اخلاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
خط ۳۸: خط ۳۸:
==ملکه چیست؟==
==ملکه چیست؟==
*[[انسان]] همان طور که دارای صورتی مُلکی و [[دنیایی]] است، یک صورت و شکل ملکوتی [[غیبی]] هم دارد<ref>سید روح الله الموسوی خمینی، چهل حدیث، ص۱۳.</ref>. به تعبیر دیگر، [[انسان]] دارای [[جسم]] و [[روح]] است و [[روح انسان]] دارای دو گونه حالت است: حالت‌های زودگذر و ناپایدار و حالت‌های مانا و پایدار. حالت‌های زودگذر مثل حالت‌هایی که تحت تأثیر عواملی چون صحنه‌های هیجانی و [[مواعظ]] [[بلیغ]] به طور دفعی در [[انسان]] پیدا می‌شود و اگر برای تثبیت آنها در میدان عمل اقدامی نشود، پس از دور شدن از حوزه تأثیر آن عوامل، به تدریج کمرنگ شده و در یک دورة کوتاه زمانی از بین می‌روند.
*[[انسان]] همان طور که دارای صورتی مُلکی و [[دنیایی]] است، یک صورت و شکل ملکوتی [[غیبی]] هم دارد<ref>سید روح الله الموسوی خمینی، چهل حدیث، ص۱۳.</ref>. به تعبیر دیگر، [[انسان]] دارای [[جسم]] و [[روح]] است و [[روح انسان]] دارای دو گونه حالت است: حالت‌های زودگذر و ناپایدار و حالت‌های مانا و پایدار. حالت‌های زودگذر مثل حالت‌هایی که تحت تأثیر عواملی چون صحنه‌های هیجانی و [[مواعظ]] [[بلیغ]] به طور دفعی در [[انسان]] پیدا می‌شود و اگر برای تثبیت آنها در میدان عمل اقدامی نشود، پس از دور شدن از حوزه تأثیر آن عوامل، به تدریج کمرنگ شده و در یک دورة کوتاه زمانی از بین می‌روند.
*حالت‌های پایدار مثل حالت‌هایی که به مرور زمان و در پی تمرین و تکرار فراوان در [[نفس انسان]] نقش می‌بندند؛ برای نمونه، [[انسان]] وقتی در صحنه درگیری قرار می‌گیرد و اقدام‌های شجاعانه شیردلان را می‌بیند، در یک فرایند سریع هیجانی، [[ترس]] را فراموش می‌کند و چه بسا به اقدامی شجاعانه مبادرت ورزد؛ ولی هنگامی که از آن میدان فاصله بگیرد و هیجان‌های ناشی از آن فروکش کند، به حال عادی برمی‌گردد و [[توانایی]] آن قبیل اقدام‌ها را از دست می‌دهد؛ چراکه [[شجاعت]] در نفس أو رخنه نکرده و [[جایگاه]] ثابتی پیدا نکرده است. این [[شجاعت]] زودگذر در اصطلاح [[اخلاق]]، حال نامیده می‌شود و ممکن است در موقعیت‌های ویژه‌ای منشأ صدور کاری شود؛ ولی کسی که در زمانی طولانی، بارها به [[قلب]] خطر تاخته و با تکرار و تمرین فراوان [[ترس]] خود را مهار کرده، برای آنکه با خطر مواجه شود و اقدامی شجاعانه کند، نه به [[فکر]] و [[تأمل]] [[نیازمند]] است، نه به عاملی [[خارجی]]؛ چراکه [[شجاعت]] در [[جان]] او [[استوار]] و نهادینه شده است. این [[شجاعت]] نهادینه شده در اصطلاح، [[ملکه نفسانی]] نامیده می‌شود. این [[ملکه نفسانی]] همان چیزی است که از آن به خُلق، [[خوی]] و [[سجیه]] تعبیر می‌شود. به همین [[دلیل]] برخی از [[دانشمندان]] [[اخلاق]]، خُلق را به حالت [[نفسانی]]<ref>احمد بن محمد بن یعقوب عسکریه، تهذیب الاخلاق، ص۵۱.</ref> و برخی به هیئت ثابت در نفس<ref>محمد بن مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الأخلاق، ص۵۴.</ref>، تعریف کرده‌اند.
*حالت‌های پایدار مثل حالت‌هایی که به مرور زمان و در پی تمرین و تکرار فراوان در [[نفس انسان]] نقش می‌بندند؛ برای نمونه، [[انسان]] وقتی در صحنه درگیری قرار می‌گیرد و اقدام‌های شجاعانه شیردلان را می‌بیند، در یک فرایند سریع هیجانی، [[ترس]] را فراموش می‌کند و چه بسا به اقدامی شجاعانه مبادرت ورزد؛ ولی هنگامی که از آن میدان فاصله بگیرد و هیجان‌های ناشی از آن فروکش کند، به حال عادی برمی‌گردد و [[توانایی]] آن قبیل اقدام‌ها را از دست می‌دهد؛ چراکه [[شجاعت]] در نفس أو رخنه نکرده و [[جایگاه]] ثابتی پیدا نکرده است. این [[شجاعت]] زودگذر در اصطلاح اخلاق، حال نامیده می‌شود و ممکن است در موقعیت‌های ویژه‌ای منشأ صدور کاری شود؛ ولی کسی که در زمانی طولانی، بارها به [[قلب]] خطر تاخته و با تکرار و تمرین فراوان [[ترس]] خود را مهار کرده، برای آنکه با خطر مواجه شود و اقدامی شجاعانه کند، نه به [[فکر]] و [[تأمل]] [[نیازمند]] است، نه به عاملی [[خارجی]]؛ چراکه [[شجاعت]] در [[جان]] او [[استوار]] و نهادینه شده است. این [[شجاعت]] نهادینه شده در اصطلاح، [[ملکه نفسانی]] نامیده می‌شود. این [[ملکه نفسانی]] همان چیزی است که از آن به خُلق، [[خوی]] و [[سجیه]] تعبیر می‌شود. به همین [[دلیل]] برخی از [[دانشمندان]] اخلاق، خُلق را به حالت [[نفسانی]]<ref>احمد بن محمد بن یعقوب عسکریه، تهذیب الاخلاق، ص۵۱.</ref> و برخی به هیئت ثابت در نفس<ref>محمد بن مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الأخلاق، ص۵۴.</ref>، تعریف کرده‌اند.
*نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، اینکه هرچند ملکات و صفت‌های پایدار [[نفسانی]] خاستگاه [[رفتار]] [[آدمی]] است، وجود ملکه در نفس [[آدمی]] مستلزم این نیست که [[انسان]] بدون هیچ تخلفی فعل مناسب با آن را انجام دهد؛ زیرا بسا کسانی که با وجود ملکه به خاطر عوامل [[خارجی]]، از انجام فعل مناسب آن ناتوان‌اند؛ مثل سخاوتمندی که بر اثر [[فقر]]، [[توانایی]] [[بخشش]] ندارد و شجاعی که به خاطر ملاحظه‌های [[انسانی]] از ورود به صحنه [[نبرد]] باز میایستد. [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} با آنکه بی‌شک [[شجاع‌ترین]] [[انسان]] زمان خویش بود، در پی [[حفظ]] [[جهان اسلام]] از [[تفرقه]]، از [[جنگ]] بازایستاد و با [[معاویه]] [[مصالحه]] کرد. در کنار این اصل باید توجه داشت که تمامی کارهای [[انسان]] ناشی از [[اخلاق]] و ملکه‌های [[نفسانی]] او نیست؛ زیرا بسا کسانی که بدون برخورداری از ملکه‌ای [[نفسانی]] به انگیزه‌های ویژه‌ای، کار مناسب آن را انجام می‌دهند؛ مثل بخیلی که برای کسب [[شهرت]]، [[بذل و بخشش]] می‌کند و ترسویی که برای [[پرهیز]] از بدنامی، اقدامی شجاعانه می‌کند<ref>ر.ک: محمد بن مرتضی فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، ج۵، ص۹۵.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱.</ref>.
*نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، اینکه هرچند ملکات و صفت‌های پایدار [[نفسانی]] خاستگاه [[رفتار]] [[آدمی]] است، وجود ملکه در نفس [[آدمی]] مستلزم این نیست که [[انسان]] بدون هیچ تخلفی فعل مناسب با آن را انجام دهد؛ زیرا بسا کسانی که با وجود ملکه به خاطر عوامل [[خارجی]]، از انجام فعل مناسب آن ناتوان‌اند؛ مثل سخاوتمندی که بر اثر [[فقر]]، [[توانایی]] [[بخشش]] ندارد و شجاعی که به خاطر ملاحظه‌های [[انسانی]] از ورود به صحنه [[نبرد]] باز میایستد. [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} با آنکه بی‌شک [[شجاع‌ترین]] [[انسان]] زمان خویش بود، در پی [[حفظ]] [[جهان اسلام]] از [[تفرقه]]، از [[جنگ]] بازایستاد و با [[معاویه]] [[مصالحه]] کرد. در کنار این اصل باید توجه داشت که تمامی کارهای [[انسان]] ناشی از اخلاق و ملکه‌های [[نفسانی]] او نیست؛ زیرا بسا کسانی که بدون برخورداری از ملکه‌ای [[نفسانی]] به انگیزه‌های ویژه‌ای، کار مناسب آن را انجام می‌دهند؛ مثل بخیلی که برای کسب [[شهرت]]، [[بذل و بخشش]] می‌کند و ترسویی که برای [[پرهیز]] از بدنامی، اقدامی شجاعانه می‌کند<ref>ر.ک: محمد بن مرتضی فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، ج۵، ص۹۵.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱.</ref>.
 
==[[اخلاق اجتماعی]]==
==[[اخلاق اجتماعی]]==


۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش