جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'منتخب الاثر،' به 'منتخب الاثر،') |
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: در بصره سکونت نکنید زیرا چشمهای در آن جوشش خواهد کرد که بصره و حومه آن را در [[آب]] فرو برد تا جایی که فقط [[مسجد]] بصره مانند بدنه [[کشتی]] در میان [[آب]] نمایان باشد<ref>ملاحم: ص ۱۲۶.</ref>. | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: در بصره سکونت نکنید زیرا چشمهای در آن جوشش خواهد کرد که بصره و حومه آن را در [[آب]] فرو برد تا جایی که فقط [[مسجد]] بصره مانند بدنه [[کشتی]] در میان [[آب]] نمایان باشد<ref>ملاحم: ص ۱۲۶.</ref>. | ||
زمانی که [[جنگ جمل]] پایان یافت امیرالمؤمنین{{ع}} خطبهای فرمود و در آن [[خطبه]] درباره بصره چنین گفت: ای اهل بصره! ای شهری که سه بار (توسط [[مردم]]) با ساکنین آن زیر و رو خواهد شد، و در چهارمین مرتبه نیز [[خداوند]] آن را زیر و رو میکند. سپس خطاب به [[اصحاب جمل]]<ref>اصحاب جمل نام گروهی است که به سرکردگی طلحه و زبیر گرد عایشه، یکی از همسران رسول خدا که بر شتری سوار بود، در بصره جمع شده بودند و با امیرالمؤمنین{{ع}} جنگیدند و این جنگ به جنگ جمل نامیده شد، زیرا در آن عایشه بر شتری سوار بود و یکی از نامهای شتر در زبان عربی، جمل است.</ref> کرد و فرمود: ای لشکری که گرد این [[زن]] جمع شدهاید و با نعره این شتر جمع شدید و [[اجابت]] او کردید، زمانی که پاهای شتر (توسط [[امام حسن]]{{ع}}) قطع شد همگی فرار کردید! چه [[اخلاق]] [[پستی]] دارید و چقدر منافقصفت هستید. آبتان تلخ و [[زمین]] شهرتان گندیدهترین زمینها [[باد]]. [[شهر]] شما دورترین [[شهر]] از ([[رحمت]]) [[آسمان]] است و نه بخش از ده بخش [[بدی]] در این سرزمین است، آنکه در این [[شهر]] ماندگار شده، چون [[خطاکار]] بوده و آنکه از این [[شهر]] خارج شده، به واسطه [[بخشایش]] خداست. گویا میبینم که شهرتان در میان [[آب]] [[غرق]] شده و فقط ساختمانهای بلند آن در میان [[آب]] نمایان است، مثل پرندهای که در [[آب]] شنا میکند. هر زمان دیدید که خانههای حصیری در بصره به بناهای محکم و قصر تبدیل شدند از بصره کوچ کنید زیرا به زودی بصره نابود خواهد شد... فتنههایی بزرگ، یکی پس از دیگری در بصره روی خواهد داد، که در یکی از این [[فتنهها]] گروهی همدیگر را میکشند و در دیگری خانهها خراب میشود و [[ثروتها]] بر [[باد]] میرود و [[زنان]] [[اسیر]] شده و به گونهای سخت سر بریده میشوند. ای وای از این جنایت، که بسیار عجیب است و کسی تا کنون مانند آن را انجام نداده است. [[فتنه]] دیگر بصره آن است که [[دجال]] - که چشمی از او بسته و چشم دیگرش مانند لخته [[خون]] سرخ و برآمده است - به بصره میآید و هفتاد هزار نفر از اهالی بصره از او [[پیروی]] میکنند؛ آنها مسیحیانی هستند که [[انجیل]] در گردن آویختهاند و گروهی از آنان گشته و گروهی فرار میکنند. سپس زلزلهای در بصره واقع خواهد شد و پس از آن سنگباران خواهد شد. سپس در بصره [[خسف]] و [[فرورفتن]] [[زمین]] واقع خواهد شد و عدهای به شکل بوزینه [[مسخ]] میشوند و پس از آن گرسنگیای سخت بر آنان [[حاکم]] میشود و پس از آن به [[مرگ سرخ]] یعنی [[غرق]] شدن دچار خواهند شد...<ref>البته در بعضی از روایات مرگ سرخ را مرگ با شمشیر معنا کردهاند و شاید هر دو مرگ نیز به این تعبیر گفته شود. ر.ک: مرگ سرخ و سفید.</ref> در ادامه [[حدیث]] [[حضرت]] فرمود: [[خداوند]] در [[معراج]] [[شهر]] بصره را در کنار [[فرات]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نشان داد و به او [[وحی]] نمود. اینجا بصره است که دورترین زمینها به [[آسمان]] و نزدیکترین زمینها به [[آب]] است و زودتر از همه جا ویران خواهد شد. [[زمین]] شما پستترین [[خاک]] و پر عذابترین زمینهاست و چند مرتبه در زمانهای گذشته [[خسف]] شده و فرورفته است و باز هم تکرار خواهد شد و بصره و حوالی آن در [[آب]] فرو خواهد رفت، و من (یعنی [[امیر المؤمنین]]{{ع}}) میدانم که [[آب]] از کجا خواهد جوشید و بلاهایی بر این سرزمین خواهد رسید که همه آنها را میدانم و شما نمیدانید! کسی که قبل از [[غرق شدن بصره در آب]]، از آن خارج شود، مورد [[رحمت]] خداست و کسی که در آن | زمانی که [[جنگ جمل]] پایان یافت امیرالمؤمنین{{ع}} خطبهای فرمود و در آن [[خطبه]] درباره بصره چنین گفت: ای اهل بصره! ای شهری که سه بار (توسط [[مردم]]) با ساکنین آن زیر و رو خواهد شد، و در چهارمین مرتبه نیز [[خداوند]] آن را زیر و رو میکند. سپس خطاب به [[اصحاب جمل]]<ref>اصحاب جمل نام گروهی است که به سرکردگی طلحه و زبیر گرد عایشه، یکی از همسران رسول خدا که بر شتری سوار بود، در بصره جمع شده بودند و با امیرالمؤمنین{{ع}} جنگیدند و این جنگ به جنگ جمل نامیده شد، زیرا در آن عایشه بر شتری سوار بود و یکی از نامهای شتر در زبان عربی، جمل است.</ref> کرد و فرمود: ای لشکری که گرد این [[زن]] جمع شدهاید و با نعره این شتر جمع شدید و [[اجابت]] او کردید، زمانی که پاهای شتر (توسط [[امام حسن]]{{ع}}) قطع شد همگی فرار کردید! چه [[اخلاق]] [[پستی]] دارید و چقدر منافقصفت هستید. آبتان تلخ و [[زمین]] شهرتان گندیدهترین زمینها [[باد]]. [[شهر]] شما دورترین [[شهر]] از ([[رحمت]]) [[آسمان]] است و نه بخش از ده بخش [[بدی]] در این سرزمین است، آنکه در این [[شهر]] ماندگار شده، چون [[خطاکار]] بوده و آنکه از این [[شهر]] خارج شده، به واسطه [[بخشایش]] خداست. گویا میبینم که شهرتان در میان [[آب]] [[غرق]] شده و فقط ساختمانهای بلند آن در میان [[آب]] نمایان است، مثل پرندهای که در [[آب]] شنا میکند. هر زمان دیدید که خانههای حصیری در بصره به بناهای محکم و قصر تبدیل شدند از بصره کوچ کنید زیرا به زودی بصره نابود خواهد شد... فتنههایی بزرگ، یکی پس از دیگری در بصره روی خواهد داد، که در یکی از این [[فتنهها]] گروهی همدیگر را میکشند و در دیگری خانهها خراب میشود و [[ثروتها]] بر [[باد]] میرود و [[زنان]] [[اسیر]] شده و به گونهای سخت سر بریده میشوند. ای وای از این جنایت، که بسیار عجیب است و کسی تا کنون مانند آن را انجام نداده است. [[فتنه]] دیگر بصره آن است که [[دجال]] - که چشمی از او بسته و چشم دیگرش مانند لخته [[خون]] سرخ و برآمده است - به بصره میآید و هفتاد هزار نفر از اهالی بصره از او [[پیروی]] میکنند؛ آنها مسیحیانی هستند که [[انجیل]] در گردن آویختهاند و گروهی از آنان گشته و گروهی فرار میکنند. سپس زلزلهای در بصره واقع خواهد شد و پس از آن سنگباران خواهد شد. سپس در بصره [[خسف]] و [[فرورفتن]] [[زمین]] واقع خواهد شد و عدهای به شکل بوزینه [[مسخ]] میشوند و پس از آن گرسنگیای سخت بر آنان [[حاکم]] میشود و پس از آن به [[مرگ سرخ]] یعنی [[غرق]] شدن دچار خواهند شد...<ref>البته در بعضی از روایات مرگ سرخ را مرگ با شمشیر معنا کردهاند و شاید هر دو مرگ نیز به این تعبیر گفته شود. ر.ک: مرگ سرخ و سفید.</ref> در ادامه [[حدیث]] [[حضرت]] فرمود: [[خداوند]] در [[معراج]] [[شهر]] بصره را در کنار [[فرات]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نشان داد و به او [[وحی]] نمود. اینجا بصره است که دورترین زمینها به [[آسمان]] و نزدیکترین زمینها به [[آب]] است و زودتر از همه جا ویران خواهد شد. [[زمین]] شما پستترین [[خاک]] و پر عذابترین زمینهاست و چند مرتبه در زمانهای گذشته [[خسف]] شده و فرورفته است و باز هم تکرار خواهد شد و بصره و حوالی آن در [[آب]] فرو خواهد رفت، و من (یعنی [[امیر المؤمنین]]{{ع}}) میدانم که [[آب]] از کجا خواهد جوشید و بلاهایی بر این سرزمین خواهد رسید که همه آنها را میدانم و شما نمیدانید! کسی که قبل از [[غرق شدن بصره در آب]]، از آن خارج شود، مورد [[رحمت]] خداست و کسی که در آن باقی بماند، به خاطر گناهانی است که مرتکب شده است، البته به جز کسی که برای [[پاسداری از مرزها]] در آنجا مانده باشد. بدانید که [[خدا]] بر کسی [[ظلم]] روا نمیدارد<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۱۴.</ref>. | ||
امیرالمؤمنین{{ع}} در [[حدیثی]] به [[ابن عباس]] فرمود:... زمانی که [[مصر]] نابود شود، در بصره [[خسف]] (به [[زمین]] [[فرورفتن]]) پدیدار میشود و زمینهای حاصلخیز و حومه بصره به [[زمین]] فرو میروند و دو [[خسف]] دیگر در بازار و [[مسجد]] [[شهر]] روی خواهد داد و پس از آن [[آب]] [[شهر]] را فرامیگیرد و [[طوفان]] به پا میشود و هر کسی که در [[جنگ]] با [[شمشیر]] کشته نشده است، در [[آب]] [[غرق]] میشود، به جز کسانی که از بصره خارج شوند و در اطراف بصره ساکن شوند... <ref>ملاحم: ص ۱۲۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۴۲.</ref>. | امیرالمؤمنین{{ع}} در [[حدیثی]] به [[ابن عباس]] فرمود:... زمانی که [[مصر]] نابود شود، در بصره [[خسف]] (به [[زمین]] [[فرورفتن]]) پدیدار میشود و زمینهای حاصلخیز و حومه بصره به [[زمین]] فرو میروند و دو [[خسف]] دیگر در بازار و [[مسجد]] [[شهر]] روی خواهد داد و پس از آن [[آب]] [[شهر]] را فرامیگیرد و [[طوفان]] به پا میشود و هر کسی که در [[جنگ]] با [[شمشیر]] کشته نشده است، در [[آب]] [[غرق]] میشود، به جز کسانی که از بصره خارج شوند و در اطراف بصره ساکن شوند... <ref>ملاحم: ص ۱۲۵.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۴۲.</ref>. | ||