|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| *[[امام حسین]]{{ع}} در سوم [[شعبان]] در [[سال سوم هجری]] در [[مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۴۶۳.</ref> و در سال ۶۱ پس از [[قیام]] در مقابل [[حکومت]] [[یزید بن معاویه]] در [[کربلا]] در دهم [[محرم]] [[روز عاشورا]] توسط سنان بن انس به [[شهادت]] رسید<ref>معارف، ص۱۲۴، طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۰۱.</ref>.
| | برای [[اثبات امامت حضرت]] [[امام حسین]] {{ع}} [[نصوص]] [[عامه]] مانند [[روایات ائمه اثنی عشر]] و هم بعضی از نصوصی که [[امام دوازدهم]] را معرفی میکند کافی است. نصوصی هم به نحو خاص [[امام حسین]] {{ع}} را معرفی میکند. در اینجا به برخی از [[نصوص امامت]] آن [[حضرت]] اشاره میشود: ابوسعید خدری از [[رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] کرده که خطاب به [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: {{عربی|یا حسین أنت الإمام ابن الإمام تسعة من ولدک أئمة أبرار تاسعهم قائهم}}. |
| *[[امام حسین]]{{ع}} شش سال از دوران زندگیاش را با جد بزرگوارش سپری کرد و در این مدت همیشه در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} بوده و حتی در وقت [[نماز]] از آن [[حضرت]] جدا نمیشد. [[رسول خدا]]{{صل}} با جملاتی که درباره [[امام حسین]] فرموده گوشهای از [[فضائل]] او و برادرش را به [[مردم]] بازگو نمود، مانند این [[حدیث]]: {{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۳۲۱؛ شرح مسلم، ج۶، ص۴۱.</ref> و یا فرمود: {{متن حدیث|حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۱۶.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[ امامت امام حسین (مقاله)|امامت امام حسین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۳۰.</ref>.
| | پس از آن، [[حضرت]] در پاسخ به سؤال از تعداد [[امامان]] فرمود: {{عربی|اثنا عشر تسعة من صلب الحسین}}.<ref>کفایة الأثر فی النص علی الأئمة عشر، ص ۳۰.</ref> |
| *پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} حدود سی سال در کنار پدرش [[امام علی]]{{ع}} در عرصههای مختلف چون [[جنگ جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] حضور داشت<ref>ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۱، ص۳۳۳.</ref> از آن [[حضرت]] خطبهای در [[جنگ صفین]] [[نقل]] شده که ضمن آن [[مردم]] را به [[جنگ]] [[ترغیب]] میکرد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۲، ص۴۰۵.</ref>. در مراحل مقدماتی [[جنگ صفین]] در گرفتن [[آب]] از دست [[شامیان]] نقش داشت، [[امام علی]]{{ع}} بعد از آن [[پیروزی]] فرمود: {{متن حدیث|هَذَا أَوَّلُ فَتْحٍ بِبَرَكَةِ الْحُسَيْنِ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۶۶.</ref>.
| | [[سلمان فارسی]] گوید: خدمت [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدم دیدم [[حسین بن علی]] در دامان آن [[حضرت]] نشسته بود و [[پیامبر]] {{صل}} او را میبوسید و فرمود: {{عربی|أنت سید، أنت إمام ابن إمام أبو ائمة، أنت حجة الله ابن حجته، و أبو حجج تسعة من صلبک، تاسعهم قائمهم}}.<ref>الإمامة و التبصرة من الحیرة، ص ۱۱۰ و عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۵۲.</ref> |
| *پس از [[شهادت]] [[امیرمؤمنان]] در مدت ده سال [[امامت]] برادرش، همیشه در کنار و مدافع او بود<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۰۰؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۲۵۰.</ref>.
| |
| *پس از [[شهادت امام حسن]]{{ع}} ده سال [[امامت]] آن [[حضرت]] در دوران [[حکومت]] [[معاویه]] سپری گردید <ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۰۰؛ بحرانی، عبدالله، العوالم، ص۳۲۸.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[ امامت امام حسین (مقاله)|امامت امام حسین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۳۱.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==دلایل [[امامت]]==
| | [[أصبغ بن نباتة]] گوید: روزی [[علی]] {{ع}} دست [[حسن]] {{ع}} را گرفته و بر ما وارد شد و میگفت: روزی [[رسول خدا]] {{صل}} دست مرا بدین گونه گرفته بود و بر جمعیّت ما درآمد و میگفت: {{عربی|"خیر الخلق بعدی و سیدهم أخی هذا و هو إمام کل مسلم و مولی کل مؤمن بعد وفاتی"}}؛ [[بهترین]] خلایق و سرور ایشان پس از من این برادرم است و او [[امام]] هر مسلمانی و مولای هر [[مؤمن]] پس از [[وفات]] من است، آنگاه [[امیرالمومنین]] {{ع}} فرمود: من میگویم: {{عربی|خیر الخلق بعدی و سیدهم ابنی هذا و هو إمام کل مؤمن و مولی بعد وفاتی ألا و إنه سیظلم بعدی کما ظلمت بعد رسول الله {{صل}} و خیر الخلق و سیدهم بعد الحسن ابنی أخوه الحسین المظلوم بعد أخیه المقتول فی أرض کربلاء أما إنه و أصحابه من سادة الشهداء یوم القیامة و من بعد الحسین تسعة من صلبه خلفاء الله فی أرضه و حججه علی عباده و أمناؤه علی وحیه و أئمة المسلمین و قادة المؤمنین و سادة المتقین تاسعهم القائم الذی یملأ الله عزوجل به الأرض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها و علما بعد جهلها}}.<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۹ بهترین خلایق و سرور ایشان پس از من این فرزندم است و او امام و مولای هر مؤمن پس از وفات من است، بدانید که به او ستم میشود همچنان که پس از رسول خدا {{صل}} به من ستم شد، و پس از فرزندم حسن، بهترین خلایق و سرور ایشان برادرش حسین مظلوم است که در سرزمین کربلا کشته میشود، بدانید که او و اصحابش از سروران شهداء در روز قیامت هستند، و پس از حسین نه تن از صلب او خلفای خدا در زمین و حجتهای او بر بندگانش و امناء او بر وحیش میباشند که امامت مسلمین و رهبری مؤمنین و سروری متقین با ایشان است و نهمین آنان قائم است که خدای تعالی به واسطه او زمین را نورانی میکند از آن پس که از ظلمت آکنده باشد و از عدل و علم پر میکند بعد از آنکه از ستم و جهل پر شده بود.</ref> |
| *دلایلی که بر [[امامت]] [[امام حسین]]{{ع}} ذکر شده علاوه بر [[دلایل امامت]] [[امامان دوازدهگانه]]، از قرار ذیل است:
| |
| *۱. [[روایت]] [[متواتر]] از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} خطاب به [[امام حسین]]{{ع}} که فرموده است: {{متن حدیث|هذا إمام ابن إمام أخو إمام ابو أئمة التسعة تاسعهم قائمهم}}<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، خصال، ص۴۷۵؛ خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الأثر، ص۳۸؛ طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، ص۹۸.</ref> همچنین روایتی که [[جابر بن عبدالله انصاری]] از مصداق [[اولی الأمر]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرسید و [[حضرت]] در جواب فرمود: {{متن حدیث|...هُمْ خُلَفَائِي يَا جَابِرُ وَ أَوْلِيَاءُ الْأَمْرِ بَعْدِي أَوَّلُهُمْ أَخِي عَلِيٌّ ثُمَّ بَعْدَهُ وَلَدُهُ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ...}}<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص۲۵۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۸۹.</ref> و نیز در روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} آمده است که اشاره به [[امام حسن]] و [[حسین]] فرمود: {{متن حدیث|ابْنَايَ هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا}}<ref>مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ج۲، ص۲۷.</ref> این دو [[فرزند من]] دو [[امام]] هستند بپا خیزند و [[جنگ]] کنند یا بنشینند و دست از [[حق]] خود بازداشته و [[صلح]] کنند.
| |
| *۲. از دیگر [[دلایل امامت]] [[امام حسین]]{{ع}} [[وصیت]] برادرش [[امام حسن]]{{ع}} به او میباشد. در روایتی آمده است که [[امام حسن]]{{ع}} قبل از [[شهادت]]، [[امام حسین]]{{ع}} را [[وصی]] خویش گردانید و [[اسرار]] [[امامت]] را به او گفت و ودایع [[خلافت]] را به او سپرد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۱۳۸؛ مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ج۲، ص۲۴؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ص۱۹، فاضل مقداد، شرح باب حادی عشر، ص۵۰.</ref>.
| |
| *۳. [[اجماع]] از دلایلی است که از سوی برخی از [[متکلمان]] چون [[فیاض لاهیجی]] بر [[امامت]] [[امام حسین]]{{ع}} مطرح شده است<ref>فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص۵۲۵.</ref>.
| |
| *۴. با توجه به این که هیچ گاه زمان خالی از [[امام]] نیست و از سوی دیگر [[امام]] باید [[معصوم]] باشد<ref>رازی، سدید الدین محمود، المنقذ من التقلید، ص۵۸۳؛ مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات، ص۷۴.</ref> از آن جا که در عصر [[امام حسین]]{{ع}} غیر از وی کسی دیگر از [[مقام عصمت]] برخوردار نبوده است در نتیجه [[امامت]] منحصر به آن [[حضرت]] میباشد، در غیر این صورت دو اشکال پیش خواهد آمد: یا آنکه ملتزم به نفی [[وجوب امامت]] شویم و یا چون [[حشویه]] [[امامت]] افراد غیر [[معصوم]]، مانند [[بنی امیه]] را بپذیریم<ref>علم الهدی، سید مرتضی، شرح جمل العلم والعمل، ص۲۲۱؛ شریف مرتضی، الشافی فی الإمامه، ج۳، ص۱۴۸.</ref>.
| |
| *۵. [[ظهور]] [[معجزات]] و خوارق عادات از [[امام حسین]]{{ع}} [[دلیل]] دیگر [[امامت]] آن [[حضرت]] میباشد <ref>اثبات الهدایه، ج۵، ص۲۱۰.</ref> [[قطب]] راوندی در کتاب الخرائج والجرائح چندین [[معجزه]] برای [[امام حسین]]{{ع}} برشمرده است<ref>قطب راوندی، الخرائج، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[ امامت امام حسین (مقاله)|امامت امام حسین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۳۱.</ref>.
| |
| *۶. گستردگی [[علم]] [[امام حسین]]{{ع}} از [[دلایل]] روشن [[امامت]] آن [[حضرت]] است. [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} از هیچ کس کسب [[علم]] نکردند و در عین حال از همه [[مردم]] زمان خود به [[احکام دین]] و حوادث [[جهان]] داناتر بودند و هر مسئلهای که از ایشان سؤال میشد بیدرنگ و به [[بهترین]] وجه پاسخ میگفتند، بنابراین روشن میگردد که سرچشمه [[علم]] و [[دانش]] آنان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و در نتیجه [[جهان غیب]] بوده است<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ص۹۱.</ref>.
| |
| *برخی از مباحث [[کلامی]] مهم و قابل توجه و مطرح در زمان [[امام حسین]]{{ع}} عبارتند:
| |
| #مسئله مهم [[امامت]] که آیا تنصیصی است و یا انتخابی؟
| |
| #[[حکم]] مرتکب کبیره که آیا [[کافر]] است یا [[فاسق]]؟
| |
| #مسئله [[قضا و قدر]]، ممکن است مسائل [[کلامی]] دیگر نیز به طور مبهم مطرح بوده باشد، اما این که [[امام حسین]]{{ع}} در مورد اینگونه مسائل با کسی [[مناظره]] داشته است و یا مورد پرسش قرار گرفته است، شواهدی در دست نیست، و لکن از بررسی [[روایات]] که از آن [[حضرت]] به ما رسیده است، خصوصاً دعای [[شریف]] [[عرفه]] میتوان گفت که در بسیاری از آموزههای [[کلامی]] نظر و اشاره دارد. از آنجا که بررسی همه موضوعات [[کلامی]] در گفتار [[امام]] از حوصله این نوشتار خارج است، به برخی از دیدگاههای آن [[حضرت]] در این موضوع چون [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]]، [[قضا و قدر]]، و... اشاره میگردد:
| |
| *'''[[توحید]]''' که ریشه همه باورهای [[اسلامی]] است در [[کلام امام]] به روشنی و [[زیبایی]] خاص [[بیان]] شده است. [[امام]]، [[خداوند]] را منزه از داشتن [[فرزند]] و شریک در ملک و صنع میداند: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً فَيَكُونَ مَوْرُوثاً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ فَيُضَادَّهُ فِيمَا ابْتَدَعَ...}}؛ [[ستایش]] مخصوص خدایی است که فرزندی ندارد، تا وارثی برای او باشد و شریکی در [[ملک]] و [[سلطنت]] ندارد تا در [[آفرینش]] کسی با او [[مخالفت]] ورزد و [[قدرت]] کاملهاش در صنع و ابداع محتاج به معاونت کسی نیست تا او را [[یاری]] کند<ref>دعای عرفه.</ref>. از دیدگاه [[امام]]، [[خشم خدا]] بر [[یهود]] آن گاه سخت گردید که برای او [[فرزند]] قائل گردیدند و [[خشم]] بر [[مسیحیان]] آن وقت شدید شد که به خدایان سه گانه [[معتقد]] شدند و [[غضب]] [[خدا]] بر [[آتش]] پرستان وقتی بیشتر شد که به جای [[خدا]] [[آفتاب]] و [[ماه]] پرستیدند<ref>خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ص۲۳۹.</ref>.
| |
| *آن [[حضرت]] در توصیف [[خدا]] خطاب به ابن ارزق میفرماید: ای ابن ارزق خدای خودم را آنگونه [[وصف]] میکنم که او خودش را توصیف کرده و او را چنان معرفی میکنم که خویش را معرفی کرده است، به حواس [[درک]] نمیشود و به [[مردم]] [[قیاس]] نمیگردد، او نزدیکی غیر چسبیده و دوری غیر جداست، یگانه است و تجزیه نمیپذیرد به آیهها و [[نشانهها]] شناخته میشود و به علامتها توصیف میگردد، خدایی جز او که بزرگ و [[متعال]] است وجود ندارد<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید، ص۸۵.</ref> در [[دعای عرفه]] که دوره کامل و [[عالی]] درس [[توحید]] و [[خداشناسی]] است میفرماید: بارالها از رفت و آمد آثار و جا به جایی اطوار دریافتم که خواست تو از من این است که در هر چیزی خود را به من معرفی نمایی و در هیچ چیز نسبت به تو ناشناس نباشم<ref>دعای عرفه.</ref> و همین طور میفرماید: کی [[نهان]] بودی تا یافتنت [[نیاز]] به [[دلیل]] باشد که به تو دلالت کند و کی دور بودی تا همان آثار به تو رساند، کور [[باد]] چشمی که تو را مراقب بر آثار نبیند<ref>دعای عرفه.</ref>.
| |
| *در مورد گستردگی [[علم]] [[خداوند]] میفرماید: ای خدایی که بر تو پوشیده نیست بر هم نهادن پلکها و بر هم زدن چشمها و پس پردهها و آنچه در [[نهان]] دلهاست<ref>سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ص۸۶.</ref>.
| |
| *[[امام]] [[خداوند]] را فعال ما یشاء میداند، آنجا که میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْأَمْرَ لِلَّهِ يَفْعَلُ ما يَشاءُ}} پیشآمدها از سوی [[پروردگار]] است و آنچه خود [[صلاح]] بداند انجام میدهد و [[خداوند]] هر روز به مقتضای زمان [[اراده]] خاصی دارد<ref>ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، ج۵، ص۷۱.</ref> در پاسخ به خواهرش [[زینب]] در مورد حتمیت [[قضای الهی]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أُخْتَاهْ كُلُّ الَّذِي قُضِيَ فَهُوَ كَائِنٌ}}؛ [[خواهر]] آنچه [[خدا]] تقدیر کرده حتماً به وقوع خواهد پیوست<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۷۲.</ref>.
| |
| *از دیدگاه [[امام]]، [[خداوند]] [[پیامبر اسلام]] را از میان خلق برای [[رسالت]] برگزید و به سبب [[نزول قرآن]] [[نبوت]] را به وسیله او ختم نمود<ref>فاضل، ملا محمدعلی، شرح دعای عرفه، ص۱۱۲.</ref>.
| |
| *از دیگر مباحث [[کلامی]] که در [[سخنان امام حسین]]{{ع}} تصریح شده مبحث [[امامت]] است، آن [[حضرت]] به [[دلیل]] شرط [[طهارت]] در [[امام]]، [[امامت]] را منحصر به [[اهل بیت پیامبر]] میداند<ref>مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ج۲، ص۷۹.</ref>. [[امام]] خطاب به استاندار [[مدینه]]، خود و [[اهل بیت]]{{عم}} را چنین معرفی میکند: ماییم [[خاندان]] [[نبوت]] و معدن [[رسالت]]، [[خاندان]] ما محل آمد و شد [[فرشتگان]] و محل [[نزول]] [[رحمت خدا]] هستند، [[خدا]] [[اسلام]] را از [[خاندان]] ما شروع و افتتاح کرد. اما [[یزید]] مردی است شراب [[خوار]] که دستش به [[خون]] افراد بیگناه آلوده شده، شخصی است که [[حریم]] [[دستورهای الهی]] را درهم میشکند و آشکارا مرتکب [[فسق]] و [[فجور]] میشود آیا رواست شخصی همچون من با آن سوابق درخشان با چنین مرد فاسدی [[بیعت]] کند<ref>خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج۱، ص۱۸۴؛ لهوف، ص۱۹؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۲۵.</ref>.
| |
| *بنابراین، از نگاه [[امام]]، [[پیشوایی]] [[راستین]] و [[امام]] بر [[حق]] کسی است که از [[خاندان وحی]] و [[نبوت]] باشد و دارای [[طهارت]] و مصون از [[گناه]] و اشتباه<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[ امامت امام حسین (مقاله)|امامت امام حسین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۳۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| | '''استناد به [[نصوص امامت]]''': در [[سخنان امام]] [[حسین]] {{ع}} استناد به [[نصوص امامت]] دیده میشود؛ [[امام صادق]] {{ع}} از پدرانش از [[امام حسین]] [[نقل]] [[روایت]] کند که: {{عربی|سئل أمیرالمؤمنین {{ع}} عن معنی قول رسول الله {{صل}} إنی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی من العتزة فقال: أنا و الحسن و الحسین و الأئمة التسعة من ولد الحسین تاسعهم مهدیهم و قائمهم لا یفارقون کتاب الله و لا یفارقهم حتی یردوا علی رسول الله {{صل}} حوضه}}.<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۲۴۰. از علی {{ع}} در معنی این کلام رسول خدا {{صل}} که «من دو شیء نفیس در میان شما نهادم کتاب خدا و عترتم» پرسیدند که عترت چه کسانی هستند؟ فرمود: من و حسن و حسین و ائمه نهگانه که از فرزندان حسین هستند و نهمین آنها مهدی و قائم آنهاست از کتاب خدا جدا نشوند و کتاب خدا نیز از آنها جدا نشود تا آنکه بر رسول خدا {{صل}} در حوض کوثر درآیند.</ref> |
| | |
| | '''[[افضلیت]]''': [[برتری]] و [[افضلیت امام]] [[حسین]] {{ع}} و [[جایگاه]] و [[منزلت]] ویژه آن [[حضرت]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} از امور مسلم و پذیرفته شده نزد [[مسلمانان]] است: |
| | #'''قرآن و فضائل امام حسین {{ع}}''' برخی تا [[حدود]] ۱۲۰ [[آیه]] از [[قرآن کریم]] را با ملاحظه [[روایات]] تفسیری درباره [[امام حسین]] {{ع}} استخراج کردهاند. بخش عمدهای از این [[آیات]] در [[فضائل]] مشترک و بخش دیگر در [[فضائل]] مختص [[امام حسین]] {{ع}} است.<ref>ر.ک: شواهد التنزیل حاکم حسکانی و فرائد السمطین و بحار، ج ۴۴، ص ۲۱۷ و الحسین فی القرآن سید محمد واحدی.</ref> در اینجا به [[آیه]] اطعام اشاره میکنیم که مربوط است به ماجرای غذا دادن به [[فقیر]] و مسکین و یتیم از طرف [[امیرالمومنین]] {{ع}} و [[فاطمه]] زهراء {{س}} و [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}}: [[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۵ تا ۱۱ سوره [[انسان]] ([[هل اتی]]) به این ماجرا نظر دارد تا آنجا که میفرماید: «{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref> {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref> و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر میدهند. و میگویند: ما شما را برای [[خدا]] اطعام میکنیم و، هیچ [[پاداش]] و تشکری از شما نمیخواهیم. کتاب الغدیر از ۳۴ نفر از علمای معروف [[اهل سنت]] نام میبرد که این [[حدیث]] را در کتابهای خود آوردهاند لذا [[روایت]] فوق از روایاتی است که در میان [[اهل سنت]] مشهور بلکه [[متواتر]] است.<ref>ر.ک: الغدیر: ج ۳، ص ۱۰۷ و احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۵۷ و تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۳۴۲.</ref> |
| | #'''[[فضائل]] [[امام حسین]] {{ع}} در [[روایات]]''': در [[روایات]] معتبر نزد [[شیعه]] و [[سنی]] [[فضائل]] بسیاری برای [[امام حسین]] {{ع}} از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده است که همگی بر علو [[مقام]] و [[برتری]] آن [[حضرت]] و [[شایستگی]] برای [[مقام]] و [[منصب امامت]] و [[جانشینی]] [[رسول خدا]] {{صل}} دلالت دارد<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۷-۲۹.</ref>. |
| | |
| | == پرسشهای وابسته == |
| | * [[ادله امامت امام حسین کدامند؟ (پرسش)]] |
| ==منابع== | | ==منابع== |
| * [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام حسین (مقاله)|امامت امام حسین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی''']] | | {{ستون-شروع|1}} |
| | * [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|'''معارف و عقاید ۵''']] |
| | {{پایان}} |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته== | | ==جستارهای وابسته== |