جز
جایگزینی متن - 'امامی' به 'امامی'
جز (جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - 'امامی' به 'امامی') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
#'''درجات [[معرفت]]:''' همانگونه که در اصل [[معرفت]]، با [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت]] [[حجت]] میرسیم، درباره مرتبههای [[معرفت]] هم قضیه [[صادق]] است. بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[رسول]]{{صل}} را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه }}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۹۰.</ref> زیرا بالاترین [[معرفت به خداوند]] را دارد و بالاترین مرتبه [[معرفت]] به [[حجت]] را [[حضرت]] [[صدیقه]] [[طاهره]]{{س}} دارد؛ زیرا از بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[خدا]] و [[رسول]] او بهرهمند است. | #'''درجات [[معرفت]]:''' همانگونه که در اصل [[معرفت]]، با [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت]] [[حجت]] میرسیم، درباره مرتبههای [[معرفت]] هم قضیه [[صادق]] است. بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[رسول]]{{صل}} را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه }}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۹۰.</ref> زیرا بالاترین [[معرفت به خداوند]] را دارد و بالاترین مرتبه [[معرفت]] به [[حجت]] را [[حضرت]] [[صدیقه]] [[طاهره]]{{س}} دارد؛ زیرا از بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[خدا]] و [[رسول]] او بهرهمند است. | ||
#'''از [[خداوند]] به [[امام]] و از [[امام]] به [[خداوند]] میرسیم:''' بر اساس آنچه گذشت، از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و [[امام]] میرسیم؛ اما از سوی دیگر، از آنجاکه [[امام]] و [[نبی]] از [[مقام]] والای [[عصمت]] برخوردارند و کاملترین و مقربترین مخلوق و [[مظهر]] اسماء حسنای [[الهی]] میباشند، راهی برای [[خداشناسی]] و دست یابی به مراحل بالاتر [[شناخت خداوند]] و [[تقرب]] به سوی او هستند. بیان [[نورانی]] [[امام حسین]]{{ع}} به همین مطلب اشاره میکند. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: [[حسین بن علی]]{{ع}} نزد [[یاران]] خود آمد و فرمود: ای [[مردم]]! [[خدای متعال]] [[بندگان]] را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید؛ پس چون او را بشناسند، [[پرستش]] او میکنند و چون او را بپرستند، از پرستشِ جز او بینیاز میشوند. مردی پرسید: ای پسر [[پیامبر]]، [[پدر]] و مادرم فدای تو [[باد]]! [[معرفت]] و [[شناخت]] [[خدا]] چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "اینکه اهل هر زمان، [[امام]] خود را که [[اطاعت]] او [[واجب]] است، بشناسند"<ref>{{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. از آنجاکه [[خدای متعال]] [[بندگان]] را برای این آفرید که او را بشناسند و بپرستند<ref>ذاریات: ۵۶.</ref>، بنابراین راهنمایانی برای این [[شناخت]] و [[پرستش]] قرار داد؛ [[رسالت]] اصلی [[امام]] همین است، چنانچه در [[قرآن]] پس از بیان مژده و نوید [[ظهور]] و مسائل مربوط به آن میفرماید: {{متن قرآن| یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بیشَیْئا }}، همه اینها برای این است که عبودیتی خالصانه و منزّه از هرگونه [[شرک]] در عالم انجام شود. مرحوم [[علامه طباطبایی]] میفرماید: [[امام]] کسی است که در [[روز قیامت]] [[مردم]] را به سوی [[خداوند]] میبرد، همان گونه که در ظاهر و باطنِ این عالم آنها را به سوی او به پیش میبرد<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۷۳.</ref>. | #'''از [[خداوند]] به [[امام]] و از [[امام]] به [[خداوند]] میرسیم:''' بر اساس آنچه گذشت، از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و [[امام]] میرسیم؛ اما از سوی دیگر، از آنجاکه [[امام]] و [[نبی]] از [[مقام]] والای [[عصمت]] برخوردارند و کاملترین و مقربترین مخلوق و [[مظهر]] اسماء حسنای [[الهی]] میباشند، راهی برای [[خداشناسی]] و دست یابی به مراحل بالاتر [[شناخت خداوند]] و [[تقرب]] به سوی او هستند. بیان [[نورانی]] [[امام حسین]]{{ع}} به همین مطلب اشاره میکند. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: [[حسین بن علی]]{{ع}} نزد [[یاران]] خود آمد و فرمود: ای [[مردم]]! [[خدای متعال]] [[بندگان]] را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید؛ پس چون او را بشناسند، [[پرستش]] او میکنند و چون او را بپرستند، از پرستشِ جز او بینیاز میشوند. مردی پرسید: ای پسر [[پیامبر]]، [[پدر]] و مادرم فدای تو [[باد]]! [[معرفت]] و [[شناخت]] [[خدا]] چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "اینکه اهل هر زمان، [[امام]] خود را که [[اطاعت]] او [[واجب]] است، بشناسند"<ref>{{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. از آنجاکه [[خدای متعال]] [[بندگان]] را برای این آفرید که او را بشناسند و بپرستند<ref>ذاریات: ۵۶.</ref>، بنابراین راهنمایانی برای این [[شناخت]] و [[پرستش]] قرار داد؛ [[رسالت]] اصلی [[امام]] همین است، چنانچه در [[قرآن]] پس از بیان مژده و نوید [[ظهور]] و مسائل مربوط به آن میفرماید: {{متن قرآن| یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بیشَیْئا }}، همه اینها برای این است که عبودیتی خالصانه و منزّه از هرگونه [[شرک]] در عالم انجام شود. مرحوم [[علامه طباطبایی]] میفرماید: [[امام]] کسی است که در [[روز قیامت]] [[مردم]] را به سوی [[خداوند]] میبرد، همان گونه که در ظاهر و باطنِ این عالم آنها را به سوی او به پیش میبرد<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۷۳.</ref>. | ||
#فراز پایانی این [[دعا]] بر یک مطلب اساسی دلالت دارد و آن اینکه اگر کسی درباره چنین | #فراز پایانی این [[دعا]] بر یک مطلب اساسی دلالت دارد و آن اینکه اگر کسی درباره چنین امامی [[معرفت]] و [[اعتقاد]] نداشته باشد، در واقع [[توحید]] و [[دین]] او دچار مشکل خواهد شد. به عبارت دیگر این حلقه [[اعتقادی]]، مانند [[نماز]] است؛ [[نماز]] وقتی شکل میگیرد که تکبیره الاحرام با شرایط و [[آداب]] آن به [[سلام]] پایان یابد و [[روزه]] آنگاه [[صدق]] میکند که امساک به [[اذان]] [[مغرب]] برسد. این همان نکتهای است که در بیان [[نورانی]] [[امام رضا]]{{ع}} به آن تصریح شده است. ایشان در ادامه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها}}<ref>سوره روم:۳۰.</ref> میفرماید: مراد یکتایی [[خداوند]] و [[رسالت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[ولایت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است، سپس اضافه میفرماید:با [[پذیرش ولایت]]، [[توحید]] شکل میگیرد <ref>{{متن حدیث|إِلَى هَاهُنَا التَّوْحِيد}}؛ قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. | ||
#'''[[جایگاه]] [[معرفت امام]]:''' آخرین نکته در این بخش این است که [[معرفت]] به [[امام]] و [[حجت خداوند]] از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مرحوم کلینی در کافی در "باب معرفة الامام" چهارده [[روایت]]<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸۰.</ref> و [[مرحوم مجلسی]] در [[بحارالانوار]] در "باب [[وجوب]] معرفة الامام" [[چهل]] [[روایت]] بیان کردهاند<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۷۶.</ref>. | #'''[[جایگاه]] [[معرفت امام]]:''' آخرین نکته در این بخش این است که [[معرفت]] به [[امام]] و [[حجت خداوند]] از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مرحوم کلینی در کافی در "باب معرفة الامام" چهارده [[روایت]]<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸۰.</ref> و [[مرحوم مجلسی]] در [[بحارالانوار]] در "باب [[وجوب]] معرفة الامام" [[چهل]] [[روایت]] بیان کردهاند<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۷۶.</ref>. | ||
*تامل در این [[روایتها]] به خوبی [[قدر]] و [[منزلت]] این [[نعمت]] [[عظیم]] [[الهی]] را گوشزد مینماید. در اهمیت آن همین بس که [[اعتقاد]] نداشتن به چنین حجتی بر اساس [[روایات]] [[فریقین]] از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} با [[مرگ جاهلی]] مساوی است که طبعاً حیات چنین انسانی نیز [[جاهلی]] و بیبهره از [[حقیقت]] خواهد بود. | *تامل در این [[روایتها]] به خوبی [[قدر]] و [[منزلت]] این [[نعمت]] [[عظیم]] [[الهی]] را گوشزد مینماید. در اهمیت آن همین بس که [[اعتقاد]] نداشتن به چنین حجتی بر اساس [[روایات]] [[فریقین]] از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} با [[مرگ جاهلی]] مساوی است که طبعاً حیات چنین انسانی نیز [[جاهلی]] و بیبهره از [[حقیقت]] خواهد بود. | ||