تقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۲۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:
*در [[قرآن کریم]]، آیۀ {{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>آل عمران، آیه ۲۸</ref> اشاره به تقیه در برابر [[مشرکان]] دارد. در داستان [[عمّار یاسر]] نیز که زیر شکنجۀ [[کفار]]، پس از [[شهادت]] [[پدر]] و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدی‌اش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را [[امضا]] کرده است: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}<ref>نحل، آیه ۱۰۶</ref>، که این را می‌توان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را تأیید کرد و فرمود: {{متن حدیث|" إِنْ عَادُوا فَعُد"}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref> [[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه می‌گوید: [[کتمان]] [[حق]] و پوشیده داشتن [[عقیده]] از [[مخالفان]]، به خاطر ضرر [[دینی]] و [[دنیوی]].<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref> چنین [[رفتاری]] که معقول و موافق با [[احتیاط]] و پنهانکاری در شرایطی که [[مخالفان]] در [[قدرت]] و [[اکثریت]] باشند و [[آزار]] برسانند، جزء [[آموزه‌های دینی]] [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]]{{عم}}، سلطۀ [[امویان]] و [[عباسیان]] و [[بهانه‌جویی]] آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر [[شیعه]] و [[ائمه]] و هوادارانشان، گاهی سبب می‌شد در برخی مسائل [[اعتقادی]] و [[فقهی]] با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا [[جان]] [[پیروان]] آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز می‌تواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی [[تقیّه]] برای حفظ [[عقاید]]، یا از روی [[ترس]] از [[دشمن]] است، گاهی هم به خاطر پرهیز از ایجاد [[اختلاف]] و درگیری و برای [[حفظ وحدت]]، که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی می‌گویند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "تقیّه سپر حفاظتی [[مؤمن]] است و کسی که تقیّه ندارد، [[دین]] ندارد<ref>{{متن حدیث|" إِنَّ التَّقِيَّةَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه‏"}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸</ref>، این مضمون به صورت‌های دیگر نیز [[نقل]] شده است. در [[احادیث]]، تقیه را در [[رفتار]] [[اصحاب کهف]] نیز برشمرده‌اند که با [[اعتقاد]] قلبی به [[خدای یکتا]]، آن را بروز نمی‌دادند و در ظاهر مثل همان [[مسیحیان]] [[رفتار]] می‌کردند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای [[حفاظت]] [[ایمان]]، می‌فرماید شما در میان این [[مردم]] ([[مخالفان]] [[شیعه]]) همچون [[زنبور عسل]] در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در [[دل]] زنبور است همۀ آنها را می‌خورند، اینان نیز اگر بدانند که در [[دل]] شما [[محبت]] ما [[خاندان]] است، شما را با زبان‌هایشان می‌خورند و در [[نهان]] و [[آشکار]] به شما نسبت‌هایی می‌دهند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} نیز به [[یاران]] خود می‌فرماید: پس از من شما را وادار می‌کنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من [[بدگویی]] کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر [[آیین]] محمّدم.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز می‌فرمود: "تقیه دین من و پدران من است"<ref>{{متن حدیث|" التَّقِيَّةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي‏"}}؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref>. [[تقیّه]]، با همۀ [[لزوم]] و اهمیتش، [[نیاز]] به [[شناخت]] [[موقعیت]] دارد. گاهی [[واجب]] است، گاهی جایز و گاهی [[حرام]]! گرچه کسانی همچون "[[ابن تیمیّه]]" این [[دستور]] [[قرآنی]] و [[حدیثی]] را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار می‌گیرد، [[نفاق]] می‌دانند و بر [[شیعه]] می‌تازند. بر آگاهان پوشیده نیست که [[تقیّه]]، عاملی برای حفظ [[ایمان]] و حفظ [[مؤمن]] از شرّ [[دشمنان]] و نوعی رعایت اصول [[کتمان]] و استتار و [[رازداری]] مرامی است و مبنای [[عقلی]] دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک [[وظیفه]] و رهاکردن [[تکلیف]] [[مبارزه]] با [[ظالمان]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] شود. تعابیری که در منابع [[دینی]] و [[حدیثی]] دربارۀ این موضوع به‌کار رفته است، ماهیّت [[رازداری]] در برنامه‌های مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان می‌دهد، مانند: تقیه، جنّه، حصن حصین، سدّ، ردم، حرز، خباء، [[حجاب]]، [[مدارا]]، [[کتمان]] [[اسرار]]، [[عبادت]] سرّی، مجامله، جلب [[مودّت]]، نومه، توریه، حفظ اللسان، عدم اذاعه، مماسحه، [[ترس]].<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref> اهدافی که در تقیه نهفته است، هم حفظ [[اسلام]] است، هم حفظ و ذخیرۀ نیروها، حفظ [[هویّت]] [[شیعه]] در برابر فرقه‌های دیگر، پنهان‌کردن برنامه‌ها، [[حفظ جان]] در برابر [[کافران]]، حفظ [[مسلمان]] در برابر [[پیروان ادیان]] دیگر. انجام این [[وظیفه]] هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در [[عصر غیبت]]. [[مخالفان]] [[شیعه]]، [[تقیّه]] را نوعی [[نفاق]] پنداشته‌اند، در حالی که [[نفاق]] آن‌جاست که کسی [[کافر]] باشد و به [[دروغ]]، اظهار [[ایمان]] و مسلمانی کند و در [[تقیّه]] برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در [[فرهنگ شیعی]]، در گذشته فقیهانی به [[تبیین]] آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیف‌های مستقلّی نگاشته‌اند.<ref> ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref> برای آشنایی با مباحث [[تقیّه]]، به منابع مستقل و [[روایات]] آن نیز می‌توان مراجعه کرد.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلال‌های فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref>
*در [[قرآن کریم]]، آیۀ {{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>آل عمران، آیه ۲۸</ref> اشاره به تقیه در برابر [[مشرکان]] دارد. در داستان [[عمّار یاسر]] نیز که زیر شکنجۀ [[کفار]]، پس از [[شهادت]] [[پدر]] و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدی‌اش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را [[امضا]] کرده است: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}<ref>نحل، آیه ۱۰۶</ref>، که این را می‌توان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را تأیید کرد و فرمود: {{متن حدیث|" إِنْ عَادُوا فَعُد"}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref> [[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه می‌گوید: [[کتمان]] [[حق]] و پوشیده داشتن [[عقیده]] از [[مخالفان]]، به خاطر ضرر [[دینی]] و [[دنیوی]].<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref> چنین [[رفتاری]] که معقول و موافق با [[احتیاط]] و پنهانکاری در شرایطی که [[مخالفان]] در [[قدرت]] و [[اکثریت]] باشند و [[آزار]] برسانند، جزء [[آموزه‌های دینی]] [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]]{{عم}}، سلطۀ [[امویان]] و [[عباسیان]] و [[بهانه‌جویی]] آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر [[شیعه]] و [[ائمه]] و هوادارانشان، گاهی سبب می‌شد در برخی مسائل [[اعتقادی]] و [[فقهی]] با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا [[جان]] [[پیروان]] آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز می‌تواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی [[تقیّه]] برای حفظ [[عقاید]]، یا از روی [[ترس]] از [[دشمن]] است، گاهی هم به خاطر پرهیز از ایجاد [[اختلاف]] و درگیری و برای [[حفظ وحدت]]، که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی می‌گویند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "تقیّه سپر حفاظتی [[مؤمن]] است و کسی که تقیّه ندارد، [[دین]] ندارد<ref>{{متن حدیث|" إِنَّ التَّقِيَّةَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه‏"}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸</ref>، این مضمون به صورت‌های دیگر نیز [[نقل]] شده است. در [[احادیث]]، تقیه را در [[رفتار]] [[اصحاب کهف]] نیز برشمرده‌اند که با [[اعتقاد]] قلبی به [[خدای یکتا]]، آن را بروز نمی‌دادند و در ظاهر مثل همان [[مسیحیان]] [[رفتار]] می‌کردند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای [[حفاظت]] [[ایمان]]، می‌فرماید شما در میان این [[مردم]] ([[مخالفان]] [[شیعه]]) همچون [[زنبور عسل]] در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در [[دل]] زنبور است همۀ آنها را می‌خورند، اینان نیز اگر بدانند که در [[دل]] شما [[محبت]] ما [[خاندان]] است، شما را با زبان‌هایشان می‌خورند و در [[نهان]] و [[آشکار]] به شما نسبت‌هایی می‌دهند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} نیز به [[یاران]] خود می‌فرماید: پس از من شما را وادار می‌کنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من [[بدگویی]] کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر [[آیین]] محمّدم.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز می‌فرمود: "تقیه دین من و پدران من است"<ref>{{متن حدیث|" التَّقِيَّةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي‏"}}؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref>. [[تقیّه]]، با همۀ [[لزوم]] و اهمیتش، [[نیاز]] به [[شناخت]] [[موقعیت]] دارد. گاهی [[واجب]] است، گاهی جایز و گاهی [[حرام]]! گرچه کسانی همچون "[[ابن تیمیّه]]" این [[دستور]] [[قرآنی]] و [[حدیثی]] را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار می‌گیرد، [[نفاق]] می‌دانند و بر [[شیعه]] می‌تازند. بر آگاهان پوشیده نیست که [[تقیّه]]، عاملی برای حفظ [[ایمان]] و حفظ [[مؤمن]] از شرّ [[دشمنان]] و نوعی رعایت اصول [[کتمان]] و استتار و [[رازداری]] مرامی است و مبنای [[عقلی]] دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک [[وظیفه]] و رهاکردن [[تکلیف]] [[مبارزه]] با [[ظالمان]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] شود. تعابیری که در منابع [[دینی]] و [[حدیثی]] دربارۀ این موضوع به‌کار رفته است، ماهیّت [[رازداری]] در برنامه‌های مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان می‌دهد، مانند: تقیه، جنّه، حصن حصین، سدّ، ردم، حرز، خباء، [[حجاب]]، [[مدارا]]، [[کتمان]] [[اسرار]]، [[عبادت]] سرّی، مجامله، جلب [[مودّت]]، نومه، توریه، حفظ اللسان، عدم اذاعه، مماسحه، [[ترس]].<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref> اهدافی که در تقیه نهفته است، هم حفظ [[اسلام]] است، هم حفظ و ذخیرۀ نیروها، حفظ [[هویّت]] [[شیعه]] در برابر فرقه‌های دیگر، پنهان‌کردن برنامه‌ها، [[حفظ جان]] در برابر [[کافران]]، حفظ [[مسلمان]] در برابر [[پیروان ادیان]] دیگر. انجام این [[وظیفه]] هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در [[عصر غیبت]]. [[مخالفان]] [[شیعه]]، [[تقیّه]] را نوعی [[نفاق]] پنداشته‌اند، در حالی که [[نفاق]] آن‌جاست که کسی [[کافر]] باشد و به [[دروغ]]، اظهار [[ایمان]] و مسلمانی کند و در [[تقیّه]] برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در [[فرهنگ شیعی]]، در گذشته فقیهانی به [[تبیین]] آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیف‌های مستقلّی نگاشته‌اند.<ref> ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref> برای آشنایی با مباحث [[تقیّه]]، به منابع مستقل و [[روایات]] آن نیز می‌توان مراجعه کرد.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلال‌های فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref>


==تقیه در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
منظور [[خویشتن داری]] در ابراز [[عقیده]] در شرایط سخت و دشوار و یا برای حفظ [[حریم]] مقابل و [[مدارا]] با کسانی است که طرح آن موجب درگیری،[[ اختلاف]] و یا به خطر افتادن [[جان]] خود و دیگران می‌شود.
#{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>
#{{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای» سوره مائده، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر!  آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>
'''نکته''': در [[آیه]] نخست مسئله ابراز [[مخالفت]] ظاهری با [[پیامبر]] در صورت فشار و [[ترس]] آمده<ref>در درالمنثور (ج ۴، ص ۱۳۲) ذیل این آیه روایاتی دلیل بر تقیه مربوط به داستان عمار و سمیه و یا بلال نقل شده که عمار از آن حرفی که زده بود سخت ناراحت بود، حضرت فرمود: دلت در آن موقعی که این حرف را زدی چگونه بود، آیا به آنچه گفتی راضی بود یا نه‌؟ عرض کرد: نه، فرمود: خدای تعالی این آیه را نازل فرموده: «{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}} «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> و جمله: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> استثنایی است از عموم شرط، و مراد از "اکراه"،مجبور شدن به گفتن کلمه [[کفر]] و [[تظاهر]] به آن است، زیرا [[قلب]] هیچ وقت اکراه نمی‌شود، این اعضای دیگر است که می‌شود آن را مجبور کرد و حاصل مقصود این است: کسانی که بعد از [[ایمان]] [[تظاهر]] به [[کفر]] می‌کنند و مجبور به گفتن کلمه [[کفر]] می‌شوند، ولی دلهایشان مطمئن به [[ایمان]] و از [[غضب]] [[خدا]] دور است، نباید نگران شوند، زیرا مجبور بوده‌اند و در [[آیه]] دوم [[حرمت]] تقیه بر [[پیامبر اسلام]] در تداوم [[مرجعیت دینی]] و اعلام [[جانشینی]] [[علی بن ابی طالب]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر!  آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و تقیه از ماده [وقایه] در لغت به معنای حفظ و نگهداری چیزی از [[آزار]] و اذیت دیگران است (مفردات راغب، ص ۸۸۱، ماده وقی)<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۳۱.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۳۲: خط ۲۶:
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
{{پایان}}
{{پایان}}
{{پایان}}
{{پایان}}
۸۰٬۱۵۳

ویرایش