برهان تمانع: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref>. | *در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref>. | ||
*این [[برهان]] را معمولاً با یک صورت سطحی و عامیانه تقریر میکنند. خلاصه آن تقریر این است: اگر واجبالوجود متعدد باشد، میان خواستهای آنها تزاحم برقرار میشود. در این صورت یا [[اراده]] و [[قدرت]] یکی بر [[اراده]] و [[قدرت]] دیگری پیروز میشود و یا [[اراده]] و [[قدرت]] هیچکدام بر [[اراده]] و [[قدرت]] دیگری [[غلبه]] ندارد. محال است که [[اراده]] و [[قدرت]] یکی از آنها مغلوب گردد؛ زیرا مغلوبیت با کمال و [[وجوب]] وجود منافی است و اگر هیچکدام [[غلبه]] نکند، [[جهان]] تباه میشود، زیرا [[اراده]] هیچکدام مؤثر نیست و وقتی که [[اراده]] هیچیک مؤثر نباشد، رابطه [[جهان]] با واجبالوجود که قطعی و ضروری است، قطع میشود؛ یعنی هیچ موجودی وجود پیدا نمیکند و | *این [[برهان]] را معمولاً با یک صورت سطحی و عامیانه تقریر میکنند. خلاصه آن تقریر این است: اگر واجبالوجود متعدد باشد، میان خواستهای آنها تزاحم برقرار میشود. در این صورت یا [[اراده]] و [[قدرت]] یکی بر [[اراده]] و [[قدرت]] دیگری پیروز میشود و یا [[اراده]] و [[قدرت]] هیچکدام بر [[اراده]] و [[قدرت]] دیگری [[غلبه]] ندارد. محال است که [[اراده]] و [[قدرت]] یکی از آنها مغلوب گردد؛ زیرا مغلوبیت با کمال و [[وجوب]] وجود منافی است و اگر هیچکدام [[غلبه]] نکند، [[جهان]] تباه میشود، زیرا [[اراده]] هیچکدام مؤثر نیست و وقتی که [[اراده]] هیچیک مؤثر نباشد، رابطه [[جهان]] با واجبالوجود که قطعی و ضروری است، قطع میشود؛ یعنی هیچ موجودی وجود پیدا نمیکند و باقی نمیماند و این همان معنی [[فساد]] و [[تباهی]] عالم است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۶۲.</ref>. | ||
*ولی این تقریر صحیح نیست؛ زیرا چه موجبی در کار است که ارادههای واجبالوجودها را مزاحم یکدیگر فرض کنیم؟ بلکه الزاماً باید ارادههای آنها را هماهنگ تصور کنیم؛ زیرا فرض این است که هر دو واجبالوجود، و هر دو علیم و حکیماند، و هر دو وفق [[مصلحت]] و [[حکمت]] عمل میکنند و چون [[حکمت]] و [[مصلحت]]، یکی بیش نیست، [[اراده]] واجبالوجودها با یکدیگر موافق و هماهنگ است. | *ولی این تقریر صحیح نیست؛ زیرا چه موجبی در کار است که ارادههای واجبالوجودها را مزاحم یکدیگر فرض کنیم؟ بلکه الزاماً باید ارادههای آنها را هماهنگ تصور کنیم؛ زیرا فرض این است که هر دو واجبالوجود، و هر دو علیم و حکیماند، و هر دو وفق [[مصلحت]] و [[حکمت]] عمل میکنند و چون [[حکمت]] و [[مصلحت]]، یکی بیش نیست، [[اراده]] واجبالوجودها با یکدیگر موافق و هماهنگ است. | ||
*"[[برهان]] تمانع" بر تضاد و تخالف خواستها و ارادهها مبتنی نیست، بلکه بر امتناع وجود هر حادثه ممکن از [[ناحیه]] تعدد ارادهها مبتنی است؛ یعنی اگر واجبالوجود متعدد باشد، با فرض هماهنگی و توافق ارادهها نیز تمانع وجود دارد. این [[برهان]] بر سه مسئله مبتنی است: | *"[[برهان]] تمانع" بر تضاد و تخالف خواستها و ارادهها مبتنی نیست، بلکه بر امتناع وجود هر حادثه ممکن از [[ناحیه]] تعدد ارادهها مبتنی است؛ یعنی اگر واجبالوجود متعدد باشد، با فرض هماهنگی و توافق ارادهها نیز تمانع وجود دارد. این [[برهان]] بر سه مسئله مبتنی است: | ||