<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۴</ref>.
::::::«[[انتظار]] و آماده باش، «[[صبر]]» در برابر مشکلات و برخوردها و “ذکر” در برابر فتنه‌های غفلت‌زا و «[[بصیرت]]» در برابر «[[شبهات]]» مهاجم را فراهم می‌آورد<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۴</ref>.
:::::*'''[[صبر]]:''' کسی که برای مشکل، جایی را در نظر گرفته و آن را در طرح، [[محاسبه]] کرده، غافل‌گیر نمی‌شود و صبرش را از دست نمی‌دهد. این طبیعی است که اهداف، به نسبت [[عظمت]] و اهمیت‌شان، مقدمات بخواهند و مشکلات داشته باشند، ولی این طبیعی نیست که به خاطر این مشکلات، به جزع و فریاد و یا [[ذلت]] و [[ضعف]] روی بیاوریم، که [[آدمی]]، با ترس‌ها، به [[قدرت]] رسیده و با عشق‌ها، کوه‌ها را بر دوش کشیده است.
:::::*'''[[صبر]]:''' کسی که برای مشکل، جایی را در نظر گرفته و آن را در طرح، [[محاسبه]] کرده، غافل‌گیر نمی‌شود و صبرش را از دست نمی‌دهد. این طبیعی است که اهداف، به نسبت [[عظمت]] و اهمیت‌شان، مقدمات بخواهند و مشکلات داشته باشند، ولی این طبیعی نیست که به خاطر این مشکلات، به جزع و فریاد و یا [[ذلت]] و [[ضعف]] روی بیاوریم، که [[آدمی]]، با ترس‌ها، به [[قدرت]] رسیده و با عشق‌ها، کوه‌ها را بر دوش کشیده است. [[آدمی]] آموخته است که چه‌گونه [[ترس]] و [[عشق]] را به [[قدرت]] و عمل تبدیل کند و چه گونه برای مشکلات، راه‌حل‌هایی بیابد. و طبیعی است که راه حل‌های دوره [[انتظار]]، از بحران‌های [[هجوم]] مشکلات بکاهند و [[صبر]] را مغلوب حوادث نسازند. [[پیامبر اکرم]]  می‌فرماید: {{متن حدیث|طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته...}}<ref>بحار ج ۵۲ ص ۱۴۳ ح ۶۰</ref>. خوشا به حال [[صابران]] و شکیبایان [[دوران غیبت]] آن [[حضرت]]...
[[آدمی]] آموخته است که چه‌گونه [[ترس]] و [[عشق]] را به [[قدرت]] و عمل تبدیل کند و چه گونه برای مشکلات، راه‌حل‌هایی بیابد. و طبیعی است که راه حل‌های دوره [[انتظار]]، از بحران‌های [[هجوم]] مشکلات بکاهند و [[صبر]] را مغلوب حوادث نسازند. [[پیامبر اکرم]]  می‌فرماید: {{متن حدیث|طُوبی لِلصَّابِرینَ فِی غَیبته...}}<ref>بحار ج ۵۲ ص ۱۴۳ ح ۶۰</ref>. خوشا به حال [[صابران]] و شکیبایان [[دوران غیبت]] آن [[حضرت]]...
:::::*'''[[ذکر]]:''' همان‌طور که مشکلات و مصایب و حوادث در میان هست، همین‌طور [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و وسوسه‌ها و زینت‌ها هم در میان هست و ناچار، هرکدام از این [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و وسوسه‌ها و زینت‌ها، [[دل]] را می‌لرزاند و [[غفلت]] را می‌پروراند. در نتیجه، مردانی که از دریاها گذشته بودند، در استکانی [[غرق]] می‌شوند و با جرعه‌ای گلوگیری از پای می‌افتند. آن‌چه باعث امن و [[رضایت]] می‌شود و آن‌چه که از غفلت‌ها و چنبره [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و زینت‌ها و وسوسه‌ها می‌رهاند، همین «ذکر» است که از [[هجوم]] و وساوس و [[فتنه‌ها]]، پی به [[ارزش‌ها]] ببری و به جای «[[غفلت]]»، به «[[بصیرت]]» برسی. در [[سوره اعراف]]، [[آیه]] دویست و یک آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref> کسانی که به مرحله [[تقوا]] رسیده‌اند و در کلاس [[اطاعت]] نشسته‌اند، آنجا که گردبادی از [[شیاطین]] بر آنها حلقه را تنگ کند و [[شیاطین]]، آنان را محاصره کنند، در این هنگام،  «متذکر» می‌شوند و از «[[هجوم]] [[شیاطین]]» به خود می‌آیند و به «[[بصیرت]]» می‌رسند و راه را در میان «[[شبهات]]» می‌یابند. [[راستی]] که [[خدا]]، چه‌گونه [[هدایت]] می‌کند و از [[هجوم]] [[شیاطین]]، به جای [[غفلت]]، ذکر و [[بصیرت]] را به اهل [[طاعت]] [[عنایت]] می‌فرماید و آنان را در میان «[[شبهات]]» [[راهنمایی]] می‌کند. این، [[بهره]] کسانی است که [[آمادگی]] داشته‌اند و “انتظار” می‌کشیده‌اند<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۵ و ۲۷</ref>.  
:::::*'''[[ذکر]]:''' همان‌طور که مشکلات و مصایب و حوادث در میان هست، همین‌طور [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و وسوسه‌ها و زینت‌ها هم در میان هست و ناچار، هرکدام از این [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و وسوسه‌ها و زینت‌ها، [[دل]] را می‌لرزاند و [[غفلت]] را می‌پروراند. در نتیجه، مردانی که از دریاها گذشته بودند، در استکانی [[غرق]] می‌شوند و با جرعه‌ای گلوگیری از پای می‌افتند. آن‌چه باعث امن و [[رضایت]] می‌شود و آن‌چه که از غفلت‌ها و چنبره [[فتنه‌ها]] و جلوه‌ها و زینت‌ها و وسوسه‌ها می‌رهاند، همین «ذکر» است که از [[هجوم]] و وساوس و [[فتنه‌ها]]، پی به [[ارزش‌ها]] ببری و به جای «[[غفلت]]»، به «[[بصیرت]]» برسی. در [[سوره اعراف]]، [[آیه]] دویست و یک آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref> کسانی که به مرحله [[تقوا]] رسیده‌اند و در کلاس [[اطاعت]] نشسته‌اند، آنجا که گردبادی از [[شیاطین]] بر آنها حلقه را تنگ کند و [[شیاطین]]، آنان را محاصره کنند، در این هنگام،  «متذکر» می‌شوند و از «[[هجوم]] [[شیاطین]]» به خود می‌آیند و به «[[بصیرت]]» می‌رسند و راه را در میان «[[شبهات]]» می‌یابند. [[راستی]] که [[خدا]]، چه‌گونه [[هدایت]] می‌کند و از [[هجوم]] [[شیاطین]]، به جای [[غفلت]]، ذکر و [[بصیرت]] را به اهل [[طاعت]] [[عنایت]] می‌فرماید و آنان را در میان «[[شبهات]]» [[راهنمایی]] می‌کند. این، [[بهره]] کسانی است که [[آمادگی]] داشته‌اند و “انتظار” می‌کشیده‌اند<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۵ و ۲۷</ref>.  
:::::*'''[[بصیرت]]:''' [[فتنه‌ها]]، همان‌طور که در [[دل]]، «[[غفلت]] و تعلق» می‌آورند، در ذهن هم «[[شبهه]]» سبز می‌کنند و تو می‌مانی که با این همه [[قدرت]]، چه‌گونه می‌توان برخورد کرد و با این همه [[ضعف]] و تشتت چه گونه می‌توان برپا ایستاد و [[نظم]] نوین جهانی را به زیر پا گرفت. ولی نکته، همین است که اگر [[منتظران]]، اقدامی نکردند و تقدیر و [[تدبیر]] و تشکل و [[تربیتی]] را نیاوردند و باری برنداشتند، آن وقت، [[ظلم]] مملو، خود، [[زمینه‌ساز]] [[قسط]] کامل است، که سیاهی، [[زمینه‌ساز]] [[نور]] است و در [[دل]] [[تاریکی]]، چراغ‌ها بارور می‌شوند<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۸</ref>. در سوره [[یوسف]] می‌خوانیم: {{متن قرآن|قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}}<ref>«بگو راه من این است که دعوت به سوی خدا می‌کنم،  براساس بصیرت، من و پیروان من، چنین هستند» آیه ۱۰۸ سوره یوسف</ref>. با بصیرت‌بخشی است که می‌توان [[شیعیان]] [[منتظر]] را از [[طوفان]] [[فتنه‌ها]] و [[شبهه‌ها]] رهایی بخشید و تواصی به [[حق]] کرد و توضیح داد که از مدار [[حق]] و [[صاحب]] زمان [[غفلت]] نورزند و جدا نشوند. اینجا است که [[امام هادی]] {{ع}} می‌فرماید:
:::::*'''[[بصیرت]]:''' [[فتنه‌ها]]، همان‌طور که در [[دل]]، «[[غفلت]] و تعلق» می‌آورند، در ذهن هم «[[شبهه]]» سبز می‌کنند و تو می‌مانی که با این همه [[قدرت]]، چه‌گونه می‌توان برخورد کرد و با این همه [[ضعف]] و تشتت چه گونه می‌توان برپا ایستاد و [[نظم]] نوین جهانی را به زیر پا گرفت. ولی نکته، همین است که اگر [[منتظران]]، اقدامی نکردند و تقدیر و [[تدبیر]] و تشکل و [[تربیتی]] را نیاوردند و باری برنداشتند، آن وقت، [[ظلم]] مملو، خود، [[زمینه‌ساز]] [[قسط]] کامل است، که سیاهی، [[زمینه‌ساز]] [[نور]] است و در [[دل]] [[تاریکی]]، چراغ‌ها بارور می‌شوند<ref>تو می‌آیی. علی صفایی حائری ص ۲۸</ref>. در سوره [[یوسف]] می‌خوانیم: {{متن قرآن|قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}}<ref>«بگو راه من این است که دعوت به سوی خدا می‌کنم،  براساس بصیرت، من و پیروان من، چنین هستند» آیه ۱۰۸ سوره یوسف</ref>. با بصیرت‌بخشی است که می‌توان [[شیعیان]] [[منتظر]] را از [[طوفان]] [[فتنه‌ها]] و [[شبهه‌ها]] رهایی بخشید و تواصی به [[حق]] کرد و توضیح داد که از مدار [[حق]] و [[صاحب]] زمان [[غفلت]] نورزند و جدا نشوند. اینجا است که [[امام هادی]] {{ع}} می‌فرماید:
۱۹٬۴۱۸

ویرایش