|
|
| خط ۹۵: |
خط ۹۵: |
| ##امّا [[تأویل]] دوم، اگر مراد از [[آیه]] «لیزدادوا إیماناً مع إیمانهم» این بود، مناسب بود زیادی ایمان را در [[آیه]]، [[غایت]] [[تشریع]] و انزال قرار دهد، نه نتیجه انزال سکینه در قلبهای [[مؤمنان]]؛ | | ##امّا [[تأویل]] دوم، اگر مراد از [[آیه]] «لیزدادوا إیماناً مع إیمانهم» این بود، مناسب بود زیادی ایمان را در [[آیه]]، [[غایت]] [[تشریع]] و انزال قرار دهد، نه نتیجه انزال سکینه در قلبهای [[مؤمنان]]؛ |
| ## [[تأویل]] سوم نیز درست نیست، زیرا زیادی اثر به خاطر زیادی و [[قوّت]] مؤثر است، معنا ندارد دو امر که از همه جهات برابراند، اثر یکی نسبت به دیگری بیشتر باشد. بنابراین ایمان افزایش و کاهش را میپذیرد<ref>ر.ک: عالمی، سید محمد، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۸.</ref>. | | ## [[تأویل]] سوم نیز درست نیست، زیرا زیادی اثر به خاطر زیادی و [[قوّت]] مؤثر است، معنا ندارد دو امر که از همه جهات برابراند، اثر یکی نسبت به دیگری بیشتر باشد. بنابراین ایمان افزایش و کاهش را میپذیرد<ref>ر.ک: عالمی، سید محمد، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۸.</ref>. |
| ==زوال پذیری ایمان==
| |
| *اکثر بزرگان قائلند امکان زوال ایمان وجود دارد و برای این گفتۀ خود [[ادله]] ای هم اقامه کرده اند:
| |
| # [[آیات قرآن]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا}}<ref>«خداوند بر آن نبوده است تا آنان را که ایمان آوردند سپس کافر شدند، باز ایمان آوردند بعد کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند هرگز ببخشاید یا راهی به آنان بنماید» سوره نساء، آیه ۱۳۷.</ref>.
| |
| # [[تشریع احکام]] خاص [[مرتد]] در [[شریعت]] که [[کافر]] اصلی با او در آن [[احکام]] مشارکت ندارد، دلالت بر امکان بلکه تحقق زوال ایمان [[مؤمن]] میکند.
| |
| #وجود [[مرتدان]] در [[تاریخ]].
| |
| *اما عده ای هم میگویند زوال ایمان ممکن نیست و برای سخن خود دلایلی مطرح کردهاند مانند:
| |
| # [[ثواب]] ایمان و [[عقاب]] [[کفر]] همیشگی است، پس باید ایمان زوال پذیر نباشد.
| |
| #در مورد آیاتی که دلالت بر زوال ایمان میکند، مراد از توصیف آنها به ایمان، ایمان زبانی است نه [[قلبی]] و نیز احکامی که در [[شریعت]] آمده نهایت دلالتاش این است، کسی که در ظاهر [[شرع]] متصف به [[ارتداد]] شده است، آن [[احکام]] بر او جاری میشود، نه اینکه او در واقع هم [[مرتد]] شده است، بلکه به لحاظ واقع شاید [[کافر]] بوده است و یا اینکه هنوز هم [[مؤمن]] است.
| |
| *نقد ادلۀ قائلین به عدم زوال ایمان: شرط [[استحقاق]] [[ثواب]]، باقی ماندن بر ایمان تا فرا رسیدن [[مرگ]] است و دست برداشتن از ظاهر [[آیات]] با اعتبارهای [[عقلی]] و احتمالهای بدون پشتوانه درست نیست.
| |
| *[[حق]] این است که اگر ایمان را [[تصدیق قلبی]] مبتنی بر [[معرفت]] بدانیم که امر اختیاری است، امکان زوال آن روشن است و بر اساس دیدگاههایی که عمل را ایمان یا جزء ایمان میداند، امکان زوال ایمان قابل [[انکار]] نیست، بر اساس دیدگاهی که ایمان را [[معرفت یقینی]] میداند نیز امکان زوال ایمان وجود دارد، زیرا [[معرفت]] [[امر]] نظری است و با ایجاد [[شبهه]] و [[شک]] در مقدمات آن، [[یقین]] و [[معرفت]] نیز زایل میشود<ref>ر.ک: عالمی، سید محمد، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۸.</ref>.
| |
| ==[[تقلید]] در ایمان== | | ==[[تقلید]] در ایمان== |
| *[[فقهای اهل سنت]]، [[تقلید]] در ایمان را درست میدانند اما [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] آن را صحیح نمیدانند. برخی ادلۀ صحت [[تقلید]] در ایمان عبارت است از: | | *[[فقهای اهل سنت]]، [[تقلید]] در ایمان را درست میدانند اما [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] آن را صحیح نمیدانند. برخی ادلۀ صحت [[تقلید]] در ایمان عبارت است از: |