←اصالت جامعه بر دین
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*علاوه بر اینکه دورکیم، سر و سامانی به علم جامعهشناسی داد؛ نظریه جامعهشناسی [[دین]] از سوی او به [[تکامل]] رسید<ref>هیک، فلسفه دین، ص۷۶.</ref> که [[شهر خدا]] چیزی نیست جز بازتاب [[شهر]] [[انسان]]<ref>کوزو، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ص۲۰۰.</ref> و [[معتقد]] بود این رهیافت [اصالت جامعهمحوری] در پی زمینی ساختن و کنترل امر متعالی است<ref>کانلی، نگرشی به مطالعات دینی، ص۱۹۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۳.</ref>. | *علاوه بر اینکه دورکیم، سر و سامانی به علم جامعهشناسی داد؛ نظریه جامعهشناسی [[دین]] از سوی او به [[تکامل]] رسید<ref>هیک، فلسفه دین، ص۷۶.</ref> که [[شهر خدا]] چیزی نیست جز بازتاب [[شهر]] [[انسان]]<ref>کوزو، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ص۲۰۰.</ref> و [[معتقد]] بود این رهیافت [اصالت جامعهمحوری] در پی زمینی ساختن و کنترل امر متعالی است<ref>کانلی، نگرشی به مطالعات دینی، ص۱۹۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۳.</ref>. | ||
*مبنای این نگاه، آن است که [[دین]] از منشأ و خاستگاهی [[اجتماعی]] بهرهمند است. همچنین از این رهیافت، پدیدههای [[دینی]] از نوع مقولههای [[اجتماعی]] اند<ref>کوزو، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ص۱۹۷.</ref>؛ درنتیجه امر قدسی و [[دینی]] امری [[اجتماعی]] است<ref>دانیل، هفت نظریه دینی، ص۱۱۵.</ref> و نیازی را که نیز [[دین]] برمی آورد، نیازی [[اجتماعی]] است<ref>گالینکوس، درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ص۲۵۲.</ref>؛ زیرا در واقع، [[خدا]] و [[جامعه]] یکی است<ref>گالینکوس، درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ص۱۸۲.</ref>. این دو به قدری ملازم و مقارنند که تا [[جامعه]] وجود دارد، [[دین]] نیز خواهد بود، و نمیتوان [[آرمان]] [[جامعه]] بیدین را تصور کرد و در پی آن کوشید<ref>دورکیم، صور بنیانی حیات دینی، ص۵۹۳.</ref>. پس، [[دین]] و [[اخلاق]] نمیتوانند بدون یک بافت [[اجتماعی]] وجود داشته باشند<ref>پالس، هفت نظریه در باب دین، ص۱۵۲.</ref> و یا حتی دوام بیاورند؛ زیرا [[جامعه]] ایدهآل اساس و بنیان [[دین]] است<ref>آرون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی، ص۳۹۰.</ref>. | *مبنای این نگاه، آن است که [[دین]] از منشأ و خاستگاهی [[اجتماعی]] بهرهمند است. همچنین از این رهیافت، پدیدههای [[دینی]] از نوع مقولههای [[اجتماعی]] اند<ref>کوزو، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ص۱۹۷.</ref>؛ درنتیجه امر قدسی و [[دینی]] امری [[اجتماعی]] است<ref>دانیل، هفت نظریه دینی، ص۱۱۵.</ref> و نیازی را که نیز [[دین]] برمی آورد، نیازی [[اجتماعی]] است<ref>گالینکوس، درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ص۲۵۲.</ref>؛ زیرا در واقع، [[خدا]] و [[جامعه]] یکی است<ref>گالینکوس، درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ص۱۸۲.</ref>. این دو به قدری ملازم و مقارنند که تا [[جامعه]] وجود دارد، [[دین]] نیز خواهد بود، و نمیتوان [[آرمان]] [[جامعه]] بیدین را تصور کرد و در پی آن کوشید<ref>دورکیم، صور بنیانی حیات دینی، ص۵۹۳.</ref>. پس، [[دین]] و [[اخلاق]] نمیتوانند بدون یک بافت [[اجتماعی]] وجود داشته باشند<ref>پالس، هفت نظریه در باب دین، ص۱۵۲.</ref> و یا حتی دوام بیاورند؛ زیرا [[جامعه]] ایدهآل اساس و بنیان [[دین]] است<ref>آرون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی، ص۳۹۰.</ref>. | ||
*دورکیم پا را از اینها فراتر مینهد؛ زیرا [[جامعه]] نه تنها نماد [[دین]] است، بلکه نقش خداآفرینی و دینآفرینی نیز دارد. همانگونه که تصریح میکند، [[جامعه]] برای ادامه حیات خود و تغذیه مداوم [[اخلاقی]] اعضای آن، وجود متعالی | *دورکیم پا را از اینها فراتر مینهد؛ زیرا [[جامعه]] نه تنها نماد [[دین]] است، بلکه نقش خداآفرینی و دینآفرینی نیز دارد. همانگونه که تصریح میکند، [[جامعه]] برای ادامه حیات خود و تغذیه مداوم [[اخلاقی]] اعضای آن، وجود متعالی [[دین]] مشترک را میآفریند و به آن، به چشم [[پرستش]] مینگرد و بدینسان، آن را موجودی [[مقدس]] و جدا از ساحت امور عادی مینگرد<ref>آرون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی، ص۲۹۲.</ref>. ازاینرو، [[دین]]، محصول [[جامعه]] است<ref>پالس، هفت نظریه دریاب دین، ص۱۸۲.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۴.</ref>. | ||
==نقد و تحلیل== | ==نقد و تحلیل== | ||