←فضائل و مناقب
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
#'''[[علم]] و [[آگاهی]]:''' [[دانش]] امام رضا{{ع}} را نمیتوان با کسی از [[مردمان]] زمانهاش به [[قیاس]] نهاد. [[فضل]] و [[برتری]] علمیاش همواره در مناظراتی که با [[علما]] و بزرگان دیگر [[ادیان]] و فِرَق برگزار میشد، [[آشکار]] بود و هیچ کس نتوانست نکتهای بدو آموزد یا خردهای [[علمی]] از او گیرد. | #'''[[علم]] و [[آگاهی]]:''' [[دانش]] امام رضا{{ع}} را نمیتوان با کسی از [[مردمان]] زمانهاش به [[قیاس]] نهاد. [[فضل]] و [[برتری]] علمیاش همواره در مناظراتی که با [[علما]] و بزرگان دیگر [[ادیان]] و فِرَق برگزار میشد، [[آشکار]] بود و هیچ کس نتوانست نکتهای بدو آموزد یا خردهای [[علمی]] از او گیرد. | ||
#'''[[سخاوت]] و [[بخشش]]:''' امام رضا{{ع}} همچون [[پدران]] [[پاک]] خویش در این صفت شهره [[دوست]] و [[دشمن]] بود. یک بار در روز [[عرفه]] همه [[دارایی]] خویش را بخشید. [[اصحاب]] با شگفتی تمام پرسیدند، آیا چنین بخششی روا است؟ فرمود: "نه تنها روا است که [[غنیمت]] است؛ غنیمتی برای کسب اجر و [[ثواب]] و [[کرامت]]"<ref>مناقب آل ابی طالب، ۴/ ۳۹۰.</ref>. | #'''[[سخاوت]] و [[بخشش]]:''' امام رضا{{ع}} همچون [[پدران]] [[پاک]] خویش در این صفت شهره [[دوست]] و [[دشمن]] بود. یک بار در روز [[عرفه]] همه [[دارایی]] خویش را بخشید. [[اصحاب]] با شگفتی تمام پرسیدند، آیا چنین بخششی روا است؟ فرمود: "نه تنها روا است که [[غنیمت]] است؛ غنیمتی برای کسب اجر و [[ثواب]] و [[کرامت]]"<ref>مناقب آل ابی طالب، ۴/ ۳۹۰.</ref>. | ||
#'''[[فصاحت]] و [[بلاغت]]:''' چون امام رضا{{ع}} در تشریح و بیان موضوعی لب به سخن میگشود، هر شنوندهای را به [[سکوت]] وا میداشت و بر هر کسی اثر مینهاد. او نیز همچون [[پدران]] پاکش بسیار [[فصیح]] و [[بلیغ]] بود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص | #'''[[فصاحت]] و [[بلاغت]]:''' چون امام رضا{{ع}} در تشریح و بیان موضوعی لب به سخن میگشود، هر شنوندهای را به [[سکوت]] وا میداشت و بر هر کسی اثر مینهاد. او نیز همچون [[پدران]] پاکش بسیار [[فصیح]] و [[بلیغ]] بود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۱۵-۱۱۶.</ref>. | ||
*[[کلینی]] از مسافر [[نقل]] کرده است که گوید: "من با [[امام رضا]]{{ع}} در [[منی]] بودیم. [[یحیی بن خالد]] که به خاطر گرد و [[خاک]] سرش را پوشیده بود، از آنجا [[گذشت]]، [[حضرت]] فرمود: بیچارهها نمیدانند امسال چه بر سرشان میآید (یعنی از گرد و غبار [[پرهیز]] میکنند در حالی که همین امسال به [[خاک]] سیاه مینشینند) و شگفتتر از آن، [[هارون]] و من که این چنین خواهیم بود- و دو انگشت خود را به هم چسباند - مسافر گوید: به [[خدا]] قسم! من معنی [[سخن امام]] را نفهمیدم تا زمانی که او را پهلوی [[هارون]] [[دفن]] کردیم"<ref>کافی، ج۲، ص۴۱۳؛ ارشاد، ص۶۰۰.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۰۵-۱۰۶.</ref>. | |||
==[[امامت]]== | ==[[امامت]]== | ||