بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخلهای وابسته به این بحث:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تدبر در قرآن]] | [[تدبر در حدیث]] | [[تدبر در نهج البلاغه]] | [[تدبر در معارف دعا و زیارات]] | [[تدبر در کلام اسلامی]] | [[تدبر در اخلاق اسلامی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تدبر در قرآن]] | [[تدبر در حدیث]] | [[تدبر در نهج البلاغه]] | [[تدبر در معارف دعا و زیارات]] | [[تدبر در کلام اسلامی]] | [[تدبر در اخلاق اسلامی]]| [[تدبر در فقه سیاسی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تدبر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تدبر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*'''تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *'''تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۱۹۷.</ref>. | ||
*در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | *در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 197.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}} [[دوراندیشی]] را حاصل [[خردمندی]]، بلکه [[کمال عقل]] را در تدبر میداند. [[امام]] {{ع}} در سفارش به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] او را به تدبر در امور و عاقبتاندیشی [[دعوت]] میکند و در شرححال کسی که بدون تأمّل خود را در امور غوطهور بسازد و نظری به عواقب کارها نداشته باشد، میفرماید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳: {{متن حدیث|"وَ مَنْ تَوَرَّطَ فىِ الْأُمُورِ غَيْرَ ناظِرٍ فىِ الْعَواقِبِ، فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمفْظِعاتِ النَّوآئِبِ، ... وَ التَّدبيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤَمِّنُكَ مِنَ النَّدَم"}}</ref>: "چنین کسی خود را در معرض ناگواریها سنگین قرار خواهد داد. [[تدبیر]] پیش از عمل [[انسان]] را از پشیمانی [[نجات]] میدهد." [[تاریخ]] نمونههای زیادی از کسانی دارد که بدون [[تدبیر]] و تدبر منشأ مصیبتهای فراوان برای خود و [[جامعه]] شدهاند. یکی از نمونهها [[خوارج نهروان]] هستند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *[[امام]] {{ع}} [[دوراندیشی]] را حاصل [[خردمندی]]، بلکه [[کمال عقل]] را در تدبر میداند. [[امام]] {{ع}} در سفارش به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] او را به تدبر در امور و عاقبتاندیشی [[دعوت]] میکند و در شرححال کسی که بدون تأمّل خود را در امور غوطهور بسازد و نظری به عواقب کارها نداشته باشد، میفرماید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳: {{متن حدیث|"وَ مَنْ تَوَرَّطَ فىِ الْأُمُورِ غَيْرَ ناظِرٍ فىِ الْعَواقِبِ، فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمفْظِعاتِ النَّوآئِبِ، ... وَ التَّدبيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤَمِّنُكَ مِنَ النَّدَم"}}</ref>: "چنین کسی خود را در معرض ناگواریها سنگین قرار خواهد داد. [[تدبیر]] پیش از عمل [[انسان]] را از پشیمانی [[نجات]] میدهد." [[تاریخ]] نمونههای زیادی از کسانی دارد که بدون [[تدبیر]] و تدبر منشأ مصیبتهای فراوان برای خود و [[جامعه]] شدهاند. یکی از نمونهها [[خوارج نهروان]] هستند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۱۹۷.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵: {{متن حدیث|"وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ، وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ، لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْه"}}</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹: {{متن حدیث|"لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *[[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵: {{متن حدیث|"وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ، وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ، لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْه"}}</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹: {{متن حدیث|"لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۱۹۷.</ref>. | ||
*[[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *[[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۱۹۷.</ref>. | ||
*این معنا به تعابیر دیگری نیز آمده است، مانند عبارت "[[دل]] احمق در دهان اوست و زبان [[عاقل]] در دلش." از اینرو [[امام]] بر مسئله [[تدبّر]] و [[تدبیر]] تأکید دارد و به [[انسانها]] سفارش میکند قبل از آنکه دست به کاری زنند، در [[عاقبت]] آن بیندیشند و تدبر قبل از انجام کار را مانع از پشیمانی و ندامت یاد میکند. [[امام]] در [[نامه]] ۵۳ یکی از شرایط [[گزینش]] افراد را تدبر و عاقبتاندیشی میداند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *این معنا به تعابیر دیگری نیز آمده است، مانند عبارت "[[دل]] احمق در دهان اوست و زبان [[عاقل]] در دلش." از اینرو [[امام]] بر مسئله [[تدبّر]] و [[تدبیر]] تأکید دارد و به [[انسانها]] سفارش میکند قبل از آنکه دست به کاری زنند، در [[عاقبت]] آن بیندیشند و تدبر قبل از انجام کار را مانع از پشیمانی و ندامت یاد میکند. [[امام]] در [[نامه]] ۵۳ یکی از شرایط [[گزینش]] افراد را تدبر و عاقبتاندیشی میداند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۱۹۷- ۱۹۸.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||