←پرسش مستقیم
(←منابع) |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==در فرهنگنامه آخرالزمان== | ==در فرهنگنامه آخرالزمان== | ||
*[[مهدویت]] موضوعی است که از زمان [[پیامبر]]{{صل}} به آن پرداخته شده است و [[رسول خدا]]{{صل}} در فرمایشات خود به آن اشاره نموده است. علاوه بر آن [[ائمه]]{{عم}} نیز همواره به این موضوع میپرداختند. از این روی بود که در اعصار مختلف کسانی در قالب ادعاهای مختلف به [[دروغ]] خود را [[مهدی]] [[آخرالزمان]] مینامیدند و باعث [[گمراهی]] گروهی نیز میشدند. در میان آنان کسانی به صراحت [[ادعای مهدویت]] نموده و برخی نیز با [[ادعای نیابت]] یا باب رابطه [[حضرت]] بودن، سعی در [[ادعای ارتباط با حضرت]] [[مهدی]]{{ع}} را داشتند. این امر حتی پیش از [[تولد]] آن جناب رخ داده است. [[مهدی عباسی]] یکی از خلفای بنیالعباس کسی بود که خود را [[مهدی]] [[امت]] و همان [[موعود]] [[آخرالزمان]] میدانست. در [[دوران غیبت صغری]] و پس از آغاز [[غیبت کبری]] نیز برخی از منحرفین و حتی برخی از کسانی که قبلا از [[شیعیان]] محسوب میشدند. دست به چنین ادعاهایی زدند. از آن جمله "[[منصور]] [[حلاج]]" و "[[شلمغانی]]" است که از سوی [[حضرت]] توقیعاتی بر رد آنان صادر شد. در زمان معاصر ما نیز کسانی با چنین ادعاهایی سربرآوردهاند. مشهورترین کسانی که چنین ادعایی را کرده و باعث فتنهای بزرگ و [[تولد]] مذهبی [[انحرافی]] شدند، [[بابیه]] و [[بهائیه]] هستند. [[بابیه]] فرقهای [[گمراه]] هستند که توسط "[[علی محمد شیرازی]]" پایهگذاری شد. او کتابی برای خود نوشت که به [[کتاب آسمانی]] [[بابیها]] مشهور است و نام آن را "بیان" گذاشت. او در پی [[اعتراض]] و [[محاکمه]] [[علما]] به [[گمراهی]] خود اعتراف کرد و در تبریز به دار آویخته شد. [[بهائیان]] نیز فرقهای منشعب از [[بابیها]] هستند که توسط "[[میرزا حسینعلی]] نوری" بنیانگذاری شد، او معروف به [[بهاء الله]] بود و نام این [[فرقه]] از نام مؤسس آن نشأت گرفته است. این دو مرد از مهرههای [[استعمار]] در زمان ناصرالدین شاه بودند که برای [[سست]] کردن پایههای [[تشیع]] [[برنامهریزی]] شده بودند و با [[مخالفت]] [[علما]] [[فتنه]] آنان [[سرکوب]] شد، هرچند آنان تا حدودی توانستند که در میان [[مسلمانان]] گروهی را [[گمراه]] نمایند، هنوز هم این فرقهها پیروانی سرسخت در [[دنیا]] دارند. در زمان [[سلطنت]] پهلوی [[بهائیان]] فعالیتهای زیادی در [[ایران]] داشتند و از سوی [[استعمار]] و [[انگلستان]] به شدت [[حمایت]] میشدند. افراد مهمی از [[حکومت]] پهلوی در مسلک [[بهائیان]] بودند. پس از [[انقلاب اسلامی]] این گروه زمینه را برای فعالیتهای خود مساعد ندیدند و دامنه حرکات خود را به بیرون از [[ایران]] منتقل کردند. <ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>. | *[[مهدویت]] موضوعی است که از زمان [[پیامبر]]{{صل}} به آن پرداخته شده است و [[رسول خدا]]{{صل}} در فرمایشات خود به آن اشاره نموده است. علاوه بر آن [[ائمه]]{{عم}} نیز همواره به این موضوع میپرداختند. از این روی بود که در اعصار مختلف کسانی در قالب ادعاهای مختلف به [[دروغ]] خود را [[مهدی]] [[آخرالزمان]] مینامیدند و باعث [[گمراهی]] گروهی نیز میشدند. در میان آنان کسانی به صراحت [[ادعای مهدویت]] نموده و برخی نیز با [[ادعای نیابت]] یا باب رابطه [[حضرت]] بودن، سعی در [[ادعای ارتباط با حضرت]] [[مهدی]]{{ع}} را داشتند. این امر حتی پیش از [[تولد]] آن جناب رخ داده است. [[مهدی عباسی]] یکی از خلفای بنیالعباس کسی بود که خود را [[مهدی]] [[امت]] و همان [[موعود]] [[آخرالزمان]] میدانست. در [[دوران غیبت صغری]] و پس از آغاز [[غیبت کبری]] نیز برخی از منحرفین و حتی برخی از کسانی که قبلا از [[شیعیان]] محسوب میشدند. دست به چنین ادعاهایی زدند. از آن جمله "[[منصور]] [[حلاج]]" و "[[شلمغانی]]" است که از سوی [[حضرت]] توقیعاتی بر رد آنان صادر شد. در زمان معاصر ما نیز کسانی با چنین ادعاهایی سربرآوردهاند. مشهورترین کسانی که چنین ادعایی را کرده و باعث فتنهای بزرگ و [[تولد]] مذهبی [[انحرافی]] شدند، [[بابیه]] و [[بهائیه]] هستند. [[بابیه]] فرقهای [[گمراه]] هستند که توسط "[[علی محمد شیرازی]]" پایهگذاری شد. او کتابی برای خود نوشت که به [[کتاب آسمانی]] [[بابیها]] مشهور است و نام آن را "بیان" گذاشت. او در پی [[اعتراض]] و [[محاکمه]] [[علما]] به [[گمراهی]] خود اعتراف کرد و در تبریز به دار آویخته شد. [[بهائیان]] نیز فرقهای منشعب از [[بابیها]] هستند که توسط "[[میرزا حسینعلی]] نوری" بنیانگذاری شد، او معروف به [[بهاء الله]] بود و نام این [[فرقه]] از نام مؤسس آن نشأت گرفته است. این دو مرد از مهرههای [[استعمار]] در زمان ناصرالدین شاه بودند که برای [[سست]] کردن پایههای [[تشیع]] [[برنامهریزی]] شده بودند و با [[مخالفت]] [[علما]] [[فتنه]] آنان [[سرکوب]] شد، هرچند آنان تا حدودی توانستند که در میان [[مسلمانان]] گروهی را [[گمراه]] نمایند، هنوز هم این فرقهها پیروانی سرسخت در [[دنیا]] دارند. در زمان [[سلطنت]] پهلوی [[بهائیان]] فعالیتهای زیادی در [[ایران]] داشتند و از سوی [[استعمار]] و [[انگلستان]] به شدت [[حمایت]] میشدند. افراد مهمی از [[حکومت]] پهلوی در مسلک [[بهائیان]] بودند. پس از [[انقلاب اسلامی]] این گروه زمینه را برای فعالیتهای خود مساعد ندیدند و دامنه حرکات خود را به بیرون از [[ایران]] منتقل کردند. <ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>. | ||
==مقدمه== | |||
*کسانی که در [[تاریخ]] بدین عنوان شهرت یافتهاند، به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیم هستند: | |||
#کسانی که دیگران روی انگیزههای خاصی، آنان را [[مهدی]] [[نجات]] بخش خواندند؛ | |||
#کسانی که به انگیزه جاهطلبی و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغینی داشتند؛ | |||
#کسانی که طبق نقشه [[استعمار]] و به اشاره [[بیدادگران]]، به چنین فریبی دست یازیدند و خود را [[مهدی]] [[نجات]] بخش، معرفی کردند. | |||
*'''گروه اول:''' این واقعیت از [[تاریخ]] به دست میآید که برخی کسانی که [[ادعای مهدویت]] به آنها نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته است و نه خود بدان [[راضی]] بودهاند؛ بلکه [[یاران]] و پیروانشان چنین ادعایی را به آنها نسبت داده و این [[اندیشه]] را گسترش دادند. البته میبایست خود آنان، چنین ادعاهای دروغین و نسبتهای نادرست را به شدت نفی میکردند؛ اما روشن نیست چرا خود آنان، برابر این عنوان ساختگی، اعتراض نکردند و پیروانشان کوشیدند برخی نشانههای [[امام مهدی|حضرت مهدی]] را به این چهرهها تطبیق و [[تفسیر]] کنند. | |||
*برای نمونه میتوان به [[محمد حنفیه]]، [[زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]]{{ع}} و [[محمد بن عبد اللّه محض]] اشاره کرد. | |||
*'''گروه دوم:''' کسانی بودند که به انگیزههای فریبکارانه و [[جاه]] طلبانه، [[ادعای مهدویت]] نمودند و برای جلب عواطف و به دست آوردن [[قدرت]]، به [[دروغ]]، خود را [[مهدی]] نجاتبخش معرفی کردند. از جمله این گروه، [[مهدی عباسی]] است. پدرش [[منصور دوانیقی]] ادعا کرد پسرش [[مهدی عباسی]]، همان [[مهدی موعود]] است. این در حالی است که خود او پیش از این ادعا، به [[محمد بن عبد اللّه محض]]- به عنوان [[مهدی]] نجاتبخش- دست [[بیعت]] داده بود و او را [[مهدی]] نجاتبخش میدانست. | |||
*'''گروه سوم:''' عناصری بودند که بر اساس نقشه و خواست استعمارگران، [[ادعای مهدویت]] کردند. [[استعمار]] پلید، برای درهم کوبیدن [[اسلام]] و ایجاد [[اختلاف]] و کینهتوزی در [[جامعه اسلامی]]، نقشههای خائنانه بسیاری کشید. از نقشههای [[شیطانی]] [[استعمار]] در این میدان، ساختن مرامها و مسلکهای رنگارنگ میان [[مسلمانان]] و بازی با مفاهیم و [[اعتقادات]] دینی آنان بود، تا بدین وسیله، بیایمانی و سستباوری و تزلزل دلها را در [[جامعه اسلامی]] پدید آورد. از چیزهایی که در این میدان، از آن بهره بردند، [[اندیشه]] و [[عقیده]] به [[مهدی موعود]] بود. در این راه، برخی عناصر را به دلخواه خویش [[تربیت]] کرد و به آنان [[دستور]] داد [[ادعای مهدویت]] کنند و با همه امکانات در این راه به آنان [[یاری]] رساند<ref> ر. ک: سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵- ۵۷۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص ۳۸۹ - ۳۹۰.</ref>. | |||
==متشحط در موعودنامه== | |||
*"[[متشحط]]" به کسی گویند که ادعای [[مهدویت]] و [[مهدی]] بودن کند. این قبیل افراد در طول [[تاریخ]]، کم نبودهاند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۱۰.</ref>. | |||
==مدعیان [[مهدویت]] در موعودنامه== | |||
*از جمله مسائلی که ثابت میکند موضوع [[مهدویت]] و [[ظهور]] یک [[مصلح]] غیبی از مسائل مسلّمی بوده که [[مسلمانان]] بدان اعتراف داشتهاند، ادعای عدهای است که در طول [[تاریخ]] خود را بهعنوان [[مهدی موعود]] معرفی کردهاند. | |||
*اسامی برخی مدعیان [[مهدویت]] در طول [[تاریخ]] از این قرار است: [[ابو اسحاق ابو عبیده ثقفی]]، [[کیخسرو]]، [[ابوالحسن زید بن علی]]، [[ابو العباس سفاح]]، [[ابو مسلم امین آل محمد]]، (معروف به ابومسلم [[خراسانی]])، [[ابن مقنع]]، [[ابو محمد عبدالله مهدی]]، [[حاکم بامر الله]]، [[ابو عبدالله مغربی]]، [[مهدی سودانی]]، [[عباس الریفی]]، [[الرجل الجبلی]]، [[توزری]]، [[الرجل الطرابلسی]]، [[السید محمد الجونپوری الهندی]]، [[سید محمد مشهدی]]، [[موسی کردی]]، [[ابو الکرم دارانی]]، [[شیخ علایی]]، [[عبدالله عجفی]]، [[بنگالی]]، [[محمد بن احمد سودانی]]، [[شیخ سعید یمانی]]، [[السید محمد بن علی بن احمد الادریسی]]، [[الشیخ شمس الدین محمد الفریانی بن احمد المغربی]]، [[الشیخ المغربی]]، [[الرجل المصری]]، [[محمد بن عبدالله]]، [[محمد قرمانی]]، [[غلام احمد قادیانی]]، [[میرزا طاهر]] (مشهور به حکّاک)، [[شیخ مهدی قزوینی]]، [[سید محمد گجراتی هندی]]، [[سید محمد همدانی]]، [[سید ولی الله اصفهانی]]، [[میرزا حسن همدانی]]، [[غلامرضا شاه]] (معروف به [[مرکبساز]])، [[سید علی شاههندی]]، [[هاشم شاه نوربخش]]، [[شیخ عبد القدیر بخارایی]]، [[میرزا بلخی]]، [[ملا عرشی کاشانی]]، [[سید علی موسوی (مدعی مهدویت)|سید علی موسوی]]، [[میرزا مشتاق علی شیرازی]]، [[بایزید ترکمانی]]، [[سید علی محمد باب]]، [[میرزا یحیی ازل]]، [[حسین علی عبد البهاء]] و [[یوسف خواجه کاشغری]]<ref>ادیان و مهدویت، [[محمد بهشتی]]، ص ۵۴.</ref>. | |||
*کسانی که در [[تاریخ]] به [[مدعیان مهدویت]] شهرت یافتهاند به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیماند: | |||
#کسانی که دیگران روی انگیزههای خاصی، آنان را [[مهدی موعود]] خواندند. (مانند: [[محمد حنفیه]]، [[زید]]، [[محمد بن عبدالله محض]])؛ | |||
#کسانی که به انگیزه جاهطلبی و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغین نمودند (مانند: [[مهدی عباسی]])؛ | |||
#کسانی که طبق نقشه [[استعمار]] و به اشاره [[بیدادگران]]، به چنین دجالگری و [[فریب]]، دست یازیدند و خود را [[مهدی موعود]] معرفی کردند (مانند: [[علی محمد باب]])<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۵۶۶.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۲۸.</ref>. | |||
==مدعیان مهدویت در درسنامه== | |||
*"[[مهدویت]]" و آموزههای آن، سابقهای بس طولانی در [[اسلام]] دارد و نقش تأثیرگذار آن بر کسی پوشیده نیست و از طرفی مسلمانان- به خصوص شیعیان- به این امر بنیادین، [[اعتقاد]] [[راسخ]] دارند و آن را یکی از باورهای اصولی و اصیل خویش برمیشمرند. روشن است، هرچه باوری، واقعی و اصیل بوده و در [[قلوب]] تودههای [[مردم]] [[رسوخ]] کرده و برای آنان با اهمیت باشد؛ چشم [[طمع]] افراد سود انگار و [[منحرف]]، بیشتر متوجه آن شده، درصدد سوءاستفاده بر خواهند آمد. [[مهدویت]] به جهت ویژگیهای اصیل و پرجاذبه آن برای [[مسلمانان]]، بیشتر در معرض بهرهجویی و استفاده افراد [[منحرف]] قرار گرفته است. پیشینه طولانی فرقههای منحرف- که به قرن نخست بازمیگردد- دلیلی بر این مدعا است؛ زیرا تا باوری اصیل و واقعی وجود نداشته باشد، باورهای دروغین و غیرواقعی بیمعنا و لغو خواهد بود. پس گروههای [[منحرف]] و کثرت آنها دو چیز را در مورد [[مهدویت]] [[آشکار]] میکند: | |||
#وجود اصل [[مهدویت]] به عنوان یکی از باورهای اصیل [[مسلمانان]]؛ | |||
#مهم بودن [[اعتقاد به مهدویت]] در اذهان و [[قلوب]] آنان.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. | |||
==مدعیان مهدویت== | |||
*"[[مهدویت]]" برای [[جامعه اسلامی]]، یک مسأله [[قرآنی]] و روایی شناخته شده و قطعی است. به جهت [[استواری]] این واقعیت عقیدتی- [[دینی]]، در [[تاریخ اسلام]] با شخصیتهایی روبهرو میشویم که بر اثر انگیزههای جاهطلبانه، [[وسوسه]] [[قدرت]]، شهرت و [[دنیاطلبی]] و... به [[دروغ]] [[ادعای مهدویت]] نموده و خویش را همان [[مهدی]] نجاتبخش- که [[قرآن]] و [[روایات]] نوید آمدن او را داده است- معرفی کردهاند و یا طرفداران افراطی آنان، برای [[پیشرفت]] دنیوی و [[سیاست]] خویش، آنان را به عنوان [[مهدی]] [[نجات]] بخش مطرح ساختهاند!! این افراد به چهار دسته قابل تقسیماند: | |||
#گروهی که از نظر [[نسب]]، [[هویت]]، [[هدف]] و [[مذهب]] ناشناختهاند. | |||
#جمعی که با کارهای جنونآمیز خویش، خود را از نظرها ساقط کردند. | |||
#برخی نام و نشان و [[دعوت]] و پیروانشان از صفحه روزگار، بهگونهای محو شده که نشانی از آنها نیست. | |||
#عدهای نیز اگرچه مردهاند؛ اما نام و یادی از آنان هست. | |||
*در اینجا تنها به برخی از مهمترین فرقههای و افراد [[منحرف]] در موضوع مهدویت- قبل از [[ولادت حضرت مهدی]] {{ع}}- اشاره خواهد شد:<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۱۰۱، ۱۰۲.</ref>. | |||
==[[کیسانیه]]== | |||
==[[زیدیه]]== | |||
==[[باقریه]]== | |||
==[[نفس زکیه]]== | |||
==[[ناووسیه]]== | |||
==[[اسماعیلیه]]== | |||
==[[موسویه]]== | |||
==[[محمدیه]]== | |||
==[[عسکریه]]== | |||
==[[علت پیدایش ادعاهای دروغین نیابت]]== | |||
==[[شکلگیری مدعیان دروغین]]== | |||
==سه گروه مدعی مهدویت== | |||
*از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت، کسانی که در [[تاریخ]] بدین عنوان شهرت یافتهاند، به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیماند: | |||
#کسانی که دیگران روی انگیزههای خاصی، آنان را "[[مهدی]]" [[نجاتبخش]] خواندند. | |||
#کسانی که به انگیزه جاهطلبی و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغینی داشتند. | |||
#کسانی که طبق نقشه [[استعمار]] و به اشاره [[بیدادگران]]، به چنین فریبی دست یازیدند و خود را [[مهدی]] [[نجاتبخش]]، معرفی کردند. | |||
*گروه اول: این واقعیت از [[تاریخ]] به دست میآید که برخی از کسانی که [[ادعای مهدویت]] به آنها نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته است و نه خود بدان [[راضی]] بودهاند؛ بلکه [[یاران]] و پیروانشان چنین ادعایی را به آنها نسبت داده و این [[اندیشه]] را گسترش دادند! البته میبایست خود آنان، چنین ادعاهای دروغین و نسبتهای نادرست را به شدت نفی میکردند؛ اما روشن نیست چرا خود آنان در برابر این عنوان ساختگی، فریاد [[اعتراض]] بلند نکردند و پیروانشان کوشیدند تا برخی علایم و نشانههای [[حضرت مهدی]] را به این چهرهها تطبیق و [[تفسیر]] نمایند!! برای نمونه از این گروه میتوان بدین چهرهها اشاره کرد: ۱. [[محمد حنفیه]]، ۲. [[زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}}، ۳. [[محمد بن عبد الله محض]]. | |||
*گروه دوم: اینان کسانی بودند که به انگیزههای فریبکارانه و جاهطلبانه، [[ادعای مهدویت]] نمودند و برای جلب عواطف و به دست آوردن [[قدرت]]، به [[دروغ]]، خود را [[مهدی]] [[نجاتبخش]] معرفی کردند! از جمله این گروه، "[[مهدی عباسی]]" است. پدرش [[منصور دوانیقی]] ادعا کرد: پسرش "[[مهدی عباسی]]"، همان [[مهدی موعود]] است! این در حالی است که خود او پیش از این ادعا، به [[محمد]] بن [[عبد الله]] محض- به عنوان [[مهدی]] [[نجاتبخش]] است- دست [[بیعت]] داده بود و او را [[مهدی]] [[نجاتبخش]] میدانست! | |||
*گروه سوم: اینان عناصری بودند که براساس نقشه و خواست استعمارگران، [[ادعای مهدویت]] نمودند! [[استعمار]] پلید برای درهم کوبیدن [[اسلام]] و ایجاد [[اختلاف]] و [[کینهتوزی]] در [[جامعه اسلامی]]، نقشههای خائنانه بسیاری کشید تا به [[هدف]] خویش برسد و [[جهان اسلام]] را ببلعد! از جمله نقشههای [[شیطانی]] آن در این میدان، ساختن مرامها و مسلکهای رنگارنگ در میان [[مسلمانان]] و بازی با مفاهیم و [[اعتقادات]] [[دینی]] آنان بود تا بدین وسیله، بیایمانی و سستباوری و تزلزل [[دلها]] را در [[جامعه اسلامی]]، پدید آورد! از چیزهایی که از آن در این میدان سوءاستفاده کرد، [[اندیشه]] و [[عقیده]] به [[مهدی موعود]] بود. در این راه برخی عناصر را به دلخواه خویش [[تربیت]] کرد و به آنان [[دستور]] داد تا [[ادعای مهدویت]] کنند و با همه امکانات آنان را در این راه [[یاری]] رساند!!<ref>ر.ک: امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵ تا ۵۷۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۱۱۲، ۱۱۳.</ref>. | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||