عشق: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰: خط ۲۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[محبت]] همان [[دوست داشتن]] و [[اراده]] و میل به سوی چیزی هست که این [[اراده]] یا [[دلیل]] [[لذت]] بردن و یا فایده و یا کمال و [[فضیلت]] هست و اگر این [[محبت]] که در وجود و [[فطرت]] تمام موجودات -به ویژه [[انسان]]- نهاده شده، در مسیر اصلی و [[حقیقی]] خود قرار گیرد، می‌تواند [[انسان]] را به کمال برساند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۸۵.</ref>.
* [[انسان‌ها]] نسبت به هم عشق می‌ورزند و به همدیگر [[محبت]] می‌کنند. [[محبت]] به‌معنای [[دوست]] داشتن، عامل پیوند‌دهنده قلب‌ها به یکدیگر است. [[دین اسلام]]، [[دین]] [[محبت]] و [[دوستی]] ورزیدن است. [[امام علی]]{{ع}} در معرفی [[اسلام]] می‌فرماید: [[اسلام]] [[دین]] خدای یکتایی است که آن را برای شناساندن خود و [[رشد]] [[انسان‌ها]] [[برگزیده]] و پایه‌های آن را بر [[محبت]] خویش [[استوار]] ساخته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
* [[انسان‌ها]] نسبت به هم عشق می‌ورزند و به همدیگر [[محبت]] می‌کنند. [[محبت]] به‌معنای [[دوست]] داشتن، عامل پیوند‌دهنده قلب‌ها به یکدیگر است. [[دین اسلام]]، [[دین]] [[محبت]] و [[دوستی]] ورزیدن است. [[امام علی]]{{ع}} در معرفی [[اسلام]] می‌فرماید: [[اسلام]] [[دین]] خدای یکتایی است که آن را برای شناساندن خود و [[رشد]] [[انسان‌ها]] [[برگزیده]] و پایه‌های آن را بر [[محبت]] خویش [[استوار]] ساخته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}} به [[نقل]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، اساس [[سنت پیامبر]] را [[محبت]] می‌داند. [[محبت]] کردن از ویژگی‌های [[اولیا]] خداست. در [[سیره ائمه معصومین]]{{عم}} [[محبت]] کردن بی‌دریغ به [[مردمان]]، موضعی [[آشکار]] است. [[امام علی]]{{ع}} در معرفی [[اهل بیت]]{{عم}} یکی از خصوصیات آنان را [[رحمت]] و [[محبت]] بر [[مردمان]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>. [[محبت]] کردن سبب پیوند [[دل‌ها]] و ایجاد [[انس]] و [[الفت]] بین انسان‌هاست<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۲</ref>. [[انسان‌ها]] در سایه [[محبت]] به یکدیگر زمینه تأثیر از یکدیگر را ایجاد می‌کنند و [[دوستی]] در جامعه‌های مختلف [[انسانی]] شکل می‌گیرد. [[انسان]] به هر چه [[محبت]] ورزد، خود را شبیه و نزدیک به آن می‌گرداند. [[دوستان]] از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و نقش [[الگو]] را برای هم ایفا می‌کنند. [[دوستان]] از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و نقش [[الگو]] را برای هم ایفا می‌کنند. [[برانگیختن]] [[دوستی]]، [[فضایل]] و [[خوبی‌ها]] و عشق به [[کمال انسانی]] با [[سرشت]] [[آدمی]] درآمیخته است. از این‌رو اگر [[انسان‌ها]] [[شناخت]] و [[محبت]] [[اولیای خاص]] [[خدا]] را در [[دل]] بپرورانند، این جهت‌گیری و [[الگوپذیری]] می‌تواند [[زمینه‌ساز]] ایجاد کمال در آنها شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}} به [[نقل]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، اساس [[سنت پیامبر]] را [[محبت]] می‌داند. [[محبت]] کردن از ویژگی‌های [[اولیا]] خداست. در [[سیره ائمه معصومین]]{{عم}} [[محبت]] کردن بی‌دریغ به [[مردمان]]، موضعی [[آشکار]] است. [[امام علی]]{{ع}} در معرفی [[اهل بیت]]{{عم}} یکی از خصوصیات آنان را [[رحمت]] و [[محبت]] بر [[مردمان]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>. [[محبت]] کردن سبب پیوند [[دل‌ها]] و ایجاد [[انس]] و [[الفت]] بین انسان‌هاست<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۲</ref>. [[انسان‌ها]] در سایه [[محبت]] به یکدیگر زمینه تأثیر از یکدیگر را ایجاد می‌کنند و [[دوستی]] در جامعه‌های مختلف [[انسانی]] شکل می‌گیرد. [[انسان]] به هر چه [[محبت]] ورزد، خود را شبیه و نزدیک به آن می‌گرداند. [[دوستان]] از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و نقش [[الگو]] را برای هم ایفا می‌کنند. [[دوستان]] از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و نقش [[الگو]] را برای هم ایفا می‌کنند. [[برانگیختن]] [[دوستی]]، [[فضایل]] و [[خوبی‌ها]] و عشق به [[کمال انسانی]] با [[سرشت]] [[آدمی]] درآمیخته است. از این‌رو اگر [[انسان‌ها]] [[شناخت]] و [[محبت]] [[اولیای خاص]] [[خدا]] را در [[دل]] بپرورانند، این جهت‌گیری و [[الگوپذیری]] می‌تواند [[زمینه‌ساز]] ایجاد کمال در آنها شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}} خوش‌بخت‌ترین [[مردم]] را کسی می‌داند که [[فضل]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} را بر دیگران بشناسد و به‌وسیله آنان به [[خدا]] [[تقرب]] جوید، محبتش را برای آنان [[خالص]] گرداند و بدانچه [[سنت]] و روش آنان است عمل کند و از آنچه مورد [[نهی]] آنان است، بپرهیزد. محبتی که [[زمینه‌ساز]] تأثیرپذیری است، به [[سعادت]] با [[ضلالت]] [[انسان‌ها]] می‌انجامد. اگر [[آدمی]] [[محبت]] را به‌جا [[خرج]] کند، بهره آن را خواهد گرفت. از این‌رو [[امام]] فرمود کسی که ما را [[دوست]] دارد، باید به عمل ما عمل کند و [[پارسایی]] را همچون پیراهنی بر تن پوشد. [[آشکار]] است که این‌چنین [[پیروی]] ضامن [[اصلاح]] و سعادتمندی [[آدمی]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
* [[امام علی]]{{ع}} خوش‌بخت‌ترین [[مردم]] را کسی می‌داند که [[فضل]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} را بر دیگران بشناسد و به‌وسیله آنان به [[خدا]] [[تقرب]] جوید، محبتش را برای آنان [[خالص]] گرداند و بدانچه [[سنت]] و روش آنان است عمل کند و از آنچه مورد [[نهی]] آنان است، بپرهیزد. محبتی که [[زمینه‌ساز]] تأثیرپذیری است، به [[سعادت]] با [[ضلالت]] [[انسان‌ها]] می‌انجامد. اگر [[آدمی]] [[محبت]] را به‌جا [[خرج]] کند، بهره آن را خواهد گرفت. از این‌رو [[امام]] فرمود کسی که ما را [[دوست]] دارد، باید به عمل ما عمل کند و [[پارسایی]] را همچون پیراهنی بر تن پوشد. [[آشکار]] است که این‌چنین [[پیروی]] ضامن [[اصلاح]] و سعادتمندی [[آدمی]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 664.</ref>.
==رابطه [[محبت]] با [[زیارت]]==
==رابطه [[محبت]] با [[زیارت]]==
*آنکه عشق و [[شوق]] داشته باشد، به [[زیارت]] هم می‌رود.برای عاشقِ شائق، نه تنها خودِ [[محبوب]]، جالب و جاذب است، بلکه هر چیزی هم که به‌گونه‌ای رنگ تعلّق و رایحه انتساب به او را داشته باشد، مطلوب و [[جاذبه]] [[دار]] است و دلداده را به سوی خود می‌کشد.در [[زیارت]] چنین است. چگونه می‌شود که [[عاشق]] [[خدا]] و [[دوستدار]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}}، و [[محبّ]] [[صالحین]] و [[صدیقین]] و [[شهدا]] و اولیاءالله، [[شوق دیدار]] [[خانه خدا]] و [[بیت]] [[الله]] و [[مزار]] و [[مرقد]] و [[خانه]] و [[شهر]] و دیار [[معشوق]] را نداشته باشد و شیفته [[دیدار]] [[کعبه]] و [[مدینه]] و [[مزار]] [[ائمه]] و [[قبور]] [[صالحین]] و شهرهای خاطره آمیز و شوق‌انگیزی که ریشه در [[فرهنگ دینی]] ما دارد نباشد؟!به گفته مرحوم [[علامه امینی]]:"اگر [[مدینه منوره]]، [[حرم]] محترم [[الهی]] شمرده شده و در [[سنت نبوی]]، برای [[مدینه]] و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا [[ارزش]]‌های فراوان بیان شده است، به خاطر همان انتساب به [[خدا]] و [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} است و بر مبنای همین اصل، هر چیز دیگری هم که نوعی تعلق و انتساب به [[پیامبران]] و [[اوصیاء]] و [[اولیای الهی]] و [[صدیقین]] و [[شهدا]] و افراد [[مؤمن]] دارد [[ارزش]] پیدا می‌کند و [[شرافت]] می‌یابد..."<ref>سیرتنا و سنتنا، ص۱۶۱،۱۶۰</ref>.
*آنکه عشق و [[شوق]] داشته باشد، به [[زیارت]] هم می‌رود.برای عاشقِ شائق، نه تنها خودِ [[محبوب]]، جالب و جاذب است، بلکه هر چیزی هم که به‌گونه‌ای رنگ تعلّق و رایحه انتساب به او را داشته باشد، مطلوب و [[جاذبه]] [[دار]] است و دلداده را به سوی خود می‌کشد.در [[زیارت]] چنین است. چگونه می‌شود که [[عاشق]] [[خدا]] و [[دوستدار]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}}، و [[محبّ]] [[صالحین]] و [[صدیقین]] و [[شهدا]] و اولیاءالله، [[شوق دیدار]] [[خانه خدا]] و [[بیت]] [[الله]] و [[مزار]] و [[مرقد]] و [[خانه]] و [[شهر]] و دیار [[معشوق]] را نداشته باشد و شیفته [[دیدار]] [[کعبه]] و [[مدینه]] و [[مزار]] [[ائمه]] و [[قبور]] [[صالحین]] و شهرهای خاطره آمیز و شوق‌انگیزی که ریشه در [[فرهنگ دینی]] ما دارد نباشد؟!به گفته مرحوم [[علامه امینی]]:"اگر [[مدینه منوره]]، [[حرم]] محترم [[الهی]] شمرده شده و در [[سنت نبوی]]، برای [[مدینه]] و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا [[ارزش]]‌های فراوان بیان شده است، به خاطر همان انتساب به [[خدا]] و [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} است و بر مبنای همین اصل، هر چیز دیگری هم که نوعی تعلق و انتساب به [[پیامبران]] و [[اوصیاء]] و [[اولیای الهی]] و [[صدیقین]] و [[شهدا]] و افراد [[مؤمن]] دارد [[ارزش]] پیدا می‌کند و [[شرافت]] می‌یابد..."<ref>سیرتنا و سنتنا، ص۱۶۱،۱۶۰</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش