بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{امامت}} | {{امامت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[امامت]]''' است. "'''نص بر امام'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[امامت]]''' است. "'''[[نص بر امام]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[نص بر امام در قرآن]] | [[نص بر امام در حدیث]] | [[نص بر امام در کلام اسلامی]] | [[نص بر امام در عرفان اسلامی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[نص بر امام در قرآن]] | [[نص بر امام در حدیث]] | [[نص بر امام در کلام اسلامی]] | [[نص بر امام در عرفان اسلامی]]</div> | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="فpadding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="فpadding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''نص بر [[امام]]''' یکی از مهمترین صفات و شروط اساسی [[امامت]] [[امام]] از نظر شیعه است. | '''[[نص]] بر [[امام]]''' یکی از مهمترین صفات و شروط اساسی [[امامت]] [[امام]] از نظر [[شیعه]] است. | ||
==نص بر | ==[[نص بر امامت]] [[امام]] از دیدگاه [[شیعه]] == | ||
*خداوند در قرآن به اطاعت از | *[[خداوند]] در [[قرآن]] به [[اطاعت از اولی الامر]]، [[امر]] فرموده؛ از آنجا که نمیتوان از همه کسانی که مدعی ولایتند، [[اطاعت]] کرد. پس [[مسلمانان]] باید به دنبال شناسایی [[اولی الامر]] باشند<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۰۹.</ref>. | ||
*مهمترین اختلاف شیعه و [[اهل سنت]] در بحث [[امامت]]، مربوط به نص | *مهمترین [[اختلاف]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در بحث [[امامت]]، مربوط به [[نص]] [[الهی]] و [[انتخاب]] مردمی است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۴۰۱.</ref>. | ||
*در نظر | *در نظر [[شیعه]]، تنها [[راه تعیین]] [[امام]] آن است که [[پیامبر]] یا شخصی که امامتش ثابت شده است به [[امامت]] او تصریح نمایند. | ||
*با توجه به [[عصمت]] [[امام]]، سنت [[امامت]] همچون | *با توجه به [[عصمت]] [[امام]]، [[سنت]] [[امامت]] همچون [[سنت]] [[پیامبر]]، معتبر است پس اگر [[امام]]، شخصی را برای [[امامت]] پس از خود معرفی کند، در [[حکم]] معرفی [[خدا]] و پیامبرش خواهد بود<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۲.</ref>. | ||
*عالمان [[اهل سنت]] در این مسئله نظرات متفاوتی دارند: | *[[عالمان]] [[اهل سنت]] در این مسئله نظرات متفاوتی دارند: | ||
*#بیعت اهل حل و عقد: گروهی از بزرگان، [[امامت]] شخصی را بپذیرند. حتی اگر تنها یکی از اهل حل و عقد با شخصی بیعت کند کافی است. | *# [[بیعت]] [[اهل حل و عقد]]: گروهی از بزرگان، [[امامت]] شخصی را بپذیرند. حتی اگر تنها یکی از [[اهل حل و عقد]] با شخصی [[بیعت]] کند کافی است. | ||
*#غلبه قهر آمیز "نظامی": حتی اگر شخص | *# [[غلبه]] [[قهر]]آمیز "نظامی": حتی اگر شخص [[فاسق]]، [[ظالم]]، یا [[جاهل]] با [[توسل]] به [[زور]] بر [[مسند]] [[حکومت]] نشست، [[امام]] [[جامعه اسلامی]] میباشد<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۵۰ - ۱۵۱.</ref>. | ||
*نظریه اول "[[بیعت]] [[اهل حل و عقد]]" و [[اجماع]]، گرفتار مصادره به مطلوب است زیرا براساس توجیه وضع موجود و [[مشروعیت]] بخشیدن به [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]] و [[عثمان]] و [[حاکمان]] دیگر، راههایی را معرفی کردهاند. | |||
* | *ضمناً، این [[استدلال]]، چیزی جز دور [[باطل]] نیست چون [[دلیل]] [[حقانیت]] [[ابوبکر]] را [[اجماع]] میدانند و از طرفی [[دلیل]] [[حجیت]] [[اجماع]] را نحوه [[انتخاب]] [[ابوبکر]] میدانند که دور [[باطل]] است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۴۰۴.</ref>. | ||
*[[شیعه]]، [[امامت]] را یک [[مقام]] [[دنیوی]] نمیدند، بلکه منصبی [[الهی]] برای [[حفظ شریعت]] است که ویژگیهایی مثل [[عصمت]] و [[علم لدنی]] و [[افضلیت]] در آن شرط است که جز [[خداوند]] و [[پیامبر]] و [[امام]] پیشین، کسی از آنها [[آگاه]] نیست. مثلاً، [[معصوم]] یعنی کسی که دارای ملکه اجتناب از [[گناه]] و خطاست و این ملکه امری درونی و [[پنهانی]] است<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۵۲؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۴۰۴ - ۴۰۵.</ref>. | |||
*همچنین [[تعیین]] [[امام]]، لطفی است از جانب [[خداوند]] بر [[بندگان]] و هر لطفی، بر [[خداوند]] [[واجب]] و لازم است. بنابراین، [[خدای متعال]]، [[امام]] را خود [[تعیین]] میفرماید<ref>ر. ک. جمعی از نویسندگان،[[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۲۷۰.</ref>. | |||
* | *اساساً با وجود [[نصب]] از طرف [[خدا]] که [[ولایت]] در اصل، از آنِ او است، نوبت به [[انتخاب]] دشواری نمیرسد. [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}}: "یکی گفت: پسر [[ابوطالب]]! تو بر این امر بسیار [[حرص]] میورزی. گفتم: نه! به [[خدا]] قسم شما حریصترند... من حقی را که از آنهم بود، طلب کردم و شما مرا از رسیدن به [[حق]] خود باز میدارید". [[حضرت]]، [[حق حاکمیت]] را برای [[امامان]] پس از خود نیز قائل است: "... [[آل محمد]]، پایه [[دین]] و ستون تعییناند... [[حق ولایت]]، خاص ایشان است...". | ||
*در عین حال، شرایط به گونهای است که [[اقدام]] برای [[تصدی]] [[ولایت]] را به [[اصلاح]] [[مسلمانان]] نمیبیند: "به صبرگراییدم... میراثم ربودۀ این و آن و من بدان نگران". این بیانات نشان میدهد که [[حضرت]] نه در [[مقام]] [[بیان]] [[اولویت]] خویش، بلکه بیانگر [[حق]] قطعی خود است. اما [[امام علی]]{{ع}} در مقابل [[معاویه]] به گونهای دیگر [[استدلال]] میکند: "مردمی که با [[ابوبکر]] و [[عمر]] و [[عثمان]] [[بیعت]] کردند، [[بیعت]] مرا نیز پذیرفتند. پس کسی که حاضر است، نمیتواند دیگری را [[انتخاب]] کند و [[غایب]] هم نمیتواند [[اقدام]] حاضران را نپذیرد..." زیرا [[حضرت]] در مواجهه با فردی مانند [[معاویه]]، تنها از طریق اجتماع به شیوه [[سلف]] و معمول، میتواند [[استدلال]] کند<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۱۲ - ۱۱۵.</ref>. | |||
*همچنین تمامی [[امامان]] با [[بیان]] [[پیامبر]] و یا [[بیان]] [[امام]] پیشین شناسایی میشوند. از آنجا که [[امامان]]، نه به کسب و [[اجتهاد]]، که به [[الهام]] و [[تربیت]] [[الهی]]، به این [[مقام]] میرسند، سن، اثری در [[تعیین]] [[امام]] ندارد. مانند [[نبوت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[حضرت یحیی]]{{ع}} در [[کودکی]]. | |||
*[[موقعیت]] [[علمی]] [[امامان]] در حضور [[عالمان]] و [[اندیشمندان]]، که همیشه با [[پیروزی]] [[امام]] همراه بود و بروز [[کرامات]] از ایشان، برای [[شیعیان]] هیچگونه تردیدی باقی نمیگذارد<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۲۱ - ۱۲۳.</ref>. | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[امامت]] [[امام]] از چه راهی اثبات میشود؟ دو دیدگاه است. [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، | *[[امامت]] [[امام]] از چه راهی [[اثبات]] میشود؟ دو دیدگاه است. [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، | ||
*[[شیعه امامیه]] بر این [[باور]] است که اساسیترین [[راه تعیین امام]] "[[نص]]" است ولی [[اهل سنت]] معتقدند [[امامت]] از طریق [[انتخاب]] و [[بیعت]] اثبات میشود. | *[[شیعه امامیه]] بر این [[باور]] است که اساسیترین [[راه تعیین امام]] "[[نص]]" است ولی [[اهل سنت]] معتقدند [[امامت]] از طریق [[انتخاب]] و [[بیعت]] [[اثبات]] میشود. | ||
==دیدگاه [[شیعه]]== | ==دیدگاه [[شیعه]]== | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*دیدگاه [[شیعه]] [[دلایل]] متعددی دارد<ref>برای آشنایی بیشتر با راههای تحقق امامت و منصوص بودن امام، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۳۳۴؛ إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، النص، ص۳۳۷؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۲۰؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیه و عقیده الشیعه الإمامیه، ص۵۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۹۸؛ حق الیقین فی معرفة اصول الدین، ص۱۹۱؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۴۱؛ غایة المرام و حجه الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام، ج۱، ص۲۵؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۲؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۳۴۹؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۳۱؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۶؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.</ref> که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | *دیدگاه [[شیعه]] [[دلایل]] متعددی دارد<ref>برای آشنایی بیشتر با راههای تحقق امامت و منصوص بودن امام، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۳۳۴؛ إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، النص، ص۳۳۷؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۲۰؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیه و عقیده الشیعه الإمامیه، ص۵۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۹۸؛ حق الیقین فی معرفة اصول الدین، ص۱۹۱؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۴۱؛ غایة المرام و حجه الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص و العام، ج۱، ص۲۵؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۲؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۳۴۹؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۳۱؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۶؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.</ref> که به برخی از آنها اشاره میکنیم: | ||
===[[آیات]] [[جعل]]=== | ===[[آیات]] [[جعل]]=== | ||
*[[امامت]] [[منصب الهی]] و [[جعل]] آن به دست خداست. این مهم، از [[آیات]] متعددی که در [[قرآن]] [[امامت]] را به [[جعل]] [[الهی]] میداند به دست میآید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۹۹.</ref>. | *[[امامت]] [[منصب الهی]] و [[جعل]] آن به دست خداست. این مهم، از [[آیات]] متعددی که در [[قرآن]] [[امامت]] را به [[جعل]] [[الهی]] میداند به دست میآید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۹۹.</ref>. | ||
*علاوه بر [[جعل]] [[منصب امامت]] [[جعل]] [[مناصب]] دیگری نیز، به [[خداوند]] نسبت داده شده است: | *علاوه بر [[جعل]] [[منصب امامت]] [[جعل]] [[مناصب]] دیگری نیز، به [[خداوند]] نسبت داده شده است: | ||
#'''[[جعل]] [[خلافت]]:''' یکی دیگر از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]]، [[مقام خلافت]] است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کردهاند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۰.</ref>. | #'''[[جعل]] [[خلافت]]:''' یکی دیگر از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]]، [[مقام خلافت]] است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کردهاند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۰.</ref>. | ||
#'''[[جعل]] [[نبوت]]:''' [[مقام نبوت]]، یکی دیگر از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref>«(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زندهام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است» سوره مریم، آیه ۳۰-۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۱.</ref>. | #'''[[جعل]] [[نبوت]]:''' [[مقام نبوت]]، یکی دیگر از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا}}<ref>«(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زندهام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است» سوره مریم، آیه ۳۰-۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۱.</ref>. | ||
#'''[[جعل]] [[رسالت]]:''' {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و هنگامیکه نشانهای (از سوی خداوند) نزدشان آید میگویند ما هرگز ایمان نمیآوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود؛ خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد؛ به زودی به گناهکاران برای نیرنگی که میورزیدند نزد خداوند خواری و عذابی سخت خواهد رسید» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«آنگاه چون از شما هراسیدم گریختم و خداوند به من داوری (راستین) ارزانی داشت و مرا از پیامبران گردانید» سوره شعراء، آیه ۲۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۱-۱۰۲.</ref>. | #'''[[جعل]] [[رسالت]]:''' {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و هنگامیکه نشانهای (از سوی خداوند) نزدشان آید میگویند ما هرگز ایمان نمیآوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود؛ خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد؛ به زودی به گناهکاران برای نیرنگی که میورزیدند نزد خداوند خواری و عذابی سخت خواهد رسید» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«آنگاه چون از شما هراسیدم گریختم و خداوند به من داوری (راستین) ارزانی داشت و مرا از پیامبران گردانید» سوره شعراء، آیه ۲۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۱-۱۰۲.</ref>. | ||
#'''[[جعل]] [[وزارت]]:''' [[مقام وزارت]] نیز، از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}}<ref>«و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب دادیم و برادرش هارون را وزیری همراه او گرداندیم» سوره فرقان، آیه ۳۵.</ref>. | #'''[[جعل]] [[وزارت]]:''' [[مقام وزارت]] نیز، از مصادیق [[جعل]] و [[نصب]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}}<ref>«و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب دادیم و برادرش هارون را وزیری همراه او گرداندیم» سوره فرقان، آیه ۳۵.</ref>. | ||
*'''نتیجه:''' از مجموعه [[آیات]] بهدست میآید، که نه تنها [[امامت]] امری [[انتصابی]] و به [[جعل]] [[الهی]] است، بلکه نوع مقاماتی که به اداره [[جامعه دینی]] مربوط است همچون [[وزارت]]، [[رسالت]]، [[نبوت]] و مانند آن نیز، به [[جعل]] و [[نصب الهی]] است<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۲.</ref>. | *'''نتیجه:''' از مجموعه [[آیات]] بهدست میآید، که نه تنها [[امامت]] امری [[انتصابی]] و به [[جعل]] [[الهی]] است، بلکه نوع مقاماتی که به اداره [[جامعه دینی]] مربوط است همچون [[وزارت]]، [[رسالت]]، [[نبوت]] و مانند آن نیز، به [[جعل]] و [[نصب الهی]] است<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۲.</ref>. | ||
===[[عصمت]]=== | ===[[عصمت]]=== | ||
*[[امام معصوم]] است و [[عصمت]] یک حالت [[باطنی]] است<ref>دلایل اثبات عصمت گذشت.</ref>. از این رو فقط [[خداوند]] از [[عصمت]] افراد [[آگاه]] است، پس [[امامت]] و [[تعیین امام]]، کاری [[الهی]] است و [[مردم]] در آن نقشی ندارند<ref>ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۳، ص۳۰۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیه ج۲، ص۱۰۰؛ تجرید الاعتقاد، ص۲۲۳؛ تکملة شوارق الألهام، ص۱۱۳؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۲.</ref>. | *[[امام معصوم]] است و [[عصمت]] یک حالت [[باطنی]] است<ref>دلایل اثبات عصمت گذشت.</ref>. از این رو فقط [[خداوند]] از [[عصمت]] افراد [[آگاه]] است، پس [[امامت]] و [[تعیین امام]]، کاری [[الهی]] است و [[مردم]] در آن نقشی ندارند<ref>ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۳، ص۳۰۳؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیه ج۲، ص۱۰۰؛ تجرید الاعتقاد، ص۲۲۳؛ تکملة شوارق الألهام، ص۱۱۳؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۶.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۲.</ref>. | ||
===[[مصلحت]]<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۴۶.</ref>=== | ===[[مصلحت]]<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۴۶.</ref>=== | ||
*[[تبیین]] این [[دلیل]] بر دو مقدمه [[استوار]] است: | *[[تبیین]] این [[دلیل]] بر دو مقدمه [[استوار]] است: | ||
*'''مقدمه نخست:''' [[جایگاه]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[جامعه]] اسلامی با پنج [[مسئولیت]] مهم همراه بوده است: #[[تبیین]] و [[تفسیر قرآن کریم]]؛ | *'''مقدمه نخست:''' [[جایگاه]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[جامعه]] اسلامی با پنج [[مسئولیت]] مهم همراه بوده است: # [[تبیین]] و [[تفسیر قرآن کریم]]؛ | ||
#[[بیان]] [[احکام]]، [[واجبات]] و [[محرمات]]؛ | # [[بیان]] [[احکام]]، [[واجبات]] و [[محرمات]]؛ | ||
#[[پاسخ به شبهات]] و سؤالات؛ | # [[پاسخ به شبهات]] و سؤالات؛ | ||
#[[بیان]] [[احکام]] مسایل [[جدید]] و موضوعات [[مبتلا]] به؛ | # [[بیان]] [[احکام]] مسایل [[جدید]] و موضوعات [[مبتلا]] به؛ | ||
#جلوگیری از هرگونه [[انحراف]] و [[بدعت]] در [[دین]]. | #جلوگیری از هرگونه [[انحراف]] و [[بدعت]] در [[دین]]. | ||
*'''مقدمه دوم:''' پس از آنکه [[ارتحال پیامبر]]{{صل}} نزدیک میشود، [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} به این [[مسئولیتها]] از چهار احتمال بیرون نیست: | *'''مقدمه دوم:''' پس از آنکه [[ارتحال پیامبر]]{{صل}} نزدیک میشود، [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} به این [[مسئولیتها]] از چهار احتمال بیرون نیست: | ||
#[[رسول خدا]]{{صل}} انجام این [[وظائف]] را پس از خود از دیگران سلب نمودند به گونهای که هیچکس متصدی این [[وظائف]] نباشد. | # [[رسول خدا]]{{صل}} انجام این [[وظائف]] را پس از خود از دیگران سلب نمودند به گونهای که هیچکس متصدی این [[وظائف]] نباشد. | ||
#[[رسول خدا]]{{صل}} انجام این [[وظائف]] را پس از خود، مبهم و مهمل گذاردند. | # [[رسول خدا]]{{صل}} انجام این [[وظائف]] را پس از خود، مبهم و مهمل گذاردند. | ||
#[[رسول خدا]]{{صل}} این [[وظائف]] را به [[صحابه]] سپردند. | # [[رسول خدا]]{{صل}} این [[وظائف]] را به [[صحابه]] سپردند. | ||
#با توجّه به [[ناتوانی]] [[صحابه]] از انجام این [[وظائف]]، [[رسول خدا]]{{صل}} شخصی را که بتواند عهدهدار آنها شود از سوی [[خدا]] و به [[دستور]] او برای [[رهبری]] [[جامعه]] اسلامیمعرفی نمودند. | #با توجّه به [[ناتوانی]] [[صحابه]] از انجام این [[وظائف]]، [[رسول خدا]]{{صل}} شخصی را که بتواند عهدهدار آنها شود از سوی [[خدا]] و به [[دستور]] او برای [[رهبری]] [[جامعه]] اسلامیمعرفی نمودند. | ||
*از میان این احتمالات چهارگانه احتمال نخست و دوم، از نگاه [[عقل]] [[باطل]] است چرا که با [[دلسوزی پیامبر]] و [[مسئولیّت]] ایشان دستکم نباید [[مردم]] را در برابر این امور چهارگانه رها کنند. | *از میان این احتمالات چهارگانه احتمال نخست و دوم، از [[نگاه]] [[عقل]] [[باطل]] است چرا که با [[دلسوزی پیامبر]] و [[مسئولیّت]] ایشان دستکم نباید [[مردم]] را در برابر این امور چهارگانه رها کنند. | ||
*احتمال سوم نیز از نگاه [[شیعه]]، [[باطل]] است چراکه [[صحابه]] به چند [[دلیل]]، [[شایستگی]] و صلاحیت اداره این امور را نداشتند. | *احتمال سوم نیز از [[نگاه]] [[شیعه]]، [[باطل]] است چراکه [[صحابه]] به چند [[دلیل]]، [[شایستگی]] و صلاحیت اداره این امور را نداشتند. | ||
#خلفای اول و دوم و سوم که [[برترین]] [[مردم]] بودند، در [[تفسیر قرآن]]، [[ناتوان]] بودند چنانکه درباره معنای {{متن قرآن|َأَبًّا}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَفَاكِهَةً وَأَبًّا}}<ref>«و میوه و علف» سوره عبس، آیه ۳۱.</ref> از [[خلیفه نخست]] پرسیده شد، گفت نمیدانم<ref>تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۱، ص۱۲.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} پرسیدند، [[حضرت]] فرمود: {{متن قرآن|وَفَاكِهَةً}} برای انسانهاست و {{متن قرآن|َأَبًّا}} برای حیوانات که همان کاه و علف است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۲۱۲.</ref>. | #خلفای اول و دوم و سوم که [[برترین]] [[مردم]] بودند، در [[تفسیر قرآن]]، [[ناتوان]] بودند چنانکه درباره معنای {{متن قرآن|َأَبًّا}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَفَاكِهَةً وَأَبًّا}}<ref>«و میوه و علف» سوره عبس، آیه ۳۱.</ref> از [[خلیفه نخست]] پرسیده شد، گفت نمیدانم<ref>تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۱، ص۱۲.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} پرسیدند، [[حضرت]] فرمود: {{متن قرآن|وَفَاكِهَةً}} برای انسانهاست و {{متن قرآن|َأَبًّا}} برای حیوانات که همان کاه و علف است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۲۱۲.</ref>. | ||
#در [[بیان]] [[احکام]] مستحدثه و جلوگیری از [[تحریف]] نیز، نه تنها [[خلفا]] [[ناتوان]] بودند بلکه تحریفاتی به [[اسلام]] وارد کردند مانند [[نماز]] تراویح و...<ref>صحیح بخاری، ج۱، ص۳۴۲، ر.ک: نماز تراویح، نجمالدین طبسی.</ref>. | #در [[بیان]] [[احکام]] مستحدثه و جلوگیری از [[تحریف]] نیز، نه تنها [[خلفا]] [[ناتوان]] بودند بلکه تحریفاتی به [[اسلام]] وارد کردند مانند [[نماز]] تراویح و...<ref>صحیح بخاری، ج۱، ص۳۴۲، ر.ک: نماز تراویح، نجمالدین طبسی.</ref>. | ||
#[[ | # ### [[313]]### قبیلهنشینی و تعصبّات نژادی در میان [[مردم]] شدید بود که درگیریهای [[اوس]] و [[خزرج]] در [[سقیفه]] نمونه آن است. | ||
#[[ایمان]] بیشتر [[مردم]] در [[جامعه]] آن روز، پایین بود، زیرا بسیاری از آنها، کسانی بودند که در میادین [[جنگ]]، هنگام [[احساس]] خطر، [[پیامبر]]{{صل}} را تنها گذاشته و فرار میکردند، یا به [[غنایم]] [[جنگی]] [[هجوم]] میبردند. | # [[ایمان]] بیشتر [[مردم]] در [[جامعه]] آن روز، پایین بود، زیرا بسیاری از آنها، کسانی بودند که در میادین [[جنگ]]، هنگام [[احساس]] خطر، [[پیامبر]]{{صل}} را تنها گذاشته و فرار میکردند، یا به [[غنایم]] [[جنگی]] [[هجوم]] میبردند. | ||
#شرایط [[سیاسی]] [[حاکم]] بر [[جامعه]]، بهشدّت [[بحرانی]] بود؛ زیرا [[دشمنان داخلی]] که [[منافقان]] بودند و دو ابرقدرت [[ایران]] و [[روم]] که [[دشمن]] خارجی، به شمار میآمدند [[منتظر]] [[فرصت]] بودند تا کیان اسلامیرا نابود سازند؛ در چنین شرایطی، [[رهبر]] [[حکیم]] و مدبّری همچون [[رسول خدا]]{{صل}} چگونه [[جامعه]] را با [[انتخابات]]، در صحنه [[آشوب]] و هرجومرج قرار دهند؟ | #شرایط [[سیاسی]] [[حاکم]] بر [[جامعه]]، بهشدّت [[بحرانی]] بود؛ زیرا [[دشمنان داخلی]] که [[منافقان]] بودند و دو ابرقدرت [[ایران]] و [[روم]] که [[دشمن]] خارجی، به شمار میآمدند [[منتظر]] [[فرصت]] بودند تا کیان اسلامیرا نابود سازند؛ در چنین شرایطی، [[رهبر]] [[حکیم]] و مدبّری همچون [[رسول خدا]]{{صل}} چگونه [[جامعه]] را با [[انتخابات]]، در صحنه [[آشوب]] و هرجومرج قرار دهند؟ | ||
*اگر گفته شود که با وجود این موارد و شرایط، [[حاکم]] با [[انتخابات]]، [[تعیین]] شد و بحران خاصی هم پدید نیامد. | *اگر گفته شود که با وجود این موارد و شرایط، [[حاکم]] با [[انتخابات]]، [[تعیین]] شد و بحران خاصی هم پدید نیامد. | ||
*در پاسخ خواهیم گفت: نخست آنکه، بحران پدید آمد، ولی بهواسطه [[درایت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} گسترش پیدا نکرد، که اگر امامِ [[انتصابی]] بود همان بحرانهای جزئی نیز رخ نمیداد. دوم آنکه، [[عقل]] کدام را صحیح میداند؟ ممکن است شخصی کار غیرعقلانی انجام دهد و ضرری هم به او نرسد ولی این کار با غیرعقلانی بودن آن ناسازگار نیست؛ مانند آنکه کسی از ظرف کثیفی [[آب]] بنوشد و مریض نشود<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۳-۱۰۵.</ref>. | *در پاسخ خواهیم گفت: نخست آنکه، بحران پدید آمد، ولی بهواسطه [[درایت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} گسترش پیدا نکرد، که اگر امامِ [[انتصابی]] بود همان بحرانهای جزئی نیز رخ نمیداد. دوم آنکه، [[عقل]] کدام را صحیح میداند؟ ممکن است شخصی کار غیرعقلانی انجام دهد و ضرری هم به او نرسد ولی این کار با غیرعقلانی بودن آن ناسازگار نیست؛ مانند آنکه کسی از ظرف کثیفی [[آب]] بنوشد و مریض نشود<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۳-۱۰۵.</ref>. | ||
===[[دلیل]] [[سیره]]=== | ===[[دلیل]] [[سیره]]=== | ||
#'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در مسافرتها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} نشان میدهد، هر گاه [[پیامبر]]{{صل}} به بیرون از [[مدینه]] [[مسافرت]] میکردند،[[ شهر]] را خالی از [[جانشین]] خود نمیگذاشتند، اگر [[پیامبر]]{{صل}} برای مدّت زمان کوتاهی، [[مردم]] را بیسرپرست نمیگذاشتند چگونه پذیرفتنی است که پس از خود، [[جانشینی]] معین نکردهاند؟ | #'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در مسافرتها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} نشان میدهد، هر گاه [[پیامبر]]{{صل}} به بیرون از [[مدینه]] [[مسافرت]] میکردند، [[شهر]] را خالی از [[جانشین]] خود نمیگذاشتند، اگر [[پیامبر]]{{صل}} برای مدّت زمان کوتاهی، [[مردم]] را بیسرپرست نمیگذاشتند چگونه پذیرفتنی است که پس از خود، [[جانشینی]] معین نکردهاند؟ | ||
#'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل با [[قبایل]] و گروهها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل و [[ارتباط]] با [[قبایل]] و گروهها نشان میدهد که هرگاه [[قبیله]] یا شخصی در برابر [[حمایت]] کردن از [[حضرت]]، [[انتخاب]] [[جانشین پیامبر]]{{صل}} از [[قبیله]] و [[قوم]] خود را به [[پیامبر]]{{صل}} پیشنهاد میدادند [[حضرت]] با رد پیشنهاد آنان میفرمود: " | #'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل با [[قبایل]] و گروهها:''' [[سیره پیامبر]]{{صل}} در تعامل و [[ارتباط]] با [[قبایل]] و گروهها نشان میدهد که هرگاه [[قبیله]] یا شخصی در برابر [[حمایت]] کردن از [[حضرت]]، [[انتخاب]] [[جانشین پیامبر]]{{صل}} از [[قبیله]] و [[قوم]] خود را به [[پیامبر]]{{صل}} پیشنهاد میدادند [[حضرت]] با رد پیشنهاد آنان میفرمود: "امر [[حکومت]] و [[خلافت]] پس از من به دست خداست، هر کجا که بخواهد آن را قرار میدهد<ref>{{متن حدیث|الْأَمْرُ إِلَى اللَّهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ}}</ref>. برای نمونه میتوان [[قبیله]] [[بنیعامر]] و درخواست [[پادشاه]] یمامه را نام برد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج۲، ص۴۲۴؛ السیرة الحلبیة، ج۲، ص۱۵۴؛ الغدیر، ج۵، ص۵۹۳؛ معالم المدرستین، ج۱، ص۲۲۴؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۶؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص۴۸.</ref>. | ||
#'''[[سیره]] [[خلیفه نخست]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]'''<ref>بیان سیره خلفا در این بحث، جدلی است نه برهانی.</ref>: در [[بیماری]] [[ابوبکر]]، که به [[مرگ]] او انجامید، روزی [[عثمان]] به [[عیادت]] او رفت، [[ابوبکر]] به او گفت: کاغذ و قلمی حاضر کن تا من [[جانشین]] خود را برای [[مردم]] [[تعیین]] نمایم. پس از آوردن [[کاغذ و قلم]]، گفت، بنویس: ای [[مردم]] من در میان شما [[عمر بن خطاب]] را [[خلیفه]] نهادم<ref>ر.ک: الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۳، ص۲۰۰؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۸؛ امامشناسی، ج۸، ص۲۳۸؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۵؛ شرح نهجالبلاغة لابن أبی الحدید، ج۱، ص۱۶۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۲۲، ص۸۷۵؛ الغدیر، ج۵، ص۵۶۹؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۲۹۹.</ref>. | #'''[[سیره]] [[خلیفه نخست]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]'''<ref>بیان سیره خلفا در این بحث، جدلی است نه برهانی.</ref>: در [[بیماری]] [[ابوبکر]]، که به [[مرگ]] او انجامید، روزی [[عثمان]] به [[عیادت]] او رفت، [[ابوبکر]] به او گفت: کاغذ و قلمی حاضر کن تا من [[جانشین]] خود را برای [[مردم]] [[تعیین]] نمایم. پس از آوردن [[کاغذ و قلم]]، گفت، بنویس: ای [[مردم]] من در میان شما [[عمر بن خطاب]] را [[خلیفه]] نهادم<ref>ر.ک: الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۳، ص۲۰۰؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۸؛ امامشناسی، ج۸، ص۲۳۸؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۵؛ شرح نهجالبلاغة لابن أبی الحدید، ج۱، ص۱۶۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۲۲، ص۸۷۵؛ الغدیر، ج۵، ص۵۶۹؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۲۹۹.</ref>. | ||
#'''[[سیره]] [[خلیفه دوم]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]:''' پس از آنکه [[عمر بن خطاب]] [[ترور]] و نشانههای [[مرگ]] در او نمایان شد، شورایی شش نفره معین نمود تا در مدت سه روز از میان خود یک نفر را برگزینند او گروهی را [[مأمور]] نمود اگر پس از پایان سه روز، خلیفهای [[تعیین]] نکردند همه آنها را گردن زنند<ref>الکامل لابن الأثیر، ج۳، ص۳۵.</ref>؛ [[عایشه]] نیز در روزهای پایانی [[عمر]] [[خلیفه دوم]]، به [[عبدالله بن عمر]] گفت: از سوی من به پدرت بگو، هرگز [[امت اسلام]] را بیخلیفه رها مکن؛ زیرا در این صورت مانند آن میشود که شخصی گوسفندان خود را در میان بیابان بدون چوپان رها سازد<ref>ر.ک: الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۱۹۶.</ref>. از این عملکرد و گفتوگو نیز، [[انتصابی]] بودن [[امامت]] استفاده میشود. | #'''[[سیره]] [[خلیفه دوم]] در [[انتخاب]] [[جانشین]]:''' پس از آنکه [[عمر بن خطاب]] [[ترور]] و نشانههای [[مرگ]] در او نمایان شد، شورایی شش نفره معین نمود تا در مدت سه روز از میان خود یک نفر را برگزینند او گروهی را [[مأمور]] نمود اگر پس از پایان سه روز، خلیفهای [[تعیین]] نکردند همه آنها را گردن زنند<ref>الکامل لابن الأثیر، ج۳، ص۳۵.</ref>؛ [[عایشه]] نیز در روزهای پایانی [[عمر]] [[خلیفه دوم]]، به [[عبدالله بن عمر]] گفت: از سوی من به پدرت بگو، هرگز [[امت اسلام]] را بیخلیفه رها مکن؛ زیرا در این صورت مانند آن میشود که شخصی گوسفندان خود را در میان بیابان بدون چوپان رها سازد<ref>ر.ک: الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴؛ نفحات الأزهار، ج۳، ص۱۹۶.</ref>. از این عملکرد و گفتوگو نیز، [[انتصابی]] بودن [[امامت]] استفاده میشود. | ||
*در شواهد یاد شده، هر [[خلیفه]]، برای خود [[جانشینی]] [[انتخاب]] نمودند و عدم [[تعیین جانشین]] را، کاری نامعقول<ref>الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴: {{عربی|لا تدعهم بعدك هملا، فإنی أخشی علیهم الفتنة}}.</ref> میدانستند. پس چگونه بر این باورند که [[پیامبر]]{{صل}} هیچکس را برای [[امت]] خود [[تعیین]] نموده است چگونه کاری نامعقول را به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت دادهاند؟!<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۵-۱۰۷.</ref>. | *در شواهد یاد شده، هر [[خلیفه]]، برای خود [[جانشینی]] [[انتخاب]] نمودند و عدم [[تعیین جانشین]] را، کاری نامعقول<ref>الامامه و السیاسة، ج۱، ص۳۲؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۹؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۴، ص۷۰۰؛ الغدیر، ج۵، ص۵۷۴: {{عربی|لا تدعهم بعدك هملا، فإنی أخشی علیهم الفتنة}}.</ref> میدانستند. پس چگونه بر این باورند که [[پیامبر]]{{صل}} هیچکس را برای [[امت]] خود [[تعیین]] نموده است چگونه کاری نامعقول را به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت دادهاند؟!<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۵-۱۰۷.</ref>. | ||
==دیدگاه [[اهل سنت]]== | ==دیدگاه [[اهل سنت]]== | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
*مهمترین [[دلایل]] [[اهل سنت]] بر [[اثبات امامت]] انتخابی عبارتند از: | *مهمترین [[دلایل]] [[اهل سنت]] بر [[اثبات امامت]] انتخابی عبارتند از: | ||
===[[آیات]] [[مشورت]]=== | ===[[آیات]] [[مشورت]]=== | ||
*[[اهل سنت]] بر این باورند بر پایه [[آیه]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و آنان که (فراخوان) پروردگارشان را اجابت کردهاند و نماز را بر پا داشتهاند و کارشان رایزنی میان همدیگر است و از آنچه روزیشان دادهایم میبخشند» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref> و {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکلکنندگان (به خویش) را دوست دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، [[مشورت]] به "امر" متعلق است و از آنجایی که لفظ امر در هر دو [[آیه]]، اطلاق دارد، [[مشورت]] در همه امور [[جامعه اسلامی]]، لازم است و [[تعیین حاکم]] و [[رهبر]] از این امور است<ref>تفسیر مفاتیح الغیب، ج۹، ص۴۰۸؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۸۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۷-۱۰۸.</ref>. | *[[اهل سنت]] بر این باورند بر پایه [[آیه]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و آنان که (فراخوان) پروردگارشان را اجابت کردهاند و نماز را بر پا داشتهاند و کارشان رایزنی میان همدیگر است و از آنچه روزیشان دادهایم میبخشند» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref> و {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکلکنندگان (به خویش) را دوست دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، [[مشورت]] به "امر" متعلق است و از آنجایی که لفظ امر در هر دو [[آیه]]، اطلاق دارد، [[مشورت]] در همه امور [[جامعه اسلامی]]، لازم است و [[تعیین حاکم]] و [[رهبر]] از این امور است<ref>تفسیر مفاتیح الغیب، ج۹، ص۴۰۸؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۸۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۷-۱۰۸.</ref>. | ||
*'''پاسخ:''' | *'''پاسخ:''' | ||
*در پاسخ از این [[باور]] و [[استدلال]] میتوان گفت<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۵۷؛ امامشناسی، ج۲، ص۱۳؛ دلائل الصدق، ج۶، ص۴۱۸؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۹۴؛ معالم المدرستین، ج۱، ص۲۳۶.</ref>: | *در پاسخ از این [[باور]] و [[استدلال]] میتوان گفت<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۵۷؛ امامشناسی، ج۲، ص۱۳؛ دلائل الصدق، ج۶، ص۴۱۸؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۹۴؛ معالم المدرستین، ج۱، ص۲۳۶.</ref>: | ||
#در هر دو [[آیه]]، قرینهای وجود دارد که [[تعیین]] [[رهبری]] شورایی نیست. در [[آیه]] نخست میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}} از این جمله استفاده میشود که شورای مورد نظر در [[آیه]]، آن است که یک نفر در میان آنان، [[حق]] تصمیمگیری داشته باشد، در حالی که در شورای [[تعیین]] [[رهبری]]، هیچ کدام [[حق]] تصمیمگیری ندارند؛ چون هیچیک از آنها هنوز [[حاکم]] نیستند تا چنین حقی داشته باشند، ولی در [[آیه]] دوم، لفظ {{متن قرآن|أَمْرُ}} به [[ضمیر]] {{متن قرآن|هُمْ}} اضافه شده و معنای [[آیه]] چنین است، اموری که به [[مسلمانان]] مربوط است و در حوزه تصمیمگیری آنها قرار دارد باید شورایی باشد نه اموری که به [[مردم]] [[ارتباط]] ندارد، [[تعیین امام]] نیز، از امور مربوط به [[مسلمانان]] و در حوزه تصمیمگیری آنها نیست: {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> از سویی بر پایه فرمایشات [[رسول خدا]]{{صل}} | #در هر دو [[آیه]]، قرینهای وجود دارد که [[تعیین]] [[رهبری]] شورایی نیست. در [[آیه]] نخست میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}} از این جمله استفاده میشود که شورای مورد نظر در [[آیه]]، آن است که یک نفر در میان آنان، [[حق]] تصمیمگیری داشته باشد، در حالی که در شورای [[تعیین]] [[رهبری]]، هیچ کدام [[حق]] تصمیمگیری ندارند؛ چون هیچیک از آنها هنوز [[حاکم]] نیستند تا چنین حقی داشته باشند، ولی در [[آیه]] دوم، لفظ {{متن قرآن|أَمْرُ}} به [[ضمیر]] {{متن قرآن|هُمْ}} اضافه شده و معنای [[آیه]] چنین است، اموری که به [[مسلمانان]] مربوط است و در حوزه تصمیمگیری آنها قرار دارد باید شورایی باشد نه اموری که به [[مردم]] [[ارتباط]] ندارد، [[تعیین امام]] نیز، از امور مربوط به [[مسلمانان]] و در حوزه تصمیمگیری آنها نیست: {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> از سویی بر پایه فرمایشات [[رسول خدا]]{{صل}} امر [[خلافت]] و [[جانشینی]] آن [[حضرت]] مربوط به خداست نه [[انسانها]]، و به دیگر سخن، امرالله است نه امرالناس. | ||
#اصل در [[مشورت]] آن است که مشاور به [[انسان]] [[مشورت]] میدهد، نه اینکه برای [[انسان]] تصمیمگیری کند بلکه در تصمیمگیری به [[انسان]] کمک کند؛ و به دیگر سخن، مشاور، تصمیمساز است نه تصمیمگیر. | #اصل در [[مشورت]] آن است که مشاور به [[انسان]] [[مشورت]] میدهد، نه اینکه برای [[انسان]] تصمیمگیری کند بلکه در تصمیمگیری به [[انسان]] کمک کند؛ و به دیگر سخن، مشاور، تصمیمساز است نه تصمیمگیر. | ||
#[[آیه]] دوم برخلاف دیدگاه [[اهل سنت]] دلالت میکند؛ چون آنان میگویند [[مشورت]] حجّیت دارد، ولی [[خداوند]] در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}. یعنی: تصمیمگیری با خود [[پیامبر]]{{صل}} است و از اینرو دیدگاه مشاور یا [[مشاوران]] اعتباری ندارد. | # [[آیه]] دوم برخلاف دیدگاه [[اهل سنت]] دلالت میکند؛ چون آنان میگویند [[مشورت]] حجّیت دارد، ولی [[خداوند]] در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}. یعنی: تصمیمگیری با خود [[پیامبر]]{{صل}} است و از اینرو دیدگاه مشاور یا [[مشاوران]] اعتباری ندارد. | ||
#اگر این [[آیات]] پر [[مشورت]] در مسئله [[امامت]]، دلالت دارند، پس چرا چگونگی آن را [[پیامبر]]{{صل}} [[بیان]] نکردهاند؟ در حالی که چگونگی مسایل بسیاری که از [[امامت]] و [[خلافت]] اهمیت کمتر دارند، [[بیان]] شده است. | #اگر این [[آیات]] پر [[مشورت]] در مسئله [[امامت]]، دلالت دارند، پس چرا چگونگی آن را [[پیامبر]]{{صل}} [[بیان]] نکردهاند؟ در حالی که چگونگی مسایل بسیاری که از [[امامت]] و [[خلافت]] اهمیت کمتر دارند، [[بیان]] شده است. | ||
#اگر [[تعیین امام]] از راه [[مشورت]] است چرا [[رسول خدا]]{{صل}} در هیچ سخنی به این راه اشاره و حدود آن را مشخص ننمودهاند؟ همچنین شرایط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان در سخنان آن [[حضرت]] نیست. در حالی که این [[شورا]] از مهمترین امور [[مسلمانان]] است. | #اگر [[تعیین امام]] از راه [[مشورت]] است چرا [[رسول خدا]]{{صل}} در هیچ سخنی به این راه اشاره و حدود آن را مشخص ننمودهاند؟ همچنین شرایط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان در سخنان آن [[حضرت]] نیست. در حالی که این [[شورا]] از مهمترین امور [[مسلمانان]] است. | ||
#اگر [[انتخاب]] [[امامت]] بر پایه [[مشورت]] است؛ چرا در جریان [[خلیفه اول]] و دوم [[اجرا]] نشده و فقط [[گزینش]] [[خلیفه سوم]] با شورای شش نفرهای بود که [[خلیفه دوم]] آن را پایهریزی کرد. | #اگر [[انتخاب]] [[امامت]] بر پایه [[مشورت]] است؛ چرا در جریان [[خلیفه اول]] و دوم [[اجرا]] نشده و فقط [[گزینش]] [[خلیفه سوم]] با شورای شش نفرهای بود که [[خلیفه دوم]] آن را پایهریزی کرد. | ||
#اگر [[گزینش امام]]، بر پایه [[مشورت]] است چرا افرادی که [[شایسته]] [[شرکت]] در شورای رهبریاند مشخص نیستند و در میان خود [[عامه]]، در ویژگیهای آنها [[اختلاف]] وجود دارد؟ برخی گفتهاند اعضای [[شورا]]، اهل حلّ و عقداند و سپس در [[تفسیر]] این عنوان [[اختلاف]] شده است که آیا منظور فقهایند یا اهل [[سیاست]] یا مجاهدانی که در میدانهای [[نبرد]] [[جهاد]] مینمودهاند؟!<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۸-۱۱۰.</ref>. | #اگر [[گزینش امام]]، بر پایه [[مشورت]] است چرا افرادی که [[شایسته]] [[شرکت]] در شورای رهبریاند مشخص نیستند و در میان خود [[عامه]]، در ویژگیهای آنها [[اختلاف]] وجود دارد؟ برخی گفتهاند اعضای [[شورا]]، اهل حلّ و عقداند و سپس در [[تفسیر]] این عنوان [[اختلاف]] شده است که آیا منظور فقهایند یا اهل [[سیاست]] یا مجاهدانی که در میدانهای [[نبرد]] [[جهاد]] مینمودهاند؟!<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۰۸-۱۱۰.</ref>. | ||
===[[بیعت]] و [[اجماع]]<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۵۵: {{عربی|لنا علی کون البیعة و الاختیار طریقا أن الطریق إما النص و إما الاختیار. و النص منتف فی حق أبی بکر (رضی الله تعالی عنه) مع کونه إماما بالإجماع. و کذا فی حق علی عند التحقیق، و أیضا اشتغل الصحابة (رضی الله تعالی عنهم) بعد وفاة النبی (صلی الله علیه و سلم) و مقتل عثمان (رضی الله تعالی عنه) باختیار الإمام، و عقد البیعة من غیر نکیر، فکان إجماعا علی کونه طریقا، و لا عبرة بمخالفة الشیعة بعد ذلک احتجت الشیعة}}.</ref>=== | ===[[بیعت]] و [[اجماع]]<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۵۵: {{عربی|لنا علی کون البیعة و الاختیار طریقا أن الطریق إما النص و إما الاختیار. و النص منتف فی حق أبی بکر (رضی الله تعالی عنه) مع کونه إماما بالإجماع. و کذا فی حق علی عند التحقیق، و أیضا اشتغل الصحابة (رضی الله تعالی عنهم) بعد وفاة النبی (صلی الله علیه و سلم) و مقتل عثمان (رضی الله تعالی عنه) باختیار الإمام، و عقد البیعة من غیر نکیر، فکان إجماعا علی کونه طریقا، و لا عبرة بمخالفة الشیعة بعد ذلک احتجت الشیعة}}.</ref>=== | ||
*مدّعیان [[مکتب]] [[خلافت]] میگویند: [[خلافت ابوبکر]] با [[انتخاب]] بود و [[صحابه]] با وی [[بیعت]] کردند و هیچکس در آن زمان [[مخالفت]] نکرد، پس [[خلافت]] او اجماعی و [[اجماع]] نیز [[حجت]] است، نتیجه آنکه، [[خلافت]] انتخابی [[ابوبکر]] [[مشروع]] است. | *مدّعیان [[مکتب]] [[خلافت]] میگویند: [[خلافت ابوبکر]] با [[انتخاب]] بود و [[صحابه]] با وی [[بیعت]] کردند و هیچکس در آن زمان [[مخالفت]] نکرد، پس [[خلافت]] او اجماعی و [[اجماع]] نیز [[حجت]] است، نتیجه آنکه، [[خلافت]] انتخابی [[ابوبکر]] [[مشروع]] است. | ||
*'''پاسخ:''' | *'''پاسخ:''' | ||
*این [[استدلال]] از چند جهت پذیرفته نیست: | *این [[استدلال]] از چند جهت پذیرفته نیست: | ||
#[[خلافت ابوبکر]] اجماعی نیست، زیرا همه [[بنیهاشم]] و گروهی از [[مهاجران]] و [[انصار]] با آن مخالف بودند. | # [[خلافت ابوبکر]] اجماعی نیست، زیرا همه [[بنیهاشم]] و گروهی از [[مهاجران]] و [[انصار]] با آن مخالف بودند. | ||
#[[مخالفت]] نکردن با گفتار یا [[رفتار]] کسی، ملازم با قبول آن گفتار یا [[رفتار]] نیست. | # [[مخالفت]] نکردن با گفتار یا [[رفتار]] کسی، ملازم با قبول آن گفتار یا [[رفتار]] نیست. | ||
#اجماعی که [[عامه]] میگویند، بر فرض تحقق، [[حجت]] نیست، زیرا اجتماع افرادی که هر کدام به [[تنهایی]] ممکن است [[خطا]] کنند موجب حجّیت و [[مصونیت]] از [[خطا]] نمیشود. | #اجماعی که [[عامه]] میگویند، بر فرض تحقق، [[حجت]] نیست، زیرا اجتماع افرادی که هر کدام به [[تنهایی]] ممکن است [[خطا]] کنند موجب حجّیت و [[مصونیت]] از [[خطا]] نمیشود. | ||
#[[اهل سنت]]، بنیانگذار اجماعاند که برای آنان اصل است: {{عربی|هم الأصل له و هو الأصل لهم}}<ref>فرائد الأصول، ج۱، ص۱۱۹.</ref>، از سوی دیگر، اگر اتفاق [[امت]] [[حجت]] باشد، [[مخالفت]] یک نفر هم از تحقق [[اجماع]] جلوگیری خواهد کرد. پس حجّیت و عدم حجّیت [[کلام]] [[امت]]، به پذیرفتن یا نپذیرفتن کسی بستگی دارد که خودش در حال [[تحقیق]] و بررسی است و میخواهد از راه [[اجماع]] [[امّت]]، [[حق]] را بشناسد و این دَوْر است<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۳، ص۳۱۹.</ref>. | # [[اهل سنت]]، بنیانگذار اجماعاند که برای آنان اصل است: {{عربی|هم الأصل له و هو الأصل لهم}}<ref>فرائد الأصول، ج۱، ص۱۱۹.</ref>، از سوی دیگر، اگر [[اتفاق]] [[امت]] [[حجت]] باشد، [[مخالفت]] یک نفر هم از تحقق [[اجماع]] جلوگیری خواهد کرد. پس حجّیت و عدم حجّیت [[کلام]] [[امت]]، به [[پذیرفتن]] یا نپذیرفتن کسی بستگی دارد که خودش در حال [[تحقیق]] و بررسی است و میخواهد از راه [[اجماع]] [[امّت]]، [[حق]] را بشناسد و این دَوْر است<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۳، ص۳۱۹.</ref>. | ||
#اگر [[خلافت ابوبکر]] با [[اجماع]] بوده، چرا [[خلیفه دوم]]، درباره چگونگی [[انتخاب خلیفه]] اول گفت: {{عربی|ان بیعة أبی بکر کانت فلته وقی الله شرها فمن دعا مثله قتلوه}}<ref>شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۳.</ref> (به [[درستی]] که [[بیعت با ابوبکر]] شتابزده بود که [[خداوند]] شرش را [[حفظ]] کرده است، هر که پس از این چنین کند او را بکشید). طبق [[بیان]] [[عمر]]، [[بیعت با ابوبکر]] صحیح نبوده، چرا که از مجموعه {{عربی|فلته}} و {{عربی| وَقَى اللَّهُ شَرَّهَا}} و {{عربی|فَاقْتُلُوهُ}} به دست میآید که [[بیعت مردم]] با [[ابوبکر]]، کاری [[اشتباه]] بوده است. | #اگر [[خلافت ابوبکر]] با [[اجماع]] بوده، چرا [[خلیفه دوم]]، درباره چگونگی [[انتخاب خلیفه]] اول گفت: {{عربی|ان بیعة أبی بکر کانت فلته وقی الله شرها فمن دعا مثله قتلوه}}<ref>شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۳.</ref> (به [[درستی]] که [[بیعت با ابوبکر]] شتابزده بود که [[خداوند]] شرش را [[حفظ]] کرده است، هر که پس از این چنین کند او را بکشید). طبق [[بیان]] [[عمر]]، [[بیعت با ابوبکر]] صحیح نبوده، چرا که از مجموعه {{عربی|فلته}} و {{عربی| وَقَى اللَّهُ شَرَّهَا}} و {{عربی|فَاقْتُلُوهُ}} به دست میآید که [[بیعت مردم]] با [[ابوبکر]]، کاری [[اشتباه]] بوده است. | ||
#به دست آوردن [[اجماع امت]] اسلامیمحال است. چگونه ممکن است با گسترش حوزه [[اسلام]]، به دیدگاه [[امت]] اسلامیدرباره یک مسئله دست یافت و آن را ملاک [[همراهی]] و [[پیروی]] دانست؟! | #به دست آوردن [[اجماع امت]] اسلامیمحال است. چگونه ممکن است با گسترش حوزه [[اسلام]]، به دیدگاه [[امت]] اسلامیدرباره یک مسئله دست یافت و آن را ملاک [[همراهی]] و [[پیروی]] دانست؟! | ||
#رسیدن به دیدگاهی [[واحد]] از [[امت]]، دستنیافتنی است؛ زیرا، [[امت]] [[افکار]] و دیدگاههایی متفاوت دارند. پس نمیتوان، دیدگاه متفاوت [[امت]] را معیار [[پیروی]] دانست. از سویی، اگر چنین است، چرا تاکنون چنین اجماعی از [[امت]] اسلامیدرباره یک مسئله یا رویداد در [[تاریخ]] ثبت نشده و به دست نرسیده است؟! | #رسیدن به دیدگاهی [[واحد]] از [[امت]]، دستنیافتنی است؛ زیرا، [[امت]] [[افکار]] و دیدگاههایی متفاوت دارند. پس نمیتوان، دیدگاه متفاوت [[امت]] را معیار [[پیروی]] دانست. از سویی، اگر چنین است، چرا تاکنون چنین اجماعی از [[امت]] اسلامیدرباره یک مسئله یا رویداد در [[تاریخ]] ثبت نشده و به دست نرسیده است؟! | ||
#در مواردی که [[امت]] اسلامیبه [[اجماع]] نرسند، [[تکلیف]] [[مکلفان]] چیست؟ | #در مواردی که [[امت]] اسلامیبه [[اجماع]] نرسند، [[تکلیف]] [[مکلفان]] چیست؟ | ||
#[[اجماع]] ذاتاً [[حجت]] نیست، مگر آنکه از قول [[معصوم]] حکایت کند. | # [[اجماع]] ذاتاً [[حجت]] نیست، مگر آنکه از قول [[معصوم]] حکایت کند. | ||
*[[اهل سنت]] با [[حجت]] دانستن [[اجماع]] معتقدند اگر [[اهل حلّ و عقد]] ([[علما]]، رؤسا و سران [[قوم]]) در [[بیعت]] با کسی [[اتفاق نظر]] داشته باشند، [[اجماع]] تحقق مییابد و آن شخص به [[خلافت]] میرسد. و چون دیدند [[اتفاق نظر]] [[اهل حلّ و عقد]] سراسر مملکت اسلامیمقدور نیست، گفتند: [[اتفاق نظر]] سران [[مرکز حکومت]] [[کفایت]] میکند و نیازی به اتفاق سران سایر بلاد نیست؛ <ref>{{عربی|ولا اتفاق من فی سایر البلاد}}؛ ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.</ref>. | *[[اهل سنت]] با [[حجت]] دانستن [[اجماع]] معتقدند اگر [[اهل حلّ و عقد]] ([[علما]]، رؤسا و سران [[قوم]]) در [[بیعت]] با کسی [[اتفاق نظر]] داشته باشند، [[اجماع]] تحقق مییابد و آن شخص به [[خلافت]] میرسد. و چون دیدند [[اتفاق نظر]] [[اهل حلّ و عقد]] سراسر مملکت اسلامیمقدور نیست، گفتند: [[اتفاق نظر]] سران [[مرکز حکومت]] [[کفایت]] میکند و نیازی به اتفاق سران سایر بلاد نیست؛ <ref>{{عربی|ولا اتفاق من فی سایر البلاد}}؛ ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.</ref>. | ||
*و آنگاه که دیدند سران و بزرگان [[مرکز حکومت]]، همانند [[علی]]{{ع}} در [[سقیفه]] حاضر نبودند، گفتند:[[بیعت]] یک نفر از سران و بزرگان نیز [[کفایت]] میکند؛ <ref>{{عربی|بل لو تعلق الحلّ و العقد بواحد مطاع کفت بیعته}}؛ ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.</ref>. اینگونه [[سخن گفتن]] و [[استدلال]] کردن، به ابتذال کشیدن [[استدلال]] است. این چه اجماعی است که با یک نفر نیز تحقق پیدا میکند؟ چنین اجماعی شبیه آن است که از یک نفر خواسته شود تا به [[تنهایی]] صف تشکیل دهد یا مانند آن شیر بیسر و دم و شکم است که فقط آرزوی شیر بودن را همراه خود دارد<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۱، ص۳۵۱.</ref>. | *و آنگاه که دیدند سران و بزرگان [[مرکز حکومت]]، همانند [[علی]]{{ع}} در [[سقیفه]] حاضر نبودند، گفتند:[[بیعت]] یک نفر از سران و بزرگان نیز [[کفایت]] میکند؛ <ref>{{عربی|بل لو تعلق الحلّ و العقد بواحد مطاع کفت بیعته}}؛ ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.</ref>. اینگونه [[سخن گفتن]] و [[استدلال]] کردن، به ابتذال کشیدن [[استدلال]] است. این چه اجماعی است که با یک نفر نیز تحقق پیدا میکند؟ چنین اجماعی شبیه آن است که از یک نفر خواسته شود تا به [[تنهایی]] صف تشکیل دهد یا مانند آن شیر بیسر و دم و شکم است که فقط آرزوی شیر بودن را همراه خود دارد<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۱، ص۳۵۱.</ref>. | ||
*اندکی تأمّلی در [[ادله]] [[مکتب]] [[خلافت]] نشان میدهد که آنان براساس مبانی [[قرآنی]] و [[روایی]] | *اندکی تأمّلی در [[ادله]] [[مکتب]] [[خلافت]] نشان میدهد که آنان براساس مبانی [[قرآنی]] و [[روایی]] سخن نگفتهاند، بلکه تلاش کرده تا وقایع [[تاریخی]] [[سلف]] خود را توجیه کنند و [[خلافت]] [[خلفا]] را [[مشروع]] جلوه دهند. از این رو | ||
*اوّلاً، [[مقام]] منیع [[رهبر]] و پیشوای [[جامعه]] اسلامیرا از [[عرش]] [[امامت]] [[الهی]] به فرش [[خلافت]] بشری تنزّل دادهاند. | *اوّلاً، [[مقام]] منیع [[رهبر]] و پیشوای [[جامعه]] اسلامیرا از [[عرش]] [[امامت]] [[الهی]] به فرش [[خلافت]] بشری تنزّل دادهاند. | ||
*ثانیاً، [[معتقد]] به [[عدالت صحابه]] شدند و ادّعا کردند هر کس که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را دید و به او [[ایمان]] آورد، [[عادل]] است. | *ثانیاً، [[معتقد]] به [[عدالت صحابه]] شدند و ادّعا کردند هر کس که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را دید و به او [[ایمان]] آورد، [[عادل]] است. | ||
*ثالثاً، به [[اجتهاد]] [[صحابه]] تمسّک کرده، بدون در نظر گرفتن شرایط [[اجتهاد]] میگویند: همه کشتهشدگان [[صفین]] و [[جمل]] [[اهل بهشت]] هستند؛ زیرا [[معاویه]]، [[طلحه]]، [[زبیر]] و... همانند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} [[اجتهاد]] کردند. | *ثالثاً، به [[اجتهاد]] [[صحابه]] تمسّک کرده، بدون در نظر گرفتن شرایط [[اجتهاد]] میگویند: همه کشتهشدگان [[صفین]] و [[جمل]] [[اهل بهشت]] هستند؛ زیرا [[معاویه]]، [[طلحه]]، [[زبیر]] و... همانند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} [[اجتهاد]] کردند. | ||
*با این سه مقدّمه، نه تنها به [[خلافت]] [[خلفای راشدین]] [[مشروعیت]] میبخشند، بلکه [[حکومت]] [[معاویه]]، که با [[تزویر]] و [[نیرنگ]] به [[حکمرانی]] [[دست]] یافت و به تبع او [[خلافت]] پسر سگبازش [[یزید]]، که با [[استخلاف]] [[پدر]] خود بر [[مسلمانان]] مسلّط شد نیز نزد آنان [[مشروع]] است<ref>ادب فنای مقربان، ج۱، ص۳۵۰.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۱۰-۱۱۴.</ref>. | *با این سه مقدّمه، نه تنها به [[خلافت]] [[خلفای راشدین]] [[مشروعیت]] میبخشند، بلکه [[حکومت]] [[معاویه]]، که با [[تزویر]] و [[نیرنگ]] به [[حکمرانی]] [[دست]] یافت و به تبع او [[خلافت]] پسر سگبازش [[یزید]]، که با [[استخلاف]] [[پدر]] خود بر [[مسلمانان]] مسلّط شد نیز نزد آنان [[مشروع]] است<ref>ادب فنای مقربان، ج۱، ص۳۵۰.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۱۱۰-۱۱۴.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۶۶: | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||
{{ | {{امامتشناسی}} | ||
[[رده:مدخل]] | [[رده:مدخل]] | ||
[[رده:نص بر امام]] | [[رده:نص بر امام]] | ||
[[رده:امامت]] | [[رده:امامت]] | ||