تقرب به خداوند: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
*[[زیارت]]، چون پیوند و تجدید عهد با بندگان خالص خداوند است، زمینه کسب صفات شایسته و عامل رشد معنوی، و در نتیجه تقرب به خدا میگردد. وقتی در [[زیارت]]، انسان ناقص، در برابر انسان کامل قرار میگیرد و به آن مدل و الگو توجه میکند، انگیزه کمالیابی، او را به قرب معنوی به خدا میکشد و [[زیارت]]، مایه تقرب میگردد. تقرب به اولیای خدا، راهی است برای تقرب به خداوند، چراکه اینان، وسیله و صراط و راهنما و مشعل هدایتاند. آشنایی و انس با اینان، زائر را با خداوند هم مأنوس و آشنا میسازد. در مسیر کمالجویی، طلب و اراده، نقش مؤثری دارد. باید خواست تا رسید، به شرط آنکه موانعی در کار نباشد. تا انسان نخواهد که تقرّب بجوید، نزدیک هم نمیشود. باید «تقرّب» جست، تا به «قرب» رسید. به همین جهت، تعبیرِ «اتَقرّب» در زیارتنامهها زیاد است و دیدار مرقد ولیّ خدا، سبب نزدیک شدن به خدا به حساب آمده است. از موارد فراوان، به چند نمونه اشاره میشود: در [[زیارت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} می گوییم: خدایا! بنده و زائر تو، با زیارت قبر برادر پیامبرت، به تو تقرّب می جوید{{عربی|«اللهم عبدک و زائرک، متقربٌ إِلیک بزیاره قبر أَخی رسولک»}}<ref>محجه البیضا، ج۴، ص۷۸.</ref>. و در [[زیارت]] [[امام کاظم|موسیبن جعفر]]{{ع}} می خوانیم: {{عربی|«متقرباً بزیارتک إِلیَ الله تعالی»}}<ref>مفاتیح الجنان، زیارت موسیبن جعفر.</ref>. و در زیارت [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}}، خطاب به آنان میگوییم: {{عربی|«متقربٌ بکم إِلَیه»}}<ref>مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>. [[زیارت]] [[امام]]، وسیله نزدیک شدن به خداوند است و آراسته شدن به اوصاف و اخلاقیات [[معصومین]]{{عم}}، آراستگی به اوصاف الهی است و در همین قرب به خدا، کمال وجودی انسان نهفته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۵۵-۵۷.</ref>. | *[[زیارت]]، چون پیوند و تجدید عهد با بندگان خالص خداوند است، زمینه کسب صفات شایسته و عامل رشد معنوی، و در نتیجه تقرب به خدا میگردد. وقتی در [[زیارت]]، انسان ناقص، در برابر انسان کامل قرار میگیرد و به آن مدل و الگو توجه میکند، انگیزه کمالیابی، او را به قرب معنوی به خدا میکشد و [[زیارت]]، مایه تقرب میگردد. تقرب به اولیای خدا، راهی است برای تقرب به خداوند، چراکه اینان، وسیله و صراط و راهنما و مشعل هدایتاند. آشنایی و انس با اینان، زائر را با خداوند هم مأنوس و آشنا میسازد. در مسیر کمالجویی، طلب و اراده، نقش مؤثری دارد. باید خواست تا رسید، به شرط آنکه موانعی در کار نباشد. تا انسان نخواهد که تقرّب بجوید، نزدیک هم نمیشود. باید «تقرّب» جست، تا به «قرب» رسید. به همین جهت، تعبیرِ «اتَقرّب» در زیارتنامهها زیاد است و دیدار مرقد ولیّ خدا، سبب نزدیک شدن به خدا به حساب آمده است. از موارد فراوان، به چند نمونه اشاره میشود: در [[زیارت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} می گوییم: خدایا! بنده و زائر تو، با زیارت قبر برادر پیامبرت، به تو تقرّب می جوید{{عربی|«اللهم عبدک و زائرک، متقربٌ إِلیک بزیاره قبر أَخی رسولک»}}<ref>محجه البیضا، ج۴، ص۷۸.</ref>. و در [[زیارت]] [[امام کاظم|موسیبن جعفر]]{{ع}} می خوانیم: {{عربی|«متقرباً بزیارتک إِلیَ الله تعالی»}}<ref>مفاتیح الجنان، زیارت موسیبن جعفر.</ref>. و در زیارت [[ائمه]] [[معصومین]]{{عم}}، خطاب به آنان میگوییم: {{عربی|«متقربٌ بکم إِلَیه»}}<ref>مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>. [[زیارت]] [[امام]]، وسیله نزدیک شدن به خداوند است و آراسته شدن به اوصاف و اخلاقیات [[معصومین]]{{عم}}، آراستگی به اوصاف الهی است و در همین قرب به خدا، کمال وجودی انسان نهفته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۵۵-۵۷.</ref>. | ||
*ابوسعید ابوالخیر، از شیخ الرئیس بوعلی سینا، نابغه دوران، درباره تشرف به [[زیارت]]، پرسشی میکند. ایشان در پاسخ میگویند: «در این هنگام (هنگام تشرف به [[زیارت]]) اذهان، صفای زیادتری پیدا کرده، خاطره ها با تمرکز شدیدتری جلوه نموده و باعث نزدیکی به خداوند می گردد»<ref>اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاکنژاد، ج۲، ص۳۷.</ref>. زائر، حتی این قرب را «احساس» هم میکند و درخواست دارد که استمرار یابد و قطع نشود. جلوهای از فیضها را در خویش مییابد و احساس «تصعید وجودی» میکند، خود را به خدا نزدیکتر مییابد، دلش شکستهتر میشود، با فطرتِ خداآشنای خود، صمیمیتر و درگوشیتر به نجوا میپردازد، و تصمیم بر توبهها و انابهها، از رهگذر همین توجهها و تقربها پدید میآید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۵۵-۵۷.</ref>. | *ابوسعید ابوالخیر، از شیخ الرئیس بوعلی سینا، نابغه دوران، درباره تشرف به [[زیارت]]، پرسشی میکند. ایشان در پاسخ میگویند: «در این هنگام (هنگام تشرف به [[زیارت]]) اذهان، صفای زیادتری پیدا کرده، خاطره ها با تمرکز شدیدتری جلوه نموده و باعث نزدیکی به خداوند می گردد»<ref>اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاکنژاد، ج۲، ص۳۷.</ref>. زائر، حتی این قرب را «احساس» هم میکند و درخواست دارد که استمرار یابد و قطع نشود. جلوهای از فیضها را در خویش مییابد و احساس «تصعید وجودی» میکند، خود را به خدا نزدیکتر مییابد، دلش شکستهتر میشود، با فطرتِ خداآشنای خود، صمیمیتر و درگوشیتر به نجوا میپردازد، و تصمیم بر توبهها و انابهها، از رهگذر همین توجهها و تقربها پدید میآید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۵۵-۵۷.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:81.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|'''فرهنگ زیارت''']] | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||