جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*[[نظام آفرینش الهی]] به دو صورت [[جامعه انسانی]] را دربر میگیرد: | *[[نظام آفرینش الهی]] به دو صورت [[جامعه انسانی]] را دربر میگیرد: | ||
#[[جامعه انسانی]] با [[عمل به دستورات]] [[خدا]] و [[پیروی]] از [[رهبری الهی]]، [[نظام عدل الهی]] را برپا سازد. در این صورت با [[نظام آفرینش]] که بر تمامی وجود [[حاکم]] است، هماهنگ میشود؛ تمامی موجودات در [[خدمت]] او قرار میگیرند و [[حکمرانی]] بر هستی به او واگذار میشود تا به نقش [[جانشینی الهی]] جامه عمل پوشاند. | #[[جامعه انسانی]] با [[عمل به دستورات]] [[خدا]] و [[پیروی]] از [[رهبری الهی]]، [[نظام عدل الهی]] را برپا سازد. در این صورت با [[نظام آفرینش]] که بر تمامی وجود [[حاکم]] است، هماهنگ میشود؛ تمامی موجودات در [[خدمت]] او قرار میگیرند و [[حکمرانی]] بر هستی به او واگذار میشود تا به نقش [[جانشینی الهی]] جامه عمل پوشاند. | ||
#[[جامعه انسانی]] مقدمه [[برپایی جامعه عادل]] باشد و این در صورتی است که [[نظام]] [[عدل الهی]] زیر پا گذاشته شود و [[مردم]] از [[رهبری الهی]] [[پیروی]] نکنند. اما هنوز قابلیت [[برپایی جامعه عادل]] بهکلّی از دست نرفته باشد، در این هنگام "[[سنت امهال]]" جاری میشود، به شرط اینکه [[تشکیل جامعه صالح]] امکانپذیر بوده و [[جامعه بشری]] [[شایستگی]] تغییر و [[اصلاح]] داشته باشد و هنوز [[فرصت]] برای بازگشت به راه درست ولو در [[آینده]] | #[[جامعه انسانی]] مقدمه [[برپایی جامعه عادل]] باشد و این در صورتی است که [[نظام]] [[عدل الهی]] زیر پا گذاشته شود و [[مردم]] از [[رهبری الهی]] [[پیروی]] نکنند. اما هنوز قابلیت [[برپایی جامعه عادل]] بهکلّی از دست نرفته باشد، در این هنگام "[[سنت امهال]]" جاری میشود، به شرط اینکه [[تشکیل جامعه صالح]] امکانپذیر بوده و [[جامعه بشری]] [[شایستگی]] تغییر و [[اصلاح]] داشته باشد و هنوز [[فرصت]] برای بازگشت به راه درست ولو در [[آینده]] باقی باشد. اما هر گاه [[جامعه]]، این [[شایستگی]] را از دست دهد، دیگر [[شایسته]] دستیابی به [[نعمتهای الهی]] نیست؛ نعمتهایی که بر پایه [[حکمت]] و [[عدل]] بنا شدهاند و در برابر [[ظلم]] و [[فساد]] قرار دارند. | ||
*این همان [[سنّت الهی]] است که به [[اراده الهی]] باعث نابودی و استیصال [[قوم نوح]] شد؛ آنگاه که [[نظام]] [[عدل]] را کنار گذاشته از [[پیروی]] پیامبرشان دست کشیدند و حالت [[طغیان]] پیدا کردند، [[شایستگی]] ایجاد [[جامعه عادل]] را از دست دادند و تمامی ظرفیتهای بازگشت به [[نظام]] [[عدل]] و محدوده [[اطاعت]] و [[یاری]] [[رهبر الهی]] را بهکلّی نابود ساختند. [[قرآن کریم]] در بیان [[تاریخ]] [[قوم نوح]] به روشنی به این [[سنت]] تصریح میکند و میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا * فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا * وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا * ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم * و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود * و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند * سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم» سوره نوح، آیه ۵-۹.</ref>. تا آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه میکنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمیآورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref>. | *این همان [[سنّت الهی]] است که به [[اراده الهی]] باعث نابودی و استیصال [[قوم نوح]] شد؛ آنگاه که [[نظام]] [[عدل]] را کنار گذاشته از [[پیروی]] پیامبرشان دست کشیدند و حالت [[طغیان]] پیدا کردند، [[شایستگی]] ایجاد [[جامعه عادل]] را از دست دادند و تمامی ظرفیتهای بازگشت به [[نظام]] [[عدل]] و محدوده [[اطاعت]] و [[یاری]] [[رهبر الهی]] را بهکلّی نابود ساختند. [[قرآن کریم]] در بیان [[تاریخ]] [[قوم نوح]] به روشنی به این [[سنت]] تصریح میکند و میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا * فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا * وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا * ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم * و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود * و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند * سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم» سوره نوح، آیه ۵-۹.</ref>. تا آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه میکنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمیآورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref>. | ||
*از [[حضرت نوح]] به عنوان [[بنده]] [[صالح]] و [[مهربان]] نسبت به [[بندگان خدا]]، به دور است که [[کافران]] را از باب انتقامجویی نفرین کرده باشد؛ بلکه نفرین او هماهنگ با [[سنت]] نابودی [[جامعه]] به دور از [[فرمان]] خداست. چنین جامعهای تمامی شایستگیهای استمرار وجودش در ضمن [[نظام هستی]] که بر پایه [[حق]] و [[عدل]] است را از دست داده و [[عدالت]] را نابود کرده است. [[خداوند]] در سوره [[اسراء]] به این [[سنت]] اشاره میکند. [[کشتن پیامبر خاتم]] - به عنوان تنها [[رهبری]] که [[برگزیده]] شده تا از [[ناحیه]] [[خدا]] جامعهای تشکیل دهد که به طور دائم [[خلیفه]] [[الهی]] باشد - بدین معناست که چنین جامعهای آخرین [[فرصت]] خود را برای برپایی [[نظام]] عادلانه از دست داده است. | *از [[حضرت نوح]] به عنوان [[بنده]] [[صالح]] و [[مهربان]] نسبت به [[بندگان خدا]]، به دور است که [[کافران]] را از باب انتقامجویی نفرین کرده باشد؛ بلکه نفرین او هماهنگ با [[سنت]] نابودی [[جامعه]] به دور از [[فرمان]] خداست. چنین جامعهای تمامی شایستگیهای استمرار وجودش در ضمن [[نظام هستی]] که بر پایه [[حق]] و [[عدل]] است را از دست داده و [[عدالت]] را نابود کرده است. [[خداوند]] در سوره [[اسراء]] به این [[سنت]] اشاره میکند. [[کشتن پیامبر خاتم]] - به عنوان تنها [[رهبری]] که [[برگزیده]] شده تا از [[ناحیه]] [[خدا]] جامعهای تشکیل دهد که به طور دائم [[خلیفه]] [[الهی]] باشد - بدین معناست که چنین جامعهای آخرین [[فرصت]] خود را برای برپایی [[نظام]] عادلانه از دست داده است. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
==مراحل سنت غیبت رهبری الهی == | ==مراحل سنت غیبت رهبری الهی == | ||
*سنتِ چند مرحلهای بودن [[غیبت]] [[رهبری الهی]] ([[مراحل غیبت]] [[رهبر الهی]]) [[غیبت]] [[رهبر الهی]] دارای مراحل متعددی است. این تعدد به حسب شرایطی است که [[رهبری الهی]] را دربر میگیرد و نیز به سبب تفاوت فرصتهایی است که برای عمل او مقدر شده است. [[مراحل غیبت]] به حسب آنچه از [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]] مییابیم عبارتند از: | *سنتِ چند مرحلهای بودن [[غیبت]] [[رهبری الهی]] ([[مراحل غیبت]] [[رهبر الهی]]) [[غیبت]] [[رهبر الهی]] دارای مراحل متعددی است. این تعدد به حسب شرایطی است که [[رهبری الهی]] را دربر میگیرد و نیز به سبب تفاوت فرصتهایی است که برای عمل او مقدر شده است. [[مراحل غیبت]] به حسب آنچه از [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]] مییابیم عبارتند از: | ||
*'''مرحله اول: [[غیبت تجمید و کنارهگیری]]:''' در این مرحله، [[رهبر الهی]] دایره فعالیت [[رهبری]] خود را جمع میکند و از ساحتِ [[رهبری]] [[آشکار]] و صریح کناره میگیرد و در ظاهر [[عزلت]] میگزیند و فعالیتهای [[رهبری]] خود را در محدودهای خاص دنبال میکند. این امر زمانی به وقوع میپیوندد که [[مردم]] در برابر قوای سیاسیِ مخالف [[رهبر الهی]] سر [[تسلیم]] فرود آورند، از [[پیروی]] [[رهبر الهی]] سر باز زنند، راه [[سرپیچی]] و جدایی از [[رهبری]] را برگزینند و بر [[مخالفت]] با او [[اصرار]] ورزند. اما با چنین [[رفتاری]] از [[مردم]]، تمامی روزنههای فعالیت برای [[رهبر الهی]] بسته نمیشود، بلکه برخی از فرصتهای محدود | *'''مرحله اول: [[غیبت تجمید و کنارهگیری]]:''' در این مرحله، [[رهبر الهی]] دایره فعالیت [[رهبری]] خود را جمع میکند و از ساحتِ [[رهبری]] [[آشکار]] و صریح کناره میگیرد و در ظاهر [[عزلت]] میگزیند و فعالیتهای [[رهبری]] خود را در محدودهای خاص دنبال میکند. این امر زمانی به وقوع میپیوندد که [[مردم]] در برابر قوای سیاسیِ مخالف [[رهبر الهی]] سر [[تسلیم]] فرود آورند، از [[پیروی]] [[رهبر الهی]] سر باز زنند، راه [[سرپیچی]] و جدایی از [[رهبری]] را برگزینند و بر [[مخالفت]] با او [[اصرار]] ورزند. اما با چنین [[رفتاری]] از [[مردم]]، تمامی روزنههای فعالیت برای [[رهبر الهی]] بسته نمیشود، بلکه برخی از فرصتهای محدود باقی میماند و [[رهبری]] با بهرهگیری از آن [[فرصتها]] میتواند [[مؤمنان]] رنجیده و خسته را [[تربیت]] کند و آنان را برای [[قیام]] در زمان مناسب آماده نماید. این همان سنتی است که درباره [[موسی]]، بعد از آنکه قومش دچار [[عذاب]] بیابان شدند، جاری شد. | ||
*'''مرحله دوم: [[غیبت هجرت]]:''' در این [[سنت]]، [[رهبر الهی]] محلی که در آن فعالیت [[رهبری]] خود را آغاز نموده بود، ترک میکند و به محل دیگری میرود و این زمانی است که [[جامعه]] اول، تمامی فرصتهای [[همراهی]] با [[رهبری الهی]] را از دست دهد و نیروهای مخالف [[رهبری]] که زمام [[حکومت]] را در دست گرفتهاند، قصد کشتن و نابودی [[رهبر الهی]] را داشته یا او را به گونهای در محاصره قرار دهند که به طور کامل از پایگاه مردمی خود جدا شود. چنین غیبتی برای [[پیامبر اکرم]] اتفاق افتاد، چنانکه این [[آیه کریمه]] از آن حکایت میکند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>. چنانکه گذشت، این [[سنت]] پیش از این نیز درباره [[حضرت ابراهیم]] جاری شد، همانطور که درباره [[حضرت موسی]] در ابتدای پیامبریاش اتفاق افتاد؛ آنجا که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ * فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و مردی از دورترین جای شهر شتابان آمد؛ گفت: ای موسی! سرکردگان (شهر) در کار تو همدل شدهاند تا تو را بکشند پس (از شهر) بیرون رو که من از خیرخواهان توام * آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش» سوره قصص، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | *'''مرحله دوم: [[غیبت هجرت]]:''' در این [[سنت]]، [[رهبر الهی]] محلی که در آن فعالیت [[رهبری]] خود را آغاز نموده بود، ترک میکند و به محل دیگری میرود و این زمانی است که [[جامعه]] اول، تمامی فرصتهای [[همراهی]] با [[رهبری الهی]] را از دست دهد و نیروهای مخالف [[رهبری]] که زمام [[حکومت]] را در دست گرفتهاند، قصد کشتن و نابودی [[رهبر الهی]] را داشته یا او را به گونهای در محاصره قرار دهند که به طور کامل از پایگاه مردمی خود جدا شود. چنین غیبتی برای [[پیامبر اکرم]] اتفاق افتاد، چنانکه این [[آیه کریمه]] از آن حکایت میکند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>. چنانکه گذشت، این [[سنت]] پیش از این نیز درباره [[حضرت ابراهیم]] جاری شد، همانطور که درباره [[حضرت موسی]] در ابتدای پیامبریاش اتفاق افتاد؛ آنجا که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ * فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و مردی از دورترین جای شهر شتابان آمد؛ گفت: ای موسی! سرکردگان (شهر) در کار تو همدل شدهاند تا تو را بکشند پس (از شهر) بیرون رو که من از خیرخواهان توام * آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش» سوره قصص، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | ||
*'''مرحله سوم: [[غیبت استتار]]:''' هرگاه در یک مرحله زمانیِ معین، تمامی مجالهای عمل برای [[رهبری الهی]] بسته شود، به گونهای که به سبب تسلط نیروهای [[دشمن]] بر همه مناطق آماده [[پذیرش رهبری]] [[الهی]]، اجرای [[سنت]] [[هجرت]] نیز بیفایده باشد، در این هنگام نوبت غیبتِ استتار فرا میرسد و [[آسمان]]، [[نعمت]] بزرگش را باز پس میگیرد و از آن محافظت مینماید تا زمانی که [[مردم]] مجال تازهای برای در آغوش کشیدن [[رهبر الهی]] و [[همکاری]] با او برای ایجاد [[جامعه]] عادلانه و اجرای [[سنت]] [[جانشینی]] [[صالحان]] در [[زمین]] فراهم آورند. | *'''مرحله سوم: [[غیبت استتار]]:''' هرگاه در یک مرحله زمانیِ معین، تمامی مجالهای عمل برای [[رهبری الهی]] بسته شود، به گونهای که به سبب تسلط نیروهای [[دشمن]] بر همه مناطق آماده [[پذیرش رهبری]] [[الهی]]، اجرای [[سنت]] [[هجرت]] نیز بیفایده باشد، در این هنگام نوبت غیبتِ استتار فرا میرسد و [[آسمان]]، [[نعمت]] بزرگش را باز پس میگیرد و از آن محافظت مینماید تا زمانی که [[مردم]] مجال تازهای برای در آغوش کشیدن [[رهبر الهی]] و [[همکاری]] با او برای ایجاد [[جامعه]] عادلانه و اجرای [[سنت]] [[جانشینی]] [[صالحان]] در [[زمین]] فراهم آورند. | ||