عبرت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خودداری' به 'خودداری'
جز (جایگزینی متن - 'مستحق' به 'مستحق')
جز (جایگزینی متن - 'خودداری' به 'خودداری')
خط ۸۵: خط ۸۵:
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به [[رفتار]] [[منافقان]] و انگیزه‌های منفعت‌طلبانه بعضی از [[مسلمانان]] مطرح گردیده است:
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به [[رفتار]] [[منافقان]] و انگیزه‌های منفعت‌طلبانه بعضی از [[مسلمانان]] مطرح گردیده است:
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] را جلب می‌کند به مسلمانانی را که برای [[داوری]] به نزد طغیان‌گران می‌رفتند و با ملامت آنان می‌گوید: آیا ندیدی کسانی را که [[گمان]] می‌کنند به آن‌چه از [[کتب آسمانی]] بر تو و بر پیشینیان نازل شده [[ایمان]] آورده‌اند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}} ولی می‌خواهند [[طاغوت]] و [[حکّام]] [[باطل]] را به [[داوری]] بطلبند با این که به آنها [[دستور]] داده شده به [[طاغوت]] [[کافر]] شوند {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}} سپس اضافه می‌کند: مراجعه به [[طاغوت]] یک دام [[شیطانی]] است و [[شیطان]] می‌خواهد آنان را [[گمراه]] کند و به بیراهه‌های دوردستی بیفکند {{متن قرآن|وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}} [[داوری]] [[طاغوت‌ها]] و سرکشانی که به غیر [[حق]] [[حکم]] می‌کنند، نوعی [[عقب‌گرد]] [[اجتماعی]] به شمار می‌آید که [[مفاسد]] آن در [[بی‌عدالتی‌ها]] و [[نابسامانی‌های اجتماعی]] بر کسی پوشیده نیست؛
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] را جلب می‌کند به مسلمانانی را که برای [[داوری]] به نزد طغیان‌گران می‌رفتند و با ملامت آنان می‌گوید: آیا ندیدی کسانی را که [[گمان]] می‌کنند به آن‌چه از [[کتب آسمانی]] بر تو و بر پیشینیان نازل شده [[ایمان]] آورده‌اند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}} ولی می‌خواهند [[طاغوت]] و [[حکّام]] [[باطل]] را به [[داوری]] بطلبند با این که به آنها [[دستور]] داده شده به [[طاغوت]] [[کافر]] شوند {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}} سپس اضافه می‌کند: مراجعه به [[طاغوت]] یک دام [[شیطانی]] است و [[شیطان]] می‌خواهد آنان را [[گمراه]] کند و به بیراهه‌های دوردستی بیفکند {{متن قرآن|وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}} [[داوری]] [[طاغوت‌ها]] و سرکشانی که به غیر [[حق]] [[حکم]] می‌کنند، نوعی [[عقب‌گرد]] [[اجتماعی]] به شمار می‌آید که [[مفاسد]] آن در [[بی‌عدالتی‌ها]] و [[نابسامانی‌های اجتماعی]] بر کسی پوشیده نیست؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]] را مخاطب قرار میدهد و می‌فرماید [[بیماران]] [[اجتماعی]] - جنگ‌گریزان مردم‌هراس و [[دنیاطلب]] - را میبینی آنها که مرد سخنند، در یک [[موقعیت]] نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا می‌کردند که به آنها اجازه [[جهاد]] داده شود و به آنها [[دستور]] داده شد که فعلاً [[خودداری]] کنید و به [[خودسازی]] و انجام [[نماز]] و تقویت نفرات خود و ادای [[زکات]] بپردازید، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ}} اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و [[دستور]] [[دفاع]] نازل گردید، [[ترس]] و [[وحشت]] یکباره وجود آنها را فرا گرفت، و زبان به [[اعتراض]] در برابر این [[دستور]] گشودند {{متن قرآن|فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً}} آنها در [[اعتراض]] خود صریحاً می‌گفتند: خدایا چرا به این زودی [[دستور]] [[جهاد]] را نازل کردی‌؟ چه خوب بود این [[دستور]] مدتی به تأخیر می‌افتاد {{متن قرآن|فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً}} [[قرآن]] میگوید به این گونه افراد باید گفته شود به فرض این که با ترک [[جهاد]] چند روزی آرام [[زندگی]] کنید، بالاخره “این [[زندگی]] فانی و بی‌ارزش است”، {{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ}} ولی [[جهان]] [[ابدی]] برای [[پرهیزکاران]] با ارزش‌تر است، {{متن قرآن|وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}} به خصوص اینکه [[پاداش]] خود را به طور کامل خواهند یافت و کم‌ترین ستمی به آنها نمی‌شود {{متن قرآن|وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}}؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]] را مخاطب قرار میدهد و می‌فرماید [[بیماران]] [[اجتماعی]] - جنگ‌گریزان مردم‌هراس و [[دنیاطلب]] - را میبینی آنها که مرد سخنند، در یک [[موقعیت]] نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا می‌کردند که به آنها اجازه [[جهاد]] داده شود و به آنها [[دستور]] داده شد که فعلاً خودداری کنید و به [[خودسازی]] و انجام [[نماز]] و تقویت نفرات خود و ادای [[زکات]] بپردازید، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ}} اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و [[دستور]] [[دفاع]] نازل گردید، [[ترس]] و [[وحشت]] یکباره وجود آنها را فرا گرفت، و زبان به [[اعتراض]] در برابر این [[دستور]] گشودند {{متن قرآن|فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً}} آنها در [[اعتراض]] خود صریحاً می‌گفتند: خدایا چرا به این زودی [[دستور]] [[جهاد]] را نازل کردی‌؟ چه خوب بود این [[دستور]] مدتی به تأخیر می‌افتاد {{متن قرآن|فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً}} [[قرآن]] میگوید به این گونه افراد باید گفته شود به فرض این که با ترک [[جهاد]] چند روزی آرام [[زندگی]] کنید، بالاخره “این [[زندگی]] فانی و بی‌ارزش است”، {{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ}} ولی [[جهان]] [[ابدی]] برای [[پرهیزکاران]] با ارزش‌تر است، {{متن قرآن|وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}} به خصوص اینکه [[پاداش]] خود را به طور کامل خواهند یافت و کم‌ترین ستمی به آنها نمی‌شود {{متن قرآن|وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}}؛
# [[خداوند]] توجه [[پیامبر]] را به رفتار‌شناسی [[منافقان]] جلب می‌کند و می‌گوید آیا ندیدی کسانی را که با قومی که [[خداوند]] آنها را [[غضب]] کرده بود طرح [[دوستی]] ریختند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}} این [[قوم]] {{متن قرآن|مَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}} ظاهراً همان [[قوم یهود]] است که در [[آیه]] ۶۰ [[سوره مائده]] به همین عنوان معرفی شده، آنجا که درباره [[یهود]] می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ...}}<ref>«بگو آیا می‌خواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟ کسانی که خداوند آنان را لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته است.».. سوره مائده، آیه ۶۰.</ref> سپس می‌افزاید: اینها نه از شما هستند و نه از آنان - [[یهود]] - {{متن قرآن|مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ}} نه در [[مشکلات]] و [[گرفتاری‌ها]] [[یاور]] شما هستند، و نه [[دوست]] صمیمی آنها، بلکه منافقانی هستند که هر روز چهره عوض می‌کنند، و هر از گاه به شکلی در می‌آیند. باز در ادامه همین سخن می‌افزاید: “آنها برای [[اثبات]] [[وفاداری]] خود نسبت به شما قسم یاد می‌کنند اما سوگندی [[دروغ]] که خودشان هم می‌دانند!” {{متن قرآن|وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} این راه و رسم [[منافقان]] است که پیوسته برای پوشانیدن چهره خود و [[فریب‌کاری]] به سوگندهای [[دروغ]] [[پناه]] می‌برند، در حالی که عملشان [[بهترین]] معرف آنها است.
# [[خداوند]] توجه [[پیامبر]] را به رفتار‌شناسی [[منافقان]] جلب می‌کند و می‌گوید آیا ندیدی کسانی را که با قومی که [[خداوند]] آنها را [[غضب]] کرده بود طرح [[دوستی]] ریختند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}} این [[قوم]] {{متن قرآن|مَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}} ظاهراً همان [[قوم یهود]] است که در [[آیه]] ۶۰ [[سوره مائده]] به همین عنوان معرفی شده، آنجا که درباره [[یهود]] می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ...}}<ref>«بگو آیا می‌خواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟ کسانی که خداوند آنان را لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته است.».. سوره مائده، آیه ۶۰.</ref> سپس می‌افزاید: اینها نه از شما هستند و نه از آنان - [[یهود]] - {{متن قرآن|مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ}} نه در [[مشکلات]] و [[گرفتاری‌ها]] [[یاور]] شما هستند، و نه [[دوست]] صمیمی آنها، بلکه منافقانی هستند که هر روز چهره عوض می‌کنند، و هر از گاه به شکلی در می‌آیند. باز در ادامه همین سخن می‌افزاید: “آنها برای [[اثبات]] [[وفاداری]] خود نسبت به شما قسم یاد می‌کنند اما سوگندی [[دروغ]] که خودشان هم می‌دانند!” {{متن قرآن|وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} این راه و رسم [[منافقان]] است که پیوسته برای پوشانیدن چهره خود و [[فریب‌کاری]] به سوگندهای [[دروغ]] [[پناه]] می‌برند، در حالی که عملشان [[بهترین]] معرف آنها است.
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] را به رفتار‌شناسی [[منافقان]] و [[وعده]] دروغین آنان به [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب می‌کند و می‌گوید: [[منافقان]] سه [[وعده]] به [[یهودیان]] هم‌پیمان خود دادند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، ۱. هر گاه شما را از وطن بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم رفت {{متن قرآن|لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ}}؛ ۲. و هرگز سخن هیچ‌کس را درباره شما [[اطاعت]] نخواهیم کرد {{متن قرآن|وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا}}؛ ۳. و اگر با شما [[پیکار]] شود یاریتان خواهیم نمود {{متن قرآن|وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ}} و درآخر [[آیه]]: [[خداوند]] [[شهادت]] می‌دهد که آنها دروغ‌گویانند {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}.
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] را به رفتار‌شناسی [[منافقان]] و [[وعده]] دروغین آنان به [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب می‌کند و می‌گوید: [[منافقان]] سه [[وعده]] به [[یهودیان]] هم‌پیمان خود دادند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، ۱. هر گاه شما را از وطن بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم رفت {{متن قرآن|لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ}}؛ ۲. و هرگز سخن هیچ‌کس را درباره شما [[اطاعت]] نخواهیم کرد {{متن قرآن|وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا}}؛ ۳. و اگر با شما [[پیکار]] شود یاریتان خواهیم نمود {{متن قرآن|وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ}} و درآخر [[آیه]]: [[خداوند]] [[شهادت]] می‌دهد که آنها دروغ‌گویانند {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}.
خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
# [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و می‌گوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمه‌ای برای [[نظام]] نوین درهم فرو می‌ریزد کوه‌ها را به حرکت درمی‌آوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان می‌رود، به گونه‌ای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان می‌بینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانه‌ها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون می‌شود، کوه‌ها متلاشی می‌گردد، درختان و بناها فرو می‌ریزد، [[زمین]] صاف و مسطح می‌شود و سپس [[زلزله‌ها]] آن را درهم می‌کوبد، [[آفتاب]] بی‌فروغ و [[ماه]] بی‌نور و [[ستارگان]] خاموش می‌گردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانه‌های آن بنا می‌گردد، و [[زندگی]] نوین [[انسان‌ها]] در آن [[جهان]] نو بنا می‌شود. بعد اضافه می‌کند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] می‌کنیم به گونه‌ای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچ‌کس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناه‌کاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛
# [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و می‌گوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمه‌ای برای [[نظام]] نوین درهم فرو می‌ریزد کوه‌ها را به حرکت درمی‌آوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان می‌رود، به گونه‌ای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان می‌بینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانه‌ها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون می‌شود، کوه‌ها متلاشی می‌گردد، درختان و بناها فرو می‌ریزد، [[زمین]] صاف و مسطح می‌شود و سپس [[زلزله‌ها]] آن را درهم می‌کوبد، [[آفتاب]] بی‌فروغ و [[ماه]] بی‌نور و [[ستارگان]] خاموش می‌گردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانه‌های آن بنا می‌گردد، و [[زندگی]] نوین [[انسان‌ها]] در آن [[جهان]] نو بنا می‌شود. بعد اضافه می‌کند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] می‌کنیم به گونه‌ای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچ‌کس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناه‌کاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میفرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو می‌کند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط می‌شوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در می‌آورند، و زیر و رو می‌کنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسان‌ها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود می‌دهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن می‌نهد و اطاعتشان را پذیرا می‌شود، همان‌گونه که [[قرآن]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش می‌دارند و بر کسانی که به او شرک می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساخته‌اند؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میفرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو می‌کند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط می‌شوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در می‌آورند، و زیر و رو می‌کنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسان‌ها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود می‌دهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن می‌نهد و اطاعتشان را پذیرا می‌شود، همان‌گونه که [[قرآن]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش می‌دارند و بر کسانی که به او شرک می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساخته‌اند؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب ساخته می‌گوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمان‌ها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] می‌کنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله می‌رساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر می‌تابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای [[خودداری]] از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل ]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر می‌گردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که می‌فرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت می‌کند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب ساخته می‌گوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمان‌ها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] می‌کنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله می‌رساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر می‌تابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای خودداری از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل ]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر می‌گردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که می‌فرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت می‌کند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛
#برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] است، - آیا نمی‌بینی آنها [[غرق]] پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتی هنگامی که قافیه‌ها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادی سرگردان می‌شوند. آنها غالباً در بند [[منطق]] و [[استدلال]] نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش می‌کند، و این هیجانات و جهش‌های خیالی هر زمان، آنان را به وادی دیگری سوق می‌دهد. هنگامی که از کسی [[راضی]] و [[خشنود]] شوند او را با مدائح خود به اوج [[آسمان‌ها]] می‌برند، هر چند مستحق قعر [[زمین]] باشد، و از او [[فرشته]] [[زیبایی]] می‌سازند هر چند [[شیطان]] باشد! و هنگامی که از کسی برنجند چنان به هجو او می‌پردازند که گویی می‌خواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودی آسمانی و [[پاک]] باشد. آیا محتوای حساب شده [[قرآن]] با زمینه‌های [[فکری]] [[شاعران]]، مخصوصاً با [[شاعران]] آن محیط که کاری جز [[وصف]] شراب و [[جمال]] [[معشوق]] و خط [[یار]] و [[مدح]] قبیله‌های مورد نظر و [[ذم]] و هجو [[دشمنان]] نداشتند، هیچ شباهتی دارد. البته [[قرآن]] شعرای [[متعهد]] و مقاوم در برابر [[ستمگران]] را استسنا کرده و درآیه ۲۲۷ شعرا می‌گوید {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا...}}<ref>«جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند.».. سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> مگر شاعرانی که [[هدف]] آنها تنها [[شعر]] نیست، بلکه در [[شعر]]، هدف‌های [[الهی]] [[انسانی]] می‌جویند، شاعرانی که [[غرق]] در اشعار نمی‌شوند و [[غافل]] از [[خدا]]، بلکه “خدا را بسیار یاد می‌کنند” و اشعارشان [[مردم]] را به [[یاد خدا]] وا می‌دارد {{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و به هنگامی که مورد [[ستم]] قرار می‌گیرند، از این ذوق خویش، برای [[دفاع]] از خویشتن و [[مؤمنان]] به پا می‌خیزند {{متن قرآن|وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و اگر به هجو و [[ذم]] گروهی با اشعارشان می‌پردازند، به خاطر این است که از [[حق]] در برابر حمله و [[هجوم]] شعری آنان [[دفاع]] می‌کنند؛
#برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] است، - آیا نمی‌بینی آنها [[غرق]] پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتی هنگامی که قافیه‌ها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادی سرگردان می‌شوند. آنها غالباً در بند [[منطق]] و [[استدلال]] نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش می‌کند، و این هیجانات و جهش‌های خیالی هر زمان، آنان را به وادی دیگری سوق می‌دهد. هنگامی که از کسی [[راضی]] و [[خشنود]] شوند او را با مدائح خود به اوج [[آسمان‌ها]] می‌برند، هر چند مستحق قعر [[زمین]] باشد، و از او [[فرشته]] [[زیبایی]] می‌سازند هر چند [[شیطان]] باشد! و هنگامی که از کسی برنجند چنان به هجو او می‌پردازند که گویی می‌خواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودی آسمانی و [[پاک]] باشد. آیا محتوای حساب شده [[قرآن]] با زمینه‌های [[فکری]] [[شاعران]]، مخصوصاً با [[شاعران]] آن محیط که کاری جز [[وصف]] شراب و [[جمال]] [[معشوق]] و خط [[یار]] و [[مدح]] قبیله‌های مورد نظر و [[ذم]] و هجو [[دشمنان]] نداشتند، هیچ شباهتی دارد. البته [[قرآن]] شعرای [[متعهد]] و مقاوم در برابر [[ستمگران]] را استسنا کرده و درآیه ۲۲۷ شعرا می‌گوید {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا...}}<ref>«جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند.».. سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> مگر شاعرانی که [[هدف]] آنها تنها [[شعر]] نیست، بلکه در [[شعر]]، هدف‌های [[الهی]] [[انسانی]] می‌جویند، شاعرانی که [[غرق]] در اشعار نمی‌شوند و [[غافل]] از [[خدا]]، بلکه “خدا را بسیار یاد می‌کنند” و اشعارشان [[مردم]] را به [[یاد خدا]] وا می‌دارد {{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و به هنگامی که مورد [[ستم]] قرار می‌گیرند، از این ذوق خویش، برای [[دفاع]] از خویشتن و [[مؤمنان]] به پا می‌خیزند {{متن قرآن|وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و اگر به هجو و [[ذم]] گروهی با اشعارشان می‌پردازند، به خاطر این است که از [[حق]] در برابر حمله و [[هجوم]] شعری آنان [[دفاع]] می‌کنند؛
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید آیا میبینی {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} [[سرنوشت]] ستیزه جویان [[مغرور]] که در [[آیات الهی]] به [[مجادله]] برمی‌خیزند، و در برابر دلائل [[نبوت]] و محتوای [[دعوت]] [[انبیا]] سر [[تسلیم]] فرود نمی‌آورند، چگونه از راه [[حق]] [[منحرف]] می‌گردند {{متن قرآن|إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ}} این [[مجادله]] و گفتگوهای توأم با [[لجاجت]] و عناد، این تقلیدهای [[کورکورانه]] و تعصب‌های بی‌پایه سبب می‌شود که آنها از [[صراط مستقیم]] به [[بیراهه]] کشیده شوند، چرا که حقایق تنها در پرتو [[روح]] [[حق‌جویی]] [[آشکار]] می‌گردد. در [[حقیقت]] بیان این مطلب در صورت یک استفهام تعجب‌آمیز از شخص [[پیامبر]] بیانگر این است که هر [[انسان]] بی‌طرفی به وضع آنها نگاه کند از [[انحراف]] آنها در شگفتی فرو می‌رود که با این همه [[آیات]] و نشانه‌های روشن چگونه [[حق]] را نمی‌بینند؛
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید آیا میبینی {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} [[سرنوشت]] ستیزه جویان [[مغرور]] که در [[آیات الهی]] به [[مجادله]] برمی‌خیزند، و در برابر دلائل [[نبوت]] و محتوای [[دعوت]] [[انبیا]] سر [[تسلیم]] فرود نمی‌آورند، چگونه از راه [[حق]] [[منحرف]] می‌گردند {{متن قرآن|إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ}} این [[مجادله]] و گفتگوهای توأم با [[لجاجت]] و عناد، این تقلیدهای [[کورکورانه]] و تعصب‌های بی‌پایه سبب می‌شود که آنها از [[صراط مستقیم]] به [[بیراهه]] کشیده شوند، چرا که حقایق تنها در پرتو [[روح]] [[حق‌جویی]] [[آشکار]] می‌گردد. در [[حقیقت]] بیان این مطلب در صورت یک استفهام تعجب‌آمیز از شخص [[پیامبر]] بیانگر این است که هر [[انسان]] بی‌طرفی به وضع آنها نگاه کند از [[انحراف]] آنها در شگفتی فرو می‌رود که با این همه [[آیات]] و نشانه‌های روشن چگونه [[حق]] را نمی‌بینند؛
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش