|
|
| خط ۲۸: |
خط ۲۸: |
|
| |
|
| [[عصمت پیامبر]] و اینکه [[خداوند]] [[ساحت]] [[پیامبر]] [[برگزیده]] خودش را منزه میداند که تحت تأثیر [[هواهای نفسانی]] و [[عواطف]] [[خویشاوندی]] در امر [[دریافت وحی]] و [[ابلاغ]] آن و [[تبلیغ رسالت الهی]] حرکتی انجام دهد. این نکته نیز قابل توجه است که یکی از نسبتهای ناروا که [[مشرکان]] و [[کفار]] به [[پیغمبر]] گرامی [[اسلام]]{{صل}} میدادند این بود که او [[اجر رسالت]] خود را [[مودت]] خویشاوندانش شمرده، و این را بر [[خدا]] [[دروغ]] بسته است (به تناسب [[آیه]] ۲۳ [[شوری]]) و [[آیه]] فوق (۲۴) این نسبت را نیز [[نفی]] میکند ولی با این حال مفهوم [[آیه]] منحصر در این معنی نیست، زیرا طبق [[آیات]] دیگر [[قرآن]] [[دشمنان]] [[پیامبر]]{{صل}} این [[تهمت]] را درباره کل [[قرآن]] و [[وحی]] به [[ساحت]] [[قدس]] [[پیامبر]]{{صل}} میبستند. | | [[عصمت پیامبر]] و اینکه [[خداوند]] [[ساحت]] [[پیامبر]] [[برگزیده]] خودش را منزه میداند که تحت تأثیر [[هواهای نفسانی]] و [[عواطف]] [[خویشاوندی]] در امر [[دریافت وحی]] و [[ابلاغ]] آن و [[تبلیغ رسالت الهی]] حرکتی انجام دهد. این نکته نیز قابل توجه است که یکی از نسبتهای ناروا که [[مشرکان]] و [[کفار]] به [[پیغمبر]] گرامی [[اسلام]]{{صل}} میدادند این بود که او [[اجر رسالت]] خود را [[مودت]] خویشاوندانش شمرده، و این را بر [[خدا]] [[دروغ]] بسته است (به تناسب [[آیه]] ۲۳ [[شوری]]) و [[آیه]] فوق (۲۴) این نسبت را نیز [[نفی]] میکند ولی با این حال مفهوم [[آیه]] منحصر در این معنی نیست، زیرا طبق [[آیات]] دیگر [[قرآن]] [[دشمنان]] [[پیامبر]]{{صل}} این [[تهمت]] را درباره کل [[قرآن]] و [[وحی]] به [[ساحت]] [[قدس]] [[پیامبر]]{{صل}} میبستند. |
|
| |
| ==[[عصمت پیامبر]] با [[عنایت خداوند]]==
| |
| #{{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر ما تو را پابرجا نمیداشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۴.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى *... فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى * مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود *... پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد * دل، آنچه میدید، دروغ نگفت» سوره نجم، آیه ۱-۵ و ۱۰-۱۱.</ref>. '''نکته''': از این بخش [[آیات]] استفاده میشود که نفس [[پیامبر]]{{صل}} بدون [[تأیید]] و [[فضل الهی]]، به هیچوجه از [[اشتباه]] و [[سهو]] و [[خطا]] در [[امان]] نیست. [[فضل]] و [[رحمت خاص الهی]] بر [[پیامبر]]، موجب [[عصمت]] و [[مصونیت]] وی ازخطا و [[لغزش]] است {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ}} و [[عنایت خاص]] و [[حفظ]] و نگهداری [[خدا]]، عامل [[عصمت]] و [[مصونیت]] از [[انحراف]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}.
| |
|
| |
| ==[[عصمت]] از طریق [[شاهد]] بودن [[نبی]]==
| |
| *یکی از [[دلایل]] [[عصمت پیامبر در قرآن]] حضور و [[شهود]] [[پیامبر]] بر [[مردم]] است. این معنا به این [[دلیل]] دلالت بر [[عصمت]] دارد که [[شاهد]] الگوی [[جامعه]] است و [[الگو]] نمیتواند [[گناهکار]] و [[خطاکار]] باشد، و الا نمیتواند [[شاهد]] باشد. چنانکه در برخی از [[آیات]] [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را به عنوان [[شهید]] و [[شاهد]] بر این [[امّت]] معرفی کرده، امتی که خود بر [[امت]] گذشته [[شاهد]] بوده است: و چون این [[امت وسط]] و [[عدل]] است، لذا هر دو طرف [[افراط و تفریط]] باید با آن سنجش شود، پس به همین [[دلیل]] [[شهید]] بر سایر [[مردم]] هم که در دو طرف قرار دارند.
| |
| #{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. '''نکته''': “و همچنین [[مسلمانان]] را به [[آیین اسلام]] [[هدایت]] کردیم و به [[اخلاق]] [[معتدل]] و [[سیرت]] [[نیکو]] بیاراستیم تا [[گواه]] [[مردم]] باشید چنانکه [[پیامبر]] را [[گواه]] شما کردیم. و چون [[رسول]] [[اسلام]]{{صل}} مثل اعلای این [[امت]] است، لذا او [[شهید]] و [[معصوم]] بر [[امت]] است، و افراد [[امت]] باید کارهای خود را با او بسنجند، و او میزانی است که حال آحاد و تک تک [[امت]] با آن وزن میشود، و [[امت]] میزانی است که حال سایر [[امتها]] با آن وزن میشود. اگر مبرای از [[خطا]] نباشد، نمیتواند [[میزان]] و مثل اعلا باشد و [[مردم]] کارهای خود را با او بسنجند”.
| |
| #{{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟» سوره نساء، آیه ۴۱.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا}}<ref>«ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا}}<ref>«ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم» سوره احزاب، آیه ۴۵.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا}}<ref>«ما به سویتان پیامبری که گواه بر شماست فرستادهایم چنان که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم» سوره مزمل، آیه ۱۵.</ref>. ای [[پیامبر]]! ما تو را به عنوان [[شاهد]] و [[گواه]] فرستادیم {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا}} او از یکسو [[گواه]] [[اعمال امت]] است، چرا که [[اعمال]] آنها را میبیند و از سوی دیگر [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[انبیای پیشین]] است که آنها خود [[گواه]] [[امت]] خویش بودند و از سوی سوم وجود تو با اوصاف و اخلاقت، [[الگو]] و با برنامههای سازنده، با سوابق درخشان و با عملکرد [[نیک]] [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[حقانیت]] [[مکتب]]، و [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[عظمت]] و [[قدرت پروردگار]] است.
| |
|
| |
| ==[[عصمت]] با توجه به [[حجت]] و [[اسوه]] بودن [[پیامبر]]==
| |
| #{{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. '''نکته''': [[دلیل]] بر این که این [[آیه]] دلالت بر [[عصمت]] میکند، این است که [[خداوند]] میفرماید: “تا آنکه پس از فرستادن اینهمه [[پیامبران]]، [[مردم]] را بر [[خدا]] حجتی نباشد”. [[پیامبران]] با [[قول و فعل]] خود [[مردم]] را راهنمای میکنند، حال اگر قول آنان خطایی و متخذ از [[هوا و هوس]] باشد، یا به [[خطا]] امری را که واقع نیست، واقع نما کنند، دیگر [[حجت خدا]] بر [[خلق]] تمام نشده است. نکته دیگر: در بیان [[اسوه]] بودن [[پیامبر]] است که میفرماید: “همانا برای شما [[رسول خدا]] الگوی خوبی است”. اگر الگوی خوبی باشد، نباید به [[گناه]] [[آلوده]] بشود و گرنه نمیتواند [[الگو]] باشد. [[الگو]] آن وقتی [[اسوه]] است که مبرای از [[خطا]] و [[عصیان]] باشد.
| |
|
| |
| ==[[عصمت]] به [[دلیل]] [[اسوه]] بودن و [[لزوم]] [[اطاعت از پیامبر]]==
| |
| [[دلیل عصمت]] از [[وجوب اطاعت]] استفاده میشود، زیرا اگر [[پیامبر]] هر کاری انجام داد، [[سیره]] و روش عملی او [[حجت]] است. و [[پیامبر]] اگر [[خطا]] کند، با [[وجوب اطاعت]] سازگار نیست، لذا باید مبرا از [[خطا]] باشد. این مسئله شامل آیاتی میشود که [[محبت]] [[رسول]] را [[محبت خدا]] دانسته و یا از سوی [[خدا]] امر شده که آنچه [[پیامبر]] بگوید [[خدا]] گفته است که با [[خطا]] و [[نسیان]] و [[گناه]] [[پیامبر]] ناسازگار میشود.
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند (بدانند که) بیگمان خداوند کافران را دوست نمیدارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و از خداوند و فرستاده (او) پیروی کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۲.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست» سوره مائده، آیه ۹۲.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبر او فرمان برید و در حالی که سخن او را میشنوید از او رو مگردانید» سوره انفال، آیه ۲۰.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«بگو: از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و اگر رو بگردانید جز این نیست که آنچه بر گردن او نهادهاند بر اوست و آنچه بر گردن شما نهادهاند بر شماست و اگر از او فرمان برید راهیاب میشوید و بر (عهده) پیامبر جز پیامرسانی آشکار نیست» سوره نور، آیه ۵۴.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ}}<ref>«بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد» سوره آل عمران، آیه ۳۱.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref>
| |
|
| |
| '''نکته''': در این [[آیات]] آمده “اطاعت کنید [[خدا]] و [[رسول]] را”. [[پیروی]] از [[رسول]] با فرض [[گناه]] و [[خطا]] ناسازگار است. چون در صورت [[خطا]] [[مردم]] آن را به معنای درست آن میگیرند و خود باعث خطاهای بیشمار میگردد، پس باید [[پیامبر]] [[خطا]] و [[گناه]] نکند تا [[پیروی]] از او در کنار [[پیروی]] از [[خدا]] الزامی باشد. در [[آیه]] بعد میگوید: “بگو اگر شما [[خدا]] را [[دوست]] میدارید، مرا [[پیروی]] کنید تا [[خداوند]] شما را [[دوست]] بدارد”. یا در [[آیه]] سوم میگوید: “آنچه را که [[رسول]] بر شما آورد بگیرید و آنچه را که از او [[نهی]] کرده دست بردارید”. یا باز میفرماید: “آنان کسانی بودند که [[خدا]] خود آنان را [[هدایت]] کرد پس از راه آنان [[پیروی]] کن”.
| |
|
| |
| ==[[عصمت]] بدلیل [[برگزیده]] و منتخب بودن [[پیامبران]] (مصطفا و مرتضا و مجتبا بودن)==
| |
| از مفاهیم مرتبط با [[عصمت]] اصطفا، ارتضی و انعم است که [[خداوند]] در [[برگزیدن]] از میان [[انسانها]] و [[رضایت]] داشتن و دادن [[نعمت]] به آنان یاد کرده است. باید [[دلیل]] اصطفا و ارتضی مشخص شود که چه ویژگی را بیان میکند.
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا * لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند * جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد * تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد» سوره جن، آیه ۲۶-۲۸.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا}}<ref>«آنان کسانی از پیامبرانند از فرزندان آدم که خداوند به آنان نعمت بخشیده است و از (فرزندان) آن کسانند که با نوح (در کشتی) برداشتیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیلاند و از آنانند که رهیاب کردیم و برگزیدیم؛ چون بر آنان آیات (خداوند) بخشنده خوانده میشد سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند» سوره مریم، آیه ۵۸.</ref>.
| |
|
| |
| '''نکته''': از [[ادله]] بر [[عصمت]] مصطفا و مرتضا و مجتبا و [[منعم]] بودن [[پیامبران]] خاص متفاوت از نعمتهای عام است. این سه صفت عالی برای [[پیامبران]] نکته مهم [[اثبات عصمت]] است؛ زیرا اگر آنان مانند انسانهای معمولی بودند، [[دلیل]] بر [[انتخاب]] و [[رضایت]] دادن بر [[القای وحی]] نبود. به همه [[مردم]] [[وحی]] میشد. این که از میان [[مردم]] تنها عدهای [[انتخاب]] میشوند، و به آنان [[نعمت]] ویژه داده میشود، باید دارای ویژگی خاص برای قبول [[وحی]] و ایجاد [[اعتماد]] و تأثیرگذاری باشند، لذا میفرماید: “همانا [[خداوند]] [[آدم]] و [[نوح]] و [[آل ابراهیم]] و آلعمران را بر تمام عالمیان برگزید”. همچنین [[خداوند]] “دانای [[نهان]] است و کسی بر [[عالم غیب]] او [[آگاه]] نیست، جز [[پیامبری]] که از او [[خشنود]] باشد، که (در اینصورت) برای او از پیشرو و پشتسرش نگاهبانانی برخواهد گماشت، تا معلوم بدارد که پیامهای [[پروردگار]] خود را میفرستند، (تا بداند که آن [[رسولان]] پیامهای [[پروردگار]] خود را رسانیدهاند) و [[خدا]] به آنچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد شماره کرده است”. همچنین [[پیامبران]] مجتبا و [[برگزیده]] بودن است: “آنان کسانی از [[پیامبران]] بودند که [[خداوند]] بر ایشان [[نعمت]] ارزانی داشت، از [[فرزندان آدم]] بودند و از کسانی که همراه [[نوح]] [بر کشتی] سوار کردیم و از [[فرزندان]] [[ابراهیم]] و [[اسرائیل]] و از کسانی که [آنان را] [[هدایت]] نمودیم و برگزیدیم [و] هرگاه [[آیات]] [خدای] رحمان برایشان خوانده میشد، سجدهکنان و گریان بر [[خاک]] میافتادند”.
| |
|
| |
| ==[[عصمت]] به [[دلیل]] [[مطیع]] [[فرامین الهی]] بودن [[پیامبران]]==
| |
| از دیگر [[ادله]] [[عصمت پیامبران]]، آن دسته از آیاتی است که [[خدا]] در اوصاف آنان [[مطیع]] و [[گوش به فرمان]] بودن را به تعبیرهای مستقیم و یا غیرمستقیم بیان میکند.
| |
| #{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمیبرند میگویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم» سوره یونس، آیه ۱۵.</ref>.
| |
| '''نکته''': “ما هیچ [[پیامبری]] را نفرستادیم مگر آنکه به [[دستور خداوند]] از او اطاعتکنند”. چنانکه باز میفرماید: و چون [[آیات]] روشنِ ما بر آنان خوانده شود، آنان که به [[دیدار]] ما [[امید]] ندارند میگویند: “قرآن دیگری جز این بیاور، یا آن را عوض کن”. بگو: مرا نرسد که آن را از پیش خود عوض کنم. جز آنچه را که به من [[وحی]] میشود [[پیروی]] نمیکنم. اگر پروردگارم را [[نافرمانی]] کنم، از [[عذاب]] روزی بزرگ میترسم”.
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
| ==[[هشدارها]] به [[پیامبر]] [[دلیل]] بر [[عصمت]]==
| |
| منظور آن دسته از آیاتی است که به [[پیامبر]] هشدار داده شده که معنای آن [[هشدارها]] و یا حتی توبیخها این نبوده که [[پیامبر]] خلافی انجام داده، بلکه به این معناست که از [[گناه]] و یا عمل ناروا و غیر مناسب با [[شخصیت پیامبر]] [[پیشگیری]] کرده و با هشدار از ارتکاب آن جلوگیری کرده است.
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و اگر تو پس از (وحی و) دانشی که به تو رسیده است، از خواست آنان پیروی کنی، در آن صورت بیگمان از ستمکارانی» سوره بقره، آیه ۱۴۵.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا * وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}<ref>«و نزدیک بود که تو را از آنچه ما به تو وحی کردیم (به ترفند) باز دارند تا جز آن را بر ما بربندی و آنگاه تو را بیگمان دوست میگرفتند * و اگر ما تو را پابرجا نمیداشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۳-۷۴.</ref>.
| |
|
| |
| '''نکات''':
| |
| #هشدار از این که {{متن قرآن|وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}} [[پیامبر]] به نفع خیانتکاران به [[خصومت]] برخیزد، نکتهای است که در [[آیه]] نخست میدهد: “ما به سوی تو [[قرآن]] را به [[حق]] فرستادیم تا به آنچه [[خدا]] به [[وحی]] خود بر تو پدید آرد میان [[مردم]] [[حکم]] کنی و نباید به نفع خیانتکاران به [[خصومت]] بر خیزی”؛
| |
| #و نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ}} در مقابل یهودیانی و مسیحیانی که تلاش میکنند و بسا ممکن است که [[پیامبر]] در جهت [[رضایت]] آنان گام بردارد، لذا میگوید: و هرگز [[یهودیان]] و ترسایان از تو [[راضی]] نمیشوند، مگر از [[کیش]] آنان [[پیروی]] کنی. بگو: “در [[حقیقت]]، تنها هدایتِ خداست که [[هدایت]] [واقعی] است”. و چنانچه پس از آن [[علمی]] که تو را حاصل شد، باز از هوسهای آنان [[پیروی]] کنی، در برابر [[خدا]] [[سرور]] و [[یاوری]] نخواهی داشت؛
| |
| #تفاوت [[آیه]] دوم که میگفت: {{متن قرآن|مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}} با سوم این است که در [[آیه]] سوم میگوید اگر از هواهای آنان [[پیروی]] کنی: {{متن قرآن|إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ}} و اگر هر گونه معجزهای برای [[اهل کتاب]] بیاوری [باز] [[قبله]] تو را [[پیروی]] نمیکنند، و تو [نیز] پیرو [[قبله]] آنان نیستی، و خود آنان پیرو [[قبله]] یکدیگر نیستند، و پس از [[علمی]] که تو را [حاصل] آمده، اگر از هوسهای ایشان [[پیروی]] کنی، در آن صورت جدّاً از [[ستمکاران]] خواهی بود؛
| |
| # [[عنایت خاص]] و [[حفظ]] و نگهداری [[خدا]]، عامل [[عصمت]] و [[مصونیت]] از [[انحراف]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}} زیرا در این [[آیه]] به طوری که از سیاق بر میآید {{متن قرآن|ثَبَّتْنَاكَ}} به معنای [[عصمت]] و [[حفظ]] [[الهی]] است و اگر جواب لولا را خود [[رکون]] قرار نداده و نفرمود “ترکن” بلکه نزدیک شدن به [[رکون]] را قرار داده و فرمود: {{متن قرآن|لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ}} برای این بوده که با در نظر داشتن اینکه [[رکون]] به معنای کمترین میل است، دلالت میکند بر اینکه [[رسول خدا]]{{صل}} میل به [[کفار]] که نکرد، سهل است؛ بلکه نزدیک به میل آنان هم نشد، و اینکه فرمود {{متن قرآن|إِلَيْهِمْ}} و در [[اجابت]] خواستههای آنان [[رکون]] را به [[مشرکین]] نسبت داد، تا این معنا را تأکید کند. و معنای [[آیه]] این است: اگر ما با [[عصمت]] خود تو را [[پایداری]] نمیدادیم، نزدیک میشدی به اینکه به سوی آنان اندکی میل کنی، لیکن ما تو را [[استوار]] ساختیم، و در نتیجه به آنان کمترین میلی نکردی تا چه رسد به اینکه به آنان پاسخ مثبت بدهی، پس [[رسول خدا]]{{صل}} ایشان را [[اجابت]] نکرد و ذرهای میل به ایشان هم ننمود و نه نزدیک بود میل کند<ref>ترجمه المیزان، ج۱۳، ص۲۳۸.</ref>. نکته این [[آیه]] این است که [[خدا]] [[پیشگیری]] میکند، میآموزاند و طرح [[نگرانی]] میکند و به دیگران خبر میدهد که [[پیامبر]] چنین بود و ما چنین کردیم.
| |
|
| |
| ==[[آیات]] [[نفی]] [[گناه]] از [[پیامبران]]==
| |
| منظور آن دسته از آیاتی است که با همه توبیخها و [[هشدارها]] و تذکرات [[تربیتی]] و تعلیمی باز میگوید که [[اراده خدا]] بر بردن [[رجس]] و [[پلیدی]] از شما [[اهل بیت]] و [[خانواده]] است.
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«بگو اگر من از (فرمان) پروردگارم سرپیچی کنم از عذاب روزی سترگ بیم دارم» سوره انعام، آیه ۱۵.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref>«و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>.
| |
|
| |
| '''نکات''':
| |
| #تعلق [[اراده الهی]] مایه [[عصمت پیامبر]] و [[اهل بیت]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}؛
| |
| # [[خوف]] و [[هراس]] [[پیامبر]] از [[عذاب الهی]]، بازدارنده آن [[حضرت]] از هرگونه [[عصیان]] و [[نافرمانی]]: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}؛
| |
| # [[مفسرین]] [[علم]] آموخته [[خداوند]] را مبنی [[عصمت]] میدانند. بنابراین [[پیامبر]] دارای [[عصمت]] در مراحل گوناگون از [[دریافت وحی]] و [[ابلاغ]] آن گرفته تا در [[حیات]] عادی و [[زندگی]] روزمره [[عصمت]] از [[معصیت]] و [[گناه]] است، چون اگر چنین عصمتی نداشته باشد، به [[جایگاه]] [[تبلیغ]] و تأثیر او آسیب میرساند. این مسئله شامل [[عصمت از خطا]] در امور فردی و [[اجتماعی]] نیز میگردد؛
| |
| #از آنجا که در [[آیه]] اخیر میفرماید: چون [[ابراهیم]] را پروردگارش با کلماتی بیاموخت، و وی آن همه را به انجام رسانید، [[[خدا]] به او] فرمود: “من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم”. [[[ابراهیم]]] پرسید: “از دودمانم [چطور]؟” فرمود: [[پیمان]] من به [[بیدادگران]] نمیرسد”. در نتیجه [[مردم]] درباره [[ظلم]] یعنی [[ستم]] بر خود، دیگران و بر [[خدا]]، بر چهار دستهاند: ۱) کسانی که در [[طول عمر]] خود ظالمند؛ ۲) کسانی که در [[طول عمر]] خود [[طاهر]] و منزّه از گناهند؛ ۳) کسانی که در ابتدای [[عمر]] خود [[ظالم]] ولی در پایان [[عمر]] [[توبه]] میکنند؛ ۴) کسانی که در ابتدای [[عمر]] [[طاهر]] و از [[گناه]] منزهند، ولی در آخر [[عمر]] ظالمند. چگونه ممکن است [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای دسته اول و چهارم از [[ذریه]] خود [[عهد]] و [[مقام امامت]] را طلب کند، تنها قسم دوّم و سوّم باقی میماند و ظالمی که [[خداوند]] [[عهد امامت]] را از او [[نفی]] میکند، باید قسم باشد؛ یعنی کسی که در ابتدای عمرش [[ظالم]] بوده، ولی در آخر [[عمر]] [[توبه]] کرده است. در نتیجه قسم دوّم باقی میماند، یعنی همان کسی که در طول عمرش از هر گونه [[گناه]] و [[آلودگی]] [[پاک]] بوده است و این بر کسی غیر [[معصوم]] منطبق نیست؛
| |
| #منظور از این [[علم]] آن دانشی است که [[وسیله]] [[راهنمایی]] او و نگهداری او میشود. از سوی دیگر این که میفرماید: {{متن قرآن|عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}} منشأ تمام [[افعال]] ارادی و اختیاری [[انسان]] صورتهای [[علمی]] است که در وجود [[انسان]] نقش میبندد؛ که اگر آنها نبود هرگز از [[انسان]] فعلی با [[اختیار]] صادر نمیگشت، زیرا [[انسان]] قبل از آنکه از او فعلی صادر شود آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] میکند، غرض و اهداف را نیز در نظر میگیرد؛ آنگاه در او [[شوق]] به فعل حاصل شده، سپس آن را انجام میدهد. همچنین کسی که میخواهد فعلی را ترک کند، ابتدا آن را در [[ذهن]] خود [[تصور]] کرده، [[غایت]] آن را ملاحظه میکند؛ آنگاه آن فعل را ترک میکند؛ همانند خوردن سمّ، اتصال با برق. بدین جهت از این [[آیه]] به خوبی استفاده میشود که حتمیّت و [[ضرورت]] فعل یا ترک با [[اختیار]] منافاتی ندارد، زیرا کسی که سمّ را میشناسد و عواقب شرب آن را نیز میداند، هرگز از آن نمیخورد، با آنکه در خوردنش مختار است. همچنین از [[آیه]] استفاده میشود که سبب [[عصمت]]، [[علم]] قطعی به عواقب [[اخروی]] [[معاصی]] و [[اخلاق]] [[رذیله]] است. [[قرآن]] در آیهای دیگر در داستان یکی دیگر از [[پیامبران]] نیز بر این [[حقیقت]] تأکید میکند که منشأ [[عصمت]] [[علم راسخ]] و [[یقینی]] به عواقب و حقایق امور است: قول [[حضرت یوسف]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان از آنچه مرا به آن فرا میخواند خوشتر است و اگر فریبشان را از من نگردانی به آنان میگرایم و از نادانان خواهم بود» سوره یوسف، آیه ۳۳.</ref> چون [[آیه]] تصریح دارد به اینکه منشأ [[میل به گناه]] و [[معصیت]] [[جهل]] است. {{متن قرآن|وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} پس در نتیجه، منشأ [[عصمت]]، همان [[علم]] است که در مقابل [[جهل]] قرار دارد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۲۲.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[عصمت پیامبر]] با [[عنایت خداوند]]== | | ==[[عصمت پیامبر]] با [[عنایت خداوند]]== |