صدق در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۷۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
*[[صداقت]] به‌ معنای [[راستی]] [[آدمی]] در [[اندیشه]]، گفتار و [[کردار]]، از مهم‌ترین جلوه‌های [[ملکات اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]] است. [[انسان]] [[صادق]]، انسانی است که گفتارش با کردارش یکسان و از دروغ‌گویی به‌دور است. [[میزان]] [[صداقت]] [[انسان]]، معیار و ملاکی برای سنجش کمال و [[ایمان]] اوست. از این‌رو [[امام علی]] {{ع}} خیر و [[نیکی]] هر چیز را در ازای [[راستی]] آن (موافقت با [[امر الهی]]) می‌داند و [[صداقت]] را جزو اصلی‌ترین ستون‌های [[ایمان]] برمی‌شمرد. در منظر [[امام]] {{ع}} [[میزان]] بهره‌مندی [[آدمی]] از [[درجات ایمان]] به‌میزان برخورداری او از صفت [[صداقت]] وابسته است: نشانه [[ایمان]]، [[گزینش]] [[راست‌گویی]] بر دروغ‌گویی است، آن‌جا که [[راستی]] به زیانت و [[دروغ]] به سودت باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۵۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 524- 525.</ref>.
*[[صداقت]] به‌ معنای [[راستی]] [[آدمی]] در [[اندیشه]]، گفتار و [[کردار]]، از مهم‌ترین جلوه‌های [[ملکات اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]] است. [[انسان]] [[صادق]]، انسانی است که گفتارش با کردارش یکسان و از دروغ‌گویی به‌دور است. [[میزان]] [[صداقت]] [[انسان]]، معیار و ملاکی برای سنجش کمال و [[ایمان]] اوست. از این‌رو [[امام علی]] {{ع}} خیر و [[نیکی]] هر چیز را در ازای [[راستی]] آن (موافقت با [[امر الهی]]) می‌داند و [[صداقت]] را جزو اصلی‌ترین ستون‌های [[ایمان]] برمی‌شمرد. در منظر [[امام]] {{ع}} [[میزان]] بهره‌مندی [[آدمی]] از [[درجات ایمان]] به‌میزان برخورداری او از صفت [[صداقت]] وابسته است: نشانه [[ایمان]]، [[گزینش]] [[راست‌گویی]] بر دروغ‌گویی است، آن‌جا که [[راستی]] به زیانت و [[دروغ]] به سودت باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۵۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 524- 525.</ref>.
*[[راستی]] گوهره وجودی [[انسان]] را نمایان می‌کند. [[انسان]] اگر بخواهد به [[حقیقت]] وجودی خویش برسد، باید به وجودی یگانه در گفتار، [[کردار]] و [[اندیشه]] دست یابد. [[صدق]] و [[راستی]] از لوازم اصلی رسیدن به این معناست. [[امام]] {{ع}} از [[صداقت]] در تمام ابعاد وجود، به‌عنوان راه [[نجات]]، [[رستگاری]] و [[کرامت]] [[انسان]] و سبب [[پیروزی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و نیز، [[جان]] [[تقوا]] و [[پارسایی]] یاد می‌کند و [[صداقت]] را به‌مثابه [[لباس]] [[حق]] برمی‌شمرد. نبود [[صداقت]] نیز مایه [[فروپاشی]] [[انسانیت]] دانسته شده است. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: اینک شما را هشدار دهم: مبادا که [[نظام]] [[اخلاق]] را در هم ریزید و هیمنه آن را بشکنید و اساس آن را دگرگون سازید. باید که [[دل]] و زبان خود را یکی کنید و زبان خویش را نگه دارید. به [[خدا]] [[سوگند]]، ندیده‌ام بنده‌ای را که [[پرهیزکاری]] کند و پرهیزکاری‌اش او را سودمند افتد، مگر آن‌که زبان خود نگه دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525.</ref>.
*[[راستی]] گوهره وجودی [[انسان]] را نمایان می‌کند. [[انسان]] اگر بخواهد به [[حقیقت]] وجودی خویش برسد، باید به وجودی یگانه در گفتار، [[کردار]] و [[اندیشه]] دست یابد. [[صدق]] و [[راستی]] از لوازم اصلی رسیدن به این معناست. [[امام]] {{ع}} از [[صداقت]] در تمام ابعاد وجود، به‌عنوان راه [[نجات]]، [[رستگاری]] و [[کرامت]] [[انسان]] و سبب [[پیروزی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و نیز، [[جان]] [[تقوا]] و [[پارسایی]] یاد می‌کند و [[صداقت]] را به‌مثابه [[لباس]] [[حق]] برمی‌شمرد. نبود [[صداقت]] نیز مایه [[فروپاشی]] [[انسانیت]] دانسته شده است. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: اینک شما را هشدار دهم: مبادا که [[نظام]] [[اخلاق]] را در هم ریزید و هیمنه آن را بشکنید و اساس آن را دگرگون سازید. باید که [[دل]] و زبان خود را یکی کنید و زبان خویش را نگه دارید. به [[خدا]] [[سوگند]]، ندیده‌ام بنده‌ای را که [[پرهیزکاری]] کند و پرهیزکاری‌اش او را سودمند افتد، مگر آن‌که زبان خود نگه دارد<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ إِيَّاكُمْ وَ تَهْزِيعَ الْأَخْلَاقِ وَ تَصْرِيفَهَا، وَ اجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً وَ لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ، فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ، وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى [يَخْتَزِنَ] يَخْزُنَ لِسَانَهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525.</ref>.
*[[فضیلت]] [[صداقت]] در [[کامل‌ترین]] مرتبه‌اش در [[جان]] [[امام]] بروز یافته است. او در معرفی خود و در بیان [[قرابت]] خود به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌فرماید: ... ([[پیامبر اکرم]]) هرگز از من [[کلامی]] [[دروغ]] نشنید...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>. [[امام]] هرگز حاضر نشد [[راستی]] و [[صداقت]] خویش را به هیچ قیمتی کنار بگذارد، چنان‌که فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر هفت اقلیم [[زمین]] را با آنچه در آسمان‌هاست و به من بخشند تا پوست جُوی را به [[گناه]] از موری گیرم، هرگز چنین نکنم. به‌راستی دنیای شما نزد من از برگی‌که در دهان ملخی است و آن را می‌خورد، بی‌ارزش‌تر است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵</ref>. [[راستی]] و [[صداقت]] از جمله عواملی است که [[آدمی]] را [[شایسته]] [[سعادت دنیوی]] و اخروی و [[راه‌یابی به بهشت]] می‌کند، چنان‌که [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] پیروزی‌های [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] را [[صداقت]] و [[یگانگی]] آن‌ها در [[کردار]]، [[رفتار]] و [[اندیشه]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525.</ref>.
*[[فضیلت]] [[صداقت]] در [[کامل‌ترین]] مرتبه‌اش در [[جان]] [[امام]] بروز یافته است. او در معرفی خود و در بیان [[قرابت]] خود به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌فرماید: ... ([[پیامبر اکرم]]) هرگز از من [[کلامی]] [[دروغ]] نشنید...<ref>{{متن حدیث|وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ}} نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>. [[امام]] هرگز حاضر نشد [[راستی]] و [[صداقت]] خویش را به هیچ قیمتی کنار بگذارد، چنان‌که فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر هفت اقلیم [[زمین]] را با آنچه در آسمان‌هاست و به من بخشند تا پوست جُوی را به [[گناه]] از موری گیرم، هرگز چنین نکنم. به‌راستی دنیای شما نزد من از برگی‌که در دهان ملخی است و آن را می‌خورد، بی‌ارزش‌تر است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ، مَا فَعَلْتُهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵</ref>. [[راستی]] و [[صداقت]] از جمله عواملی است که [[آدمی]] را [[شایسته]] [[سعادت دنیوی]] و اخروی و [[راه‌یابی به بهشت]] می‌کند، چنان‌که [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] پیروزی‌های [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] را [[صداقت]] و [[یگانگی]] آن‌ها در [[کردار]]، [[رفتار]] و [[اندیشه]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} در [[مقام]] [[پیشوایی]] [[مسلمانان]]، یعنی حتی در فرازی از دوران [[خلافت]] خویش روی از [[صداقت]] برنتافت و با [[مردم]] به [[راستی]] و [[صدق]] سخن گفت. خود ایشان در این‌باره می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که هیچ [[کلامی]] را [[پنهان]] نمی‌دارم و هیچ دروغی از من صادر نشده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن پرهیز [[مردم]] از [[دروغ]]، [[دروغ‌گو]] را در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[خوار]] و ذلیل برمی‌شمرد: از [[دروغ]] بپرهیزد که ضد [[ایمان]] است. راست‌گو بر بلندای [[رستگاری]] و بزگواری است و [[دروغ‌گو]] بر لب پرتگاه سقوط و [[خواری]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525- 526.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} در [[مقام]] [[پیشوایی]] [[مسلمانان]]، یعنی حتی در فرازی از دوران [[خلافت]] خویش روی از [[صداقت]] برنتافت و با [[مردم]] به [[راستی]] و [[صدق]] سخن گفت. خود ایشان در این‌باره می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که هیچ [[کلامی]] را [[پنهان]] نمی‌دارم و هیچ دروغی از من صادر نشده است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن پرهیز [[مردم]] از [[دروغ]]، [[دروغ‌گو]] را در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[خوار]] و ذلیل برمی‌شمرد: از [[دروغ]] بپرهیزد که ضد [[ایمان]] است. راست‌گو بر بلندای [[رستگاری]] و بزگواری است و [[دروغ‌گو]] بر لب پرتگاه سقوط و [[خواری]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 525- 526.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش