برهان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۹۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ ژوئن ۲۰۲۰
خط ۱۵۴: خط ۱۵۴:
#[[خداوند]] درباره سایر [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. مصداق این [[آیه شریفه]]، تنها [[ائمّه هدی]]{{عم}} و [[حضرت]] صدّیقه [[طاهره]]{{س}} است.
#[[خداوند]] درباره سایر [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. مصداق این [[آیه شریفه]]، تنها [[ائمّه هدی]]{{عم}} و [[حضرت]] صدّیقه [[طاهره]]{{س}} است.
*نتیجه آنکه: [[ربوبیّت]] عامّ [[الهی]] نه منقطع است و نه متناوب؛ بلکه متوالی و مستمر است و می‌باید در همه زمان‌ها، [[حجج الهی]] در میان [[مردم]] باشند؛ به گونه‌ای که در [[طهارت]] و [[عصمت]]، نازل‌منزله [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده و خلایق را در [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] به [[حیات]] طیّبه رهنمون سازند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۲-۲۶۶.</ref>.
*نتیجه آنکه: [[ربوبیّت]] عامّ [[الهی]] نه منقطع است و نه متناوب؛ بلکه متوالی و مستمر است و می‌باید در همه زمان‌ها، [[حجج الهی]] در میان [[مردم]] باشند؛ به گونه‌ای که در [[طهارت]] و [[عصمت]]، نازل‌منزله [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده و خلایق را در [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] به [[حیات]] طیّبه رهنمون سازند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۲-۲۶۶.</ref>.
====بند دوم: [[تسبیح]] [[الهی]]؛ رویکرد دیگری در [[هدف]] از [[خلقت انسان]]====
*در [[فرهنگ قرآن]]، همه موجودات در سیری منظّم و تسبیح‌گویان در مسیر کمالی خود، در تحت [[هدایت الهی]] به سوی [[توحید]] قرار دارند: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>
*درباره "[[تسبیح]]" در این [[آیه شریفه]] باید گفت که "مسبِّح" از یک سو با [[عبادت]] و [[تسبیح]] [[پروردگار]]، خود را از نواقص و آلودگی‌ها [[پاک]] می‌نماید و از سوی دیگر، با این عمل به سوی هدفی معیّن - که همانا [[مقام قرب الهی]] است - سیر می‌کند.
*در [[آیات]] تسبیحی [[قرآن]] نیز همیشه دو جنبه توأمان مورد توجه قرار می‌گیرد؛ از یک سو به [[نقص]] موجودات و [[نیازمندی]] آنان به [[خداوند]] در [[خروج]] از [[نقص]] اشاره می‌شود و از سوی دیگر، بر جهت کمالی [[پروردگار]] و میل ذاتی مخلوقات در [[وجدان]] این [[کمالات]] - در حدّ استعدادی که [[خداوند]] به آنان ارائه نموده - تأکید می‌شود. [[خداوند]]، بنابر صفت ربوبیّتی که دارد، همه موجودات را به واسطه سیر تسبیحی که دارند و درجه‌ای از [[هدایت تشریعی]] که بدان نائل می‌گردند، به سوی خود [[هدایت]] می‌نماید؛ چنان‌که وقتی [[فرعون]] از [[حضرت موسی]]{{ع}} درباره [[پروردگار]] سؤال کرد و گفت: {{متن قرآن|قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَى}}<ref>«(فرعون) گفت: ای موسی! پروردگار شما کیست؟» سوره طه، آیه ۴۹.</ref>. [[حضرت موسی]]{{ع}} در جواب فرمود: {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}<ref>«گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref>.
*این قاعده سیر تسبیحی، درباره [[انسان]]، با توجّه به استعداد بی‌نهایتی که دارد، تکویناً و تشریعاً و با شدّت بیشتری برقرار است.
*[[هدایت تکوینی]] [[انسان]]، تحت قواعدی کلّی، در [[نظام تکوین]] انجام می‌گیرد؛ قواعدی که بر همه موجودات [[حاکم]] است{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید و هر گونه گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه۵</ref>.
*[[هدایت الهی]] در [[تشریع]] نیز اقتضا می‌کند که ابزار رسیدن [[انسان]] به کمال روحی‌اش نیز در [[اختیار]] او قرارداده شود؛ چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>.
*لوازم و قواعد [[هدایت تشریعی]] [[انسان‌ها]] نیز [[جهان شمول]] است. [[قرآن]] به عنوان [[کتاب هدایت]] همه نسل‌ها، حاوی تمام مسائلی است که نوع [[بشر]] در تمام قرون و اعصار، برای [[هدایت تشریعی]] به آن [[نیازمند]] است. این در حالی است که اگر بعد از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، کسی وجود نداشته باشد که هم‌رتبه ایشان از جهت [[عصمت]] و [[آگاهی]] به [[قرآن]] باشد و [[کلام]] او در رتبه کتاب و [[سنّت]]، [[حجّت]] برای [[امّت]] محسوب گردد، [[فیض]] [[هدایت الهی]] منقطع می‌شود. در این صورت، [[مرجع]] این [[قطع]] [[فیض]]، به منع فاعلی و نه [[تقصیر]] در قابل باز می‌گردد و [[امّت]] در این [[گمراهی]] گناهی ندارد. در نتیجه، [[قاعده لطف]] و [[حکمت الهی]] خدشه‌دار می‌شود.
*با این توضیحات، می‌توان چنین نتیجه گرفت که بعد از [[نبی]]{{صل}} باید فردی مثل او در [[طهارت]]، [[علم]]، [[عصمت]] و احاطه به [[عالم غیب]] وجود داشته باشد؛ تا بتواند:
#معلّم و مبیّن [[قرآن]] قرار گیرد؛
#[[اسوه]] و الگوی [[اخلاقی]] و عملی [[امّت]] در [[هدایت]] و [[ارشاد]] همگان به [[توحید]] باشد؛
#افراد مستعدّ را تا سرمنزل مقصود، یعنی رسیدن به عالی‌ترین مراتب [[اسلام]] و [[وارستگی]] کامل، [[هدایت]] و [[دستگیری]] نماید. برای [[استنباط]] این موضوع، می‌توان به [[آیات]] مختلف [[قرآن]] که در ادامه بیان می‌گردد استناد نمود<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۶-۲۶۸.</ref>.


==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگ‌نامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]==
==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگ‌نامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]==
۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش