بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== '''آزمون غیبت''' <ref>تونهای، مجتبی، م...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==نویسنده: آقای ظرافتی== | ==نویسنده: آقای ظرافتی== | ||
===[[اهمیت مهدویت]]=== | |||
*[[مهدویت]] موضوعی است که از زمان [[پیامبر]] {{صل}} به آن پرداخته شده است و [[رسول خدا]] {{صل}} در فرمایشات خود به آن اشاره نموده است. علاوه بر آن [[ائمه]] {{ع}} نیز همواره به این موضوع میپرداختند. از این روی بود که در اعصار مختلف کسانی در قالب ادعاهای مختلف به [[دروغ]] خود را [[مهدی]] [[آخرالزمان]] مینامیدند و باعث [[گمراهی]] گروهی نیز میشدند. در میان آنان کسانی به صراحت [[ادعای مهدویت]] نموده و برخی نیز با [[ادعای نیابت]] یا باب رابطۀ [[حضرت]] بودن، سعی در [[ادعای ارتباط با حضرت]] [[مهدی]] {{ع}} را داشتند. این امر حتی پیش از [[تولد]] آن جناب رخ داده است<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>. | |||
*"[[مهدویت]]" و آموزههای آن، سابقهای بس طولانی در [[اسلام]] دارد و نقش تأثیرگذار آن بر کسی پوشیده نیست و از طرفی [[مسلمانان]] ـ به خصوص [[شیعیان]] ـ به این امر بنیادین، [[اعتقاد]] [[راسخ]] دارند و آن را یکی از باورهای اصولی و اصیل خویش برمیشمرند. روشن است، هرچه باوری، واقعی و اصیل بوده و در [[قلوب]] تودههای [[مردم]] [[رسوخ]] کرده و برای آنان با اهمیت باشد؛[[ چشم]] [[طمع]] افراد سود انگار و [[منحرف]]، بیشتر متوجه آن شده، درصدد سوءاستفاده برخواهند آمد. [[مهدویت]] به جهت ویژگیهای اصیل و پرجاذبۀ آن برای [[مسلمانان]]، بیشتر در معرض بهرهجویی و استفاده افراد [[منحرف]] قرار گرفته است. پیشینه طولانی فرقههای [[منحرف]] ـ که به قرن نخست بازمیگردد ـ دلیلی بر این مدعا است؛ زیرا تا باوری اصیل و واقعی وجود نداشته باشد، باورهای دروغین و غیرواقعی بیمعنا و لغو خواهد بود. پس گروههای [[منحرف]] و کثرت آنها دو چیز را در مورد [[مهدویت]] [[آشکار]] میکند: | |||
#وجود اصل [[مهدویت]] به عنوان یکی از باورهای اصیل [[مسلمانان]]؛ | |||
#مهم بودن [[اعتقاد به مهدویت]] در اذهان و [[قلوب]] آنان<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲.</ref>. | |||
*[[ابن خلدون]] (۸۰۸-۷۳۲ ه. ق) باتوجه به زمینه تب مهدیپرستی و گرم بودن بازار [[مهدویت]] در عصر خود، در شش قرن پیش مینویسد: "این است که غالبا بسیاری از کمخردان، ریاکارانه، برای [[تبلیغ]] و [[دعوت]] بدان [[جایگاه]] میشتابند و خیالات پوچ و احمقانهای در سر میپرورند که به منظور خویش نائل آیند و [[دعوت]] خود را به کمال رسانند، در حالی که بیشتر آنان [[جان]] خود را در این راه از دست داده و به [[قتل]] رسیدهاند"<ref>مقدمه ابن خلدون، ج ۱، ص ۶۴۱ ترجمه گنابادی.</ref>. چون در عصر [[ابن خلدون]] نظر به شرایط خاصی که در [[جهان اسلام]] پیشآمده و تب مهدیپرستی بالا گرفته بود، افراد فرصتطلب برای پیشبرد اهداف خود از عنوان [[مهدی موعود]] استفاده میکردهاند، لذا [[ابن خلدون]] به خاطر سوءاستفاده از این [[حقیقت]]، به خود [[عقیده]] نیز بیاعتقاد شده و در [[صحت احادیث]] [[شبهه]] کرده است. ولی تا هنگامی که [[مهدی موعود]] [[قیام]] نکرده است، همواره [[اشتیاق]] به [[برترین]] [[رهبر]] و [[منجی]] بزرگ، [[قلب]] تودهها را مالامال خواهد کرد و تا این [[اشتیاق]] هم دامنگیر تودههاست، همواره [[مدعیان دروغین]]، ایفای نقشی چنین بزرگ نیز خواهند کرد، نهایت هرروز به شکلی و در میان هر قومی به اسمی<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۸۱.</ref>. | |||
===[[مدعیان دروغین]]=== | |||
*"[[مهدویت]]" برای جامعۀ [[اسلامی]]، یک مسألۀ [[قرآنی]] و [[روایی]] شناخته شده و قطعی است. به جهت [[استواری]] این واقعیت [[عقیدتی]] ـ [[دینی]]، در [[تاریخ اسلام]] با شخصیتهایی روبهرو میشویم که بر اثر انگیزههای جاهطلبانه، وسوسۀ [[قدرت]]، [[شهرت]] و [[دنیاطلبی]] و... به [[دروغ]] [[ادعای مهدویت]] نموده و خویش را همان [[مهدی]] [[نجاتبخش]] ـ که [[قرآن]] و [[روایات]] نوید آمدن او را داده است ـ معرفی کردهاند و یا طرفداران افراطی آنان، برای [[پیشرفت]] [[دنیوی]] و [[سیاست]] خویش، آنان را به عنوان [[مهدی]] [[نجات]] بخش مطرح ساختهاند! این افراد به چهار دسته قابل تقسیماند<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۸۱.</ref>: | |||
#گروهی که از نظر [[نسب]]، [[هویت]]، [[هدف]] و [[مذهب]] ناشناختهاند؛ | |||
#جمعی که با کارهای جنونآمیز خویش، خود را از نظرها ساقط کردند؛ | |||
#برخی نام و نشان و [[دعوت]] و پیروانشان از صفحه روزگار، به گونهای محو شده که نشانی از آنها نیست؛ | |||
#عدهای نیز اگرچه مردهاند؛ اما نام و یادی از آنان هست. | |||
*مهمترین [[فرقهها]] و افراد [[منحرف]] در موضوع [[مهدویت]] ـ قبل از [[ولادت حضرت مهدی]] {{ع}} ـ عبارتند از: [[کیسانیه]]، [[زیدیه]]، [[باقریه]]، [[نفس زکیه]]، [[ناووسیه]]، [[اسماعیلیه]]، [[موسویه]]، [[محمدیه]]، [[عسکریه]]<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. | |||
*[[اسامی]] برخی [[مدعیان مهدویت]] در طول [[تاریخ]] از این قرار است: [[ابو اسحاق ابو عبیده ثقفی]]، کیخسرو، [[ابوالحسن]] [[زید بن علی]]، ابو العباس [[سفاح]]، [[ابو مسلم]] [[امین]] [[آل محمد]]، (معروف به ابومسلم [[خراسانی]])، ابن مقنع، [[ابو محمد]] [[عبدالله]] [[مهدی]]، [[حاکم]] بامر [[الله]]، [[ابو عبدالله]] [[مغربی]]، [[مهدی سودانی]]، [[عباس]] الریفی، الرجل الجبلی، توزری، الرجل الطرابلسی، السید [[محمد]] الجونپوری الهندی، [[سید محمد]] مشهدی، [[موسی]] کردی، ابو الکرم دارانی، [[شیخ]] علایی، [[عبدالله]] عجفی، بنگالی، [[محمد]] بن [[احمد]] سودانی، [[شیخ]] سعید [[یمانی]]، السید [[محمد]] بن [[علی بن احمد]] الادریسی، الشیخ [[شمس]] الدین [[محمد]] الفریانی بن [[احمد]] المغربی، الشیخ المغربی، الرجل المصری، [[محمد بن عبدالله]]، [[محمد]] قرمانی، [[غلام احمد قادیانی]]، [[میرزا]] [[طاهر]] (مشهور به حکّاک)، [[شیخ]] [[مهدی]] قزوینی، [[سید محمد]] گجراتی [[هندی]]، [[سید محمد]] [[همدانی]]، [[سید]] [[ولی الله]] اصفهانی، [[میرزا]] [[حسن]] [[همدانی]]، غلامرضا شاه (معروف به مرکبساز)، [[سید]] [[علی]] شاههندی، [[هاشم]] شاه نوربخش، [[شیخ]] [[عبد]] القدیر بخارایی، [[میرزا]] بلخی، ملا عرشی کاشانی، [[سید علی موسوی]]، [[میرزا]] [[مشتاق]] [[علی شیرازی]]، بایزید ترکمانی، [[سید علی محمد باب]]، [[میرزا یحیی]] ازل، [[حسین]] [[علی]] [[عبد البهاء]] و [[یوسف]] خواجه کاشغری<ref>ر.ک: بهشتی، محمد، ادیان و مهدویت، ص ۵۴.</ref>. | |||
*کسانی که در [[تاریخ]] بدین عنوان [[شهرت]] یافتهاند، به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیماند: | |||
#کسانی که دیگران روی انگیزههای خاصی، آنان را "[[مهدی]]" [[نجاتبخش]] خواندند. این واقعیت از [[تاریخ]] به دست میآید برخی از کسانی که [[ادعای مهدویت]] به آنها نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته است و نه خود بدان [[راضی]] بودهاند؛ بلکه [[یاران]] و پیروانشان چنین ادعایی را به آنها نسبت داده و این [[اندیشه]] را گسترش دادند! البته میبایست خود آنان، چنین ادعاهای دروغین و نسبتهای [[نادرست]] را به شدت نفی میکردند؛ اما روشن نیست چرا خود آنان در برابر این عنوان ساختگی، فریاد [[اعتراض]] بلند نکردند و پیروانشان کوشیدند تا برخی علایم و نشانههای [[حضرت مهدی]] را به این چهرهها [[تطبیق]] و [[تفسیر]] نمایند! برای نمونه از این گروه میتوان بدین چهرهها اشاره کرد: [[محمد حنفیه]]؛[[ زید]] [[فرزند]] [[امام سجاد]] {{ع}} و [[محمد بن عبد الله محض]] <ref>ر.ک: قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۶؛ امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵ تا ۵۷۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۶۲۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۱۲، ۱۱۳.</ref>. | |||
#کسانی که به [[انگیزه]] [[جاهطلبی]] و قدرتخواهی، چنین ادعای دروغینی داشتند. اینان کسانی بودند که به انگیزههای فریبکارانه و جاهطلبانه، [[ادعای مهدویت]] نمودند و برای جلب [[عواطف]] و به دست آوردن [[قدرت]] به [[دروغ]] خود را [[مهدی]] [[نجاتبخش]] معرفی کردند! از جملۀ این گروه، "[[مهدی عباسی]]" است. پدرش [[منصور دوانیقی]] ادعا کرد: پسرش "[[مهدی عباسی]]"، همان [[مهدی موعود]] است! این در حالی است که خود او پیش از این ادعا، به [[محمد بن عبد الله محض]] ـ به عنوان [[مهدی]] [[نجاتبخش]] است ـ دست [[بیعت]] داده بود و او را [[مهدی]] [[نجاتبخش]] میدانست! <ref>ر.ک: قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۶؛ امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵ تا ۵۷۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۶۲۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۱۲، ۱۱۳.</ref>. | |||
#کسانی که طبق نقشه [[استعمار]] و به اشاره [[بیدادگران]]، به چنین فریبی دست یازیدند و خود را [[مهدی]] [[نجاتبخش]]، معرفی کردند. اینان عناصری بودند که براساس نقشه و خواست استعمارگران، [[ادعای مهدویت]] نمودند! [[استعمار]] [[پلید]] برای درهم کوبیدن [[اسلام]] و ایجاد [[اختلاف]] و [[کینهتوزی]] در [[جامعه اسلامی]]، نقشههای خائنانه بسیاری کشید تا به [[هدف]] خویش برسد و [[جهان اسلام]] را ببلعد! از جمله نقشههای [[شیطانی]] آن در این میدان، ساختن مرامها و مسلکهای رنگارنگ در میان [[مسلمانان]] و بازی با مفاهیم و [[اعتقادات]] [[دینی]] آنان بود تا بدین [[وسیله]]، [[بیایمانی]] و سستباوری و تزلزل [[دلها]] را در [[جامعه اسلامی]]، پدید آورد! از چیزهایی که از آن در این میدان سوءاستفاده کرد، [[اندیشه]] و [[عقیده]] به [[مهدی موعود]] بود. در این راه برخی عناصر را به دلخواه خویش [[تربیت]] کرد و به آنان [[دستور]] داد تا [[ادعای مهدویت]] کنند و با همه امکانات آنان را در این راه [[یاری]] رساند!! <ref>ر.ک: قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۵۶۶؛ امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵ تا ۵۷۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۶۲۸؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج۱، ص۱۱۲، ۱۱۳.</ref>. | |||
*مشهورترین کسانی که چنین ادعایی را کرده و باعث فتنهای بزرگ و [[تولد]] مذهبی [[انحرافی]] شدند، [[بابیه]] و [[بهائیه]] هستند. [[بابیه]] فرقهای [[گمراه]] هستند که توسط "[[علی محمد شیرازی]]" پایهگذاری شد. او کتابی برای خود نوشت که به [[کتاب آسمانی]] [[بابیها]] مشهور است و نام آن را "[[بیان]]" گذاشت. او در پی [[اعتراض]] و [[محاکمه]] [[علما]] به [[گمراهی]] خود اعتراف کرد و در تبریز به دار آویخته شد. [[بهائیان]] نیز فرقهای منشعب از [[بابیها]] هستند که توسط "[[میرزا حسینعلی]] نوری" بنیانگذاری شد، او معروف به [[بهاء الله]] بود و نام این [[فرقه]] از نام مؤسس آن نشأت گرفته است. این دو مرد از مهرههای [[استعمار]] در زمان ناصرالدین شاه بودند که برای [[سست]] کردن پایههای [[تشیع]] [[برنامهریزی]] شده بودند و با [[مخالفت]] [[علما]] [[فتنه]] آنان [[سرکوب]] شد، هرچند آنان تا حدودی توانستند در میان [[مسلمانان]] گروهی را [[گمراه]] نمایند، هنوز هم این [[فرقهها]] پیروانی سرسخت در [[دنیا]] دارند. در زمان [[سلطنت]] پهلوی [[بهائیان]] فعالیتهای زیادی در [[ایران]] داشتند و از سوی [[استعمار]] و [[انگلستان]] به شدت [[حمایت]] میشدند. افراد مهمی از [[حکومت]] پهلوی در مسلک [[بهائیان]] بودند. پس از [[انقلاب اسلامی]] این گروه زمینه را برای فعالیتهای خود مساعد ندیدند و دامنۀ حرکات خود را به بیرون از [[ایران]] منتقل کردند<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>. | |||
'''آزمون غیبت''' <ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۷.</ref>. | '''آزمون غیبت''' <ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۷.</ref>. | ||