←منشأ و منبع سنت
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
*همچنین در برخی [[روایات]] از [[نزول]] [[فرشتگان الهی]] در [[شب قدر]] بر [[امامان]]<ref>الكافى، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۹؛ حقيقة علم آل محمد، ص۸۱ ، ۸۳ .</ref> و وجود عمودی از [[نور]] میان [[امامان معصوم]] تا [[آسمان]]<ref>بحار الانوار، ج۲۶، ص۱۳۲-۱۳۶؛ حقیقة علم آل محمد، ص۸۳.</ref> یاد شده است که از دیگر [[منابع علم]] [[اهلبیت]]{{ع}} به شمار رفته است. | *همچنین در برخی [[روایات]] از [[نزول]] [[فرشتگان الهی]] در [[شب قدر]] بر [[امامان]]<ref>الكافى، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۹؛ حقيقة علم آل محمد، ص۸۱ ، ۸۳ .</ref> و وجود عمودی از [[نور]] میان [[امامان معصوم]] تا [[آسمان]]<ref>بحار الانوار، ج۲۶، ص۱۳۲-۱۳۶؛ حقیقة علم آل محمد، ص۸۳.</ref> یاد شده است که از دیگر [[منابع علم]] [[اهلبیت]]{{ع}} به شمار رفته است. | ||
*در جمع میان [[آیات]] و روایاتی که [[قرآن]] را جامع همه [[معارف دین]] شمرده، با [[ادله]] منابع یاد شده میتوان گفت که [[قرآن]] جامع همه [[معارف]] و [[احکام]] مورد نیاز [[بشر]] است؛ ولی این [[معارف]] و [[احکام]] در [[قرآن]] بیشتر به صورت کلی آمدهاند و جزئیات و تفاصیل آنها در دیگر منابع آمدهاند. مؤید این امر، روایاتی دیگر است که از وجود اصل هر آنچه [[بشر]] در آن [[اختلاف]] دارد در [[قرآن]] سخن گفته و یادآور شده است که [[عقول]] همه [[انسانها]] به این اصول دسترسی ندارند<ref>الکافی، ج۱، ص۶۰؛ تهذیب، ج۹، ص۳۵۷.</ref> و نیز احادیثی که در آنها از عرضه [[سنت]] و [[روایات]] [[معصومان]]{{ع}} بر [[قرآن]] و رد [[روایات]] [[مخالف]] با [[قرآن]]<ref> الکافی، ج۱، ص۶۹؛ تهذیب، ج۷، ص۲۷۵.</ref> یاد شده است<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | *در جمع میان [[آیات]] و روایاتی که [[قرآن]] را جامع همه [[معارف دین]] شمرده، با [[ادله]] منابع یاد شده میتوان گفت که [[قرآن]] جامع همه [[معارف]] و [[احکام]] مورد نیاز [[بشر]] است؛ ولی این [[معارف]] و [[احکام]] در [[قرآن]] بیشتر به صورت کلی آمدهاند و جزئیات و تفاصیل آنها در دیگر منابع آمدهاند. مؤید این امر، روایاتی دیگر است که از وجود اصل هر آنچه [[بشر]] در آن [[اختلاف]] دارد در [[قرآن]] سخن گفته و یادآور شده است که [[عقول]] همه [[انسانها]] به این اصول دسترسی ندارند<ref>الکافی، ج۱، ص۶۰؛ تهذیب، ج۹، ص۳۵۷.</ref> و نیز احادیثی که در آنها از عرضه [[سنت]] و [[روایات]] [[معصومان]]{{ع}} بر [[قرآن]] و رد [[روایات]] [[مخالف]] با [[قرآن]]<ref> الکافی، ج۱، ص۶۹؛ تهذیب، ج۷، ص۲۷۵.</ref> یاد شده است<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | ||
==[[جایگاه]] و کارکردهای [[سنت]]== | |||
*[[سنت]] در عرصه [[معارف دین]] و [[قرآن]] و نیز در [[ارتباط]] با [[جامعه انسانی]]، اعم از [[مسلمانان]] و غیر [[مسلمانان]] نقشها و کارکردهای متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتاند از<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>: | |||
===[[تبیین]] و [[تفسیر قرآن]]=== | |||
*از جمله مهمترین کارکردهای [[سنت]]، [[تبیین]] و [[تفسیر قرآن کریم]] است که [[خداوند]] در آیاتی این [[وظیفه]] را به [[رسول خدا]] واگذارده است: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را در آن اختلاف ورزیدند برای آنها روشن گردانی و تا رهنمود و بخشایشی باشد برای گروهی که ایمان دارند» سوره نحل، آیه ۶۴.</ref>. مخاطب [[آیات]] یاد شده [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>فقه القرآن، ج۱، ص۶۳؛ التفسیر الکبیر، ج۲۰، ص۳۷.</ref>؛ ولی [[تبیین قرآن]] منحصر به [[سنت پیامبر]] نبوده؛ بلکه پس از [[پیامبر]] این وظیفه به [[اهل بیت]] واگذار شده است، زیرا آنان کسانیاند که همه [[علوم قرآن]] نزد آنان است{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۲۲۹، ۲۵۷؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۸۱.</ref>. و آنان [[راسخان]] در علماند که [[تأویل قرآن]] را میدانند: {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref><ref>الکافی، ج۱، ص۲۱۳؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۷۹.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز در روایتی [[علی]]{{ع}} را [[مأمور]] [[ابلاغ رسالت]] خود و [[تعلیم]] [[تأویل قرآن]] به [[مردم]] کرد.<ref>بحارالانوار، ج۸۹، ص۹۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۳۳۵.</ref> در آیهای دیگر، [[قرآن]] [[مسلمانان]] را به سؤال از "[[اهل ذکر]]" درباره اموری که نمیدانند [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم؛ اگر نمیدانید از اهل کتاب (آسمانی) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم، اگر نمیدانید از اهل کتاب بپرسید» سوره انبیاء، آیه ۷.</ref> مراد از {{متن قرآن|ذِّكْرِ}} در [[آیه]]، [[قرآن]] و مراد از {{متن قرآن|أَهْلَ الذِّكْرِ}} [[اهلبیت]] دانسته شده که [[خداوند]] [[مسلمانان]] را به سؤال از آنان [[فرمان]] داده است<ref>الکافی، ج۱، ص۲۹۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۶۶.</ref>؛ همچنین در آیهای دیگر، [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|ذِّكْرِ}} برای [[پیامبر]] و [[قوم]] آن [[حضرت]] معرفی شده است: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ}}<ref>«و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید» سوره زخرف، آیه ۴۴.</ref> در [[حدیثی]] مراد از {{متن قرآن|ذِّكْرِ}} در [[آیه]]، [[قرآن]] و مراد از [[قوم]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|لِقَوْمِكَ}} [[اهلبیت]]{{ع}} دانسته شده است که [[مرجع]] سؤال مردماند <ref>الکافی، ج۱، ص۲۱۱؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۶۳.</ref>. | |||
*بر پایه [[احادیث]] متعدد دیگر، [[احادیث]] و [[سنت]] صادر شده از [[امامان معصوم]]، [[وحی الهی]] و سخن [[خداوند]] در [[قرآن]] شمرده شده است<ref>الامالی، ص۴۲؛ الکافی، ج۱، ص۶۰؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۹۷.</ref>. | |||
*[[تبیین]] و [[تفسیر قرآن]] در [[سنت]] با روشهای گوناگون و متعدد، همچون بیان معنای لغوی، [[تعیین]] مصادیق [[آیات]]، تخصیص و تقیید [[آیات]] و شیوههایی دیگر انجام گرفته است. ([[تفسیر]] [[پیامبر]]، [[تفسیر]] [[اهلبیت]])<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | |||
===[[نسخ قرآن]]=== | |||
*[[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر آیهای را نسخ کنیم یا (حکم) آن را واپس افکنیم به از آن یا همگون آن را میآوریم؛ آیا ندانستهای که خداوند بر هر کاری تواناست؟» سوره بقره، آیه ۱۰۶.</ref> از [[نسخ]] [[آیات قرآن]] و [[جایگزینی]] آن با بهتر از این [[آیات]] یا مانند آنها سخن گفته است. عموم [[مفسران]] و [[فقها]] با استناد به [[آیه]] یاد شده و برخی [[آیات]] دیگر، [[نسخ]] [[آیات قرآن]] با [[قرآن]] را جایز شمردهاند<ref> اوائل المقالات، ص۱۲۲-۱۲۳؛ مجمع البیان، ج۶، ص۱۹۹؛ روح المعانی، ج۱۴، ص۲۳۱.</ref>؛ اما در جواز [[نسخ قرآن]] با [[سنت]] آرای متفاوتی دارند: برخی با استناد به [[آیه]] یادشده [[نسخ قرآن]] با [[سنت]] را جایز ندانستهاند، زیرا در این [[آیه]]، [[قرآن کریم]] [[دلیل]] [[ناسخ]] را بهتر از [[منسوخ]] یا همانند آن شمرده است و [[سنت]] بهتر از [[قرآن]] یا همانند آن نیست<ref> احکام القرآن، جصاص، ج۳، ص۲۰۹؛ اوائل المقالات، ص۱۲۳-۱۲۴؛ نواسخ القرآن، ص۲۵.</ref>. برخی نیز [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> را [[دلیل]] عدم [[نسخ قرآن]] با [[سنت]] دانستهاند، زیرا در این [[آیه]] [[خداوند]] تنها از [[جایگزینی]] [[آیات قرآن]] با یکدیگر یاد کرده است<ref> التفسیرالکبیر، ج۲۰، ص۱۱۶.</ref>. برخی نیز در اینباره به [[آیه]] {{متن قرآن|مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ }}<ref>«مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم» سوره یونس، آیه ۱۵.</ref> استناد کردهاند که در آن از عدم تبدیل و [[تغییر]] [[قرآن]] از جانب [[پیامبر]]{{صل}} و [[تبعیت]] آن [[حضرت]] از [[وحی]] یاد شده است<ref> احکام القرآن، شافعی، ج۱، ص۳۳؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۳۱۹.</ref>. | |||
*برخی این دیدگاه را [[رأی]] مشهور میان [[فقیهان]] [[شیعه]] شمردهاند<ref> اوائل المقالات، ص۱۲۲-۱۲۳.</ref>. در مقابل، عدهای [[نسخ قرآن]] را به [[وسیله]] [[سنت]] جایز شمرده<ref>الذریعه، ج۱، ص۴۶۰؛ التبیان، ج۱، ص۳۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۶۵.</ref> و گفتهاند [[سنت]] نیز همانند [[قرآن]] از جانب [[خداوند]] و مفید [[علم]] و عمل است و تنها طریق صدور و بیان آن با [[قرآن]] متفاوت است و [[اعجاز]] بودن [[قرآن]] تأثیری در این امر ندارد<ref> العدة فی الاصول، ج۲، ص۵۴۴؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۶۵؛ کشاف القناع، ج۶، ص۱۱۴.</ref>. [[پیروان]] این نظریه [[آیه]] {{متن قرآن|مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر آیهای را نسخ کنیم یا (حکم) آن را واپس افکنیم به از آن یا همگون آن را میآوریم؛ آیا ندانستهای که خداوند بر هر کاری تواناست؟» سوره بقره، آیه ۱۰۶.</ref> را مؤید این نظر دانسته و در رد [[استدلال]] مانعین به این [[آیه]] گفتهاند: [[آیه]] یاد شده [[ناسخ]] را بهتر یا همانند [[آیه]] [[منسوخ]] شمرده: {{متن قرآن|نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا}} و مراد از خیر بودن، صالحتر و نافعتر بودن آن از [[دلیل]] نخست است و [[دلیل]] [[صالح]] و نافعتر ممکن است [[قرآن]] یا [[سنت]] باشد<ref> احکام القرآن، جصاص، ج۱، ص۷۲؛ الذریعه، ج۱، ص۴۶۸؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۴۲.</ref>. در پاسخ از [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> نیز گفته شده که [[آیه]] یاد شده تنها از [[جایگزینی]] [[آیات قرآن]] با [[آیات]] [[منسوخ]] [[سخن]] به میان آورده و نه از انحصار [[نسخ]] [[آیات]] با [[آیات]] دیگر<ref>التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۶.</ref>. | |||
*[[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمیبرند میگویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم» سوره یونس، آیه ۱۵.</ref> نیز مدعای مانعین را ثابت نمیکند، زیرا [[نسخ قرآن]] با [[سنت]]، [[تغییر]] و تبدیل [[آیات الهی]] از جانب [[پیامبر]] نیست، بلکه این عمل نیز از جانب خداست، زیرا [[سخن پیامبر]] نیز سخن [[خدا]] و [[وحی]] است {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref><ref> احکام القرآن، جصاص، ج۳، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۳، ص۱۶۷.</ref>. [[پیروان]] این نظریه، درباره نوع [[سنت]] [[ناسخ]] نیز دیدگاههایی متفاوت دارند: گروهی از آنان [[نسخ قرآن]] را تنها با [[سنت]] [[متواتر]] <ref> احکام القرآن، ابن عربی، ج۲، ص۴۰۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۳۸۳؛ الفوائد الطوسیه، ص۵۳۲.</ref>جایز دانستهاند؛ ولی برخی دیگر [[نسخ قرآن]] با [[خبر واحد]] مقطوع یا همراه با قرینه صحت را نیز جایز شمردهاند<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۴۲؛ روض الجنان، ج۶، ص۸۳؛ عمدهالقاری، ج۱، ص۲۴۷.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | |||
===[[تشریع]] و بیان [[احکام الهی]]=== | |||
*اصل [[تشریع احکام]] [[شرعی]] به [[خداوند]] اختصاص دارد:<ref>المیزان، ج۱۰، ص۵۸؛ اضواء البیان، ج۷، ص۴۸.</ref> {{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ }}<ref>« داوری جز از آن خداوند نیست» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و گفت: فرزندانم! از یک دروازه، وارد نشوید و از دروازههای گوناگون درآیید! و (هر چند) من شما را از هیچ قضای خداوند باز نمیتوانم داشت که فرمان، جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>؛ اما در مواردی محدود [[تشریع]] برخی [[احکام]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[سنت]] آن [[حضرت]] واگذار شده است<ref>ارشاد الفحول، ص۳۳؛ اضواء البیان، ج۸، ص۴۱، ۲۰۴؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱، ص۸۵-۸۶.</ref>. | |||
*[[دلیل]] این امر آیاتی است که از تحلیل و [[تحریم]] برخی از [[احکام]] به دست [[پیامبر]] [[سخن]] به میان آورده است: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>؛ همچنین برخی، آیاتی را که در آنها [[مسلمانان]] به [[اطاعت از پیامبر]] پس از [[اطاعت از خداوند]] [[مأمور]] شدهاند: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ}}<ref>« از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید » سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبر او فرمان برید و در حالی که سخن او را میشنوید از او رو مگردانید» سوره انفال، آیه ۲۰.</ref> و...) [[دلیل]] نقش مستقل [[سنت]] در [[تشریع احکام]] دانستهاند، زیرا در این [[آیه]] فعل {{متن قرآن|أَطِيعُوا}} در مورد [[پیامبر]] تکرار شده است که نشان صدور احکامی از آن [[حضرت]] به جز [[احکام]] صادر شده در [[قرآن کریم]] است<ref>اضواء البیان، ج۸، ص۲۰۳؛ مکاتیب الرسول، ج۱، ص۵۰۲.</ref>. | |||
*افزون بر این، برخی، آیاتی را که در آنها [[مسلمانان]] به [[تسلیم]] و [[پذیرش]] [[امر و نهی]] [[پیامبر]] [[مأمور]] شده: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ}}<ref>«اوست که کافران اهل کتاب را از خانههایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمیکردید که بیرون روند و (خودشان) گمان میکردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمیبردند بدیشان رسید و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!» سوره حشر، آیه ۲.</ref> و از [[مخالفت]] با آن [[حضرت]] برحذر داشته شدهاند {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمیروند؛ کسانی که از تو اجازه میگیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خواستند به هر یک از آنان که خواستی اجازه بده و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نور، آیه ۶۲.</ref> نیز [[دلیل]] بر این امر دانستهاند<ref>مکاتیب الرسول، ج۱، ص۵۰۲؛ الولایة التکوینیه لآل محمد، ص۲۸۷.</ref>. | |||
*[[روایات]] منقول از [[اهلبیت]]{{ع}} نیز این امر را [[تأیید]] میکنند؛ مانند این [[حدیث]] [[امام صادق]]{{ع}} که فرمودند: [[خداوند]] پیامبرش را [[تربیت]] کرد و پس از رسیدن به [[درجه]] کمال، [[امر]] [[دین]] را به آن [[حضرت]] واگذاشت و [[مردم]] را به [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی]] او [[فرمان]] داد. {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ}}<ref>«اوست که کافران اهل کتاب را از خانههایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمیکردید که بیرون روند و (خودشان) گمان میکردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمیبردند بدیشان رسید و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!» سوره حشر، آیه ۲.</ref> در پی این امر، [[پیامبر]]{{صل}} برخی [[احکام]]، مانند افزودن ۷ رکعت بر نمازهای [[واجب]]، ۳۴ رکعت نمازهای [[مستحب]] شبانهروز، [[روزه]] [[مستحب]] [[ماه شعبان]] و سه روز در هر ماه، [[تحریم]] همه مستکنندهها به جز خمر که از سوی [[خداوند]] [[حرام]] شده را [[تشریع]] و [[خدا]] تشریعات آن [[حضرت]] را [[تأیید]] کرد، از این رو [[تسلیم]] در برابر این [[احکام]] همانند [[احکام الهی]] [[واجب]] است<ref>الکافی، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷؛ بحارالانوار، ج۱۷، ص۴-۵.</ref>. | |||
*در احادیثی دیگر با اشاره به [[آیه]] یاد شده، از برخی [[احکام]] [[تشریعی]] دیگر [[رسول خدا]]{{صل}} نیز یاد شده است.<ref>الکافی، ج۱، ص۲۶۷-۲۶۸؛ تهذیب، ج۹، ص۳۹۷.</ref> برخی از [[فقیهان]] در مورد [[حکمت]] [[تشریع پیامبر]]{{صل}} و عدم منافات آن با [[ادله]] انحصار [[تشریع]] از سوی [[خداوند]] گفتهاند: [[تشریع]] در [[سنت پیامبر]] محدود به مواردی خاص و با [[اذن]] و امضای [[الهی]] و [[حکمت]] آن [[آزمون]] [[بندگان]]، [[تعظیم]] و [[تکریم]] [[پیامبر]] و اعلام [[منزلت]] آن [[حضرت]] در نزد [[خداوند]] بوده است<ref>بحوث فقهیة مهمه، ص۵۳۵.</ref>. اما در اینکه افزون بر [[سنت پیامبر]]، در [[سنت]] منقول از [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز [[احکام]] [[تشریعی]] هست یا نه، دو دیدگاه در میان [[فقیهان]] [[امامیه]] وجود دارد: برخی برآناند که [[اهلبیت]] نیز همانند [[پیامبر]] [[حق]] [[تشریع احکام]] را دارند<ref>غایة المرام، ج۵، ص۱۳۰؛ موسوعة الفقه الاسلامی، ج۲، ص۹۱.</ref>. [[دلیل]] اینان روایاتی است که در آنها از [[تفویض]] همه [[اختیارات پیامبر]] به [[اهلبیت]] [[سخن]] به میان آمده است<ref>الکافی، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج۲۲، ص۷۰.</ref> برخی افزون بر [[روایات]] یادشده، [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> را که به [[اطاعت از اولی الامر]] [[فرمان]] داده است نیز [[دلیل]] اعطای [[ولایت تشریعی]] به [[امامان]] [[اهلبیت]]{{ع}} دانستهاند<ref>بدائع الکلام، ص۱۰۳؛ بازشناسی احکام صادره از معصومین، ص۸۸.</ref> دیدگاه دیگر که نظریه صحیح در این باره شمرده میشود آن است که همه [[احکام]] مورد نیاز [[بشر]] تا [[قیامت در قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده و [[احکام]] منقول در [[سنت]] [[امامان]]{{ع}} از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} گرفته شدهاند<ref>بحوث فقهیة مهمه، ص۵۲۴؛ بدائع الکلام، ص۱۰۳-۱۰۴؛ بحوث فی الفقه المعاصر، ج۱، ص۳۲-۳۴.</ref> [[دلیل]] اینان نخست [[آیه]] {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref> است که از [[اکمال دین]] در عصر [[رسول خدا]]{{صل}} [[سخن]] به میان آورده است. و لازمه کامل شدن [[دین]]، عدم نیاز به [[تشریع]] پس از [[وفات پیامبر]] است<ref>بحوث فی الفقه المعاصر، ج۱، ص۳۴؛ بحوث فقهیة مهمه، ص۵۳۶.</ref>. [[دلیل]] دیگر، [[روایات]] است<ref>بحوث فقهیة مهمه، ص۵۲۴؛ بحوث فی الفقه المعاصر، ج۱، ص۳۲.</ref>؛ مانند [[حدیثی]] از [[پیامبر]] که در آن از بیان همه آنچه [[بشر]] را به [[بهشت]] نزدیک و از [[جهنم]] دور میکند در [[سنت]] آن [[حضرت]] یاد شده است<ref>الکافی، ج۲، ص۷۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۵.</ref> و روایاتی که در آنها به صراحت تحلیل و [[تحریم]] اشیا از سوی [[اهلبیت]] [[نفی]] شده است<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۵۲؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۹۳.</ref> و روایاتی که برپایه آنها آنان سخنان خود را منقول از [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]] دانستهاند<ref> الکافی، ج۱، ص۶۲؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۱۱۴.</ref>. افزون بر این، [[ادله]] ارائه شده برای [[ولایت تشریعی]] [[امامان]] نیز مدعای یادشده را ثابت نمیکنند، زیرا برخی از این [[روایات]] از نظر [[سند ضعیف]] بوده و برخی نیز بر مدعا دلالت ندارند و مراد از [[تفویض]] [[حکم]] در این [[روایات]]، معانی دیگر، مانند [[تفویض]] [[حکم حکومتی]] و مانند آن است<ref>بحوث فقهیة مهمه، ص۲۴؛ بحوث فی الفقه المعاصر، ج۱، ص۳۵.</ref>. بر فرض [[پذیرش]] عموم و اطلاق [[روایات]] و [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> بر [[ولایت تشریعی]] [[امامان معصوم]]، [[ادله]] یادشده با [[ادله]] دیگر، مانند [[آیه اکمال دین]] و روایاتی که [[تشریع احکام]] از سوی [[ائمه]] را [[نفی]] کردهاند، تخصیص و تقیید خوردهاند<ref>بدائع الکلام، ص۱۰۳.</ref>. آری، [[تبیین]] و تفصیل [[احکام الهی]] به [[سنت]] واگذار شده است{{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref><ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۴؛ العده فی الاصول، ج۱، ص۴۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۱۱۲.</ref>. | |||
*بیان [[احکام الهی]] در [[سنت]] در برخی موارد بهگونه [[تبیین احکام]] مجمل است؛ مانند [[نماز]] که برخی [[احکام]] آن همچون اصل [[وجوب]] [[نماز]] {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>، اوقات کلی [[نمازها]] {{متن قرآن|وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى}}<ref>«و من تو را برگزیدهام پس به آنچه وحی میشود گوش فرا ده» سوره طه، آیه ۱۳.</ref>، [[رکوع]] و [[سجود]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید» سوره حج، آیه ۷۷.</ref> و جهر و اخفات در [[نماز]] {{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا}}<ref>«بگو: چه «الله» را بخوانید و چه «رحمان» را؛ هر چه بخوانید، نامهای نیکوتر او راست و به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بیآوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!» سوره اسراء، آیه ۱۱۰.</ref> در [[قرآن]] به [[اجمال]] بیان شدهاند؛ اما تفصیل و بیان جزئیات آن همچون نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]]، عدد رکعات [[نماز]]، وقت خاص هر یک از [[نمازها]] و بسیاری از [[احکام]] دیگر آن بر عهده [[سنت]] است<ref>الکافی، ج۳، ص۲۶۵؛ سنن ابی داود، ج۱، ص۱۳۸،۳۴۷.</ref>. | |||
*گاه [[قرآن]] حکمی را به صورت عام بیان کرده است؛ مانند [[تحریم]] [[ربا]]: {{متن قرآن|حَرَّمَ الرِّبَا }}<ref>« ربا را حرام کرده است » سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>؛ ولی [[سنت]] آن را تخصیص زده و مثلاً [[ربا]] میان [[پدر]] و [[فرزند]] را [[حلال]] شمرده است<ref> الکافی، ج۵، ص۱۶۷؛ تهذیب، ج۷، ص۱۷.</ref>. در مواردی نیز [[قرآن]] حکمی را مطلق بیان کرده است؛ مانند [[قطع]] دست دزد: {{متن قرآن|وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا }}<ref>«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کردهاند به کیفری از سوی خداوند ببرید» سوره مائده، آیه ۳۸.</ref>؛ ولی [[سنت]] آن را به [[قطع]] ۴ انگشت دست [[مقید]] کرده است و... <ref>الکافی، ج۷، ص۲۲۲؛ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۲۵۱.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | |||
===[[تربیت]] و [[هدایت]] [[انسان]]=== | |||
*از جمله [[وظایف]] [[رسول خدا]]{{صل}} افزون بر [[ابلاغ]] [[آیات قرآن]]، [[تعلیم]] [[آیات قرآن]] و [[حکمت]] به [[انسانها]] و [[تزکیه]] و [[تربیت]] و [[هدایت]] آنان از این راه است: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب) ، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref> مراد از {{متن قرآن|الْكِتَابَ}} در [[آیه]]، [[قرآن]] و مقصود از {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}} [[سنت]] یا [[شناخت دین]]، [[فقه]] یا [[علم به احکام]] <ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۴.</ref> یا مطلق [[معارف دینی]]، اعم از منقول و معقول<ref>زبدة التفاسیر، ج۷، ص۵۵؛ منهج الصادقین، ج۲، ص۳۷۱.</ref> یا همه اموری است که [[انسانها]] را به سوی [[سعادت]] در [[عقیده]] و [[رفتار]] [[هدایت]] میکند<ref>التفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۹۷-۱۹۸.</ref> که این معانی شامل [[سنت]] نیز میشوند. مقصود از [[تزکیه]] نیز، [[تطهیر]] [[عقاید]] و [[اعمال انسانها]] از [[آلودگی]] [[کفر]] و [[شرک]] و [[گناهان]] است<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۷؛ التفسیر الکبیر، ج۴، ص۷۵؛ زبدة التفاسیر، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. | |||
*در آیهای دیگر نیز [[قرآن کریم]] [[رسول خدا]] را [[پیامبری]] شناسانده است که افزون بر [[تعلیم]] [[قرآن]] و [[حکمت]]، علومی را که [[مردم]] نمیدانند به آنان میآموزد: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. مراد از [[علوم]] یاد شده در [[آیه]]، به نظر بسیاری، علومی است که تنها از [[راه وحی]] و [[رسول خدا]] تحصیل میشوند<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۴۳۴؛ روح المعانی، ج۲، ص۱۸.</ref>؛ مانند [[استنباط]] [[احکام]] از [[نصوص]]، قصص، [[اخبار]] [[پیامبران]] و [[امتهای پیشین]] و رخدادهای گذشته و [[آینده]] <ref>جامع البیان، ج۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۳۰۸.</ref> افزون بر این، [[قرآن کریم]] در آیهای دیگر پاسخ به [[دعوت پیامبر]] را سبب [[حیات]] واقعی [[انسانها]] و [[هدایت]] آنان دانسته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>. مراد از [[دعوت پیامبر]]، [[دعوت]] آن [[حضرت]] به [[ایمان]]، [[جهاد]] و دیگر [[اعمال نیک]] و [[طاعت]] [[الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۵، ص۱۴۶.</ref> که سبب [[حیات]] [[دل]] و [[بیداری]] [[عقل]] و [[هدایت]] [[انسان]] به [[زندگی]] [[معنوی]] جاودانه و خارج شدن او از حضیض [[ذلت]] به اوج [[عزت]] میگردد<ref>منهاج البراعه، ج۱۷، ص۱۳۷.</ref>؛ همچنین [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران میگویند: چرا نشانهای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref> از وجود هدایت کنندگانی برای همه [[اقوام]] یاد کرده است. در [[روایات]] متعدد، [[علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] [[معصوم]] آن [[حضرت]]{{ع}} هدایت کنندگان [[امت]] پس از [[پیامبر اسلام]] دانسته شدهاند <ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲؛ بحار الانوار، ج۱۶، ص۳۸۵.</ref>. [[هدایتگری]] [[امامان معصوم]]{{ع}} منحصر به زمان حضور آنان نبوده، بلکه [[سنت]] منقول از آنان نیز سبب [[هدایت مردم]] میشود<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | |||
===[[مرجع]] رفع [[اختلافها]] و [[شبهات]]=== | |||
*کارکرد دیگر [[سنت]]، [[حل اختلافات]] [[مسلمانان]] و زدودن [[شبهات]] آنان است. [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> پس از امر به [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] و [[اولی الامر]]، [[مؤمنان]] را به ارجاع موارد [[اختلاف]] به [[خدا]] و [[رسول]] [[مکلف]] کرده و این کار را بهتر و دارای فرجامی نیکوتر شمرده است. مراد از [[نزاع]] و [[اختلاف]] در [[آیه]]، [[اختلاف]] در امور [[دین]] است<ref>جامع البیان، ج۵، ص۲۰۸؛ مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۴؛ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۲۶۱.</ref>؛ اعم از اینکه این [[نزاع]] میان دو طرف باشد، یا اینکه شخص خود نسبت به امری از [[دین]] [[شک]] و شبههای داشته باشد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۶۵.</ref> و مقصود از "ردّ به [[خدا]] و [[رسول]]»، ارجاع موارد [[اختلاف]] و [[شبهه]] به [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} است<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۴.</ref>، چنانکه در [[نقلی]] از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز به آن اشاره شده است<ref>نهج البلاغه، نامه۵۳؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۶۵.</ref>. | |||
*ارجاع به [[خدا]] و [[رسول]] شامل [[سنت]] [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز میشود، زیرا آنچه از آنان صادر شده، برگرفته از [[سنت پیامبر]] و [[قرآن کریم]] است<ref>شرح اصول کافی، ج۶، ص۴۰۲؛ المیزان، ج۴، ص۳۸۹.</ref>. در احادیثی دیگر نیز [[پیامبر]]{{صل}} [[اهلبیت]]{{ع}} را در کنار [[قرآن]] یکی از دو عامل مهم [[گمراه]] نشدن [[مسلمانان]] پس از خود<ref>الکافی، ج۲، ص۴۱۵؛ مسند احمد، ج۳، ص۵۹؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۲۸.</ref> و لنگرگاه [[ثبات]] و [[امنیت]] [[مسلمانان]] برای دوری از [[اختلاف]] برشمرده است<ref> المستدرک، ج۲، ص۱۴۹؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۱۹.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[سنت (مقاله)|سنت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۵.</ref>. | |||
==[[حجیت]] و اعتبار [[سنت]]== | ==[[حجیت]] و اعتبار [[سنت]]== | ||