تعقل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۸۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{نبوت}} ==مقدمه== *منظور از تعقل فعل عقلی است. عقل در لغت...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{نبوت}}
{{نبوت}}
 
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[تعقل]]''' است. "'''[[تعقل]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تعقل در قرآن]] | [[تعقل در حدیث]] | [[تعقل در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تعقل (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
==مقدمه==
*منظور از تعقل فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله می‌گویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. [[وسیله]] [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز می‌ایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف می‌کند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمی‌برند و این خود نکته‌ای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] به‌کارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] می‌کند و نمی‌خواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] می‌کند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]] [[شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان می‌دهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و [[مانع]] [[آزادی]] و [[فهم]] درست [[عقل]] گردد، و یا به جای [[تحقیق]] و [[کاوش]]، موجب [[تقلید]] بی‌جا شود، بر حذر می‌دارد. اهمیت این مدخل برای تعیین [[جایگاه]] آموزه‌های [[نبوی]] است. اگر [[پیامبر]] مخاطب خود را به [[خردورزی]] [[دعوت]] می‌کند، به این معناست که [[عقل]] اهمیت ویژه‌ای در [[دین]] دارد و [[دینی]] که [[عقل]] در آن مرتبتی ندارد، [[دین حق]] نیست.
*منظور از تعقل فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله می‌گویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. [[وسیله]] [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز می‌ایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف می‌کند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمی‌برند و این خود نکته‌ای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] به‌کارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] می‌کند و نمی‌خواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] می‌کند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]] [[شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان می‌دهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و [[مانع]] [[آزادی]] و [[فهم]] درست [[عقل]] گردد، و یا به جای [[تحقیق]] و [[کاوش]]، موجب [[تقلید]] بی‌جا شود، بر حذر می‌دارد. اهمیت این مدخل برای تعیین [[جایگاه]] آموزه‌های [[نبوی]] است. اگر [[پیامبر]] مخاطب خود را به [[خردورزی]] [[دعوت]] می‌کند، به این معناست که [[عقل]] اهمیت ویژه‌ای در [[دین]] دارد و [[دینی]] که [[عقل]] در آن مرتبتی ندارد، [[دین حق]] نیست.
۸۰٬۲۸۹

ویرایش