جز
جایگزینی متن - '،[[' به '، [['
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[') |
جز (جایگزینی متن - '،[[' به '، [[') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==[[امام]] و مسئله [[حج]]== | ==[[امام]] و مسئله [[حج]]== | ||
*با نگاهی اجمالی به مجموعه آموزههای [[دین مبین اسلام]] میتوان به این نتیجه رسید که اهمیت مسئله [[اتحاد]] و [[وحدت]] میان [[مسلمانان]] بسیار مورد تأكيد [[خداوند متعال]] بوده است. ازاینرو اموری همچون [[نماز جمعه]]، [[نماز جماعت]]، [[صله ارحام]]، [[نیکی]] به [[همسایگان]] و... که موجب [[همبستگی]] میان [[مسلمانان]] میشود، اهمیتی دو چندان دارد. از جمله اموری که [[همبستگی]] [[مسلمانان]] [[جهان]] را با خود به دنبال دارد، مسئله [[حج]] است. [[وجوب]] [[حج]] بر مستطیع از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] است که [[انکار]] آن موجب [[خروج از دین]] میشود؛ این مدعا از [[قرآن کریم]] نیز استفاده میشود: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّه غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}.<ref>آلعمران (۳)، ۹۷.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح فرمودند: "هرکس از [[دنیا]] برود و بدون [[حاجت]] ضروری، یا [[بیماری]] و یا منع [[سلطان]]،[[حج]] بهجا نیاورده باشد، چنین کسی هنگام [[مرگ]]، به [[یهودیت]] یا [[نصرانیت]] از [[دنیا]] خواهد رفت".<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۸.</ref> اهمیت مسئله [[حج]] در [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]] چنان است که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: «اگر [[مردم]] [[حج]] را رها کردند، بر [[امام]] [[واجب]] است، که چه بخواهند و چه نخواهند، آنها را به انجام [[حج]] وادار کند؛ چراکه این [[خانه]] برای [[حج]] ساخته شده است».<ref>همان، ص۲۷۲.</ref> ایشان در [[روایت]] صحیح دیگری نیز میفرماید که اگر [[مردم]] برای رفتن به [[مکه]] از نظر [[مالی]] در تنگنا بودند، بر [[امام]] لازم است تا از [[بیتالمال]] [[مسلمانان]] آنها را تأمین کند.<ref>همان.</ref> بنابر این دو [[حدیث]] معتبر، [[امام]] باید اهتمامی جدی نسبت به برگزاری مسئله [[حج]] داشته باشد و نگذارد که این [[فریضه الهی]] تعطیل شود.<ref>البته به نظر میرسد مقصود از امام در اینگونه روایات، خصوص امام معصوم نیست؛ بلکه مطلق زمامداران جامعه اسلامی (از جمله امام معصوم) موظف به بزرگداشت مسئله حج هستند.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۲ تا ۲۷۴.</ref> | *با نگاهی اجمالی به مجموعه آموزههای [[دین مبین اسلام]] میتوان به این نتیجه رسید که اهمیت مسئله [[اتحاد]] و [[وحدت]] میان [[مسلمانان]] بسیار مورد تأكيد [[خداوند متعال]] بوده است. ازاینرو اموری همچون [[نماز جمعه]]، [[نماز جماعت]]، [[صله ارحام]]، [[نیکی]] به [[همسایگان]] و... که موجب [[همبستگی]] میان [[مسلمانان]] میشود، اهمیتی دو چندان دارد. از جمله اموری که [[همبستگی]] [[مسلمانان]] [[جهان]] را با خود به دنبال دارد، مسئله [[حج]] است. [[وجوب]] [[حج]] بر مستطیع از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] است که [[انکار]] آن موجب [[خروج از دین]] میشود؛ این مدعا از [[قرآن کریم]] نیز استفاده میشود: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّه غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}.<ref>آلعمران (۳)، ۹۷.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح فرمودند: "هرکس از [[دنیا]] برود و بدون [[حاجت]] ضروری، یا [[بیماری]] و یا منع [[سلطان]]، [[حج]] بهجا نیاورده باشد، چنین کسی هنگام [[مرگ]]، به [[یهودیت]] یا [[نصرانیت]] از [[دنیا]] خواهد رفت".<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۸.</ref> اهمیت مسئله [[حج]] در [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]] چنان است که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: «اگر [[مردم]] [[حج]] را رها کردند، بر [[امام]] [[واجب]] است، که چه بخواهند و چه نخواهند، آنها را به انجام [[حج]] وادار کند؛ چراکه این [[خانه]] برای [[حج]] ساخته شده است».<ref>همان، ص۲۷۲.</ref> ایشان در [[روایت]] صحیح دیگری نیز میفرماید که اگر [[مردم]] برای رفتن به [[مکه]] از نظر [[مالی]] در تنگنا بودند، بر [[امام]] لازم است تا از [[بیتالمال]] [[مسلمانان]] آنها را تأمین کند.<ref>همان.</ref> بنابر این دو [[حدیث]] معتبر، [[امام]] باید اهتمامی جدی نسبت به برگزاری مسئله [[حج]] داشته باشد و نگذارد که این [[فریضه الهی]] تعطیل شود.<ref>البته به نظر میرسد مقصود از امام در اینگونه روایات، خصوص امام معصوم نیست؛ بلکه مطلق زمامداران جامعه اسلامی (از جمله امام معصوم) موظف به بزرگداشت مسئله حج هستند.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۲ تا ۲۷۴.</ref> | ||
==[[امام]] و امر [[جهاد]]== | ==[[امام]] و امر [[جهاد]]== | ||
*[[جهاد]] از بزرگترین [[فرایض الهی]] است که در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] [[پیشوایان دین]] بسیار بدان تأکید شده است. طبیعی است آنگاه که [[امام]]{{ع}} متصدی امر [[حکومت]] میشود، [[مرزبانی]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]] را بر عهده دارد، و آنگاه که [[صلاح]] بداند، برای [[گسترش اسلام]] به کشورهایی که [[حاکمان]] آنها [[مانع]] از رسیدن [[پیام اسلام]] میشوند، حمله میکند. براساس تقسیم رایج،[[جهاد]] به دو نوع [[دفاعی]] و ابتدایی تقسیم میشود. اینک باید دانست که [[شأن]] و [[جایگاه امام]] در هریک از این دو نوع [[جهاد]] چیست؟ به نظر میرسد [[امام]]{{ع}} در [[جهاد دفاعی]]، جایگاهی ویژه ندارد؛ چراکه [[وجوب]] این [[جهاد]] به [[اذن امام]] نیست<ref>زین الدین بن علی عاملی (شهید ثانی)، مسالک الافهام، ج۳، ص۸؛ محمد حسن نجفی، جواهر الكلام، ج۲۱، ص۱۹</ref> و [[عقل]] [[آدمی]] نیز [[انسان]] را ملزم میکند تا در برابر [[هجوم]] [[دشمنان]] از خود [[دفاع]] کند. ضمن آنکه در [[روایات]] نیز از مشروط بودن [[مشروعیت]] [[جهاد دفاعی]] به [[اذن امام]] سخنی به میان نیامده است. درباره [[شأن امام]] در [[جهاد ابتدایی]] و اینکه آیا [[جهاد ابتدایی]] ([[جهاد عليه کافران]] و [[مشرکان]] برای [[دعوت به اسلام]]) مشروط به [[حضور معصوم]] یا [[نایب خاص]] اوست یا خیر، دو نظریه وجود دارد: | *[[جهاد]] از بزرگترین [[فرایض الهی]] است که در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] [[پیشوایان دین]] بسیار بدان تأکید شده است. طبیعی است آنگاه که [[امام]]{{ع}} متصدی امر [[حکومت]] میشود، [[مرزبانی]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]] را بر عهده دارد، و آنگاه که [[صلاح]] بداند، برای [[گسترش اسلام]] به کشورهایی که [[حاکمان]] آنها [[مانع]] از رسیدن [[پیام اسلام]] میشوند، حمله میکند. براساس تقسیم رایج، [[جهاد]] به دو نوع [[دفاعی]] و ابتدایی تقسیم میشود. اینک باید دانست که [[شأن]] و [[جایگاه امام]] در هریک از این دو نوع [[جهاد]] چیست؟ به نظر میرسد [[امام]]{{ع}} در [[جهاد دفاعی]]، جایگاهی ویژه ندارد؛ چراکه [[وجوب]] این [[جهاد]] به [[اذن امام]] نیست<ref>زین الدین بن علی عاملی (شهید ثانی)، مسالک الافهام، ج۳، ص۸؛ محمد حسن نجفی، جواهر الكلام، ج۲۱، ص۱۹</ref> و [[عقل]] [[آدمی]] نیز [[انسان]] را ملزم میکند تا در برابر [[هجوم]] [[دشمنان]] از خود [[دفاع]] کند. ضمن آنکه در [[روایات]] نیز از مشروط بودن [[مشروعیت]] [[جهاد دفاعی]] به [[اذن امام]] سخنی به میان نیامده است. درباره [[شأن امام]] در [[جهاد ابتدایی]] و اینکه آیا [[جهاد ابتدایی]] ([[جهاد عليه کافران]] و [[مشرکان]] برای [[دعوت به اسلام]]) مشروط به [[حضور معصوم]] یا [[نایب خاص]] اوست یا خیر، دو نظریه وجود دارد: | ||
#مشهور [[فقهای شیعه]] بر این باورند که [[جهاد ابتدایی]]، مشروط به [[حضور معصوم]] یا [[نایب خاص]] اوست؛<ref>برای نمونه، ر.ک: شیخ طوسی، النهاية، ص۲۹۰؛ محمد بن علی بن حمزه طوسی، الوسيلة، ص۱۹۹؛ جعفر بن حسن محقق حلى، نكت النهاية، ج۲، ص۵؛ همو، شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۸۰؛ محمد بن منصور بن ادریس حلی، السرائر، ج۲، ص۳ و ۴. برای دیدن دیگر نظریات، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۲۳-۳۵۷.</ref> تا آنجا که صاحب جواهر ادعای [[اجماع]] کرده است؛<ref>محمد حسن نجفی، جواهر الكلام، ج۲۱، ص۱۱.</ref> | #مشهور [[فقهای شیعه]] بر این باورند که [[جهاد ابتدایی]]، مشروط به [[حضور معصوم]] یا [[نایب خاص]] اوست؛<ref>برای نمونه، ر.ک: شیخ طوسی، النهاية، ص۲۹۰؛ محمد بن علی بن حمزه طوسی، الوسيلة، ص۱۹۹؛ جعفر بن حسن محقق حلى، نكت النهاية، ج۲، ص۵؛ همو، شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۸۰؛ محمد بن منصور بن ادریس حلی، السرائر، ج۲، ص۳ و ۴. برای دیدن دیگر نظریات، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۲۳-۳۵۷.</ref> تا آنجا که صاحب جواهر ادعای [[اجماع]] کرده است؛<ref>محمد حسن نجفی، جواهر الكلام، ج۲۱، ص۱۱.</ref> | ||
#گروهی دیگر از [[فقها]]، بهویژه معاصران، بر این باورند که [[روایات]] مورد استناد مشهور، دلالت لازم را ندارند، و ازاینرو شرط [[حضور معصوم]] برای [[وجوب]] [[جهاد ابتدایی]] منتفی میشود.<ref>برای نمونه، ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحین، ج۱، ص۳۶۶؛ جواد تبریزی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۷۵؛ حسین وحید خراسانی، منهاج الصالحين، ج۲، ص۴۱۲؛ سید علی حسینی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، ج۱، ص۱۸۷؛ حسین علی منتظری نجف آبادی، نظام الحكم فی الاسلام، ص۵۹؛ همو، دراسات فی ولاية الفقيه، ج۱، ص۱۲۰-۱۱۸.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | #گروهی دیگر از [[فقها]]، بهویژه معاصران، بر این باورند که [[روایات]] مورد استناد مشهور، دلالت لازم را ندارند، و ازاینرو شرط [[حضور معصوم]] برای [[وجوب]] [[جهاد ابتدایی]] منتفی میشود.<ref>برای نمونه، ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحین، ج۱، ص۳۶۶؛ جواد تبریزی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۷۵؛ حسین وحید خراسانی، منهاج الصالحين، ج۲، ص۴۱۲؛ سید علی حسینی خامنهای، اجوبة الاستفتائات، ج۱، ص۱۸۷؛ حسین علی منتظری نجف آبادی، نظام الحكم فی الاسلام، ص۵۹؛ همو، دراسات فی ولاية الفقيه، ج۱، ص۱۲۰-۱۱۸.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | ||
*روشن است که برای یافتن [[حقیقت]] در این مسئله باید [[روایات معتبر]]<ref>به دلیل رعایت اختصار، از نقل روایاتی که به لحاظ سندی مخدوشاند، چشمپوشی کردهایم. برای دیدن مجموعه روایات، ر.ک: محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۴-۵۰. گفتنی است محقق معاصر، آیت الله خویی عمده دلیل کسانی را که به اعتبار اذن معصوم در مشروعیت جهاد قایلاند، تنها دو دلیل میداند که یکی از آنها به لحاظ سندی مخدوش است و دیگری به لحاظ دلالی سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵ و ۳۶۶).</ref> و مورد استناد بررسی شوند. با ملاحظه مجموع [[روایات]] به نظر میرسد برخی [[روایات]] بهطور مطلق [[مشروعیت]] [[جهاد]] را مشروط به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} دانستهاند. در میان آنها یک [[روایت]] صحیح وجود دارد. براساس این [[روایت]]، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره [[جهاد]] با سرزمین [[قزوین]] که هممرز با [[ممالک اسلامی]] بود و نیز [[جهاد]] با سرزمین [[دیلم]] که [[دشمن]] [[مسلمانان]] بود، پرسیده شد؛ [[امام]]{{ع}} بیآنکه پاسخی روشن به [[پرسش]] بدهند، فرمودند: {{عربی|"عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُّوه"}}؛ «بر شما باد [[حج]] [[خانه خدا]]». آنگاه که برای بار دوم از ایشان پرسیده شد، [[امام]]{{ع}} با تکرار پاسخ پیشین فرمودند: {{عربی|"أَ مَا يَرْضَى أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ فِي بَيْتِهِ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا، فَإِنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بَدْراً، وَ إِنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا{{ع}} هَكَذَا فِي فُسْطَاطِهِ"}}. [[امام]]{{ع}} نظریه عدم مشروعيت [[جهاد]] را [[تأیید]] کردند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۰ و ج۵، ص۲۲ و ۲۳.</ref> | *روشن است که برای یافتن [[حقیقت]] در این مسئله باید [[روایات معتبر]]<ref>به دلیل رعایت اختصار، از نقل روایاتی که به لحاظ سندی مخدوشاند، چشمپوشی کردهایم. برای دیدن مجموعه روایات، ر.ک: محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۴-۵۰. گفتنی است محقق معاصر، آیت الله خویی عمده دلیل کسانی را که به اعتبار اذن معصوم در مشروعیت جهاد قایلاند، تنها دو دلیل میداند که یکی از آنها به لحاظ سندی مخدوش است و دیگری به لحاظ دلالی سید ابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵ و ۳۶۶).</ref> و مورد استناد بررسی شوند. با ملاحظه مجموع [[روایات]] به نظر میرسد برخی [[روایات]] بهطور مطلق [[مشروعیت]] [[جهاد]] را مشروط به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} دانستهاند. در میان آنها یک [[روایت]] صحیح وجود دارد. براساس این [[روایت]]، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره [[جهاد]] با سرزمین [[قزوین]] که هممرز با [[ممالک اسلامی]] بود و نیز [[جهاد]] با سرزمین [[دیلم]] که [[دشمن]] [[مسلمانان]] بود، پرسیده شد؛ [[امام]]{{ع}} بیآنکه پاسخی روشن به [[پرسش]] بدهند، فرمودند: {{عربی|"عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُّوه"}}؛ «بر شما باد [[حج]] [[خانه خدا]]». آنگاه که برای بار دوم از ایشان پرسیده شد، [[امام]]{{ع}} با تکرار پاسخ پیشین فرمودند: {{عربی|"أَ مَا يَرْضَى أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ فِي بَيْتِهِ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا، فَإِنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بَدْراً، وَ إِنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا{{ع}} هَكَذَا فِي فُسْطَاطِهِ"}}. [[امام]]{{ع}} نظریه عدم مشروعيت [[جهاد]] را [[تأیید]] کردند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۲۶۰ و ج۵، ص۲۲ و ۲۳.</ref> | ||
دلالت این [[حدیث]] بر [[لزوم]] [[اذن امام]]{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر [[ائمه]] [[جور]] [[زندگی]] میکرده و [[پرسش]] وی، از جواز [[جهاد]] در چنین برههای از زمان است. اینکه [[امام]] بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز [[جهاد]] در این وضع است. در ادامه نیز که این [[حکم]] را تا عصر [[ظهور امام زمان]]{{ع}}[[استمرار]] میدهد، [[دلیل]] بر آن است که حتی اگر در عصر [[غیبت امام]]{{ع}}، [[حکومتی]] حقطلب با [[پیشوایی]] [[عادل]] نیز تشکیل شود،[[حکم]] یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه [[جهاد ابتدایی]] بدون حضور و [[اذن]] [[معصوم]] نه تنها [[واجب]] نیست، بلکه [[حرام]] نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | دلالت این [[حدیث]] بر [[لزوم]] [[اذن امام]]{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر [[ائمه]] [[جور]] [[زندگی]] میکرده و [[پرسش]] وی، از جواز [[جهاد]] در چنین برههای از زمان است. اینکه [[امام]] بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز [[جهاد]] در این وضع است. در ادامه نیز که این [[حکم]] را تا عصر [[ظهور امام زمان]]{{ع}}[[استمرار]] میدهد، [[دلیل]] بر آن است که حتی اگر در عصر [[غیبت امام]]{{ع}}، [[حکومتی]] حقطلب با [[پیشوایی]] [[عادل]] نیز تشکیل شود، [[حکم]] یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه [[جهاد ابتدایی]] بدون حضور و [[اذن]] [[معصوم]] نه تنها [[واجب]] نیست، بلکه [[حرام]] نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | ||
برخی دیگر از [[روایات]] نیز از عدم مشروطیت جواز [[جهاد]] به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} خبر دادهاند. صریحترین [[روایت]] دراینباره [[موثقه]] سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که عَبّاد بصْری در مسیر [[مکه]]، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما [[سختی]] [[جهاد]] را رها کرده، به آسانی [[حج]] روی آوردهاید؛ در حالی که [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ...}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۱.</ref> [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[آیه]] را تا آخر بخوان که فرمود: {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۲.</ref> آنگاه فرمود: «اگر چنین کسانی را یافتیم،[[جهاد]] در رکاب آنها از [[حج]] [[برتر]] است».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۱، ص۳۰۶؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۶.</ref> | برخی دیگر از [[روایات]] نیز از عدم مشروطیت جواز [[جهاد]] به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} خبر دادهاند. صریحترین [[روایت]] دراینباره [[موثقه]] سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که عَبّاد بصْری در مسیر [[مکه]]، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما [[سختی]] [[جهاد]] را رها کرده، به آسانی [[حج]] روی آوردهاید؛ در حالی که [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ...}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۱.</ref> [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[آیه]] را تا آخر بخوان که فرمود: {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۲.</ref> آنگاه فرمود: «اگر چنین کسانی را یافتیم، [[جهاد]] در رکاب آنها از [[حج]] [[برتر]] است».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۱، ص۳۰۶؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۶.</ref> | ||
در نگاه نخست، ظاهر این [[حدیث]] بیان میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای [[جهاد]] وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود [[امام]]، متصدیان امر [[جهاد]] است؛ بدین معنا که [[مشروعیت]] [[جهاد]] به آن است که متصدیان امر [[جهاد]] صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان «[[مؤمن حقیقی]]» جمعشدنی است. بنابراین حضور یا [[اذن امام]]، شرط [[مشروعیت]] [[جهاد]] نیست. در بررسی [[حدیث]] اول، میتوان گفت [[حکم]] صادرشده در این [[حدیث]] میتواند یک [[حکم]] موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد.[[شاهد]] این مدعا آن است که مسئله [[مرزبانی]] در سیاق [[جهاد]] آمده است و میدانیم که [[مرزبانی]] در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله [[مرزبانی]] هم گفته میشود که باید [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشد یا [[اذن]] بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، [[مصلحت]] چنین اقتضایی داشته است. بنابراین،[[حدیث]] نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز [[دفاع]] بر حضور یا [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} را [[اثبات]] کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref> اما به نظر میرسد [[حدیث]] دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، [[جهاد ابتدایی]] متوقف بر [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود [[امام]]{{ع}} در این [[حدیث]] به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به [[امامت]] و [[عصمت]] ایشان [[معتقد]] نبوده تا [[امام]] بخواهد بگوید که [[جهاد]]، مشروط به [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل [[برائت]] میتوان گفت [[جهاد ابتدایی]] مشروط به [[اذن]] [[معصوم]] نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر [[وجوب]] آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر [[تحریم]] [[جهاد ابتدایی]] بدون [[اذن امام]] نداریم؛ پس [[اباحه]] آن [[اثبات]] میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | در نگاه نخست، ظاهر این [[حدیث]] بیان میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای [[جهاد]] وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود [[امام]]، متصدیان امر [[جهاد]] است؛ بدین معنا که [[مشروعیت]] [[جهاد]] به آن است که متصدیان امر [[جهاد]] صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان «[[مؤمن حقیقی]]» جمعشدنی است. بنابراین حضور یا [[اذن امام]]، شرط [[مشروعیت]] [[جهاد]] نیست. در بررسی [[حدیث]] اول، میتوان گفت [[حکم]] صادرشده در این [[حدیث]] میتواند یک [[حکم]] موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد.[[شاهد]] این مدعا آن است که مسئله [[مرزبانی]] در سیاق [[جهاد]] آمده است و میدانیم که [[مرزبانی]] در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله [[مرزبانی]] هم گفته میشود که باید [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشد یا [[اذن]] بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، [[مصلحت]] چنین اقتضایی داشته است. بنابراین، [[حدیث]] نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز [[دفاع]] بر حضور یا [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} را [[اثبات]] کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref> اما به نظر میرسد [[حدیث]] دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، [[جهاد ابتدایی]] متوقف بر [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود [[امام]]{{ع}} در این [[حدیث]] به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به [[امامت]] و [[عصمت]] ایشان [[معتقد]] نبوده تا [[امام]] بخواهد بگوید که [[جهاد]]، مشروط به [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل [[برائت]] میتوان گفت [[جهاد ابتدایی]] مشروط به [[اذن]] [[معصوم]] نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر [[وجوب]] آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر [[تحریم]] [[جهاد ابتدایی]] بدون [[اذن امام]] نداریم؛ پس [[اباحه]] آن [[اثبات]] میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref> | ||
==[[قضاوت]]== | ==[[قضاوت]]== | ||