پرش به محتوا

حق افضلیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۴۲۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۰
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۲۴: خط ۲۴:
*در مقابل [[اهل تسنن]]، [[امامیه]] معتقدند که [[امام]] از تمام افراد کامل‌تر و فاضل‌تر می‌باشد مرحوم [[خواجه نصیر]] و [[شاگرد]] او [[علامه حلی]]{{ع}} با ۲۵ [[دلیل]] به [[اثبات]] [[افضلیت]] آن [[حضرت]] پرداخته‌اند <ref>ر.ک: کشف المراد، ص۲۱۲-۲۳۸.</ref>. هم‌چنین [[شیعه امامیه]] می‌گویند: [[واجب]] است [[امام]] [[افضل]] باشد از همه [[مردم]] در تمامی صفات کمالی، از جمله [[علم]] و [[فهم]] و [[رأی]] و [[دوراندیشی]] و [[کرامت]] و [[حسن خلق]] و [[عفت]] و [[زهد]] و [[عدل]] و [[تقوی]] و [[سیاست]] شرعیه و امثال اینها"<ref>علی بامیانی، خلافة الإمام علی، ص۱۹.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۶- ۱۷۸.</ref>.
*در مقابل [[اهل تسنن]]، [[امامیه]] معتقدند که [[امام]] از تمام افراد کامل‌تر و فاضل‌تر می‌باشد مرحوم [[خواجه نصیر]] و [[شاگرد]] او [[علامه حلی]]{{ع}} با ۲۵ [[دلیل]] به [[اثبات]] [[افضلیت]] آن [[حضرت]] پرداخته‌اند <ref>ر.ک: کشف المراد، ص۲۱۲-۲۳۸.</ref>. هم‌چنین [[شیعه امامیه]] می‌گویند: [[واجب]] است [[امام]] [[افضل]] باشد از همه [[مردم]] در تمامی صفات کمالی، از جمله [[علم]] و [[فهم]] و [[رأی]] و [[دوراندیشی]] و [[کرامت]] و [[حسن خلق]] و [[عفت]] و [[زهد]] و [[عدل]] و [[تقوی]] و [[سیاست]] شرعیه و امثال اینها"<ref>علی بامیانی، خلافة الإمام علی، ص۱۹.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۶- ۱۷۸.</ref>.


[[ادله وجوب تقدیم اهل بیت]]{{عم}}
==[[ادله وجوب تقدیم اهل بیت]]{{عم}}==
[[دلیل عقلی]]
===[[دلیل عقلی]]===
عقلا [[اتفاق نظر]] دارند بر اینکه برای [[تصدی]] [[امور جامعه]] و [[هدایت]] آن لازم است [[بهترین]] فرد از آنان امورشان را به عهده بگیرد و به اصطلاح [[علمی]]، [[تقدیم مفضول بر فاضل]] از نظر [[عقل]] امری [[قبیح]] و [[ناپسند]] شمرده می‌شود<ref>کشف المراد، ص۱۸۷.</ref>.
*عقلا [[اتفاق نظر]] دارند بر اینکه برای [[تصدی]] [[امور جامعه]] و [[هدایت]] آن لازم است [[بهترین]] فرد از آنان امورشان را به عهده بگیرد و به اصطلاح [[علمی]]، [[تقدیم مفضول بر فاضل]] از نظر [[عقل]] امری [[قبیح]] و [[ناپسند]] شمرده می‌شود<ref>کشف المراد، ص۱۸۷.</ref>.
خدایی که [[امام]] را [[تعیین]] می‌کند هرگز [[مفضول]] را بر [[فاضل]] مقدم نخواهد داشت. این [[انسان‌ها]] هستند که بر خلاف [[رضایت الهی]]، [[کمالات ذاتی]] [[فاضل]] را نادیده گرفته و [[مفضول]] را بر او مقدم می‌دارند.
*خدایی که [[امام]] را [[تعیین]] می‌کند هرگز [[مفضول]] را بر [[فاضل]] مقدم نخواهد داشت. این [[انسان‌ها]] هستند که بر خلاف [[رضایت الهی]]، [[کمالات ذاتی]] [[فاضل]] را نادیده گرفته و [[مفضول]] را بر او مقدم می‌دارند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۸.</ref>.
 
===[[دلایل نقلی]]===
[[دلایل نقلی]]
====[[دلایل قرآنی]]====
[[دلایل قرآنی]]
#[[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۳۵ [[سوره یونس]] چنین می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. [[آیه]] دلالت می‌کند بر این که آن کس که [[مردم]] را به [[حق]] [[راهنمایی]] می‌کند، باید متابعت شود.
یک – [[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۳۵ [[سوره یونس]] چنین می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. [[آیه]] دلالت می‌کند بر این که آن کس که [[مردم]] را به [[حق]] [[راهنمایی]] می‌کند، باید متابعت شود.
#در [[آیه]] ۹ [[سوره زمر]] می‌خوانیم: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند» سوره زمر، آیه ۹.</ref>. چگونه ممکن است عالم‌تر و زاهدتر و از حیث [[نسب]] شریف‌تر، پیرو کسی گردد که فروتر است؟<ref>علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.</ref>
دو. در [[آیه]] ۹ [[سوره زمر]] میخوانیم: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند» سوره زمر، آیه ۹.</ref>.
#[[خداوند]] تبارک و تعالی برای این که [[انسان‌ها]] به زحمت و [[سختی]] نیفتند و راه سعات را به [[راحتی]] و [[سلامت]] [[طی]] کنند، آنها را به [[پیروی]] از [[معصومین]]{{عم}} [[امر]] فرموده است و نیز از این که به جای [[معصومین]] که تنها [[رهبران]] متخصص در امر [[هدایت]] تا بی‌نهایت هستند، کسان دیگری را که هیچ گونه تخصص و تسلطی نسبت به راه بسیار با [[عظمت]] [[انسانیت]] ندارند [[انتخاب]] کنند برحذر داشته است. [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|... اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. "این عبارت "از [[خدا]] بترسید" قبل از [[دستور]] به [[همراهی]] با [[راستگویان]] از معنای خاصی برخوردار است این عبارت تهدیدی از [[خداوند]] است در مورد این که اگر [[مردم]] از [[همراهی]] و سپردن خود به [[امامان حق]] و [[الهی]] سرباز زنند، از [[سیر]] [[حقیقی]] [[سعادت]] [[منحرف]] و به [[فساد]] و [[تباهی]] کشیده شده و در نهایت به [[عذاب]] دچار می‌شوند عذابی که خود برای خود فراهم کرده‌اند یعنی [[عذاب]] نرسیدن به [[کمالات]] لایق وجودی<ref>محمد شجاعی، آشتی با امام زمان{{ع}}، ص۲۷.</ref>.
چگونه ممکن است عالم‌تر و زاهدتر و از حیث [[نسب]] شریف‌تر، پیرو کسی گردد که فروتر است؟<ref>علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.</ref>
#در [[قرآن کریم]] [[تسلیم]] از ویژگی‌های [[مؤمنین]] است {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>. [[تسلیم محض]] بودن در برابر [[رسول خدا]] و [[امامان معصوم]]. [[تسلیم محض]] در برابر [[حکم]] آنان از مصادیق روشن تقدیم [[اهل بیت]]{{عم}} در امور [[زندگی]] است یعنی اگر آنها علیه ما [[حکم]] فرمودند حتی اگر به ضرر ما باشد آن را [[حکم خدا]] دانسته و بپذیریم و [[مخالفت]] نکنیم<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۸- ۱۸۰.</ref>.
سه. [[خداوند]] تبارک و تعالی برای این که [[انسان‌ها]] به زحمت و [[سختی]] نیفتند و راه سعات را به [[راحتی]] و [[سلامت]] [[طی]] کنند، آنها را به [[پیروی]] از [[معصومین]]{{عم}} [[امر]] فرموده است و نیز از این که به جای [[معصومین]] که تنها [[رهبران]] متخصص در امر [[هدایت]] تا بی‌نهایت هستند، کسان دیگری را که هیچ گونه تخصص و تسلطی نسبت به راه بسیار با [[عظمت]] [[انسانیت]] ندارند [[انتخاب]] کنند برحذر داشته است. [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|... اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. "این عبارت "از [[خدا]] بترسید" قبل از [[دستور]] به [[همراهی]] با [[راستگویان]] از معنای خاصی برخوردار است این عبارت تهدیدی از [[خداوند]] است در مورد این که اگر [[مردم]] از [[همراهی]] و سپردن خود به [[امامان حق]] و [[الهی]] سرباز زنند، از [[سیر]] [[حقیقی]] [[سعادت]] [[منحرف]] و به [[فساد]] و [[تباهی]] کشیده شده و در نهایت به [[عذاب]] دچار میشوند عذابی که خود برای خود فراهم کرده‌اند یعنی [[عذاب]] نرسیدن به [[کمالات]] لایق وجودی<ref>محمد شجاعی، آشتی با امام زمان{{ع}}، ص۲۷.</ref>.
====[[دلایل روایی]]====
چهار. در [[قرآن کریم]] [[تسلیم]] از ویژگی‌های [[مؤمنین]] است {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref> [[تسلیم محض]] بودن در برابر [[رسول خدا]] و [[امامان معصوم]]. [[تسلیم محض]] در برابر [[حکم]] آنان از مصادیق روشن تقدیم [[اهل بیت]]{{عم}} در امور [[زندگی]] است یعنی اگر آنها علیه ما [[حکم]] فرمودند حتی اگر به ضرر ما باشد آن را [[حکم خدا]] دانسته و بپذیریم و [[مخالفت]] نکنیم.
*با مراجعه به [[روایات]] [[فریقین]] پی می‌بریم که تأکید فراوانی بر موضوع [[امامت]] شخص [[افضل]] شده است.
 
#در [[احادیث]] [[معصومین]] است از [[امام رضا]]{{ع}} که می‌فرمایند: "... [[امام]] از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیب‌ها]] برکنار است، به [[دانش]] مخصوص و به [[خویشتن‌داری]] نشانه‌دار است، موجب [[نظام]] [[دین]] و [[عزت]] [[مسلمین]] و [[خشم]] [[منافقین]] و هلاک کافرین است، [[امام]] یگانه زمان خود است، کسی به هم‌طرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، به تمام [[فضیلت]] مخصوص است بی‌آنکه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلکه امتیازیست که [[خدا]] به [[فضل]] و [[بخشش]] به او [[عنایت]] فرموده..."<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۸، ترجمه مصطفوی، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
[[دلایل روایی]]
#[[حضرت علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرمایند: "[[مردم]] به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی‌دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از [[راه هدایت]] بیرون نمی‌برند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمی‌گردانند، اگر [[سکوت]] کردند [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند [[قیام]] کنید از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] می‌شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می‌شوید"<ref>نهج البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه ۹۷.</ref>. از این عبارات مشخص می‌شود که ما باید در برابر [[معصوم]] [[تسلیم]] باشیم و ایشان را در همۀ ابعاد [[زندگی]] مقدم بکنیم زیرا "شتابزده‌ها نابود و تباه میشوند و فقط تسلیمشده‌گان [[نجات]] می‌یابند"<ref>{{متن حدیث|هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ}}؛ الکافی، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.
با مراجعه به [[روایات]] [[فریقین]] پی میبریم که تأکید فراوانی بر موضوع [[امامت]] شخص [[افضل]] شده است.
#[[پیامبر گرامی اسلام]] می‌فرمایند: "ای [[مردم]] من جلوتر از شما میروم و شما در کنار [[حوض]] [[[کوثر]]] بر من وارد میشوید... [[آگاه]] باشید که من از شما درباره [[ثقلین]] خواهم پرسید، پس بنگرید که پس از من با آن دو چه میکنید... و من این امر را از پروردگارم خواستم و او خواهش مرا برآورد، پس از آنان پیشی نگیرید که دچار [[تفرقه]] و پراکندگی میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میشوید و به آنان چیز یاد ندهید زیرا که ایشان از شما داناترند"<ref>{{متن حدیث|أيها الناس إني فرطكم و أنتم واردون علي الحوض... و إني سائلكم حين تردون علي عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما حتى تلقوني... و سألت الله لهما ذلك فأعطانيه فلا تسبقوهم فتضلوا، و لا تقصروا عنهم فتهلكوا، فلا تعلموهم فهم أعلم منكم}}؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴.</ref>؛ .
یک. در [[احادیث]] [[معصومین]] است از [[امام رضا]]{{ع}} که میفرمایند: "... [[امام]] از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیب‌ها]] برکنار است، به [[دانش]] مخصوص و به [[خویشتن‌داری]] نشانه‌دار است، موجب [[نظام]] [[دین]] و [[عزت]] [[مسلمین]] و [[خشم]] [[منافقین]] و هلاک کافرین است، [[امام]] یگانه زمان خود است، کسی به هم‌طرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، به تمام [[فضیلت]] مخصوص است بی‌آنکه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلکه امتیازیست که [[خدا]] به [[فضل]] و [[بخشش]] به او [[عنایت]] فرموده..."<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۸، ترجمه مصطفوی، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
#[[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} کسانی را که [[اهل بیت]] را بر خود مقدم بدارند آنان را جزو [[اهل بیت]]{{عم}} می‌داند: "هرکس [[ولایت]] [[آل محمد]] را بپذیرد و آنان را به سبب خویشاوندیشان با [[رسول خدا]] بر همه [[مردم]] مقدم دارد چنین کسی از [[آل محمد]] است چون [[ولایت]] [[آل محمد]] را دارد نه به خاطر اینکه او از اعیان آنها محسوب گردد بلکه به جهت [[دوستی]] با آنها و متابعت از اقوال و [[افعال]] آنان از [[آل محمد]] به حساب می‌آید"<ref>{{متن حدیث|مَنْ تَوَلَّى آلَ مُحَمَّدٍ وَ قَدَّمَهُمْ عَلَى جَمِيعِ النَّاسِ بِمَا قَدَّمَهُمْ مِنْ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لِتَوَلِّيه آلِ مُحَمَّدٍ لَا أَنَّهُ مِنَ الْقَوْمِ بِأَعْيَانِهِمْ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْهُمْ بِتَوَلِّيهِ إِلَيْهِمْ وَ اتِّبَاعِهِ إِيَّاهُمْ}}؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۳۱.</ref>. اگر [[انسانی]] آن [[شناخت]] را نسبت به [[اهل بیت]] پیدا کرد که باید آنها را در همه امور و در همه ابعاد [[زندگی]] وارد کرد چنین کسی موفق می‌شود به درجات بالا [[قرب الهی]] و نزدیک [[مقام]] ایشان برسد و این تعبیرات بلند، نشان از این دارد که رسیدن به [[مقام]] و [[جایگاه اهل بیت]] به صورت [[مقید]] و نسبی امکان‌پذیر است و این در صورتی است که ایشان را در همه زمینه‌ها [[الگو]] قرار دهیم.
دو. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] میفرمایند: "[[مردم]] به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی‌دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از [[راه هدایت]] بیرون نمی‌برند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمی‌گردانند، اگر [[سکوت]] کردند [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند [[قیام]] کنید از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میشوید"<ref>نهج البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه ۹۷.</ref>.
*نتیجه آنکه مقدم کردن [[اهل بیت]] در تمام رفتارها و گفتارها نفعش به خود [[انسان]] برمی‌گردد چه در [[امور مادی]] و [[معنوی]] چه در [[امور اجتماعی]] و [[امور سیاسی]] است<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۸۰- ۱۸۲.</ref>.
از این عبارات مشخص می‌شود که ما باید در برابر [[معصوم]] [[تسلیم]] باشیم و ایشان را در همۀ ابعاد [[زندگی]] مقدم بکنیم زیرا {{متن حدیث|هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۳۶۸.</ref>؛ "شتابزده‌ها نابود و تباه میشوند و فقط تسلیمشده‌گان [[نجات]] مییابند".
سه. [[پیامبر گرامی اسلام]] میفرمایند: {{متن حدیث|أيها الناس إني فرطكم و أنتم واردون علي الحوض... و إني سائلكم حين تردون علي عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما حتى تلقوني... و سألت الله لهما ذلك فأعطانيه فلا تسبقوهم فتضلوا، و لا تقصروا عنهم فتهلكوا، فلا تعلموهم فهم أعلم منكم}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴.</ref>؛ "ای [[مردم]] من جلوتر از شما میروم و شما در کنار [[حوض]] [[[کوثر]]] بر من وارد میشوید... [[آگاه]] باشید که من از شما درباره [[ثقلین]] خواهم پرسید، پس بنگرید که پس از من با آن دو چه میکنید... و من این امر را از پروردگارم خواستم و او خواهش مرا برآورد، پس از آنان پیشی نگیرید که دچار [[تفرقه]] و پراکندگی میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میشوید و به آنان چیز یاد ندهید زیرا که ایشان از شما داناترند".
چهار. [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} کسانی را که [[اهل بیت]] را بر خود مقدم بدارند آنان را جزو [[اهل بیت]]{{عم}} می‌داند: {{متن حدیث|مَنْ تَوَلَّى آلَ مُحَمَّدٍ وَ قَدَّمَهُمْ عَلَى جَمِيعِ النَّاسِ بِمَا قَدَّمَهُمْ مِنْ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لِتَوَلِّيه آلِ مُحَمَّدٍ لَا أَنَّهُ مِنَ الْقَوْمِ بِأَعْيَانِهِمْ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْهُمْ بِتَوَلِّيهِ إِلَيْهِمْ وَ اتِّبَاعِهِ إِيَّاهُمْ}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۳۱.</ref>؛ هرکس [[ولایت]] [[آل محمد]] را بپذیرد و آنان را به سبب خویشاوندیشان با [[رسول خدا]] بر همه [[مردم]] مقدم دارد چنین کسی از [[آل محمد]] است چون [[ولایت]] [[آل محمد]] را دارد نه به خاطر اینکه او از اعیان آنها محسوب گردد بلکه به جهت [[دوستی]] با آنها و متابعت از اقوال و [[افعال]] آنان از [[آل محمد]] به حساب میآید.
اگر [[انسانی]] آن [[شناخت]] را نسبت به [[اهل بیت]] پیدا کرد که باید آنها را در همه امور و در همه ابعاد [[زندگی]] وارد کرد چنین کسی موفق می‌شود به درجات بالا [[قرب الهی]] و نزدیک [[مقام]] ایشان برسد و این تعبیرات بلند، نشان از این دارد که رسیدن به [[مقام]] و [[جایگاه اهل بیت]] به صورت [[مقید]] و نسبی امکان‌پذیر است و این در صورتی است که ایشان را در همه زمینه‌ها [[الگو]] قرار دهیم.
نتیجه آنکه مقدم کردن [[اهل بیت]] در تمام رفتارها و گفتارها نفعش به خود [[انسان]] برمی‌گردد چه در [[امور مادی]] و [[معنوی]] چه در [[امور اجتماعی]] و [[امور سیاسی]] است.
۵. [[حق اسوه بودن]]
"[[الگو]] یا [[اسوه]]" کسی یا چیزی است که مورد توجه همه قرار میگیرد و ویژگیها یا کمالاتی در او هست که باعث می‌شود دیگران نسبت به راه و مقصدی که در پیش گرفته‌اند از آنان نمونه و [[الگو]] بگیرند و راه و روش آنان را بپیمایند. [[الگوپذیری]] یکی از ویژگی‌های طبیعی و [[فطری]] انسان‌هاست چرا که همواره [[انسان]] در پی کمال و [[سعادت]] است و چون بر [[فطرت]] [[خدا]] جوی و [[جاودانگی]] [[آفریده]] شده است همواره [[احساس]] [[نقص]] و خلاء می‌کند و به دنبال کمال نهائی است و تا به او نرسد [[احساس]] [[آرامش]] نمی‌کند پس حالتی را الگوها در [[انسان]] ایجاد میکنند که به آن اسوه‌پذیری گفته می‌شود.
[[اسوه]] بودن شخصی برای شخص دیگر اگرچه در مواردی امری فردی است ولی اصل تحقق [[الگو]] و معرفی یک شخص در [[جامعه]] به عنوان الگوی آنها و در نتیجه به [[تبعیت]] [[مردم]] از آن، امری متوقف بر [[اجتماع]] و تشکیلات آن است، علاوه بر اینکه الگوبرداری در رفتارهای [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]، مستلزم تحقق [[اجتماع]] و [[حکومت]] است به همین [[دلیل]] ما [[حق]] [[الگو]] بودن را در زمره [[حقوق اجتماعی]] ذکر میکنیم.
 
 
<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۳- ۱۷۴.</ref>.


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۱۵٬۲۷۹

ویرایش