|
|
| خط ۲۷: |
خط ۲۷: |
|
| |
|
| ==[[خونخواهی شهدای کربلا]]== | | ==[[خونخواهی شهدای کربلا]]== |
| ==آرماگدون در فرهنگنامه آخرالزمان==
| |
| انتقام<ref>ر.ک: اسما و القاب حضرت مهدی × واژه منتقم، رجعت، قریش.</ref> [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا}}<ref>«و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهادهایم» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref>. در [[تفاسیر]]، این [[آیه]] برای [[امام حسین]]{{ع}} [[تأویل]] شده است. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: [[حضرت حسین]]{{ع}} مظلومانه [[شهید]] شد و ما [[اولیاء]] و [[وارث]] [[خون]] آن [[حضرت]] هستیم و [[حضرت قائم]]{{ع}} [[خونخواهی]] او را خواهد کرد و هر کسی که به کشتن آن [[حضرت]] [[رضایت]] داشته باشد نیز خواهد کشت، تا آنجایی که میگویند در [[کشتار]] [[اسراف]] میکند<ref>موعود نامه: ص ۳۰۸.</ref>.
| |
|
| |
| در کامل الزیارات از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}}<ref>سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> منظور از «[[منصور]]» [[قائم آل محمد]]{{عم}} است که ولی [[خون حسین]]{{ع}} است، زمانی که [[ظهور]] نماید، از کشندگان [[حسین]]{{ع}} و [[دشمنان]] او انتقام میکشد. اگر همه اهل [[زمین]] را به [[خونخواهی]] [[حسین]]{{ع}} بکشد، [[اسراف]] نکرده است! (اما [[حضرت]] در هیچ کاری [[اسراف]] نمیکند زیرا [[خدا]] در همین [[آیه شریفه]] [[گواهی]] میدهد که {{متن قرآن|فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ}}<ref>«پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری کند» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> سپس [[حضرت]] فرمود: به [[خدا]] قسم [[حضرت قائم]]{{ع}}، بازماندگان و ذراری کشندگان [[حسین]]{{ع}} را به خاطر [[کردار]] [[پدران]] و اجدادشان خواهد کشت<ref>موعود نامه: ص ۳۰۹.</ref>.
| |
|
| |
| کشتن [[اولاد]] کشندگان [[حسین]]{{ع}} به [[جرم]] و [[گناه]] پدرانشان، [[اسراف]] در [[قتل]] نمیباشد زیرا همین سؤال را از [[امام رضا]]{{ع}} میپرسند که چرا [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[فرزندان]] را به [[گناه]] پدرانشان میکشد؟ [[حضرت]] فرمودند: [[فرزندان]] [[قاتلان حسین]]{{ع}} کسانی هستند که از [[کردار]] [[پدران]] خود خشنودند و به آن [[کارها]] افتخار میکند، و هر کس از کاری [[راضی]] باشد، گویا آن کار را انجام داده است؛ اگر کسی در [[شرق]] عالم کشته شود، و شخص دیگری در [[غرب]] عالم از [[قتل]] او [[خشنود]] باشد، در نزد [[خدای تعالی]] با [[قاتل]] شریک خواهد بود. از این روست که [[حضرت قائم]]{{ع}} آنها را خواهد کشت. و [[خونخواهی]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از اهداف اصلی [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} است زیرا [[شعار]] [[یاوران]] ایشان {{متن حدیث|يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ}} است. یعنی: هان ای خونخواهان [[حسین]].
| |
|
| |
| [[خداوند]] در [[معراج]] به [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: این ([[مهدی]]) [[قائم]] شما ([[اهل بیت]]) است که [[حلال]] مرا [[حلال]] و [[حرام]] مرا [[حرام]] میکند و از [[دشمنان]] من انتقام میکشد<ref>کفایة الخصام: ۶۹۹ ح ۲.</ref>.
| |
| در [[دعای ندبه]] - که از [[ادعیه]] معتبر [[شیعه]] است - نیز به انتقام [[حضرت حجت]] [[الله]]{{ع}} از [[دشمنان]] و [[قاتلین]] [[سیدالشهداء]] اشاره شده است. {{متن حدیث|أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِيَاءِ أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلَاءَ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَى}}؛ (کجاست آن منتقمی که [[خونخواهی]] [[پیامبران]] و [[فرزندان]] آنان را بکند، کجاست آن که برای [[شهید]] [[کربلا]] [[[حسین بن علی]]{{ع}}] انتقام بکشد، کجاست آن کسی که به [[یاری]] [[ستمدیدگان]] و مورد [[تهمت]] واقعشدهگان بشتابد).
| |
|
| |
| قصه انتقام فقط منحصر به [[سیدالشهداء]] نیست، بلکه پس از [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} از [[قاتلین]] تمام [[اهل بیت]]{{عم}} خوانخواهی خواهد شد و در [[رجعت]] تمام آنان زنده خواهد شد و به [[دست حضرت]] قصاص میشوند. اولین کسانی که [[پس از ظهور]] مورد قصاص و انتقام قرار میگیرند، دشمنانی هستند که از [[قریش]] به [[مخالفت]] با [[خاندان رسول خدا]] پرداختند<ref>ر.ک: قریش.</ref>.
| |
| [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بدان! وقتی [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند، زنی از منافقین را به [[دنیا]] بازگرداند و او را به قصاص مادرش [[فاطمه زهرا]]{{س}} حد میزند. [[راوی]] سؤال کرد: جانم به قربانت! برای چه او را حد میزند؟ [[حضرت]] پاسخ داد برای تهمتی که به [[مادر]] [[ابراهیم]] ([[فرزند]] [[رسول خدا]]) زد؛ [[راوی]] سؤال کرد: چرا [[خداوند]] حد آن [[زن]] را تا [[زمان ظهور]] به تأخیر انداخت و برای [[حضرت قائم]]{{ع}} گذاشت؟ فرمود: چون [[خداوند]] [[حضرت رسول]] را برای عالمیان [[رحمت]] قرار داد ولی [[حضرت مهدی]]{{ع}} نقمت است (برای [[کافران]]).
| |
|
| |
| [[امام صادق]]{{ع}} در توضیح [[حوادث ظهور]] [[حضرت]] میفرماید: [[حضرت قائم]]{{ع}} به [[مدینه]]، [[شهر]] جدم [[رسول خدا]] میرود. آنگاه در [[مدینه]] رخدادی عجیب به وقوع میپیوندد که باعث [[شادی]] [[مؤمنین]] و [[خواری]] [[کافران]] است. [[راوی]] پرسید: آن رخداد عجیب چیست؟! [[حضرت]] فرمودند: [[حضرت قائم]]{{ع}} کنار [[قبر]] جدش [[رسول خدا]] آمده و... سپس [[دستور]] میدهد که دو تن از [[منافقان]] [[صدر اسلام]] (جبت و [[طاغوت]]) را از [[قبر]] بیرون بکشند؛ [[مردم]] هم آنان را از [[قبر]] بیرون میآورند در حالی که [[بدن]] آنها تر و تازه است. [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[مردم]] میفرماید: آیا در میان شما کسی هست که این دو نفر را بشناسد؟ میگویند: ما آنها را به صفات و ویژگیهایشان میشناسیم... دوباره [[حضرت]] تأکید میکند و میفرماید: آیا در بین شما شخصی هست که غیر از این [[معتقد]] باشد و در این مورد [[شک]] داشته باشد؟ همه میگویند: خیر. سپس [[حضرت]] سه روز [[صبر]] میکند تا اینکه خبر در بین [[مردم]] پخش میشود.
| |
|
| |
| [[حضرت]] (بعد از سه روز) دوباره میآید و روی [[قبر]] آنان را برمیدارد و به [[نقباء]] خود میگوید [[قبر]] آنان را شکافته و بدنشان را بیرون آورید. [[نقباء]] با دستهای خود آنها را جستجو میکنند و آنان راتر و تازه از [[قبر]] بیرون میآورند. [[حضرت]] [[دستور]] میدهد تا کفنهای آنان را بیرون کرده و بر درختی خشکیده و پوسیده بر دار بکشید. (به محض اینکه آنها را میآویزد) آن درخت سبز میشود و شاخ و برگ میرویاند و خرم میشود. کسانی که در [[دل]] [[نفاق]] دارند، وقتی اوضاع را این گونه میبینند، میگویند: «به [[خدا]] [[سوگند]] این [[کرامت]]، شرافتی حیقتی است و ما به واسطه [[دوستی]] ایشان به [[رستگاری]] رسیدیم» آنگاه هر کسی که ذرهای از [[دوستی]] ایشان در دلش نهفته باشد میآید و با دیدن این منظره فریفته میشود. در آن حال منادی [[حضرت]] صدا میزند: هر کسی که این منافقین را [[دوست]] دارد در یک طرف جمع شود. [[مردم]] دو دسته میشوند، دستهای [[دوستان]] آنها و گروهی [[دشمنان]] ایشان. [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[دوستان]] آن دو نفر [[دستور]] میدهد تا از آنان بیزاری بجویند؛ پاسخ میدهند: ای [[مهدی]] آل [[رسول الله]]! ما پیش از آن که [[مقام]] این دو نفر را در پیشگاه [[خدا]] بدانیم، از آنان بیزاری نجستیم، اکنون که [[مقام]] و [[برتری]] ایشان و [[بدن]] تازه آنها (پس گذشت سالهای زیاد) و سبز شدن درخت پوسیده را دیدیم، چگونه از آنان بیزاری بجوییم؟! به [[خدا]] قسم ما از تو و کسانی که به تو [[عقیده]] دارند، و [[ایمان]] به کسانی که از [[قبر]] خارجشان کردند ندارند، و آنان را بر دار آویختند بیزاریم. در این حال [[حضرت]] به امر [[خداوند]] [[دستور]] میدهد تا [[باد]] سیاهی بر آنان وزیدن گیرد و همگی را چون ریشههای پوسیده خرما از میان بردارد.
| |
|
| |
| سپس [[حضرت]] [[دستور]] داده [[بدن]] آن [[منافقان]] را از دار پایین بیاورند و به امر [[خداوند]] زنده میکند، و [[دستور]] میدهد تا همه [[مردم]] جمع شوند؛ سپس کارهایی که انجام دادهاند در هر زمان و هر مکانی که بوده، به آنها گوشزد میکند، حتی کشته شدن [[هابیل]] [[فرزند]] [[آدم]]، جمعآوری [[آتش]] برای [[ابراهیم]]، انداختن [[یوسف]] در [[چاه]]، رفتن [[یونس]] در شکم ماهی، کشته شدن یحیی، به دار کشیده شدن [[عیسی]]، [[شکنجه]] جرجیس و [[دانیال]]، کتک خوردن [[سلمان فارسی]]، تازیانه خوردن به دست [[فاطمه زهرا]]{{س}} و ضربهای که به پهلوی آن بانو زدند، سقط شدن [[حضرت]] [[محسن]]{{ع}} ([[فرزند]] [[حضرت علی]] و [[فاطمه]]{{س}})، [[مسموم]] کردن [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[شهادت]] [[حضرت]] [[سیدالشهدا]]{{ع}}، سر بریدن اطفال آن [[حضرت]] و پسر عموهای ایشان و [[اسارت]] اهل و عیال او، ریختن خونهای [[اولاد رسول خدا]]{{صل}} و هر خونی که به ناحق ریخته شده و هر کسی که به [[حرام]] مورد [[تجاوز]] قرار گرفته و هر [[ناپسند]] و [[گناه]] و [[ستم]] و اندوهی که از زمان [[حضرت آدم]]{{ع}} تا [[قیام]] [[حضرت قائم]]{{ع}} بوده، همه را به گردن آن منافقین میاندازد و آنها به این [[گناهان]] اعتراف میکنند. سپس [[حضرت]] [[دستور]] میدهد دوباره آنان را به همان درخت آویزان کنند و [[فرمان]] میدهد تا آتشی از [[زمین]] خارج شده و آنها را به درخت بسوزاند و [[باد]] را نیز [[فرمان]] میدهد تا خاکسترشان را به دریا افکند.
| |
|
| |
| [[مفضل]] ([[راوی حدیث]]) سؤال کرد: ای مولای من! آیا این [[عذاب]]، آخرین [[عذاب]] آنان است؟ [[حضرت]] پاسخ داد: زینهار! ای [[مفضل]] به [[خدا]] قسم آنها را دوباره زنده میکند و [[سید]] اکبر، [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[علی]]{{ع}} به دست خویش قصاص میکند، و به همین ترتیب [[حضرت]] [[فاطمه]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و تمامی [[ائمه]]{{عم}} و نیز هر [[مؤمن]] [[پاکیزه]] [[ایمان]] (نیز زنده میشود) و قصاص میکنند به طوری که در هر شبانه روز هزار بار آنان را بکشند و به آن جایی که [[خدا]] برای [[عذاب]] آنها فراهم کرده روانشان میسازند. در آن موقع هر کافری که در [[کفر]] خود کامل بوده است نیز زنده شده و به جزای [[اعمال]] خود میرسد<ref>بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۱۲ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۶۳۶ و کمال الدین: ص ۳۶۱.</ref>.
| |
| [[احمد]] ابن [[اسحاق]] [[قمی]] در [[حدیثی]] بیان میکند که [[خدمت]] [[امام عسکری]]{{ع}} مشرف شد، و در نزد آن [[حضرت]]، [[امام مهدی]]{{ع}} را [[زیارت]] نمود. ایشان به [[احمد]] ابن [[اسحاق]] فرمودند: من بقیةالله بر روی [[زمین]] هستم و من از دشمنانِ [[حق]] انتقام خواهم گرفت... <ref>کمال الدین: ۳۸۴.</ref>.
| |
| در تشرفی که [[علی بن مهزیار]] [[خدمت]] [[امام عصر]]{{ع}} داشت، [[حضرت]] به او فرمود:... من [[قیام]] خواهم کرد و... به [[مدینه]] میآیم و در [[مسجد]] [[رسول خدا]] دوتن از [[منافقان]] را از [[دل]] [[خاک]] بیرون میآورم، در حالی که [[بدن]] آنهاتر و تازه است و [[بدن]] آن دو را روبروی [[بقیع]] بر دار میآویزم. سپس چوبهی دار آنها سبز میشود و برگ میرویاند و این [[امتحان]] [[سختی]] برای [[مردم]] آن زمان خواهد بود، امتحانی که از [[امتحان]] اول بسیار سختتر است (یعنی زمانی که بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} مسیر [[خلافت]] تغییر یافت و [[مردم]] هم [[پیروی]] کردند). آنگاه شخصی از [[آسمان]] ندا میدهد: «ای [[آسمان]] هلاک کن و ای [[زمین]] آنان را در خود فرو ببر». سپس در آن روز جز مؤمنینی که در [[دل]] ایمانی [[راسخ]] دارند، باقی نخواهد ماند<ref>نوائب الدهور: ج ۳، ص ۳۵۴.</ref>.
| |
|
| |
| [[امام صادق]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] میکند: زمانی که به [[معراج]] حقتعالی رفتم، [[نور]] [[دوازده امام]] و [[فاطمه]]{{عم}} را دیدم (و [[حضرت]] نام یک یک را بر زبان آوردند) و [[حضرت قائم]]{{ع}} در میان ایشان چون ستارهای درخشان تابش میکرد. از [[خداوند]] پرسیدم: بارالها این [[انوار]] چه کسانی هستند؟ [[خدای عزوجل]] فرمود: ایشان [[پیشوایان]] هستند و این ([[ستاره]] درخشنده) [[حضرت قائم]]{{ع}} است که [[حلال]] مرا [[حلال]] و [[حرام]] مرا [[حرام]] میکند و به دست و از دشمنانم انتقام خواهم کشید و [[دوستان]] من به واسطه او آسوده [[خیال]] خواهند شد و دلهای [[شیعیان]] تو به سبب او از [[دشمنی]] [[ستمکاران]] و منکران و [[کافران]] شفا خواهد یافت؛ زمانی که دو تن از [[منافقان]] (جبت و [[طاغوت]]) را با بدنهایتر و تازه از قبرهایشان بیرون کشیده و بسوزاند. همانا امتحانی که [[مردم]] به واسطه این دو نفر خواهند شد، به مراتب مشکلتر از امتحانی است که [[بنیاسرائیل]] با گوساله [[سامری]] شدند<ref>بحارالانوار: ج ۵۲، ص ۳۷۹ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۵۵۳. «سامری» نام شخصی است که در قوم حضرت موسی{{ع}} میزیست. زمانی که حضرت موسی{{ع}} به کوه طور برای میقات پروردگارش رفت و چهل روز توقف نمود، او با ساختن مجسمه گوسالهای از طلاهای مردم، آنان را به گوسالهپرستی واداشت. او با فریب دادن مردم از آن گوساله صدایی خارج میکرد و به آنها میگفت: ببینید چگونه خدای شما صدا میکند، این خدای شما و خدای موسی است. بنیاسرائیل هم که موسی را در میان خود نمییافتند، به توصیههای وصی و برادر او «هارون» گوش نداده و جملگی از خداپرستی به گوسالهپرستی روی آوردند. این قصه را خداوند در قرآن یادآور شده است. (طه / ۹۸ - ۸۵) زمانی که حضرت قائم{{ع}} نیز ظاهر شود با بیرون کشیدن بدن منافقانِ صدر اسلام برای انتقام، و سبز شدن چوبه دار آنها، مردم امتحان سختی خواهند شد و هر کسی که اندک تمایلی مردم به آنان داشته باشد یا کوچکترین دشمنیای با حضرت داشته باشد، خود را رسوا نموده و مشخص خواهد شد که حقیقتاً، مردم جزو کدام دستهاند، آیا به حقیقت پیرو حقند یا از روی ترس و تردید از حضرت مهدی{{ع}} پیروی میکنند.</ref>.
| |
|
| |
| امیرالمؤمین{{ع}} در [[حدیثی]] فرمود: مردی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} هشت [[ماه]] [[شمشیر]] بر دوش مینهد و یک سره به [[جنگ]] میپردازد، تا جایی که [[مردم]] از تعجب میگویند: «به [[خدا]] قسم اگر این شخص از [[فرزندان]] [[فاطمه]]{{س}} بود به ما ترحم مینمود». او از [[بنیامیه]] و بنیالعباس انتقام خواهد کشید<ref>ملاحم: ص ۶۶.</ref>.
| |
|
| |
| [[امام حسین]]{{ع}} به [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! [[خون]] من از جوشش نخواهد افتاد مگر زمانی که [[خداوند]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} را برانگیزد. [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[خونخواهی]] من، هفتاد هزار نفر از افراد [[منافق]] و [[فاسق]] و [[کافر]] را به [[قتل]] میرساند<ref>بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۲۹۹.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۱۷-۱۲۴.</ref>.
| |
|
| |
| ==پرسش مستقیم== | | ==پرسش مستقیم== |
| * [[امام مهدی از چه گروههایی انتقام میگیرد؟ (پرسش)]] | | * [[امام مهدی از چه گروههایی انتقام میگیرد؟ (پرسش)]] |