جز
جایگزینی متن - 'خارجی' به 'خارجی'
جز (جایگزینی متن - ']]{{متن قرآن' به ']]: {{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - 'خارجی' به 'خارجی') |
||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
*در پاسخ گفته شده هنگامی عجز پیش میآید که [[خداوند]] چیزی را که مقرر کرده در زمان خاصی به وجود بیاید، در آن زمان به وجود نیاید. در سایر اوصاف از قبیل: [[اراده]]، [[علم]]، [[سمع]]، [[بصر]]، [[جود]] و [[کرم]] نیز چنین است<ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۹.</ref>. در [[تبیین]] اینکه چه وصفی [[وصف]] عجز و چه وصفی صفت [[قدرت]] است گفته شده که اگر وصفی اثرش تخلفناپذیر باشد؛ یعنی در همان مقطعی که موصوف متصف به آن [[وصف]] است اثر آن [[وصف]] نیز در همان مقطع لزوماً محقق باشد، چنین وصفی عجز موصوف را در پی دارد؛ ولی اگر اثر [[وصف]] دو حالتی است و ممکن است در همان مقطع محقق باشد یا در مقطع دیگری محقق شود، چنین وصفی نه تنها بیانگر عجز موصوف نیست بلکه [[وصف]] [[قدرت]] نیز محسوب میشود<ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۹.</ref>. | *در پاسخ گفته شده هنگامی عجز پیش میآید که [[خداوند]] چیزی را که مقرر کرده در زمان خاصی به وجود بیاید، در آن زمان به وجود نیاید. در سایر اوصاف از قبیل: [[اراده]]، [[علم]]، [[سمع]]، [[بصر]]، [[جود]] و [[کرم]] نیز چنین است<ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۹.</ref>. در [[تبیین]] اینکه چه وصفی [[وصف]] عجز و چه وصفی صفت [[قدرت]] است گفته شده که اگر وصفی اثرش تخلفناپذیر باشد؛ یعنی در همان مقطعی که موصوف متصف به آن [[وصف]] است اثر آن [[وصف]] نیز در همان مقطع لزوماً محقق باشد، چنین وصفی عجز موصوف را در پی دارد؛ ولی اگر اثر [[وصف]] دو حالتی است و ممکن است در همان مقطع محقق باشد یا در مقطع دیگری محقق شود، چنین وصفی نه تنها بیانگر عجز موصوف نیست بلکه [[وصف]] [[قدرت]] نیز محسوب میشود<ref>التوحید، ماتریدی، ص۳۹.</ref>. | ||
*'''نقد:''' این پاسخ ناتمام است؛ زیرا همانگونه که پیش از این گفته شد این بیانات درباره صفت [[قدرت]] که شأنیت تعلق بوده صحیح است نه درباره تکوین که فعلیت تعلق است. | *'''نقد:''' این پاسخ ناتمام است؛ زیرا همانگونه که پیش از این گفته شد این بیانات درباره صفت [[قدرت]] که شأنیت تعلق بوده صحیح است نه درباره تکوین که فعلیت تعلق است. | ||
*۴. معنای معقول از تکوین مطابق آنچه طرفداران صفت تکوین گفتهاند عبارت است از [[اخراج]] شیء معدوم از عدم به وجود و روشن است که این معنا یک امر [[عینی]] | *۴. معنای معقول از تکوین مطابق آنچه طرفداران صفت تکوین گفتهاند عبارت است از [[اخراج]] شیء معدوم از عدم به وجود و روشن است که این معنا یک امر [[عینی]] خارجی نیست که از ازل ثابت باشد بلکه صفت اضافی است که [[عقل]] از ملاحظه نسبت مؤثر به اثر، آن را اعتبار میکند<ref>شرح المقاصد، ج۳، ص۱۷۱.</ref>، از اینرو عدهای ناچار شدهاند [[تفسیر]] تکوین به [[اخراج]] را که مشهور نزد طرفداران صفت تکوین است از قبیل [[تفسیر]] به عارض بدانند و نه بیانگر معنای [[حقیقی]]<ref>شرح المواقف، ج۸، ص۱۱۴.</ref>. | ||
*۵. تأثیرگذاری صفت تکوین یا بر [[سبیل]] صحت و امکان است یا بر [[سبیل]] [[وجوب]]. در صورت نخست صفت تکوین صفتی غیر از [[قدرت]] نیست و در صورت دوم مستلزم ازلیت مکونات میشود. [[فخر رازی]] محذور صورت دوم را در این دانسته که [[خداوند]] فاعل موجَب میشود<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۶.</ref>، البته [[ماتریدیه]] تأثیر تکوین را متوقف بر [[اراده]] دانسته و فعل ناشی از [[اراده]] با [[اختیار]] منافات نخواهد داشت. | *۵. تأثیرگذاری صفت تکوین یا بر [[سبیل]] صحت و امکان است یا بر [[سبیل]] [[وجوب]]. در صورت نخست صفت تکوین صفتی غیر از [[قدرت]] نیست و در صورت دوم مستلزم ازلیت مکونات میشود. [[فخر رازی]] محذور صورت دوم را در این دانسته که [[خداوند]] فاعل موجَب میشود<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۲۶.</ref>، البته [[ماتریدیه]] تأثیر تکوین را متوقف بر [[اراده]] دانسته و فعل ناشی از [[اراده]] با [[اختیار]] منافات نخواهد داشت. | ||
*'''اشکال:''' تکوین صفتی [[ازلی]] است که متعلق آن وجود مکوَّن در زمان خودش است و نمیتوان آن را با [[قدرت]] که متعلقش صحت مقدور و ممکن بودن آن است یکی دانست<ref>شرح المواقف، ج۸، ص۱۱۳؛ الروضة البهیة، ص۱۰۷.</ref>. در شق دوم [[استدلال]] نیز اینکه تکوین، وجود مکوَّن را بر [[سبیل]] [[وجوب]] به دنبال داشته باشد مستلزم ازلیت مکوَّنات نیست؛ استلزام در صورتی پیش میآید که تکوین را یک صفت مستمر ندانیم، در این صورت اگر مکون [[ازلی]] نباشد [[تخلف]] اثر از مؤثر و معلول از علت پیش میآید. اما تکوین صفتی است مستمر که تا زمان وجود مکوَّن استمرار دارد، پس [[تخلف]] و انفکاک اثر از مؤثر لازم نمیآید<ref>تبصرة الأدلة، ج۱، ص۳۳۹؛ شرح العقائد النسفیة، ص۴۸؛ شرح العمدة، ص۲۰۰؛ شرح الفقه الأکبر، ص۴۲.</ref>. | *'''اشکال:''' تکوین صفتی [[ازلی]] است که متعلق آن وجود مکوَّن در زمان خودش است و نمیتوان آن را با [[قدرت]] که متعلقش صحت مقدور و ممکن بودن آن است یکی دانست<ref>شرح المواقف، ج۸، ص۱۱۳؛ الروضة البهیة، ص۱۰۷.</ref>. در شق دوم [[استدلال]] نیز اینکه تکوین، وجود مکوَّن را بر [[سبیل]] [[وجوب]] به دنبال داشته باشد مستلزم ازلیت مکوَّنات نیست؛ استلزام در صورتی پیش میآید که تکوین را یک صفت مستمر ندانیم، در این صورت اگر مکون [[ازلی]] نباشد [[تخلف]] اثر از مؤثر و معلول از علت پیش میآید. اما تکوین صفتی است مستمر که تا زمان وجود مکوَّن استمرار دارد، پس [[تخلف]] و انفکاک اثر از مؤثر لازم نمیآید<ref>تبصرة الأدلة، ج۱، ص۳۳۹؛ شرح العقائد النسفیة، ص۴۸؛ شرح العمدة، ص۲۰۰؛ شرح الفقه الأکبر، ص۴۲.</ref>. | ||