ختم ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== * مقام خاتم اولیا، باطن مقام خاتم انبیا است، زیرا ولایت، با...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'خدای متعالی' به 'خدای متعال')
خط ۶: خط ۶:
*مقصود از [[محمد]] بودن اشتراک در نام نیست، زیرا با {{متن حدیث|كُلُّنَا مُحَمَّدٌ}} نیست؛ بلکه مقصود این است که [[حقیقت]] [[ولایت]] که در [[حضرت ختمی مرتبت]] ظاهر شده است، در همه آنها ظاهر شده است. پس اگر گاهی [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] را [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دانسته‌اند و گاهی [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[اختلاف]] واقعی نیست، زیرا آنان [[نور]] و حقیقتی یگانه‌اند که تفاوت آنها در [[شئون]] و ظهوراتی است که به [[اختلاف]] زمان‌ها و [[حکمت بالغه الهی]] مستند است. از این دیدگاه، [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] همان [[حقیقت محمدیه]] است که به صورت اوصیای آن [[حضرت]] ظاهر شده است. میان اوصیای او از جهت آنچه به آنها مربوط است تفاوتی نیست، تفاوت در اموری است که بیرون از ذات آنان است و به [[دلیل]] همین تفاوت، [[حضرت مهدی]]{{ع}} برای ختم این [[ولایت]] [[اولویت]] دارد <ref>محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷.</ref>.
*مقصود از [[محمد]] بودن اشتراک در نام نیست، زیرا با {{متن حدیث|كُلُّنَا مُحَمَّدٌ}} نیست؛ بلکه مقصود این است که [[حقیقت]] [[ولایت]] که در [[حضرت ختمی مرتبت]] ظاهر شده است، در همه آنها ظاهر شده است. پس اگر گاهی [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] را [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دانسته‌اند و گاهی [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[اختلاف]] واقعی نیست، زیرا آنان [[نور]] و حقیقتی یگانه‌اند که تفاوت آنها در [[شئون]] و ظهوراتی است که به [[اختلاف]] زمان‌ها و [[حکمت بالغه الهی]] مستند است. از این دیدگاه، [[خاتم ولایت]] [[محمدیه]] همان [[حقیقت محمدیه]] است که به صورت اوصیای آن [[حضرت]] ظاهر شده است. میان اوصیای او از جهت آنچه به آنها مربوط است تفاوتی نیست، تفاوت در اموری است که بیرون از ذات آنان است و به [[دلیل]] همین تفاوت، [[حضرت مهدی]]{{ع}} برای ختم این [[ولایت]] [[اولویت]] دارد <ref>محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷.</ref>.
*همین [[ولایت]] الهیِ وجوبی که اختصاص به [[حضرت ختمی مرتبت]] و اوصیای ختمیین دارد، آن‌گاه که از [[جایگاه]] [[وجوب]] نازل و به مراتب امکان وارد شود، اوّلین مرتبه آن مرتبه [[روح الهی]] است که به [[حکم]] کریمه {{متن قرآن|كَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> [[مقام]] [[عیسی]]{{ع}} است و وی اوّلین و [[کامل‌ترین]] [[ولیّ]] در [[سیر]] [[نزول]] [[وجوب]] به امکان است، از این‌رو [[ولایت]] وی [[ولایت]] امکانی و عام است و حال آن‌که [[ولایت]] [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}} و اوصیای [[منصوص]] وی [[ولایت]] وجوبی و خاص است و هر کدام ختم [[ولایت]] مربوط به خود است. [[ولایت]] [[عیسی]]{{ع}} حسنه‌ای از [[حسنات]] خاتم [[ولایت خاصه]] [[محمدیه]]؛ یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} است، از این‌رو، [[عیسی]]{{ع}} تابع آن [[حضرت]]<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۷.</ref> و همانند همه عالم امکان، حتی [[ابلیس]] و [[دجّال]]، تحت [[ولایت]] و [[سیطره]] اوست، چون همه عالم امکان از ابتدا تا انتها از ظهورات و [[شئون]] آن [[حضرت]] است؛ چنان‌که {{متن حدیث|ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ... وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۱۳۲.</ref> بدان اشاره دارد. واژه‌های ذاکرین، اسما، اجساد و... همه جمعِ دارای "الف و لام" است که معنای استغراق دارد و همه عالَم امکان را دربر میگیرد<ref>محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷-۸؛ ر.ک: قیصری، شرح فصوص الحکم، فص شیئیه، پاورقی ص۴۴۸.</ref>.
*همین [[ولایت]] الهیِ وجوبی که اختصاص به [[حضرت ختمی مرتبت]] و اوصیای ختمیین دارد، آن‌گاه که از [[جایگاه]] [[وجوب]] نازل و به مراتب امکان وارد شود، اوّلین مرتبه آن مرتبه [[روح الهی]] است که به [[حکم]] کریمه {{متن قرآن|كَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> [[مقام]] [[عیسی]]{{ع}} است و وی اوّلین و [[کامل‌ترین]] [[ولیّ]] در [[سیر]] [[نزول]] [[وجوب]] به امکان است، از این‌رو [[ولایت]] وی [[ولایت]] امکانی و عام است و حال آن‌که [[ولایت]] [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}} و اوصیای [[منصوص]] وی [[ولایت]] وجوبی و خاص است و هر کدام ختم [[ولایت]] مربوط به خود است. [[ولایت]] [[عیسی]]{{ع}} حسنه‌ای از [[حسنات]] خاتم [[ولایت خاصه]] [[محمدیه]]؛ یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} است، از این‌رو، [[عیسی]]{{ع}} تابع آن [[حضرت]]<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۷.</ref> و همانند همه عالم امکان، حتی [[ابلیس]] و [[دجّال]]، تحت [[ولایت]] و [[سیطره]] اوست، چون همه عالم امکان از ابتدا تا انتها از ظهورات و [[شئون]] آن [[حضرت]] است؛ چنان‌که {{متن حدیث|ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ... وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۱۳۲.</ref> بدان اشاره دارد. واژه‌های ذاکرین، اسما، اجساد و... همه جمعِ دارای "الف و لام" است که معنای استغراق دارد و همه عالَم امکان را دربر میگیرد<ref>محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷-۸؛ ر.ک: قیصری، شرح فصوص الحکم، فص شیئیه، پاورقی ص۴۴۸.</ref>.
*البته مقصود از [[ختم ولایت]] این نیست که [[ولایت]] از [[عالم هستی]] یا دست‌کم از عالم [[طبیعت]] برچیده شود، چون چنین چیزی ممکن نیست و تا اسم "[[ولیّ]]" که از اسمای خدای متعالی است باقی است، [[ولایت]] و مظاهر آن نیز باقی است. بنابراین، تا موجودات هستند، [[ولایت]] نیز هست و تا [[ولایت]] هست، ولی نیز هست. مقصود از خاتم [[اولیا]] کسی است که بر حسب حیطه [[ولایت]] و [[مقام]] اطلاق بر همه ولایت‌ها و [[نبوت‌ها]] محیط باشد و نزدیک‌ترین [[خلق]] به [[حق تعالی]] باشد<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۰.</ref>. به تعبیر [[سید حیدر آملی]]، [[خاتم ولایت]] کسی است که پس از او هیچ ولیّ‌ای به [[مقام]] او نرسد و همه [[اولیا]]، وام‌دار [[جود]] و وجود او باشند <ref>سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ص۸۰۵.</ref>. و به بیان [[ابن عربی]] [[خاتم ولایت]] مطلق، کسی است که بر همه [[اولیا]] از آغاز تا انجام هستی تقدم داشته باشد و همه [[اولیا]] از آغاز تا پایان، تابع و پیرو او باشند <ref>ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref> [[خاتم ولایت]] [[مقید]] کسی است که
*البته مقصود از [[ختم ولایت]] این نیست که [[ولایت]] از [[عالم هستی]] یا دست‌کم از عالم [[طبیعت]] برچیده شود، چون چنین چیزی ممکن نیست و تا اسم "[[ولیّ]]" که از اسمای [[خدای متعال]] است باقی است، [[ولایت]] و مظاهر آن نیز باقی است. بنابراین، تا موجودات هستند، [[ولایت]] نیز هست و تا [[ولایت]] هست، ولی نیز هست. مقصود از خاتم [[اولیا]] کسی است که بر حسب حیطه [[ولایت]] و [[مقام]] اطلاق بر همه ولایت‌ها و [[نبوت‌ها]] محیط باشد و نزدیک‌ترین [[خلق]] به [[حق تعالی]] باشد<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۰.</ref>. به تعبیر [[سید حیدر آملی]]، [[خاتم ولایت]] کسی است که پس از او هیچ ولیّ‌ای به [[مقام]] او نرسد و همه [[اولیا]]، وام‌دار [[جود]] و وجود او باشند <ref>سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ص۸۰۵.</ref>. و به بیان [[ابن عربی]] [[خاتم ولایت]] مطلق، کسی است که بر همه [[اولیا]] از آغاز تا انجام هستی تقدم داشته باشد و همه [[اولیا]] از آغاز تا پایان، تابع و پیرو او باشند <ref>ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref> [[خاتم ولایت]] [[مقید]] کسی است که
# [[ولایت]] او خاص باشد
# [[ولایت]] او خاص باشد
#با [[ظهور]] او، [[ولایت]] ختم شود و هیچ ولیّ‌ای به [[مقام]] و [[منزلت]] او هرگز ظاهر نگردد<ref>ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref>.
#با [[ظهور]] او، [[ولایت]] ختم شود و هیچ ولیّ‌ای به [[مقام]] و [[منزلت]] او هرگز ظاهر نگردد<ref>ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref>.

نسخهٔ ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۲۴

مقدمه

  1. ولایت او خاص باشد
  2. با ظهور او، ولایت ختم شود و هیچ ولیّ‌ای به مقام و منزلت او هرگز ظاهر نگردد[۱۴].
  1. ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.
  2. قیصری، شرح فصوص الحکم، (مقدمه قیصری)، ص۱۲۷.
  3. سیدعلیرضا صدرحسینی، شرح مقدمه بر فصوص، ص۲۲۹ – ۲۳۱.
  4. قیصری، شرح فصوص الحکم، تحقیق حسن حسن‌زاده آملی، ص۱۶۶.
  5. بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶.
  6. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷.
  7. ««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند» سوره نساء، آیه ۱۷۱.
  8. فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۷.
  9. بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۱۳۲.
  10. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۷-۸؛ ر.ک: قیصری، شرح فصوص الحکم، فص شیئیه، پاورقی ص۴۴۸.
  11. فرغانی، مشارق الدراری، ص۸۰.
  12. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ص۸۰۵.
  13. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.
  14. ابن‌عربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.
  15. محمدرضا قمشه‌ای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۳.
  16. فرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۳.
  17. برای اطلاع بیشتر ر.ک: صدرالدین قونوی، فکوک، فصّ هارونی، مطبوع در حواشی منازل السائرین، ص۲۸۸؛ فَرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، مقدمه قیصری، ص۱۲۷.
  18. محیی‌الدّین عربی، معروف به شیخ اکبر و شاگردش صدرالدّین قونوی، معروف به شیخ کبیر است؛ (به نقل از: استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی، مقدمه بر شرح فصوص الحکم قیصری).
  19. سیدحیدر آملی، المقدمات من نش النصوص، ص۴۱۱.
  20. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ص۲۹۰.
  21. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ص۲۹۰.
  22. ترمذی، ختم‌الاولیا، ص۴۲۰- ۴۲۱.
  23. شهید مطهری درباره اصالت خانوادگی ابن‌عربی می‌گوید: "محیی‌الدّین مردی عربی [و] نژادش از اولاد حاتم طایی و اهل اندلس بود"؛ ر.ک: انسان کامل، ص۱۶.
  24. قیصری، شرح فصوص الحکم، پاورقی ص۶۳۴.
  25. ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۲، ص۵۰.
  26. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۱۱۱.
  27. ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.
  28. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.
  29. اکبری و یوسفی، ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۵۱-۵۹.