بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
*{{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> | *{{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref> | ||
در این [[آیات]] و نمونههای بسیار دیگرش، نکتهای است که نظر [[انسان]] را به [[سختی]] به خود جلب مینماید. آن نکته یادکردنی، این است که بهدست آوردن [[خلوص]]، تنها از راه عمل میسر نمیگردد؛ بلکه [[خلوص]] آنگاه بهدست میآید، که در [[دین]] بهکار [[رود]]، و [[دین]] مجموعهای است که از [[اعتقاد]]، [[اقرار زبانی]] و عمل با اعضاء [[بدن]]، تشکیل شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۲.</ref>. | در این [[آیات]] و نمونههای بسیار دیگرش، نکتهای است که نظر [[انسان]] را به [[سختی]] به خود جلب مینماید. آن نکته یادکردنی، این است که بهدست آوردن [[خلوص]]، تنها از راه عمل میسر نمیگردد؛ بلکه [[خلوص]] آنگاه بهدست میآید، که در [[دین]] بهکار [[رود]]، و [[دین]] مجموعهای است که از [[اعتقاد]]، [[اقرار زبانی]] و عمل با اعضاء [[بدن]]، تشکیل شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۲.</ref>. | ||
*بنابراین، مُخلَص واقعی کسی است که در مجموع [[دین]] -یعنی [[اعتقادات]]، سخنان وکارها - | *بنابراین، مُخلَص واقعی کسی است که در مجموع [[دین]] -یعنی [[اعتقادات]]، سخنان وکارها - اخلاص ورزد؛ امّا کسی که در [[اعمال]] و اقوالش اخلاص داشته در [[اعتقادات]] از آن بیبهره ماند، [[خودنمایی]] کرده؛ همانگونه که کسی که در [[اعتقادات]] و اقوال [[خلوص]] داشته، امّا در اعمالش از آن بیبهره باشد نیز، تنها [[خودنمایی]] است که جامه اخلاص بر تن کرده است!. بر این اساس، مخلَص [[حقیقی]] در هر سه جزء پیشگفته، و نه تنها در یکی یا در دو عدد از آنها، اخلاص میورزد. به همین جهت است که در [[قرآن کریم]] بارها به [[اخلاص در دین]]، و نه اخلاص در عمل تنها، تأکید شده است؛ چه عنوان [[اخلاص در دین]] میتواند همه موارد سه گانه را تحت پوشش خود قرار دهد. به این [[آیه شریفه]] نیز بنگرید: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref>. حال اگر کسی [[دین]] را در این [[آیات]] بهمعنای [[اطاعت]] بداند، هم برخلاف معنای ظاهر [[آیه]] رفته، و هم این نکته [[لطیف]] را از معنای آن سلب کرده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۳.</ref>. | ||
*کوتاه سخن آنکه [[قرآن کریم]] دلالت مینماید، که [[مخلص]] کسی است که از اخلاصی [[راسخ]] و [[استوار]] در اعتقاداتش بهرهمند است، بهگونهای که هیچ جزئی از [[اعتقادات]] او از عناصر غیر [[اسلامی]] سرچشمه نمیگیرد. در سخنانش نیز همینگونه است، بنابراین سخنانش از شائبه اوهام و [[خرافات]] پیراسته است؛ او چون عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> را بر زبان آورَد، [[حقیقت]] این سخن را در مییابد، و نه آنکه تنها زبانش به حرکت درآید، امّا معنای آن بر جانش ننشسته باشد. در کارهای گوناگونش نیز همینگونه است، چه هیچ چیزی از [[منافع]] مادّی و یا حتّی [[منافع]] [[معنوی]] در کنار [[حضرت حق]] [[هدف]] [[افعال]] او نخواهد بود، از این رو عنوان مخلَص به خوبی بر او [[صادق]] میآید. [[راغب اصفهانی]] به درستی در "مفردات ألفاظ القرآن الکریم" میآورد: {{عربی|الْإِخْلَاصِ: التّبرّي عن كلّ ما دون اللّه تعالى}}<ref>مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص۱۵۵.</ref>: " | *کوتاه سخن آنکه [[قرآن کریم]] دلالت مینماید، که [[مخلص]] کسی است که از اخلاصی [[راسخ]] و [[استوار]] در اعتقاداتش بهرهمند است، بهگونهای که هیچ جزئی از [[اعتقادات]] او از عناصر غیر [[اسلامی]] سرچشمه نمیگیرد. در سخنانش نیز همینگونه است، بنابراین سخنانش از شائبه اوهام و [[خرافات]] پیراسته است؛ او چون عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> را بر زبان آورَد، [[حقیقت]] این سخن را در مییابد، و نه آنکه تنها زبانش به حرکت درآید، امّا معنای آن بر جانش ننشسته باشد. در کارهای گوناگونش نیز همینگونه است، چه هیچ چیزی از [[منافع]] مادّی و یا حتّی [[منافع]] [[معنوی]] در کنار [[حضرت حق]] [[هدف]] [[افعال]] او نخواهد بود، از این رو عنوان مخلَص به خوبی بر او [[صادق]] میآید. [[راغب اصفهانی]] به درستی در "مفردات ألفاظ القرآن الکریم" میآورد: {{عربی|الْإِخْلَاصِ: التّبرّي عن كلّ ما دون اللّه تعالى}}<ref>مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص۱۵۵.</ref>: "اخلاص [[بیزاری جستن]] است از هر آنچه غیر [[خداوند متعال]] میباشد"؛ [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}<ref>«و بهدینتر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت» سوره نساء، آیه ۱۲۵.</ref>؛ و میفرماید: {{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۴.</ref>. | ||
*مراد از "وجه" در این دو [[آیه]]، ذات [[الهی]] است؛ بنابراین، در [[آیه]] نخست تصریح مینماید که [[بهترین]] دینها و یا [[بهترین]] مراتب [[دین]]، آن است که [[انسان]] با [[هویّت]] قلبی، [[اعتقادی]]، قولی و فعلیِ خود [[تسلیم]] [[حضرت حق]] بوده، بهگونه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} | *مراد از "وجه" در این دو [[آیه]]، ذات [[الهی]] است؛ بنابراین، در [[آیه]] نخست تصریح مینماید که [[بهترین]] دینها و یا [[بهترین]] مراتب [[دین]]، آن است که [[انسان]] با [[هویّت]] قلبی، [[اعتقادی]]، قولی و فعلیِ خود [[تسلیم]] [[حضرت حق]] بوده، بهگونه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اخلاص ورزد؛ چه [[ابراهیم]] از پس اخلاصش به [[مقام]] خلیلی رسید، که نشان دهنده اتّصال کامل او با [[حضرت حق]] بود. | ||
*[[آیه]] دوم نیز نشان میدهد که [[ابراهیم خلیل]]{{ع}}، بعد از آنکه به بعضی از مراتب بسیار بالای [[یقین]] دست یافت، با [[قلب]] خود قیّومیّت [[حضرت حق]]، و در مقابل آن [[پستی]]، فروافتادگی، [[فقر]]، امکان و سایه بودن دیگر موجودات را دریافت؛ به عبارتی دیگر [[قلب]] او سایه بودن عالَم وجود و [[صاحب]] سایه بودن [[حضرت حق]] را دریافت، غنای مطلق او و [[فقر]] محض [[بنده]]، دریا بودن [[پروردگار]] و نمی بیش نبودن [[بنده]] و... را باز [[شناخت]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۵.</ref>. | *[[آیه]] دوم نیز نشان میدهد که [[ابراهیم خلیل]]{{ع}}، بعد از آنکه به بعضی از مراتب بسیار بالای [[یقین]] دست یافت، با [[قلب]] خود قیّومیّت [[حضرت حق]]، و در مقابل آن [[پستی]]، فروافتادگی، [[فقر]]، امکان و سایه بودن دیگر موجودات را دریافت؛ به عبارتی دیگر [[قلب]] او سایه بودن عالَم وجود و [[صاحب]] سایه بودن [[حضرت حق]] را دریافت، غنای مطلق او و [[فقر]] محض [[بنده]]، دریا بودن [[پروردگار]] و نمی بیش نبودن [[بنده]] و... را باز [[شناخت]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۵.</ref>. | ||
*از این رو، از تمامی جز او دست کشید، و با تمام وجود به سوی او پر کشید؛ گویا غیر را نمیبیند یا نمییابد، چه در این مرتبه به [[خلوص]] [[علمی]] رسیده بود. | *از این رو، از تمامی جز او دست کشید، و با تمام وجود به سوی او پر کشید؛ گویا غیر را نمیبیند یا نمییابد، چه در این مرتبه به [[خلوص]] [[علمی]] رسیده بود. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
{{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا * وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا}}<ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو میدهیم سپس برای او دوزخ را میگماریم که در آن نکوهیده رانده درآید * و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد» سوره اسراء، آیه ۱۸-۱۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۶-۲۱۷.</ref>. | {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا * وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا}}<ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو میدهیم سپس برای او دوزخ را میگماریم که در آن نکوهیده رانده درآید * و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد» سوره اسراء، آیه ۱۸-۱۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۶-۲۱۷.</ref>. | ||
*نمونههای این [[آیات]] در [[قرآن کریم]] بسیار بوده، و در [[سنّت]] [[نبوی]] و [[احادیث]] ائمّه هدی{{عم}} نیز این معنی بسیار به چشم میآید. [[شیخ]] حرّ عاملی در ابتدای موسوعه گرانسنگ خود "وسائل الشّیعه"، به شماری از این [[روایات]] اشاره نموده است. نمونه را میتوان به این [[حدیث نبوی]] -که [[شیعه]] و [[سنّی]] [[تواتر]] لفظی آن را پذیرفتهاند- اشاره نمود: "[[ارزش]] [[اعمال]] بهواسطه نیّتها است" <ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}}</ref>؛ نیز سخت مشهور است که: "[[ارزش]] هر انسانی به نیّتهای اوست" <ref>{{متن حدیث|لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى}}</ref> و نیز فرمودهاند:"هیچ عملی نیست مگر آنکه نیّتی در پشت آن قرار دارد" <ref>{{متن حدیث|لَا عَمَلَ إِلَّا بِالنِّيَّةِ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref>.[[حضرت حق]] نیز میفرماید: {{متن قرآن|إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ}}<ref>«سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref>. چه مراد از این [[آیه شریفه]]، میتواند آن باشد که [[نیّت]]، [[عمل صالح]] را به سوی درگاه [[الهی]] فرا میبرد، و بدون [[نیّت]] [[اعمال]] اصلاً به آن درگاه [[عالی]] نرسیده پذیرفته نمیگردد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۸.</ref>. | *نمونههای این [[آیات]] در [[قرآن کریم]] بسیار بوده، و در [[سنّت]] [[نبوی]] و [[احادیث]] ائمّه هدی{{عم}} نیز این معنی بسیار به چشم میآید. [[شیخ]] حرّ عاملی در ابتدای موسوعه گرانسنگ خود "وسائل الشّیعه"، به شماری از این [[روایات]] اشاره نموده است. نمونه را میتوان به این [[حدیث نبوی]] -که [[شیعه]] و [[سنّی]] [[تواتر]] لفظی آن را پذیرفتهاند- اشاره نمود: "[[ارزش]] [[اعمال]] بهواسطه نیّتها است" <ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}}</ref>؛ نیز سخت مشهور است که: "[[ارزش]] هر انسانی به نیّتهای اوست" <ref>{{متن حدیث|لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى}}</ref> و نیز فرمودهاند:"هیچ عملی نیست مگر آنکه نیّتی در پشت آن قرار دارد" <ref>{{متن حدیث|لَا عَمَلَ إِلَّا بِالنِّيَّةِ}}؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref>.[[حضرت حق]] نیز میفرماید: {{متن قرآن|إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ}}<ref>«سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref>. چه مراد از این [[آیه شریفه]]، میتواند آن باشد که [[نیّت]]، [[عمل صالح]] را به سوی درگاه [[الهی]] فرا میبرد، و بدون [[نیّت]] [[اعمال]] اصلاً به آن درگاه [[عالی]] نرسیده پذیرفته نمیگردد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۸.</ref>. | ||
*کوتاه سخن آنکه [[آیات]] و [[روایات]]، هردو بر این نکته همداستانند که عمل بدون | *کوتاه سخن آنکه [[آیات]] و [[روایات]]، هردو بر این نکته همداستانند که عمل بدون اخلاص همچون جسمی است که [[روح]] نداشته باشد؛ از این رو همچون سرابی است که [[انسان]] تشنه آبش میپندارد، امّا در [[حقیقت]] چیزی نبوده از [[حقیقت]] برخوردار نمیباشد. حال توجّه کنیم که اگر [[خودنمایی]]، [[ریاء]] و [[نفاق]] نیز به عملی که از [[خلوص]] بیبهره است افزوده شود، چه [[سرنوشت]] شومی برای آن کار و [[صاحب]] آن در عالم واقع پدیدار میگردد؟!. | ||
به تعبیر [[قرآن کریم]]، اگر کسی در عمل خود غیر از [[خداوند متعال]] چیز دیگری را در نظر آورد، تنها جهنّم را نصیب میبرَد، و جز از آن هیچ بهرهای دیگر بهدست نخواهد آورد. | به تعبیر [[قرآن کریم]]، اگر کسی در عمل خود غیر از [[خداوند متعال]] چیز دیگری را در نظر آورد، تنها جهنّم را نصیب میبرَد، و جز از آن هیچ بهرهای دیگر بهدست نخواهد آورد. | ||
*از این رو در هر کاری گذشته از نیکویی آن کار، نیکوییِ کننده آن نیز مهمّ است و سرنوشتساز؛ چه [[روح]] هر کاری به نیکویی کننده آن - که بهواسطه [[نیّت]] و [[خلوص]] او معیّن میشود- نیز، بستگی تمام دارد. آری! [[نیکی]] خودکار سرانجام به [[کمک]] کننده آن خواهد شتافت- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref>-؛ همانگونه که کسی که بیمارستانی را برای [[کمک]] به [[مردمان]] بنا میکند امّا در ساخت آن [[خلوص]] نمیورزد، از [[منافع]] [[معنوی]] آن در [[قیامت]] بهرهمند خواهد شد، امّا خود این کار نمیتواند در پرونده [[اخروی]] او در شمار [[حسنات]] قرار گیرد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۸-۲۱۹.</ref>. | *از این رو در هر کاری گذشته از نیکویی آن کار، نیکوییِ کننده آن نیز مهمّ است و سرنوشتساز؛ چه [[روح]] هر کاری به نیکویی کننده آن - که بهواسطه [[نیّت]] و [[خلوص]] او معیّن میشود- نیز، بستگی تمام دارد. آری! [[نیکی]] خودکار سرانجام به [[کمک]] کننده آن خواهد شتافت- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref>-؛ همانگونه که کسی که بیمارستانی را برای [[کمک]] به [[مردمان]] بنا میکند امّا در ساخت آن [[خلوص]] نمیورزد، از [[منافع]] [[معنوی]] آن در [[قیامت]] بهرهمند خواهد شد، امّا خود این کار نمیتواند در پرونده [[اخروی]] او در شمار [[حسنات]] قرار گیرد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۱۸-۲۱۹.</ref>. | ||