جز
جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز'
جز (جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز') |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*نیز در خبر است که: "تمامی نیکیها در این صفت بزرگ نهفته است":[[امام]] سجّاد{{ع}} فرمودند: "تمامی خیر و [[نیکی]] را دریافتم، که در قطع [[طمع]] از داشتههای [[مردم]]، جمع شده است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{صل}} قَالَ: رَأَيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِي قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>. | *نیز در خبر است که: "تمامی نیکیها در این صفت بزرگ نهفته است":[[امام]] سجّاد{{ع}} فرمودند: "تمامی خیر و [[نیکی]] را دریافتم، که در قطع [[طمع]] از داشتههای [[مردم]]، جمع شده است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{صل}} قَالَ: رَأَيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِي قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>. | ||
*نیز در [[روایات]] فراوان دیگری اینچنین آمده است که: "[[عزّت]] [[مؤمن]] در استغناء او از داشتههای [[مردم]] است":[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "[[شرافت]] [[مؤمن]] در برخواستن شبانه برای [[عبادت]]، و [[عزّت]] او در بینیازیش از [[مردم]] است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>؛ | *نیز در [[روایات]] فراوان دیگری اینچنین آمده است که: "[[عزّت]] [[مؤمن]] در استغناء او از داشتههای [[مردم]] است":[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "[[شرافت]] [[مؤمن]] در برخواستن شبانه برای [[عبادت]]، و [[عزّت]] او در بینیازیش از [[مردم]] است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>؛ | ||
*[[قرآن کریم]] نیز به این صفت برجسته بسیار پرداخته است. در [[فرهنگ]] [[قرآنی]]، فقیرِ [[مؤمن]] هرگز گدائی نمیکند، چه از [[مردم]] و داشتههای آنان بینیاز است هرچند در واقع مستمند و [[فقیر]] شمرده میشود. از همین رو است که آن کس که از احوال او [[آگاهی]] ندارد، میپندارد که واقعاً بینیاز است. [[قرآن کریم]] [[مؤمنان]] را امر میکند، که به این دسته از اهالی [[جامعه اسلامی]] پرداخته | *[[قرآن کریم]] نیز به این صفت برجسته بسیار پرداخته است. در [[فرهنگ]] [[قرآنی]]، فقیرِ [[مؤمن]] هرگز گدائی نمیکند، چه از [[مردم]] و داشتههای آنان بینیاز است هرچند در واقع مستمند و [[فقیر]] شمرده میشود. از همین رو است که آن کس که از احوال او [[آگاهی]] ندارد، میپندارد که واقعاً بینیاز است. [[قرآن کریم]] [[مؤمنان]] را امر میکند، که به این دسته از اهالی [[جامعه اسلامی]] پرداخته نیاز آنان را مرتفع سازند: {{متن قرآن|يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا}}<ref>«(نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر میپندارد، ایشان را به چهره باز میشناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمیخواهند» سوره بقره، آیه ۲۷۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۲.</ref>. | ||
==مراتب استغناء== | ==مراتب استغناء== | ||
===مرتبه نخست=== | ===مرتبه نخست=== | ||
*مرتبه نخست این [[فضیلت]]، آن است که [[انسان]] در عین | *مرتبه نخست این [[فضیلت]]، آن است که [[انسان]] در عین نیاز، از [[مردم]] [[نادان]]، [[پست]] و بهویژه منّت گذارانشان احساس و اظهار [[بینیازی]] نماید. [[قرآن کریم]] از اینان به "کسانی که عمل خود را بهوسیله منّت نهادن [[باطل]] میکنند"، یاد میفرماید. | ||
*در برخی از [[ادعیه]] ائمّه [[معصومین]]{{عم}} نیز، از [[خداوند]] [[ایمان]]، [[سلامتی]] و بینیازیِ از [[مردم]] فرومایه درخواست شده است. از این دعای [[شریف]]، اینگونه برداشت میشود که [[بینیازی]] از [[مردم]] [[پست]]، امر بسیار مهمّی است که در کنار [[ایمان]] و [[سلامتی]] قرار میگیرد؛ به متن این [[دعا]] بنگرید: "خدایا! من از تو [[امنیّت]]، [[ایمان]] به تو، [[تصدیق]] پیامبرت، [[سلامتی]] از همه [[بلاها]]، [[شکر]] بر [[سلامتی]] و [[بینیازی]] از [[مردمان]] [[شرور]] را درخواست مینمایم"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِيمَانَ بِكَ وَ التَّصْدِيقَ بِنَبِيِّكَ وَ الْعَافِيَةَ مِنْ جَمِيعِ الْبَلَاءِ وَ الشُّكْرَ عَلَى الْعَافِيَةِ وَ الْغِنَى عَنْ شِرَارِ النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۸۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۳.</ref>. | *در برخی از [[ادعیه]] ائمّه [[معصومین]]{{عم}} نیز، از [[خداوند]] [[ایمان]]، [[سلامتی]] و بینیازیِ از [[مردم]] فرومایه درخواست شده است. از این دعای [[شریف]]، اینگونه برداشت میشود که [[بینیازی]] از [[مردم]] [[پست]]، امر بسیار مهمّی است که در کنار [[ایمان]] و [[سلامتی]] قرار میگیرد؛ به متن این [[دعا]] بنگرید: "خدایا! من از تو [[امنیّت]]، [[ایمان]] به تو، [[تصدیق]] پیامبرت، [[سلامتی]] از همه [[بلاها]]، [[شکر]] بر [[سلامتی]] و [[بینیازی]] از [[مردمان]] [[شرور]] را درخواست مینمایم"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِيمَانَ بِكَ وَ التَّصْدِيقَ بِنَبِيِّكَ وَ الْعَافِيَةَ مِنْ جَمِيعِ الْبَلَاءِ وَ الشُّكْرَ عَلَى الْعَافِيَةِ وَ الْغِنَى عَنْ شِرَارِ النَّاسِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۸۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۳.</ref>. | ||
===مرتبه دوّم=== | ===مرتبه دوّم=== | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
*با این همه، پر واضح است که [[آدمی]] به [[طبیعت]] خود مجبور به [[زندگی اجتماعی]] است، و از این رو احتیاج برخی از [[مردم]] به برخی دیگر امری طبیعی مینماید: {{متن قرآن|نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند » سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref>. | *با این همه، پر واضح است که [[آدمی]] به [[طبیعت]] خود مجبور به [[زندگی اجتماعی]] است، و از این رو احتیاج برخی از [[مردم]] به برخی دیگر امری طبیعی مینماید: {{متن قرآن|نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند » سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref>. | ||
*بر این اساس، [[خداوند]] برخی از [[مردم]] را در کمالی خاص [[برتری]] بخشیده، و برخی دیگر را در کمالی دیگر، و گروه سوّم را در کمال سوّمین؛ تا هریک از این گروهها از گروههای دیگر برای رفع نیازهای خود [[کمک]] گیرند. بدیهی است که این مطلب جزو [[سنن]] و قانونهای [[الهی]] است، و در شمار لطفهای [[نهان]] و پوشیده اوست؛ چه در غیر این صورت [[جامعه بشری]] تحقّق نمییافت، و [[نظام اجتماع]] از هم گسیخته میشد. | *بر این اساس، [[خداوند]] برخی از [[مردم]] را در کمالی خاص [[برتری]] بخشیده، و برخی دیگر را در کمالی دیگر، و گروه سوّم را در کمال سوّمین؛ تا هریک از این گروهها از گروههای دیگر برای رفع نیازهای خود [[کمک]] گیرند. بدیهی است که این مطلب جزو [[سنن]] و قانونهای [[الهی]] است، و در شمار لطفهای [[نهان]] و پوشیده اوست؛ چه در غیر این صورت [[جامعه بشری]] تحقّق نمییافت، و [[نظام اجتماع]] از هم گسیخته میشد. | ||
*با این همه، این | *با این همه، این نیاز منافاتی با استغناء و [[بینیازی]] [[جان]] [[انسان]] از [[مردم]] نخواهد داشت، چه این [[بینیازی]] بدان معنی است که طبع و [[نفس]] [[آدمی]] [[غنی]] بوده، نه توقّعی از دیگران داشته باشد، و نه به داشتههای آنان تمایل یابد؛ [[برتر]] از آن، نپذیرد که نیازهایش در مقابل [[عزّت]] و شرفش قرار گرفته، با رفع آن نیازها [[شرف]] خویش را از دست بدهد. از این رو هر گاه رفع نیازی با از دست دادن شرافتی [[برابری]] نماید، از آن، چنان گریزد که گوسفندی از دست گرک و غزالی از چنگ شیر! <ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۴-۳۱۵.</ref>. | ||
*نمونه این برآوردن نیازها را میتوان در معاملات معمول [[انسانها]] یافت، معاملاتی که نه بر اساس اکرام و [[بخشش]]، که بر پایه مبادلات [[مالی]] صورت میپذیرد، و در عین رفع نیازها، آبروی [[انسانها]] نیز در آن محترم میماند. در این زمینه به این [[حدیث شریف]] بنگرید: [[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرمودند: "باید | *نمونه این برآوردن نیازها را میتوان در معاملات معمول [[انسانها]] یافت، معاملاتی که نه بر اساس اکرام و [[بخشش]]، که بر پایه مبادلات [[مالی]] صورت میپذیرد، و در عین رفع نیازها، آبروی [[انسانها]] نیز در آن محترم میماند. در این زمینه به این [[حدیث شریف]] بنگرید: [[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرمودند: "باید نیاز به [[مردم]] و [[بینیازی]] از آنان در [[قلب]] تو همنشین گردد، بدین ترتیب که نیاز تو به آنان در سخن آرام و ملایم و [[نیکو]] منظریت جلوه نماید؛ و [[بینیازی]] تو از آنان در نگاهداشتن آبرو و [[پایداری]] عزّتت به نمایش آید"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} يَقُولُ لِيَجْتَمِعْ فِي قَلْبِكَ الِافْتِقَارُ إِلَى النَّاسِ وَ الِاسْتِغْنَاءُ عَنْهُمْ فَيَكُونَ افْتِقَارُكَ إِلَيْهِمْ فِي لِينِ كَلَامِكَ وَ حُسْنِ بِشْرِكَ وَ يَكُونَ اسْتِغْنَاؤُكَ عَنْهُمْ فِي نَزَاهَةِ عِرْضِكَ وَ بَقَاءِ عِزِّكَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۵.</ref>. | ||
=== مرتبه سوّم=== | === مرتبه سوّم=== | ||
*این مرتبه- که بالاترین مراتب استغناء و [[بینیازی]] است -، آن است که [[آدمی]] از [[ثروتمندان]]، نامداران و کوتاه سخن، تمامی آنان که از نعمتی ویژه برخوردارند، بینیاز باشد. | *این مرتبه- که بالاترین مراتب استغناء و [[بینیازی]] است -، آن است که [[آدمی]] از [[ثروتمندان]]، نامداران و کوتاه سخن، تمامی آنان که از نعمتی ویژه برخوردارند، بینیاز باشد. | ||
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در "[[نهج البلاغه]]" اینگونه به این مرتبه اشاره فرمودهاند: "اگر میتوانی چنان کنی که میان تو و [[خدا]] هیچ نعمتدهی نباشد، این گونه کن" <ref>{{متن حدیث| وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۴، ص۲۲۸.</ref>. آوردهاند که از حاتم طائی سؤال شد: آیا هیچکس را بزرگوارتر از خود دیدهای؟ پاسخ داد: آری! در بیابان هیزمکشی را دیدم که به [[سختی]] به کار خود مشغول بود، به او گفتم: چرا به نزد حاتم نمیروی تا به تو چیزی بخشد تا از این کار سخت فارغ شوی؟ پاسخ داد: تحمّل این [[سختی]] بهتر از درخواست و [[ذلّت]] آن است. نیز در [[حدیث]] است که: "چون [[جبرائیل]]، [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} را در [[آتش]] یافت، از او پرسید: ای [[ابراهیم]]! آیا - برای رفع این مشکل - نیازی به من [[نداری]]؟ [[ابراهیم]]{{ع}} پاسخ داد: به تو نه، امّا به [[پروردگار]] [[جهان]]، آری!" <ref>{{متن حدیث| ان جبرئیل لما رأی ابراهیم{{ع}} فی النّار فَقَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ هَلْ لَكَ إِلَيَ مِنْ حَاجَةٍ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ أَمَّا إِلَيْكَ فَلَا وَ أَمَّا إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَنَعَمْ}}؛ البرهان، ج۴، ص۶۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص 316.</ref>. | *[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در "[[نهج البلاغه]]" اینگونه به این مرتبه اشاره فرمودهاند: "اگر میتوانی چنان کنی که میان تو و [[خدا]] هیچ نعمتدهی نباشد، این گونه کن" <ref>{{متن حدیث| وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۴، ص۲۲۸.</ref>. آوردهاند که از حاتم طائی سؤال شد: آیا هیچکس را بزرگوارتر از خود دیدهای؟ پاسخ داد: آری! در بیابان هیزمکشی را دیدم که به [[سختی]] به کار خود مشغول بود، به او گفتم: چرا به نزد حاتم نمیروی تا به تو چیزی بخشد تا از این کار سخت فارغ شوی؟ پاسخ داد: تحمّل این [[سختی]] بهتر از درخواست و [[ذلّت]] آن است. نیز در [[حدیث]] است که: "چون [[جبرائیل]]، [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} را در [[آتش]] یافت، از او پرسید: ای [[ابراهیم]]! آیا - برای رفع این مشکل - نیازی به من [[نداری]]؟ [[ابراهیم]]{{ع}} پاسخ داد: به تو نه، امّا به [[پروردگار]] [[جهان]]، آری!" <ref>{{متن حدیث| ان جبرئیل لما رأی ابراهیم{{ع}} فی النّار فَقَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ هَلْ لَكَ إِلَيَ مِنْ حَاجَةٍ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ أَمَّا إِلَيْكَ فَلَا وَ أَمَّا إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَنَعَمْ}}؛ البرهان، ج۴، ص۶۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص 316.</ref>. | ||
*گذشته از [[روایات]] و [[تاریخ]]، تجربه نیز نشان میدهد که هرکس از [[مردم]] [[بینیازی]] گزیند، [[قلوب]] آنان را تحت سیطره خود در میآورد. [[سلاطین]]، بزرگان و دیگران نیز همینگونهاند، که خواه ناخواه در سیطره بینیازان قرار میگیرند. ازاین رو، هرکس که بدون برخورداری از خاندانی [[قوی]] در پی [[عزّت]]، وبدون برخورداری از [[سلطنت]] در پی هیبت و بزرگی، و بدون برخورداری از [[دانش]] و [[علم فراوان]] در پی آبرو، و بدون [[ثروت]] و [[قدرت]] بهدنبال [[شوکت]] و [[عظمت]] است، میباید جامه | *گذشته از [[روایات]] و [[تاریخ]]، تجربه نیز نشان میدهد که هرکس از [[مردم]] [[بینیازی]] گزیند، [[قلوب]] آنان را تحت سیطره خود در میآورد. [[سلاطین]]، بزرگان و دیگران نیز همینگونهاند، که خواه ناخواه در سیطره بینیازان قرار میگیرند. ازاین رو، هرکس که بدون برخورداری از خاندانی [[قوی]] در پی [[عزّت]]، وبدون برخورداری از [[سلطنت]] در پی هیبت و بزرگی، و بدون برخورداری از [[دانش]] و [[علم فراوان]] در پی آبرو، و بدون [[ثروت]] و [[قدرت]] بهدنبال [[شوکت]] و [[عظمت]] است، میباید جامه نیاز را از خود دور کند، و ردای پر بهای [[بینیازی]] را بر اندام خود [[استوار]] سازد. هرکس که [[خداوند]] او را به این تاج مفتخر ساخته، باید [[حضرت حق]] را بر آن [[نعمت]] [[سپاس]] گوید؛ و آن کس که از این [[نعمت]] بهرهمند نیست، باید در پیِ تحصیل آن بکوشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۶-۳۱۷.</ref>. | ||
*[[فضیلت]] [[بینیازی]] از [[مردمان]] نیز همچون دیگر [[فضائل]]، شماری از شایستگیهای [[اخلاقی]] را بههمراه خواهد آورد- این [[فضائل]] گاه بههمراه استغناء، و گاه از پی آن حاصل میشود. | *[[فضیلت]] [[بینیازی]] از [[مردمان]] نیز همچون دیگر [[فضائل]]، شماری از شایستگیهای [[اخلاقی]] را بههمراه خواهد آورد- این [[فضائل]] گاه بههمراه استغناء، و گاه از پی آن حاصل میشود. | ||
*در این میان امّا، دو [[فضیلت]] همیشه استغناء را [[همراهی]] خواهد کرد: | *در این میان امّا، دو [[فضیلت]] همیشه استغناء را [[همراهی]] خواهد کرد: | ||