|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| '''عصمت:''' [[مصونیت]] از [[گناه]] و اشتباه، حالتی در [[انسان]] که به سبب [[معرفت]] و [[بینش]] [[قوی]] و [[شناخت]] [[خدا]] و عواقب و آثار و [[زشتی]] [[معصیت]]، [[گناه]] نمیکند. کسی که این حالت را داشته باشد "[[معصوم]]" نام دارد، یعنی از آلودگی و [[گناه]]، محفوظ و مصون است. عصمت یکی از شرایط [[پیامبران]] و [[امامان]] است، چون آنان [[حجت]] خدایند و حرفها و عملهایشان برای [[بشر]]، [[حجت]] و [[الگو]] و [[سند]] است، نباید [[خطا]] و اشتباه و [[گناه]] داشته باشند. [[خداوند]] به [[معصومین]]{{عم}} این [[عنایت]] را داشته، تا بتوانند [[هدایتگر]] [[مردم]] باشند و به همین سبب [[اطاعت]] از آنان را [[واجب]] ساخته است. عصمت با [[اختیار]] منافات ندارد، یعنی چنان نیست که [[پیامبران]] و [[امامان]] نتوانند [[گناه]] کنند، بلکه به خاطر [[نورانیت]] [[دل]] و [[معرفت]] و شناختی که دارند، [[گناه]] نمیکنند، حتی [[فکر]] [[گناه]] هم در ذهن آنان خطور نمیکند. [[عقیده]] به [[عصمت پیامبر]] و [[امام]]، یکی از [[اعتقادات]] [[شیعه]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref>.
| | ==چیستی [[عصمت]]== |
| | | *[[عصمت]] در لغت به معنای بازداشتن، [[حفظ]] کردن، نگهداشتن، محافظت و ممانعت است، اما در اصطلاح [[عصمت]] براساس شخص و شی معنای متفاوتی پیدا میکند، به این بیان که اگر بخواهیم [[عصمت]] را نسبت به شخص معنا کنیم باید بگوییم [[عصمت]] یک [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از [[اشتباه]] است که مایۀ [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[پیروان]] به [[درستی]] گفتهها و [[اعمال]] [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با [[دین حق]] و [[دین]] خداست و چون [[معصومین]] به خاطر قابلیت و [[لطف الهی]] میتوانند چنین نیرویی داشته باشند و از هر [[خطا]] و [[گناه]] مصون بمانند به ایشان [[معصوم]] میگویند<ref>ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲. </ref>. |
| ==چیستی عصمت== | | *تمامی [[مسلمین]] نسبت به [[عصمت پیامبران]] [[اتفاق نظر]] دارند اما [[شیعیان]] [[دوازده امامی]] معتقدند چنین عصمتی برای [[اهل بیت پیامبر خاتم]] هم وجود دارد<ref>فرهنگ شیعه، ص ۳۴۱. </ref>. |
| *عصمت در لغت به معنای محافظت و ممانعت از امور [[شر]] و [[ناپسند]] به کار برده میشود و در اصطلاح [[قرآنی]] به معنای عدم راهیابی [[باطل]]، کژی و [[تحریف]] در ساحت [[مقدس]] این [[کلام]] است<ref>ر.ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]] آن؛ ص ۴.</ref>. | | *اما اگر درصدد بیان [[عصمت]] برای غیر از [[شخصیت]] [[معصومین]] مانند [[قرآن کریم]] باشیم، [[عصمت]] به معنای عدم راهیابی [[باطل]]، کژی و [[تحریف]] در ساحت [[مقدس]] این [[کلام]] است<ref>ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن آن؛ ص ۴. </ref>. |
| *عصمت در لغت به معنای منع و جلوگیری است و در اصطلاح به کسی که از [[خطا]] و [[اشتباه]] مصون باشد را [[معصوم]] میگویند<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۳۵۹ - ۳۶۲. </ref>.
| | ==[[دلیل عصمت]] [[معصومین]]== |
| *واژه عصمت در لغت به معنای منع و امساک و در اصطلاح یک [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از [[اشتباه]] است که مایۀ [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[پیروان]] به [[درستی]] گفتهها و [[اعمال]] [[پیامبر]]، [[امام]] و انطباق آنها با [[دین حق]] و [[دین]] خداست و چون [[ائمه]] به خاطر قابلیت و [[لطف الهی]] میتوانند چنین نیرویی را داشته باشند و از هر [[خطا]] و [[گناه]] مصون بمانند به ایشان [[معصوم]] میگویند، چنانکه [[امام سجاد]] در روایتی فرمودند: «[[امام]] از ما [[خانواده]]، باید [[معصوم]] باشد»<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ مِنَّا لَا یَکُونُ إِلَّا مَعْصُوماً}}؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴. </ref>.<ref>ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲. </ref>
| | *دو [[دلیل]] برای [[عصمت]] بیان شده است: |
| * "عصمت" در لغت به معنای بازداشتن، [[حفظ]] کردن و نگهداشتن است<ref>تاج العروس، ج ۱۷، ص ۴۸۱ و ۴۸۲. </ref> مقصود از "عصمت" این است که [[پیامبران]] باید در مقابل [[گناه]] و [[خطا]] مصون و بیمه باشند. [[امام صادق]]{{ع}}، [[معصوم]] را این چنین تعریف میفرمایند: "[[معصوم]] کسی است که به کمک [[خداوند]]، خود را از همه حرامها، بازمیدارد؛ [[خداوند متعال]] در همین خصوص میفرماید: {{متن قرآن|وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيم}}<ref>سوره آل عمران؛ آیه: ۱۰۲. </ref>"<ref>{{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيم}}[[معانی الاخبار (کتاب)|معانی الاخبار]]، ص ۱۳۲.</ref>.
| | # [[دلیل عصمت]] [[قوه]] یا ملکهای از سوی [[خداوند]] است که [[مانع]] از صدور [[خطا]] و [[گناه]] میشود. براساس این [[دلیل عصمت]] از [[گناه]] یک عمل قهری و جبری است و نشان دهدۀ [[قوه]] و ملکۀ [[خدادادی]] است که موجب چنین عصمتی شده است و سبب میشود [[انگیزه]] و [[داعی]] برای [[گناه]] کردن [[معصومین]] از بین برود. |
| * در لغت، به معنی "امساک"، [[حفظ]] و منع است از ریشه "عصم" یعنی [[خداوند]] [[بنده]] خویش را از هر ناگواری که موجب [[هلاکت]] است و بر او وارد شود نگه میدارد.اعتصام نیز به معنی [[تمسک]] نمودن به چیزی است<ref>[[کلام تطبیقی (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ص ۸۷ و ۸۸. </ref>.
| | # [[دلیل]] دیگری اینکه [[معصومین]] برای محافظت از خودشان از [[گناه]]، [[خطا]] و [[اشتباه]]، یک [[نیروی درونی]] و بیرونی دارند. [[نیروی درونی]] یعنی انگیزهای برای انجام دادن [[معصیت]] در وجود آنها نیست و نیروی بیرونی، یعنی مانعی که نزدیک شدن به [[گناه]] را از [[معصومین]] میگیرد، چنانکه در جریان [[حضرت یوسف]] از این نیرو استفاده شد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ}}<ref>«بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. |
| * [[قوه]] یا ملکهای از سوی [[خداوند]] ست که [[مانع]] از صدور [[خطا]] و [[گناه]] میشود. [[علم کامل]]، شرط لازمِ تحقق عصمت است تا [[پیامبر]] با بیان امری [[باطل]] و خلاف [[حقیقت]] موجب [[انحراف]] [[مردم]] نشود. [[پیامبر]] باید از ارادهای [[قوی]] برخوردار باشد تا در انتقال [[پیام الهی]] تحت تأثیر [[هوای نفس]] و [[شیطان]] قرار نگیرد. با توجه به این تحلیل از عصمت، [[معصوم]] بودن با [[اختیار انسان]] منافاتی ندارد<ref>[[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۸. </ref>.
| | ==[[شبهه]] اختیاری نبودن [[عصمت]] [[معصومین]]== |
| | | *برخی با توجه به تعاریف [[عصمت]] و [[دلایل]] آن قایل شدهاند [[عصمت]] زاییدۀ [[اختیار]] [[معصوم]] نیست و معتقداند [[عصمت]] آنان به خاطر عامل قهری و جبری است که از ناحیۀ [[خدا]] در ذات [[معصومین]] نهادینه شده است؛ حتی عده ای پا را فراتر گذاشته و معتقدند چنین عصمتی به هیچ عنوان واقع نمیشود، چراکه در ماهیت تمام [[انسانها]] امیال و [[شهوات]] [[نفسانی]] وجود دارد و اگر [[معتقد]] شویم [[معصومین]] چنین امیال و دواعی شهوانی را ندارند باید ملتزم شویم آنها از دایرۀ [[انسانیت]] خارجند، در حالی که چنین ادعایی نزد هیچکس پذیرفته نیست<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۴۴؛ انسانشناسی، ص ۱۲۸.</ref>. |
| ==واژهشناسی لغوی==
| | *در جواب گفته شده است [[عصمت]] [[معصومین]] به واسطۀ دو امر حاصل میشود: |
| *واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در [[عربی]] به معنای منع و امساک است و چون شخص [[معصوم]]، از [[خطا]] و [[گناه]] بازداشته میشود، به او [[معصوم]] میگویند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
| | #امر موهبتی که همان ملکه و [[قوه]] و یا [[علم خدادادی]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «[[معصوم]] به واسطۀ [[لطف الهی]] از جمیع [[محارم]] [[الهی]] مصون و [[معصوم]] است چنانکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ}}<ref>سوره آل عمران؛ آیه: ۱۰۲. </ref>.<ref>{{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم}}؛ معانی الاخبار، ص ۱۳۲.</ref> در واقع چنین موهبتی قبل از [[خلقت]] [[جهان مادی]] در [[عالم ذر]] برای آنان حاصل شد<ref>انسانشناسی، ص ۱۲۸. </ref>. |
| *پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی [[حقیقت عصمت]] را [[لطف]] و [[تفضل]] [[الهی]] و عدهای، آرا [[قوه عاقله]] و دستهای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه دانستهاند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>. | | #امر اکتسابی یعنی [[اختیار]] و [[اراده]] برای جلوگیری از هر [[گناه]] و اشتباهی: به این بیان که ملکه و [[علم موهبتی]] [[خداوند]] سبب تامه برای [[عصمت]] [[معصومین]] نیست و چنین عصمتی تنها با [[علم خدادادی]] و بدون [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصوم]] حاصل نمیشود، زیرا [[علم موهبتی]] و [[لطف الهی]] [[قدرت]] برای [[گناه]] کردن را در [[معصوم]] معدوم نمیکند، به عبارتی [[علم موهبتی]] فقط ابزاری برای [[گناه]] نکردن [[معصومین]] است و نمیتواند [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصومین]] برای [[گناه]] کردن و یا نکردن را از آنها سلب کند، اما اگر این [[علم موهبتی]]، قویتر و شدیدتر شود ارادۀ اکتسابی [[معصومین]] به مقتضای علمشان، قویتر خواهد شد و با همین [[اختیار]] و [[اراده]] [[معصیت]] نمیکنند<ref>ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲. </ref>. |
| *[[حق]] مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت [[قوه عاقله]] [[معصوم]] و [[لطف الهی]]، مؤثری باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
| | ==[[عصمت]] مقولۀ [[عقلی]] است== |
| *[[پیشوایان معصوم]]، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از [[خداوند متعال]] را در دوره [[عالم ذر]] دریافت کردهاند، لذا [[عصمت پیامبران]] و [[امامان]]، قبل از [[بعثت]] و [[امامت]] و حتی قبل از [[جهان]] [[دنیوی]] اثبات میگردد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
| | *می توان گفت [[عصمت]] یک [[عمل خارقالعاده]] نیست، بلکه با [[شناخت]] زیربنای [[عصمت]] میتوان فهمید [[عصمت]]، مقولۀ [[عقلی]] است. [[عصمت]] [[عنایت خداوند]] برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ [[معرفت]] و [[تقوا]] رسیده باشند و [[خداوند متعال]] به همین [[دلیل]] به آنها چنین [[عنایت]] کرده که بتوانند [[باطن]] و [[زشتی]] [[گناه]] را ببینند و دیدن چنین زشتیهایی سبب شده است این افراد نه تنها به [[گناه]] نزدیک نشوند بلکه به [[فکر]] [[گناه]] هم نیفتند. مصداق بارز این افراد براساس [[آیات]] و [[روایات]] [[امامان]] معصومند<ref>ر.ک: قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲. </ref>. |
| *برای عصمت در بیان لغویان معانیای چون منع از [[گناه]]، حفظ از [[گناه]]، نگهداری و امساک بیان شده است.
| | ==عدم بازگشت امر اکتسابی به امر موهبتی== |
| *عصمت از ریشه "عصم یَعصِم" و بهمعنای حفظ، همراه با [[دفاع]] و با ملاحظه همین دو قید (حفظ و [[دفاع]]) در [[قرآن کریم]] بهکار رفته است: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref>«بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.</ref><ref>ر.ک: التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم".</ref>. از اینرو "[[معصوم]]" کسی است که از وی در راستای حفظ او از خطر یا [[عیب]] [[دفاع]] میشود.
| | *ممکن است اشکال شود بازگشت امر ارادی و اکتسابی به امر غیر ارادی است، چراکه در تعریف [[عصمت]] امر ارادی [[معصومین]] منوط به [[علمی]] شد که از طرف [[خداوند]] در [[جان]] [[معصومین]] نهادینه شده و این [[علم]]، [[امر]] کاملا [[تکوینی]] و غیر ارادی است، لذا چگونه میتوان ملتزم شد [[عصمت]] [[معصومین]] [[امر]] اختیاری است، چراکه [[عصمت]] [[معصومین]] به طور غیر مستقیم ناشی از امر جبری است که [[خداوند]] آن را به عنوان [[علم]] و یا ملکه به [[معصومین]] هبه کرده است؟ |
| *واژهشناسان دو معنا برای واژه "عصمت" آوردهاند:
| | *در جواب خواهیم گفت امر ارادی و اختیاری به هیچ عنوان به امر غیر ارادی و [[تکوینی]] به نام [[علم]] و ملکه وابسطه نیست، بلکه میتوان مدعی شد چنین موهبتی بر اساس شواهد [[دینی]] منوط به امر ارادی و اختیاری است، چنانکه این مدعا توسط فرازی از [[دعای ندبه]] [[تأیید]] میشود: «تو ([[خداوند]]) با آنها شرط کردی [[زهد]] را و فهمیدی که آنان به این شرط [[وفا]] میکنند پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی»؛ لذا [[علم موهبتی]] [[خداوند]] بدون [[دلیل]] و توسط امر [[تکوینی]] در [[روح]] [[معصومین]] قرار نگرفته است، بلکه [[اراده]] و [[اختیار]] [[معصومین]] برای قبول چنین موهبتی نقش اصلی را در [[پذیرفتن]] و قرار گرفتن این [[موهبت]] در [[روح]] آنان دارد<ref>ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷. </ref>. |
| #تحقّق [[حفاظت]] و [[دفاع]] از چیزی (اسم مصدر)<ref>{{عربی|والعصمة: إسم مصدر بمعنی تحقّق المحفوظیة و الدفاع عنه}}. (التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم").</ref>.
| | ==گسترۀ [[عصمت]]== |
| #چیزی که به آن اعتصام میشود<ref>مقاییس اللغة، ج۴، ص۳۳۲: {{عربی|والعصمة: کل شیء اعتصمت به}}.</ref>.
| | *وسعت [[عصمت]] [[معصومین]] شامل امور فردی، [[امور اجتماعی]]، [[امور دینی]] و امور غیر [[دینی]] میشود، به نحوی که میتوان گفت [[امامت]] [[امامان معصوم]] زیر سایۀ [[عصمت]] آنان توسط [[خداوند]] [[جعل]] شده است. در فرمایشی از [[امام رضا]]{{ع}} درباره چنین تلازمی ([[امامت]] و [[عصمت]]) آمده است: {{متن حدیث|فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ}}<ref>سوره حدید، آیه ۲۱. </ref>{{متن حدیث|فَهَلْ یَقْدِرُونَ عَلَی مِثْلِ هَذَا فَیَخْتَارُونَهُ أَوْ یَکُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَیُقَدِّمُونَهُ}}<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج ۱، ص ۲۱۶ باب ۲۰ ما جاء عن الرضا{{ع}} فی وصف الإمامة و الإمام و ذکر فضل الإمام و رتبته. </ref>.<ref>ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۱۲۵-۱۲۹ </ref> |
| *[[عالمان]] و [[اندیشمندان]] [[دینی]]، تعاریف گوناگونی برای عصمت [[بیان]] کردهاند که از این میان به دو تعریف از [[عالمان]] [[شیعی]] بسنده میشود:
| | ==نتیجه گیری== |
| #[[فاضل مقداد]] در تعریف عصمت مینویسد: "عصمت [[لطف الهی]] است که [[خدا]] در [[حق]] [[مکلف]] انجام میدهد بهگونهای که با وجود این [[لطف]]، وقوع [[گناه]] از آن [[مکلف]]، محال است زیرا از سویی، انگیزهای برای [[گناه]] ندارد و از طرفی عامل منصرف کنندهای پیرامون او وجود دارد و این عامل، [[مانع]] [[قدرت]] او برای [[گناه]] نیست، و با وجود این [[قدرت]]، انجام [[گناه]] از او ممکن است و با وجود عدم [[انگیزه]] و عامل مصرفکننده، انجام [[گناه]] از وی محال است"<ref>{{عربی|هو لطف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدرته علیها و وقوع المعصیة ممکن؛ نظرا إلی قدرته و ممتنع نظرا إلی عدم الداعی و وجود الصارف}}؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۳.</ref>.
| | *[[عصمت]] یعنی [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از [[اشتباه]]. [[عصمت]] [[معصومین]] به سبب مرکب بودن از [[موهبت]] و اکتساب نمیتواند امر غیر ارادی باشد، چراکه [[موهبت]] خداوندی مانند [[علم]] و یا [[قوه]]، [[امر]] اکتسابی [[معصومین]] یعنی [[اراده]] آنان برای انجام دادن و یا انجام ندادن [[گناه]] را خدشه دار نخواهد کرد، چراکه [[معصومین]] با توجه به علمشان [[اراده]] میکنند که از [[گناه]] و [[خطا]] دوری نمایند. |
| #[[علامه طباطبائی]] در تعریف عصمت آورده است: "عصمت، وجود امری است در [[انسان]] [[معصوم]]، بهگونهای که [[انسان]] را از واقع شدن در آنچه جایز نیست از [[خطا]] و [[گناه]]، نگهداری میکند"<ref>{{عربی|وجود أمر فی الإنسان المعصوم یصونه عن الوقوع فیما لا یجوز من الخطا أو المعصیة}}؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.
| |
| *بر پایه تعاریف بالا، چند نکته به دست میآید:
| |
| #عصمت نوعی [[لطف]] و [[موهبت الهی]] در [[حق]] [[انسان]] [[معصوم]] است.
| |
| #[[انسان]] [[معصوم]] بر انجام [[گناه]] [[توانایی]] دارد.
| |
| #در [[انسان]] [[معصوم]]، برای محافظت وی از [[خطا]] و [[گناه]] دو عامل هست: درونی و بیرونی. به دیگر سخن، [[انسان]] [[معصوم]]، هم انگیزهای برای انجام [[گناه]] ندارد و هم عاملی بیرونی، از نزدیک شدن [[بدی]] به او جلوگیری میکند، مانند آنچه در جریان [[حضرت یوسف]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ}}<ref>«بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> و یا آنچه درباره [[اهل بیت]]{{عم}} در [[آیه تطهیر]] است: {{متن قرآن|لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. در این [[آیه]]، {{متن قرآن|عَنْكُمُ}} بر {{متن قرآن|الرِّجْسَ}} مقدم شده است. از این تقدیم به دست میآید، [[خدای متعال]]، [[رجس]] را از [[اهل بیت]]{{عم}} دور کرده، نه اینکه آنان را از [[رجس]] دور کرده باشد<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۳۹-۴۱.</ref>.
| |
| | |
| ==عصمت در اصطلاح==
| |
| *عصمت لطفی است از جانب [[خداوند متعال]] که در پرتو آن، [[بنده]] با [[اختیار]] خود، از کار [[زشت]] دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود [[انسان]] [[معصوم]]، حضور و [[ظهور]] دارد و هیچ نیرویی چون [[غضب]]، [[شهوت]] و... موجب زوال آن نمیشود. [[جامعترین]] تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا عصمت را [[لطف الهی]] و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که [[علامه طباطبائی]] گفتهاند، در [[حقیقت]] [[زمینهساز]] اعطای [[لطف الهی]] است و اشکال عدم [[برتری]]، [[فضیلت]] [[انبیا]] بر سایه [[مردم]] را رفع میکند. که در بخشهای آغازین [[دعای ندبه]] به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی [[زهد]] را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>ر.ک. [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>.
| |
| *عصمت [[قوه]] یا ملکهای از سوی [[خدای متعال]] است که وجود آن در هرکسی [[مانع]] صدور [[خطا]] و [[گناه]] از او میشود.[[امام]] نیز باید هم از [[گناه]] [[علمی]] و هم از [[خطا]] در [[امور دینی]] زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>ر.ک.[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>.
| |
| | |
| ==[[چرایی عصمت معصومان]]==
| |
| *عصمت یک [[عمل]] [[خارقالعاده]] نیست، بلکه با [[شناخت]] زیربنای عصمت میتوان فهمید عصمت، مقولۀ [[عقلی]] است. عصمت [[عنایت خداوند]] برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ [[معرفت]] و [[تقوا]] رسیده باشند و [[خداوند متعال]] به همین [[دلیل]] به آنها چنین [[عنایت]] کرده که بتوانند [[باطن]] و [[زشتی]] [[گناه]] را ببینند و دیدن چنین زشتیهایی سبب شده است این افراد نه تنها به [[گناه]] نزدیک نشوند بلکه به [[فکر]] [[گناه]] هم نیفتند. مصداق بارز این افراد براساس [[آیات]] و [[روایات]] [[امامان]] معصومند.
| |
| *لذا میتوان مدعی شد مقولۀ عصمت یک مقولۀ [[عقلی]] است چراکه هیچ عاقلی با دانستن و دیدن به اینکه [[گناه]] کردن یعنی بازی با [[آتش]] و انجام این فعل یعنی سرنگونی در [[آتش]]، خودش را درگیر آن نمیکند<ref>ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ص۱۴۶. </ref>.
| |
| *باید توجه داشت عصمت، ناشی از کثرت [[علم]] است و هر چه [[علم]]، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای [[علم]]، قویتر خواهد بود. [[معصوم]] به [[زشتی]] و [[قبح]] [[گناه]]، [[علم]] دارد و با توجه به این [[علم]]، ارتکاب [[معصیت]]، محال است و باید توجه داشت این [[علم]]، موجب سلب [[اختیار]] نخواهد شد<ref>ر.ک: [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامتپژوهی (کتاب)|امامتپژوهی]]، ص۱۶۲. </ref>.
| |
| | |
| ==[[ضرورت عصمت معصومان]]==
| |
| ==رابطه عصمت با [[نصب الهی]]==
| |
| *در سخنان [[امامان]]{{ع}} [[جایگاه]] و [[منصب]] والای [[امامت]] و اوصاف و شرائط [[امام]] را [[دلیل]] بر این دانستهاند که [[امام]] باید [[منصوب]] از سوی [[خداوند تعالی]] باشد.
| |
| *[[امام رضا]]{{ع}} در تلازم بین عصمت و [[نصب]] میفرماید: {{متن حدیث|فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ {{متن قرآن|ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد میبخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref> فَهَلْ يَقْدِرُونَ عَلَى مِثْلِ هَذَا فَيَخْتَارُونَهُ أَوْ يَكُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَيُقَدِّمُونَهُ}}<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج ۱، ص ۲۱۶ باب ۲۰ ما جاء عن الرضا{{ع}} فی وصف الإمامة و الإمام و ذکر فضل الإمام و رتبته.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص ۱۲۵-۱۲۹</ref>.
| |
| | |
| ==رابطه عصمت با [[وجوب اطاعت]]==
| |
| | |
| ==[[شبهات عصمت]]==
| |
|
| |
|
| == مصادیق عصمت== | | == مصادیق عصمت== |