|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}}
| | #تغییر_مسیر [[وفای به عهد در سیره پیامبر خاتم]] |
| {{سیره معصوم}}
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *مهمترین [[سرمایه]] [[جامعه]]، [[اعتماد]] افراد آن به یکدیگر است که [[جامعه]] را از پراکندگی پشتوانه بیرون آورده، افراد آن را همچون دانههای زنجیر به هم میپیوندد، [[اعتماد]] به هم، فعالیتهای هماهنگی [[اجتماعی]] و [[همکاری]] در سطح وسیع و [[عهد]] و [[پیمان]]، تأکیدی بر حفظ این همبستگی و [[اعتماد]] به هم است<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۶.</ref>.
| |
| | |
| ==[[پایبندی]] [[رسول خدا]]{{صل}} به [[پیمان]]==
| |
| *[[پیامبر]]{{صل}} الگوی کامل عمل به دستورهای [[خداوند متعال]] است. آن [[حضرت]] به [[عهد]] و [[پیمان]] بسیار پایبند بود. به این صفت، سفارش و به شدت از [[پیمان]] شکنی منع میکرد<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۶.</ref>.
| |
| *[[قریش]]، [[پیش از بعثت]]، [[پیامبر]]{{صل}} را [[امین]] مینامیدند<ref>القندوزی، ینابیع الموده، ج ا، ص ۶۶؛ ماوردی، اعلام النبوه، ص۲۱۳؛ محمدبن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۲، ص۲۹۰ و ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص، ۱۹۷.</ref>. [[راستگویی]]، [[امانتداری]] و خوش خلقی [[رسول خدا]]{{صل}} که زبانزد همگان شده بود، به گوش. [[خدیجه]]{{س}} نیز رسید و همین ویژگی باعث شد که او فردی را نزد آن [[حضرت]] بفرستد و به ایشان، [[تجارت]] به [[شام]] را پیشنهاد کند<ref>السیرة النبویه، ص ۱۸۸ و تاریخ الطبری، ص ۲۸۰.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۶.</ref>.
| |
| *[[عمار یاسر]] میگوید: "من گوسفندهای خاندانم را در بیابان میچراندم و [[محمد]]{{صل}} نیز گوسفندان [[مردم]] [[مکه]] را میچرانید؛ روزی به [[محمد]]{{صل}} گفتم: آیا میخواهی گوسفندان را به بیابان فخ ببریم که آنجا علفزار خوبی دارد؟ فرمود: "آری، حاضرم"؛ پس فردای آن روز، گوسفندان خود را به بیابان فخ بردیم. [[محمد]]{{صل}} زودتر از من به چراگاه رسید؛ ولی جلو گوسفندان [[ایستاده]] بود و از چریدن آنها جلوگیری میکرد؛ گفتم: چرا آنها را باز میداری؟ فرمود: "من با تو [[وعده]] کردم که گوسفندان را با هم به این چراگاه بیاوریم؛ از این رو نپسندیدم که پیش از تو گوسفندانم را به این علفزار وارد کنم"!<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲۴ و قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص ۲۸۵.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۶-۶۷۷.</ref>.
| |
| *از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده است که فرمود: "کسی که [[حرمت]] [[پیمان]] را نگاه ندارد، [[دین]] درستی ندارد"<ref>نهج الفصاحه، ص ۶۶۶؛ تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۷۴؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۳۶؛ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۲۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص ۱۳۵ و ابن أبی الشیبه کوفی، المصنّف، ج ۷، ص ۲۳.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "روزی [[رسول خدا]]{{صل}} با مردی قرار گذاشت که در کنار صخره معینی در انتظارش بماند تا او برگردد؛ پس حرارت شدید [[آفتاب]] باعث [[رنج]] بروی [[پیامبر]]{{صل}} در کنار آن صخره شد و [[یاران پیامبر]] به ایشان گفتند: "چه میشود اگر به سایه بروی؟" [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "میعادگاه ما در همین نقطه است؛ من اینجا [[منتظر]] خواهم ماند و اگر نیامد، [[خلف]] [[وعده]] از او سرزده است"<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۴ و بحارالانوار، ص ۲۳۹.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۷.</ref>.
| |
| *[[پیامبر]]{{صل}} پیمانهای زیادی با افراد و طوایف گوناگون میبست که بعضی از آنها بسیار مهم و دارای اثرات بزرگی بودند؛ مانند دو [[پیمان]] "[[عقبه]]" باعث شدند شالوده [[حکومت اسلامی]] شکل بگیرد. این پیمانها که به روابط [[مسلمانان]] با [[مردم مدینه]] مربوط میشد، سرانجام به [[هجرت]] [[مسلمانان]] و تدوین [[قانون]] اساسی انجامید. [[رسول خدا]]{{صل}} در پایبندی به [[عهد]] و [[وفاداری]] از همه [[مردم]] جدیتر و [[برتر]] بود و هرگز خلاف [[پیمان]] عمل نکرد. [[امام علی]]{{ع}} در توصیف آن [[حضرت]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث| کان او فی الناس بذمه}}<ref>حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۲۳۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۹۲؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۷۰ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۱۵.</ref>؛ ([[رسول خدا]]{{صل}}) از همه [[مردم]] به آنچه [[تعهد]] کرده بود، وفادارتر بود.
| |
| *[[سیره مدیریتی]] [[پیامبر]]{{صل}} بر پایبندی به [[پیمان]] [[استوار]] بود و آن [[حضرت]]{{صل}} هرگز خلاف آن عمل نکرد؛ چنانکه در "عمرة القضا" طبق پیمانی که بسته بود، عمل کرد و قدمی از آن [[تجاوز]] نکرد<ref>تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۲۴ - ۲۶؛ ابن عبدالبر اندلسی، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص ۲۲۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۷۰ - ۳۷۲ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۲۷ - ۲۲۸.</ref>.
| |
| *مورخان و [[مفسران]] میگویند: از اموری که در [[صدر اسلام]] سبب شد، گروههای زیادی [[اسلام]] را بپذیرند، پایبندی [[مسلمانان]] به [[عهد]] و پیمانشان و مراعات سوگندهایشان بود<ref>ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۳۸۲ - ۳۸۳.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} پیش از همه به [[دستورهای الهی]] عمل میکرد و به [[اصحاب]] خود نیز چنین توصیه میفرمود<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۸.</ref>.
| |
| | |
| ==لوازم [[پایبندی]] به [[پیمان]]==
| |
| *برای اینکه بتوان به [[عهد]] و [[پیمان]]، پایبند بود و از عهده این مهم به درستی بر آمد، باید لوازم آن را [[شناخت]] و درصدد عمل کردن هر چه بیشتر و بهتر به آن بود؛ از لوازم پایبندی به [[عهد]] و [[پیمان]] میتوان به این موارد اشاره کرد: ۱. [[راستگویی]]؛ ۲. همسویی سخن و عمل؛ ۳. نفی [[خیانت]] و [[بیوفایی]].
| |
| ===[[راستگویی]]===
| |
| *[[پیامبر]]{{صل}} هنگام اعزام معاذ بن جبل به [[یمن]] به او فرمودند: "من به تو سفارش میکنم که [[تقوا]] را پیشه خود سازی، راستگو باشی، به عهدت وفا کنی، در [[ادای امانت]] کوتاهی نکنی، از [[خیانت]] کردن بپرهیزی و..."<ref>حسنبن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۵ - ۲۶ و بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۱۲۹.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۸.</ref>.
| |
| *مسلماً [[انسان]] [[دروغگو]] نمیتواند به [[وعده]] اش عمل کند؛ زیرا از لوازم پایبندی به [[عهد]] و [[پیمان]]، [[راستگویی]] است. در [[روایات اسلامی]] بر راست گویی بسیار تأکید شده است و [[مردم]] نیز از [[دروغ]] و [[دروغگویی]] به شدت [[نهی]] شدهاند و [[احادیث]] فراوانی در این باره [[نقل]] شده است که پرداختن به آن، [[هدف]] این نوشتار نیست و تنها به [[نقل]] چند [[روایت]] درباره [[راستگویی]] اکتفا میشود<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۸.</ref>.
| |
| *[[رسول خدا]]{{صل}} فرمودهاند: نشانه شخص [[صادق]]، چهار چیز است: به [[راستی]] سخن میگوید؛ به [[بیم]] و نوید [[الهی]] [[ایمان]] دارد؛ به [[عهد]] و [[پیمان]] خویش [[وفادار]] است و از [[حیله]] و [[خیانت]] پرهیز میکند<ref>{{متن حدیث| أَمَّا عَلَامَةُ الصَّادِقِ فَأَرْبَعَةٌ يَصْدُقُ فِي قَوْلِهِ وَ يُصَدِّقُ وَعْدَ اللَّهِ وَ وَعِيدَهُ وَ يُوفِي بِالْعَهْدِ وَ يَجْتَنِبُ الْغَدْر}}؛ تحف العقول، ص ۲۰ و بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۲۰.</ref>. همچنین میفرمود: "سه چیز است که در هر انسانی باشد، او دورو و دو چهره است؛ اگر چه [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بخواند و [[حج]] و [[عمره]] به جا آورد و بگوید من مسلمانم؛ نخست، کسی که وقتی سخن گفت، [[دروغ]] بگوید و آن گاه که [[وعده]] داد، [[عهد]] خود را بشکند و زمانی که به وی [[اعتماد]] و امانتی به او سپرده شد، [[خیانت]] کند"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۵۳۶؛ المصنّف، ج ۶، ص ۱۲۴ و جعفر بن محمد الفریابی، صفة المنافق، ص ۵۱.</ref>. همچنین فرموده است: "بر شما [[باد]] که از [[دروغ]] بپرهیزید؛ زیرا [[دروغ]]، خواه جدی یا شوخی، کاری [[نادرست]] و ناسازگار با [[ایمان]] است. [[انسان]] نباید به [[کودک]] خویش [[وعده]] بدهد و آن گاه به آن وفا نکند. بیگمان، [[دروغ]]، [[انسان]] را به [[بدکاری]] و [[بدکاری]] [[انسان]] را به سوی [[آتش]] سوزان [[دوزخ]] میکشد و بیگمان، [[راستی]]، [[انسان]] را به [[نیکوکاری]] و [[نیکوکاری]] [[انسان]] را به سوی [[بهشت]] پر طراوات و زیبای [[خدا]] [[راهنمایی]] میکند"<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۳۹۹.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۹.</ref>.
| |
| *با دقت در این [[احادیث]] متوجه میشویم که راست گویی و [[وفای به عهد]] در کنار هم آمدهاند که این مسئله نشان دهنده اهمیت این موضوع است و نیز اینکه این دو، مکمل یکدیگرند. در [[حدیث]] اخیر، اهمیت [[وفای به عهد]] تا حدی دانسته شده که افراد حتی از [[خلف]] [[وعده]] به [[کودک]] هم منع شدهاند و این، بیانگر اهمیت والای [[وفای به عهد]] و [[پیمان]] در [[اسلام]] است.
| |
| *از آفتهای زبان، دادن [[وعده]] [[دروغ]] است؛ زبان در [[وعده]] دادن، درنگ نمیکند و بسا که [[آدمی]] به [[وعده]] خود وفا نکند و [[خلف]] [[وعده]] شود که [[خلف]] [[وعده]] از [[نشانههای نفاق]] شمرده شده است.[[پیامبر]]{{صل}} فرموده است: "[[وعده]] دادن<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۹، ص ۲۴۸؛ المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۳۴۷ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۵۱.</ref> نوعی وام است" و نیز فرمودهاند: "[[وعده]]، نوعی [[بخشش]] است"<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۱۹، ص ۲۴۸.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۷۹-۶۸۰.</ref>.
| |
| | |
| ===همسویی سخن و عمل===
| |
| *از لوازم اصلی [[مدیریت]] بر [[قلوب]]، همسویی سخن و عمل و پرهیز از دوگانگی [[قول و فعل]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} که [[نیکوترین]] نمونه برای [[تأسی]] است چنان بود که هرگز [[مردم]] را به چیزی [[دعوت]] نکرد؛ مگر آنکه خود بدان عمل کرده بود و آنها را از چیزی [[نهی]] نکرد، جز آنکه خود از آن دوری کرده بود. [[تربیت]] یافتگان [[سیره]] آن [[حضرت]] نیز چنین بودهاند<ref>مصطفی دلشاد تهرانی، سیرة نبوی "منطق عملی"، ج ۳، ص ۴۵۷.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث| مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَفِ إِذَا وَعَد}}<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۶۴ و تحف العقول، ص۴۵.</ref>؛ هر که به [[خدا]] و [[روز قیامت]] [[ایمان]] دارد، باید به [[وعده]] اش وفا کند. [[خداوند متعال]] در [[نکوهش]] و تهدید کسانی که سخن و کردارشان یکی نیست و [[وعده]] میدهند و عمل نمیکنند، میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چرا چیزی میگویید که (خود) انجام نمیدهید؟ نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمیدهید» سوره صف، آیه ۲-۳.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۰.</ref>.
| |
| *گاهی [[انسان]] از ابتدا که [[وعده]] میدهد و سخن میگوید، بنای عمل نکردن را دارد که این، [[نفاق]] است؛ اما گاهی نمیتواند به آنچه گفته و [[وعده]] داده است، عمل کند که این، نتیجه [[ضعف]] [[اراده]] و [[سستی]] [[همت]] و البته از [[اخلاق]] مذموم و منافی با [[سعادت انسان]] شمرده شده است. پس، [[انسان]] [[عاقل]] باید پیش از [[وعده]] دادن [[توان]] خود را بسنجد و ببیند که آیا از عهده آن عمل بر میآید یا خیر؛ و وعدهای دهد که بتواند به آن عمل کند و با این عمل خود، [[خدا]] و بندگانش را [[خشنود]] سازد<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۰.</ref>.
| |
| | |
| ===[[بیوفایی]] و عهدشکنی===
| |
| *لازمه پایبندی به [[عهد]] و [[پیمان]] آن است که [[خیانت]] و [[بیوفایی]]، در افراد وجود داشته باشد و لازمه عمل به [[سنت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نیز همین است. [[خیانت]] و [[بیوفایی]] از نظر هر کسی مذموم و مطرود است و هیچ انسانی آن را تأیید نمیکند، هرچند که کمترین [[بهره]] از [[انسانیت]] را داشته باشد؛ اما با وجود این، وقتی پای [[هوا و هوس]] پیش آید و [[منافع]] بر [[مصالح]]، مقدم و [[قدرتطلبی]] بر [[حقیقت]] جویی چیره میشود، [[انسان]] با زیر پا گذاشتن ندای [[فطرت]] و [[وجدان]]؛ [[خیانت]]، [[فریب]] و [[بیوفایی]] را توجیه میکند و تا [[انسان]] به پستترین مراتب سقوط نکند، چنین نمیکند<ref>سیره نبوی "منطق علمی"، ص ۴۶۱.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۰-۶۸۱.</ref>.
| |
| *در [[قرآن مجید]]، در قسمتی از [[آیه]] ۱۳ سوره [[مائده]] درباره [[نکوهش]] [[پیمان]] شکنی چنین آمده است: {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً...}}<ref>«پس، برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم..». سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>. همانگونه که [[وفای به عهد]] باعث [[قدرت]]، [[شوکت]] و [[پیشرفت]] است، [[پیمانشکنی]] سبب [[ضعف]]، [[ناتوانی]] و نابودی است<ref>تفسیر نمونه، ص ۳۸۳.</ref>. [[بیوفایی]] و [[پیمانشکنی]] هم نوعی [[خیانت]] است که سبب نابودی افراد و [[ملتها]] میشود<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۱.</ref>.
| |
| *آن [[نظام]] و سازمانی که به قراردادها، پیمانها و وعدههای خود پایبند نیست، به سوی [[هلاکت]] سیر میکند؛ [[احمد بن حنبل]] [[نقل]] کرده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "[[مردم]] هرگز هلاک نمیشوند؛ مگر آن که به [[خیانت]] و [[پیمانشکنی]] بپردازند"<ref>کنزالعمال، ج ۳، ص ۵۱۸.</ref>. نمونه آن عهدشکنی [[یهود]] بنی قینقاع و [[بنی نضیر]] و [[سرنوشت]] آنهاست. [[پیامبر]]{{صل}} سخت به [[عهد]] و پیمانها پایبند بودند و در این باره به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود تأکید و توصیه و با [[پیمان]] شکنان - به ویژه زمانی که پای [[مصالح]] عمومی [[جامعه]] در میان بود - به شدت بر افراد خشمگین شدند؛ برای نمونه، در ادامه به [[سرنوشت]] [[یهود]] بنی قینقاع میپردازیم<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۱.</ref>.
| |
| | |
| ==[[پیمانشکنی]] [[یهود]] بنی قینقاع و [[سرنوشت]] آنها==
| |
| *[[پیامبر]]{{صل}} برای اینکه جلوی خرابکاری [[یهود]] و تحریکات [[دشمنان اسلام]] را در [[مدینه]] بگیرد، با آنها قراردادی بست که بنا به گفته مورخان، محکمترین پایه [[پیشرفت]] [[آیین اسلام]] با همین قرارداد شکل گرفت.[[رسول خدا]]{{صل}} این قرارداد را برای [[مهاجر]] و [[انصار]] تدوین فرمود که در آن، پیمانی هم با [[یهود]] بست و آنها را در [[دین]] خود آزاد گذارد و اموالشان را محترم دانسته، شرایطی برای آنها مقرر فرمود<ref>السیرة النبویة، ج ۱، ص ۵۰۱ - ۵۰۴ و نویری، نهایة الأرب، ج ۱۶، ص ۳۵۰.</ref>؛ ولی [[یهود]] بنی قینقاع، نخستین دستهای بودند که [[پیمان]] خود با [[مسلمانان]] را شکستند و سبب شدند تا [[مسلمانان]] در صدد [[جنگ]] با آنها برآیند. [[نقل]] شده است، روزی یکی از [[یهودیان]] بیقیقناع در بازار بنی قینقاع به [[همسر]] یکی از [[انصار]] اهانت کرد و یکی از [[مسلمانان]] که [[شاهد]] این گستاخی بود، مرد [[یهودی]] را کشت. [[یهودیان]] بنی قینقاع نیز به آن [[مسلمان]] حمله کردند و وی را کشتند<ref>السیرة النبویة، ج ۲، ص ۴۸؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۱۷۶ - ۱۷۷ و الانساب الاشراف، ج ۱، ص۳۰۹.</ref>. این کار باعث حمله [[نظامی]] [[پیامبر]]{{صل}} [[علیه ]][[یهودیان]] بنی قینقاع شد و [[یهود]] بنی قینقاع که تاب [[جنگ]] نداشتند، به قلعههای خویش پناهنده شدند و [[پیغمبر]]{{صل}} اطراف خانههای ایشان را محاصره کرد. این محاصره، پانزده روز طول کشید و بنی قینقاع به تنگ آمدند و به ناچار [[تسلیم]] شدند. سرانجام، [[یهودیان]] از خانه و [[زندگی]] خود دست کشیده، به "أذرعات" [[شام]] رفتند و [[مسلمانان]]، مالک خانه و [[زندگی]] آنها شدند و [[غنیمت]] بسیاری به دست آوردند<ref>الکامل، ج ۲، ص ۱۳۷ - ۱۳۸؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۸ - ۳۰۹؛ تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۴۷۹ - ۴۸۶ و السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۷ – ۴۹.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۱-۶۸۲.</ref>.
| |
| | |
| ==[[خیانت]] و [[پیمانشکنی]] [[یهود]] بنینضیر و [[سرنوشت]] آنها==
| |
| *[[یهودیان]] [[بنی نضیر]] با [[رسول خدا]]{{صل}} [[پیمان]] [[دوستی]] داشتند و آنان به [[رسول خدا]]{{صل}} قول همهگونه کمکی را داده بودند؛ ولی هنگامی که آن [[حضرت]] در محله آنها پشت دیوار یکی از خانههای ایشان به [[انتظار]] [[کمک]] ایشان نشسته بود، با هم خلوت کردند و برای [[قتل]] [[پیامبر]]{{صل}} نقشه کشیدند؛ ولی [[خداوند متعال]] با [[وحی]]، [[رسول]] خود را از [[توطئه]] ایشان [[آگاه]] کرد. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} نیز [[توطئه]] بنینضیر را به اصحابش، اطلاع و [[دستور]] داد که برای [[جنگ]] با آنها آماده شوند. سپس ابن اممکتوم را در [[مدینه]] به جای خود نهاد و در [[ماه]] [[ربیع الاول]] به قصد [[جنگ]] با ایشان، حرکت و با همراهان خود قلعههای ایشان را محاصره کرد. آنها شش روز در محاصره بودند و سرانجام برای [[رسول اکرم]]{{صل}} پیغام دادند که ما حاضریم از این سرزمین برویم، به شرط اینکه آن [[حضرت]] اجازه دهند که آنها جز اسلحه، هر چه اثاث دارند و هر آن چه را که شترانشان [[قدرت]] حمل آنها را دارند، با خود ببرند؛ [[پیامبر اسلام]]{{صل}} این پیشنهاد را پذیرفت و آنها هر چه میتوانستند، بر شتران خود بار کردند و از قلعهها بیرون آمدند و فقط دو نفر از ایشان به نامهای یامین بن عمیر و ابوسعد بن وهب، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمدند و [[مسلمان]] شدند و با این کار، [[جان]] و [[مال]] خود را حفظ کردند و در [[مدینه]] ماندند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۱۹۲؛ الإکتفاء، ج ۱، ص ۴۱۴؛ تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۵۵۵ و المغازی، ص ۳۷۳.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودهاند: "[[منافق]]، سه نشانه دارد: چون سخن گوید، [[دروغ]] میگوید؛ چون به او [[اعتماد]] شود، [[خیانت]] و چون [[وعده]] دهد، [[بیوفایی]] میکند"<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۳ - ۱۴؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۱۴؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۱، ص ۵۶ و ابن أبی الدنیا، مکارم الاخلاق، ص ۴۶.</ref><ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۸۲-۶۳.</ref>.
| |
| | |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']]
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده: وفای به پیمان]]
| |