←ساده زیستی رسول خدا{{صل}}
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} با [[فقرا]] هم نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref> و با [[مسکینان]] [[غذا]] میخورد<ref>الطبقات الکبری ج ۱، ص، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و امالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] میداد<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>. [[دعوت]] [[بندگان]] را میپذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمیشمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>. بسا میزبانی که غذای سفرهاش نان جو و دنبهای بودار بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، [[حضرت]] با آغوشی باز آن را میپذیرفت میفرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، میپذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردستی [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسنداحمد، ج ۲، ص ۵۱۲: سنن ترمذی، ج ۲، ص ۳۹۷؛ الکافی، ج ۵، ص ۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج ۱، ۱۰ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۱.</ref>. | *[[رسول خدا]]{{صل}} با [[فقرا]] هم نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref> و با [[مسکینان]] [[غذا]] میخورد<ref>الطبقات الکبری ج ۱، ص، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و امالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] میداد<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>. [[دعوت]] [[بندگان]] را میپذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمیشمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>. بسا میزبانی که غذای سفرهاش نان جو و دنبهای بودار بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، [[حضرت]] با آغوشی باز آن را میپذیرفت میفرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، میپذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردستی [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسنداحمد، ج ۲، ص ۵۱۲: سنن ترمذی، ج ۲، ص ۳۹۷؛ الکافی، ج ۵، ص ۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج ۱، ۱۰ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۱.</ref>. | ||
*آن [[حضرت]] روی [[زمین]] مینشست و [[غذا]] میخورد<ref>امالی طوسی، ص ۳۹۳؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۲، ص ۴۴۲.</ref> و بسیار میشد که بر الاغی بیپالان سوار میشد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. با اینکه [[رئیس]] [[جامعه اسلامی]] بود و تمامی امکانات و منابع [[مالی]] را در [[اختیار]] داشت؛ اما منزلی که ایشان و [[همسران]] گرامی اش در آن سکونت داشتند، بسیار ساده و در سادگی، مثال زدنی بود<ref>ر. ک: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۸۷؛ المصنف، ج ۲، ص ۵۳ و ۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۳، ص ۳۴۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۱.</ref>. | *آن [[حضرت]] روی [[زمین]] مینشست و [[غذا]] میخورد<ref>امالی طوسی، ص ۳۹۳؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۲، ص ۴۴۲.</ref> و بسیار میشد که بر الاغی بیپالان سوار میشد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۲۷۹.</ref>. با اینکه [[رئیس]] [[جامعه اسلامی]] بود و تمامی امکانات و منابع [[مالی]] را در [[اختیار]] داشت؛ اما منزلی که ایشان و [[همسران]] گرامی اش در آن سکونت داشتند، بسیار ساده و در سادگی، مثال زدنی بود<ref>ر. ک: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۸۷؛ المصنف، ج ۲، ص ۵۳ و ۵۴ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۳، ص ۳۴۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۱.</ref>. | ||
===زهد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} === | ===زهد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} === | ||
*[[رسول الله]]{{صل}} با مظاهر [[دنیوی]] [[رفتاری]] بسیار زاهدانه داشت. آن بزرگوار، زاهدترین [[مردم]]<ref>ماوردی، اعلام النبوه، ص ۲۱۹؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۲۸۹؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۴، ص ۳۳۹؛ مسند احمد، ج ۴، ص ۱۹۸ و المستدرک، ج ۴، ص ۳۲۶.</ref> و بلکه زاهدترین [[انبیا]] بود<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۲۱۵ و احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۲۲۵.</ref>؛ هرگز به [[دنیا]] و مظاهر آن [[دل]] نسپرد<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۳۱ و المحقق اردبیلی، زبدة البیان، ص ۴۰۷.</ref> و [[اسیر]] اوهام [[پست]] آن نشد. هرگز چیزی برای فردایش [[ذخیره]] نمیکرد<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۰؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۳۴؛ الشمائل المحمدیه، ص ۲۰۱؛. فتح الباری، ج ۱، ص، ۲۲۷ وصحیح ابن حبان، ج۱۴، ص۲۱۷.</ref> و با اینکه از انتهای [[یمن]] تا جنگلهای عمان و تمامی [[حجاز]] تا اطراف [[عراق]] را مالک بود<ref>اعلام النبوه، ص ۲۱۹؛ الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۸۵.</ref>؛ اما هنگام [[وفات]]، [[دینار]] و درهم و کنیزی و گوسفند و شتری به جا ننهاد و وقتی [[وفات]] کرد، زرهاش در گرو یکی از [[یهودیان]] [[مدینه]] در قبال بیست یا سی صاع گندم برای نفقه اهل بیتش بود<ref>حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۴۴ و مکارم الاخلاق، ص ۲۵ و با اختلاف در: دلائل النبوه، ج ۷، ص ۲۷۳ و قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۸۵.</ref>. پیوسته میفرمود: {{متن حدیث| اللَّهُمَ أَحْيِنِي مِسْكِيناً وَ أَمِتْنِي مِسْكِيناً وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ الْمَسَاكِينِ!}}<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۶، ص ۵۰؛ سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص ۷۷؛ نهج الفصاحه، ص ۲۴۹؛ جامع الأخبار، ص ۱۱۱؛ روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۳۹.</ref> [[نقل]] شده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: "فرشتهای بر من نازل شد و گفت: " ای [[محمد]]{{صل}} همانا پروردگارت به تو [[سلام]] رساند و فرمود: " اگر بخواهی بطحاء [[مکه]] را برای تو طلا میکنم ". سپس آن [[حضرت]] فرمود: پس سر را به [[آسمان]] بلند کرد[م] و گفت[م]: پروردگارا! روزی سیرم نگه دار تا تو را بستایم و روزی گرسنه که از تو درخواست کنم"<ref>الکافی، ج ۸، ص ۱۳۱ ؛ امالی طوسی، ص۶۹۳؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۳؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۲.</ref>. | *[[رسول الله]]{{صل}} با مظاهر [[دنیوی]] [[رفتاری]] بسیار زاهدانه داشت. آن بزرگوار، زاهدترین [[مردم]]<ref>ماوردی، اعلام النبوه، ص ۲۱۹؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۲۸۹؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۴، ص ۳۳۹؛ مسند احمد، ج ۴، ص ۱۹۸ و المستدرک، ج ۴، ص ۳۲۶.</ref> و بلکه زاهدترین [[انبیا]] بود<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۲۱۵ و احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۲۲۵.</ref>؛ هرگز به [[دنیا]] و مظاهر آن [[دل]] نسپرد<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۳۱ و المحقق اردبیلی، زبدة البیان، ص ۴۰۷.</ref> و [[اسیر]] اوهام [[پست]] آن نشد. هرگز چیزی برای فردایش [[ذخیره]] نمیکرد<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۰؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۳۴؛ الشمائل المحمدیه، ص ۲۰۱؛. فتح الباری، ج ۱، ص، ۲۲۷ وصحیح ابن حبان، ج۱۴، ص۲۱۷.</ref> و با اینکه از انتهای [[یمن]] تا جنگلهای عمان و تمامی [[حجاز]] تا اطراف [[عراق]] را مالک بود<ref>اعلام النبوه، ص ۲۱۹؛ الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۸۵.</ref>؛ اما هنگام [[وفات]]، [[دینار]] و درهم و کنیزی و گوسفند و شتری به جا ننهاد و وقتی [[وفات]] کرد، زرهاش در گرو یکی از [[یهودیان]] [[مدینه]] در قبال بیست یا سی صاع گندم برای نفقه اهل بیتش بود<ref>حمیری قمی، قرب الاسناد، ص ۴۴ و مکارم الاخلاق، ص ۲۵ و با اختلاف در: دلائل النبوه، ج ۷، ص ۲۷۳ و قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۸۵.</ref>. پیوسته میفرمود: {{متن حدیث| اللَّهُمَ أَحْيِنِي مِسْكِيناً وَ أَمِتْنِي مِسْكِيناً وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ الْمَسَاكِينِ!}}<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۶، ص ۵۰؛ سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص ۷۷؛ نهج الفصاحه، ص ۲۴۹؛ جامع الأخبار، ص ۱۱۱؛ روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۳۹.</ref> [[نقل]] شده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: "فرشتهای بر من نازل شد و گفت: " ای [[محمد]]{{صل}} همانا پروردگارت به تو [[سلام]] رساند و فرمود: " اگر بخواهی بطحاء [[مکه]] را برای تو طلا میکنم ". سپس آن [[حضرت]] فرمود: پس سر را به [[آسمان]] بلند کرد[م] و گفت[م]: پروردگارا! روزی سیرم نگه دار تا تو را بستایم و روزی گرسنه که از تو درخواست کنم"<ref>الکافی، ج ۸، ص ۱۳۱ ؛ امالی طوسی، ص۶۹۳؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۳؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۹۲.</ref>. | ||