جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*[[راغب اصفهانی]] در معنای لغوی عدل میگوید: "العدالة والمعادلة، لفظی است که در [[حکم]] و معنی نزدیک [[مساوات]] است و به اعتبار نزدیک بودن معنی عدل به [[مساوات]] در آن مورد هم به کار میرود. | *[[راغب اصفهانی]] در معنای لغوی عدل میگوید: "العدالة والمعادلة، لفظی است که در [[حکم]] و معنی نزدیک [[مساوات]] است و به اعتبار نزدیک بودن معنی عدل به [[مساوات]] در آن مورد هم به کار میرود. | ||
*[[عَدل]] و عِدل در معنی به هم نزدیکند، ولی عدل، در چیزهایی است که با [[بصیرت]] و [[آگاهی]] [[درک]] میشود و به کار میرود، مثل [[احکام]]. ولی واژههای – عِدل و عدیل – در چیزهایی است که با حواس [[درک]] میشوند، مثل اوزان، اعداد و پیمانهها، پس عدل، تقسیط براساس [[راستی]] و کمال است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ماده عدل.</ref>. | *[[عَدل]] و عِدل در معنی به هم نزدیکند، ولی عدل، در چیزهایی است که با [[بصیرت]] و [[آگاهی]] [[درک]] میشود و به کار میرود، مثل [[احکام]]. ولی واژههای – عِدل و عدیل – در چیزهایی است که با حواس [[درک]] میشوند، مثل اوزان، اعداد و پیمانهها، پس عدل، تقسیط براساس [[راستی]] و کمال است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ماده عدل.</ref>. | ||
*[[ظلم]] در اصل لغت به معنی کار بیجا کردن است و [[تعدی]] نمودن از حد وسط و [[ظلم]] به این معنی، جامع همه [[رذایل]] و ارتکاب هر یک از [[قبایح]] شرعیه و عقلیه را شامل است و این [[ظلم]] به معنی اعم است. [[ظلم]] به معنی اخص این است که ضرر و اذیت رسانیدن به غیر از کشتن و یا [[زدن]] و یا [[دشنام]] و [[فحش]] دادن یا [[غیبت]] او کردن یا [[مال]] او را به غیر [[حق تصرف]] کردن و گرفتن یا غیر اینها از کرداز یا گفتاری که باعث اذیت غیر باشد<ref>احمد نراقی، معراج السعاده، ص۳۶۲ – ۳۶۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، | *[[ظلم]] در اصل لغت به معنی کار بیجا کردن است و [[تعدی]] نمودن از حد وسط و [[ظلم]] به این معنی، جامع همه [[رذایل]] و ارتکاب هر یک از [[قبایح]] شرعیه و عقلیه را شامل است و این [[ظلم]] به معنی اعم است. [[ظلم]] به معنی اخص این است که ضرر و اذیت رسانیدن به غیر از کشتن و یا [[زدن]] و یا [[دشنام]] و [[فحش]] دادن یا [[غیبت]] او کردن یا [[مال]] او را به غیر [[حق تصرف]] کردن و گرفتن یا غیر اینها از کرداز یا گفتاری که باعث اذیت غیر باشد<ref>احمد نراقی، معراج السعاده، ص۳۶۲ – ۳۶۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۴۹.</ref>. | ||
*[[عدالت]]، شیواترین و دلکشترین لفظی است که تاکنون گوش [[بشریت]] آنها را شنیده است و برای [[انسان]] [[متعهد]] و با احساس، چیزی گواراتر از [[اجرای عدالت]] و برقراری آزادیهای انسانی نیست. | *[[عدالت]]، شیواترین و دلکشترین لفظی است که تاکنون گوش [[بشریت]] آنها را شنیده است و برای [[انسان]] [[متعهد]] و با احساس، چیزی گواراتر از [[اجرای عدالت]] و برقراری آزادیهای انسانی نیست. | ||
*در مقابل، [[هواپرستی]] سرچشمه وسیعی برای [[ظلم و ستم]] است که گاهی به صورت حفظ [[منافع]] شخصی و احیاناً به خاطر [[حب]] و [[بغض]] دیگران جلوه میکند. | *در مقابل، [[هواپرستی]] سرچشمه وسیعی برای [[ظلم و ستم]] است که گاهی به صورت حفظ [[منافع]] شخصی و احیاناً به خاطر [[حب]] و [[بغض]] دیگران جلوه میکند. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
*یکی از مفاهیمی که از ابتدای [[تاریخ]] تاکنون همواره مورد توجه [[مردم]] عادی و [[اندیشمندان]] بوده است مفهوم "[[عدالت]] و [[ظلم]]" است. در اینکه همه [[انسانها]] برای [[عدالت]]، [[جایگاه]] ویژه و [[ارزش]] والایی قائلاند، شکی نیست و تنها سوفسطائیان، در این زمینه شبههای [[القا]] کرده، کلیت آن را نپذیرفتهاند<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳. در محاورات افلاطون آمده است که سوفسطائیان به خشایارشاه حق دادهاند که از ایران لشکر کشید و یونان را شکست داد؛ زیرا او فرد قدرتمندی بود... در بین فلاسفه اخیر هم نیچه بر این باور است و میگوید: «زور حق است».</ref>. | *یکی از مفاهیمی که از ابتدای [[تاریخ]] تاکنون همواره مورد توجه [[مردم]] عادی و [[اندیشمندان]] بوده است مفهوم "[[عدالت]] و [[ظلم]]" است. در اینکه همه [[انسانها]] برای [[عدالت]]، [[جایگاه]] ویژه و [[ارزش]] والایی قائلاند، شکی نیست و تنها سوفسطائیان، در این زمینه شبههای [[القا]] کرده، کلیت آن را نپذیرفتهاند<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳. در محاورات افلاطون آمده است که سوفسطائیان به خشایارشاه حق دادهاند که از ایران لشکر کشید و یونان را شکست داد؛ زیرا او فرد قدرتمندی بود... در بین فلاسفه اخیر هم نیچه بر این باور است و میگوید: «زور حق است».</ref>. | ||
*[[عدالت]] و [[ظلم]] از مفاهیمی است که [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] و غربی از زوایای مختلف و از جنبههای گوناگون درباره آن بررسی و تحقیق کردهاند. | *[[عدالت]] و [[ظلم]] از مفاهیمی است که [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] و غربی از زوایای مختلف و از جنبههای گوناگون درباره آن بررسی و تحقیق کردهاند. | ||
*عدل در وسیعترین مفهوم، شامل "[[حقوق خدا]] بر [[انسان]]"، "[[حقوق]] [[انسان]] بر [[انسان]]"، "[[حق]] [[انسان]] بر خودش" و حتی "[[حق]] اعضا و جوارح [[انسان]] بر او" هم میشود؛ یعنی در این صورت، مفهوم عدل، تقریباً برابر با همه ارزشهای مثبت است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، | *عدل در وسیعترین مفهوم، شامل "[[حقوق خدا]] بر [[انسان]]"، "[[حقوق]] [[انسان]] بر [[انسان]]"، "[[حق]] [[انسان]] بر خودش" و حتی "[[حق]] اعضا و جوارح [[انسان]] بر او" هم میشود؛ یعنی در این صورت، مفهوم عدل، تقریباً برابر با همه ارزشهای مثبت است<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۵۰.</ref>. | ||
*[[حکیم]] [[ارسطو]] [[عدالت]] را سه قسم دانسته است: | *[[حکیم]] [[ارسطو]] [[عدالت]] را سه قسم دانسته است: | ||
# نخستین [[وظیفه]] [[مردم]] نسبت به [[حق تعالی]] و آنچه بین آنها و [[خالق]] آنهاست که واهب الخیرات و منشأ فیوضات است و [[عدالت]] اقتضاء میکند که هر فردی به [[قدر]] [[طاقت]] و وسع بین خود و مولای خود با آنچه [[وظیفه]] [[بندگی]] است، عمل نماید. | # نخستین [[وظیفه]] [[مردم]] نسبت به [[حق تعالی]] و آنچه بین آنها و [[خالق]] آنهاست که واهب الخیرات و منشأ فیوضات است و [[عدالت]] اقتضاء میکند که هر فردی به [[قدر]] [[طاقت]] و وسع بین خود و مولای خود با آنچه [[وظیفه]] [[بندگی]] است، عمل نماید. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*ملا [[احمد نراقی]] میان [[عدالت]] فردی و شخصی تمایز نهاده است. وی در یک تقسیمبندی این دو نوع [[عدالت]] را از هم متمایز میسازد که عبارتند از: [[عدالت]] به معنای اخص و [[عدالت]] به معنای اعم. [[عدالت]] به معنای اعم شرکت در طریقه میانه و حد وسط است، اما [[عدالت]] به معنای اخص، بازداشتن خود از [[ستم]] به [[مردم]] و دفع [[ظلم]] از دیگران در حد امکان و نگهداشتن هرکسی بر [[حق]] [[شایسته]] اوست. | *ملا [[احمد نراقی]] میان [[عدالت]] فردی و شخصی تمایز نهاده است. وی در یک تقسیمبندی این دو نوع [[عدالت]] را از هم متمایز میسازد که عبارتند از: [[عدالت]] به معنای اخص و [[عدالت]] به معنای اعم. [[عدالت]] به معنای اعم شرکت در طریقه میانه و حد وسط است، اما [[عدالت]] به معنای اخص، بازداشتن خود از [[ستم]] به [[مردم]] و دفع [[ظلم]] از دیگران در حد امکان و نگهداشتن هرکسی بر [[حق]] [[شایسته]] اوست. | ||
*در اینجا میان [[عدالت]] شخصی و [[عدالت]] فردی تفکیک شده است. در نوع اول شخص به دنبال [[برقراری عدالت]] میان قوای موجود در خود است، اما در [[عدالت]] فردی و انواع بالاتر آن، یعنی [[عدالت]] گروهی و [[اجتماعی]]، شخص سعی میکند تا این [[عدالت]] را در مورد دیگران نیز به کار ببندد. این مسئله یکی از مفروضات اغلب [[دانشمندان]] و [[علمای اسلامی]] است که [[عدالت]] شخصی را بر [[عدالت اجتماعی]] [[اولویت]] میدهند و بر این اعتقادند که [[عدالت]]، زمانی در [[جامعه]] تحقق مییابد که نخست در وجود اشخاص، به ویژه شخص [[حاکم]] تحقق یابد<ref>ر.ک: نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸.</ref>. | *در اینجا میان [[عدالت]] شخصی و [[عدالت]] فردی تفکیک شده است. در نوع اول شخص به دنبال [[برقراری عدالت]] میان قوای موجود در خود است، اما در [[عدالت]] فردی و انواع بالاتر آن، یعنی [[عدالت]] گروهی و [[اجتماعی]]، شخص سعی میکند تا این [[عدالت]] را در مورد دیگران نیز به کار ببندد. این مسئله یکی از مفروضات اغلب [[دانشمندان]] و [[علمای اسلامی]] است که [[عدالت]] شخصی را بر [[عدالت اجتماعی]] [[اولویت]] میدهند و بر این اعتقادند که [[عدالت]]، زمانی در [[جامعه]] تحقق مییابد که نخست در وجود اشخاص، به ویژه شخص [[حاکم]] تحقق یابد<ref>ر.ک: نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸.</ref>. | ||
*نظریه [[عدالت]] یکی از مهمترین مباحث در [[فلسفه]] [[اخلاق]] و [[سیاست]] است. عموماً بر این عقیدهاند که هر فرد لازم است در [[معاشرت]] خود با دیگران دارای این [[فضیلت]] باشد و نهادهای [[اجتماعی]] نیز در ارتباط خود [[نیازمند]] این فضیلتاند. بنابراین، [[عدالت]] فضیلتی فردی و [[اجتماعی]] است<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، | *نظریه [[عدالت]] یکی از مهمترین مباحث در [[فلسفه]] [[اخلاق]] و [[سیاست]] است. عموماً بر این عقیدهاند که هر فرد لازم است در [[معاشرت]] خود با دیگران دارای این [[فضیلت]] باشد و نهادهای [[اجتماعی]] نیز در ارتباط خود [[نیازمند]] این فضیلتاند. بنابراین، [[عدالت]] فضیلتی فردی و [[اجتماعی]] است<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۵۱.</ref>. | ||
*در نظر [[مک اینتایر]]، [[افلاطون]] [[عدالت]] فردی را مستقل و مقدم بر [[عدالت]] در [[شهر]] میداند، ولی [[ارسطو]] [[عدالت]] دولتشهر را ضرورتی اساسی برای پرورش [[فضایل]] [[نفسانی]] میداند؛ به طوری که بدون آن تحقق [[فضایل]] فردی از جمله [[عدالت]] ممکن نیست<ref>السدیر مک اینتایر، فلسفه اخلاق در تفکر غرب، ترجمه حمید شهریاری، ص۸۷ – ۸۸.</ref>. | *در نظر [[مک اینتایر]]، [[افلاطون]] [[عدالت]] فردی را مستقل و مقدم بر [[عدالت]] در [[شهر]] میداند، ولی [[ارسطو]] [[عدالت]] دولتشهر را ضرورتی اساسی برای پرورش [[فضایل]] [[نفسانی]] میداند؛ به طوری که بدون آن تحقق [[فضایل]] فردی از جمله [[عدالت]] ممکن نیست<ref>السدیر مک اینتایر، فلسفه اخلاق در تفکر غرب، ترجمه حمید شهریاری، ص۸۷ – ۸۸.</ref>. | ||
*[[عدالت]] از مباحث و اصول بسیار مهم در [[شریعت]] [[مقدس]] [[اسلام]] است و گستره آن از [[آفرینش]] [[زمین]] و [[آسمان]] و دیگر پدیدهها گرفته تا رابطه [[خدا]] و [[مردم]]، [[مردم]] با [[خدا]] و [[مردم]] با [[مردم]] را دربرمیگیرد. دو نوع نخست به عنوان عدل [[تکوینی]] و [[تشریعی]] از اصول [[عقاید اسلامی]] است و نوع سوم [[عدالت]] فردی نام گرفته و بخش چهارم که "[[عدالت اجتماعی]]" است. | *[[عدالت]] از مباحث و اصول بسیار مهم در [[شریعت]] [[مقدس]] [[اسلام]] است و گستره آن از [[آفرینش]] [[زمین]] و [[آسمان]] و دیگر پدیدهها گرفته تا رابطه [[خدا]] و [[مردم]]، [[مردم]] با [[خدا]] و [[مردم]] با [[مردم]] را دربرمیگیرد. دو نوع نخست به عنوان عدل [[تکوینی]] و [[تشریعی]] از اصول [[عقاید اسلامی]] است و نوع سوم [[عدالت]] فردی نام گرفته و بخش چهارم که "[[عدالت اجتماعی]]" است. | ||
*موضوع دیگر آن که مقابل "عدل"، "[[جور]]" قرار میگیرد؛ همچنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در [[تبیین]] جنود [[عقل]] و [[جهل]] میفرمایند: "[[عدالت]] که ضد آن [[جور]] است". آن [[حضرت]] [[عدالت]] را از جنود [[عقل]] و [[جور]] را از جنود [[جهل]] برشمردهاند"<ref>ر.ک: حمیدرضا حق شناس، رویکرد صحیفه سجادیه به اخلاق اجتماعی (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۸۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، | *موضوع دیگر آن که مقابل "عدل"، "[[جور]]" قرار میگیرد؛ همچنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در [[تبیین]] جنود [[عقل]] و [[جهل]] میفرمایند: "[[عدالت]] که ضد آن [[جور]] است". آن [[حضرت]] [[عدالت]] را از جنود [[عقل]] و [[جور]] را از جنود [[جهل]] برشمردهاند"<ref>ر.ک: حمیدرضا حق شناس، رویکرد صحیفه سجادیه به اخلاق اجتماعی (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۸۰.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۳۵۲.</ref>. | ||
*عدل یا [[عدالت]] از مهمترین [[ویژگیهای حکومت علوی]] [[عدالت]] بود. [[عدالت]] در اندیشۀ [[سیاسی]] [[اسلام]] و شیوۀ [[حکومت]]، [[جایگاه]] مهمّی دارد و قلمرو آن در [[حکومت]]، [[قضاوت]]، [[بیتالمال]] و... گسترده است و نام [[امام علی|علی]]{{ع}} هم در [[تاریخ]]، قرین با [[عدالت]] است. | *عدل یا [[عدالت]] از مهمترین [[ویژگیهای حکومت علوی]] [[عدالت]] بود. [[عدالت]] در اندیشۀ [[سیاسی]] [[اسلام]] و شیوۀ [[حکومت]]، [[جایگاه]] مهمّی دارد و قلمرو آن در [[حکومت]]، [[قضاوت]]، [[بیتالمال]] و... گسترده است و نام [[امام علی|علی]]{{ع}} هم در [[تاریخ]]، قرین با [[عدالت]] است. | ||
*به تعبیر[[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} [[عدالت]]، هرچیز را در [[جایگاه]] خودش قرار میدهد {{متن حدیث|الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۹</ref>. رعایت [[عدالت]]، در [[جامعه]] [[تعادل]] و [[امید]] و خلاقیّت میآفریند و ریشۀ [[فساد]] را قطع میکند. [[خداوند]] به [[عدالت]] [[فرمان]] داده است، آن [[حضرت]] هم به [[فرمان خدا]]، مجری [[قاطع]] عدل در [[جامعه]] بود و [[قضات]] و ولات را به عدل [[دستور]] میداد و [[مردم]] را به گردن نهادن به [[عدالت]] فرامیخواند و [[عدالت]] را [[میزان]] و ترازوی [[الهی]] در میان [[مردم]] میدانست: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَدْلَ مِيزَانُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الَّذِي وَضَعَهُ فِي الْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ الْحَقِّ فَلَا تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لَا تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِه}}<ref>غرر الحکم، ج ۲ ص ۵۰۸</ref>، نیز آن [[حضرت]]، [[عدالت]] را در رأس [[دینداری]] و [[ایمان]] و [[نیکی]] دانسته، میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ وَ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْإِيمَان}}<ref>میزان الحکمه، ج ۶ ص ۸۱</ref>. نقطه مقابل آن، [[استبداد]]، حقکشی، [[تبعیض]] و خودکامگی و تن ندادن به [[انصاف]] و [[حق]] است که ریشه در [[غرور]] و [[خودپسندی]] و [[تکبّر]] دارد و حکایت از سلطۀ نفسانیات بر [[انسان]] میکند. | *به تعبیر[[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} [[عدالت]]، هرچیز را در [[جایگاه]] خودش قرار میدهد {{متن حدیث|الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۹</ref>. رعایت [[عدالت]]، در [[جامعه]] [[تعادل]] و [[امید]] و خلاقیّت میآفریند و ریشۀ [[فساد]] را قطع میکند. [[خداوند]] به [[عدالت]] [[فرمان]] داده است، آن [[حضرت]] هم به [[فرمان خدا]]، مجری [[قاطع]] عدل در [[جامعه]] بود و [[قضات]] و ولات را به عدل [[دستور]] میداد و [[مردم]] را به گردن نهادن به [[عدالت]] فرامیخواند و [[عدالت]] را [[میزان]] و ترازوی [[الهی]] در میان [[مردم]] میدانست: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَدْلَ مِيزَانُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الَّذِي وَضَعَهُ فِي الْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ الْحَقِّ فَلَا تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لَا تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِه}}<ref>غرر الحکم، ج ۲ ص ۵۰۸</ref>، نیز آن [[حضرت]]، [[عدالت]] را در رأس [[دینداری]] و [[ایمان]] و [[نیکی]] دانسته، میفرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ وَ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْإِيمَان}}<ref>میزان الحکمه، ج ۶ ص ۸۱</ref>. نقطه مقابل آن، [[استبداد]]، حقکشی، [[تبعیض]] و خودکامگی و تن ندادن به [[انصاف]] و [[حق]] است که ریشه در [[غرور]] و [[خودپسندی]] و [[تکبّر]] دارد و حکایت از سلطۀ نفسانیات بر [[انسان]] میکند. | ||