جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگنامه' به 'سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
#{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ * وَمَا آتَيْنَاهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست * و به آنان کتابهایی نداده بودیم که بیاموزند و پیش از تو برای آنان هیچ بیمدهندهای نفرستاده بودیم» سوره سبأ، آیه ۴۳-۴۴.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ * وَمَا آتَيْنَاهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست * و به آنان کتابهایی نداده بودیم که بیاموزند و پیش از تو برای آنان هیچ بیمدهندهای نفرستاده بودیم» سوره سبأ، آیه ۴۳-۴۴.</ref> | ||
'''نکته''': آنچه [[قرآن]] از [[ولید بن عقبه]] در باره [[قرآن]] ذکر میکند که پس از [[پرسش]] [[قریش]] در جواب آنان گفت: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>. بیانگر واقعیت این کتاب بود. ([[طبری]]، الجامع لتأویل آی القرآن، ج ۱۰، ذیل تفسر مدثر.) از سوی دیگر در [[قرآن]] آیاتی وجود دارد که به خوبی عکس العمل [[مخالفان]] را در برابر استماع [[آیات]] نشان میدهد. اینکه [[قرآن]] را سحر دانستهاند که [[مردم]] را مسحور خود کرده، یا مطالب آن را دیگران به او [[تعلیم]] میکنند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رساندهاند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند» سوره فرقان، آیه ۴.</ref>. یا اسطورههای پیشنیان است: {{متن قرآن|وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود» سوره فرقان، آیه ۵.</ref> و ([[اساطیر الاولین]]) معرفی کردهاند، یا گفتهاند: آنچه [[پیامبر]] آورده آن چنان مهم نیست و ما هم اگر بخواهیم توانیم بگوییم: {{متن قرآن|لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا}}<ref>«و چون آیات ما بر آنان خوانده میشد میگفتند: شنیدیم و اگر میخواستیم مانند آن میگفتیم؛ این (آیات) جز افسانههای پیشینیان نیست» سوره انفال، آیه ۳۱.</ref> بااینکه نمیتوانستهاند بیاورند، میدانستهاند که [[قرآن]] از سنخ دیگری است، یا تعبیر شده است که با اینکه [[یقین]] داشتند، اما عناد به خرج داده و منکر شدند: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> و یا در هنگام مراسم [[حج]] به استقبال قافلهها رفتند و آنها را از شنیدن [[قرآن]] بر حذر داشتند؛ که از مجموع این [[نشانهها]] و گفتهها به دست آید که واکنش [[مخالفان]] و سحر دانستن آن در برابر یک نوشته معمولی نبوده است و این کتاب امتیازی دارد که باید بیشتر درباره ابعاد آن بررسی کنند. روشن است که این دسته از [[آیات]]، در جهت انعکاس دیدگاه [[مخالفان]] و پاسخ به مقابلههایی بوده که با [[قرآن]] و [[انکار]] [[وحیانی]] بودن آن انجام یافته است و البته تمایز و تسخیرکنندگی آن به خوبی از این [[آیات]] | '''نکته''': آنچه [[قرآن]] از [[ولید بن عقبه]] در باره [[قرآن]] ذکر میکند که پس از [[پرسش]] [[قریش]] در جواب آنان گفت: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>. بیانگر واقعیت این کتاب بود. ([[طبری]]، الجامع لتأویل آی القرآن، ج ۱۰، ذیل تفسر مدثر.) از سوی دیگر در [[قرآن]] آیاتی وجود دارد که به خوبی عکس العمل [[مخالفان]] را در برابر استماع [[آیات]] نشان میدهد. اینکه [[قرآن]] را سحر دانستهاند که [[مردم]] را مسحور خود کرده، یا مطالب آن را دیگران به او [[تعلیم]] میکنند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رساندهاند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند» سوره فرقان، آیه ۴.</ref>. یا اسطورههای پیشنیان است: {{متن قرآن|وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود» سوره فرقان، آیه ۵.</ref> و ([[اساطیر الاولین]]) معرفی کردهاند، یا گفتهاند: آنچه [[پیامبر]] آورده آن چنان مهم نیست و ما هم اگر بخواهیم توانیم بگوییم: {{متن قرآن|لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا}}<ref>«و چون آیات ما بر آنان خوانده میشد میگفتند: شنیدیم و اگر میخواستیم مانند آن میگفتیم؛ این (آیات) جز افسانههای پیشینیان نیست» سوره انفال، آیه ۳۱.</ref> بااینکه نمیتوانستهاند بیاورند، میدانستهاند که [[قرآن]] از سنخ دیگری است، یا تعبیر شده است که با اینکه [[یقین]] داشتند، اما عناد به خرج داده و منکر شدند: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> و یا در هنگام مراسم [[حج]] به استقبال قافلهها رفتند و آنها را از شنیدن [[قرآن]] بر حذر داشتند؛ که از مجموع این [[نشانهها]] و گفتهها به دست آید که واکنش [[مخالفان]] و سحر دانستن آن در برابر یک نوشته معمولی نبوده است و این کتاب امتیازی دارد که باید بیشتر درباره ابعاد آن بررسی کنند. روشن است که این دسته از [[آیات]]، در جهت انعکاس دیدگاه [[مخالفان]] و پاسخ به مقابلههایی بوده که با [[قرآن]] و [[انکار]] [[وحیانی]] بودن آن انجام یافته است و البته تمایز و تسخیرکنندگی آن به خوبی از این [[آیات]] آشکار میشود و روشن میگردد که این کتاب از [[قدرت]] تأثیر و جاذبهای برخوردار بوده که [[منکران]] [[وحی]] از آن تعبیر به سحر میکنند و در [[هراس]] و ناراحت هستند و چون میدانند کار فوقالعادهای است، میگویند که نمیتواند یکنفره آن را انجام دهد و باید دیگران به او کمک کنند تا بتواند آن را عرضه کند. در این بخش [[قرآن]] با خونسردی، پاسخ میدهد که چنین نیست و نه سحر است، نه اسطوره و نسبت [[دروغ]] به [[خدا]]. | ||
==تفاوت [[اعجاز]] با سحر== | ==تفاوت [[اعجاز]] با سحر== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
# سحر را توان ابطال کرد، اما [[معجزه]] را نمیتوان ابطال کرد. یعنی در سحر با کارهایی رشتههای بافته شده را پنبه کرد. [[خداوند]] در داستان [[موسی]] و [[فرعون]]، نسبت به کار سحره، میگوید: {{متن قرآن|فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و (ما) به موسی وحی کردیم که چوبهدستت را بیفکن! که ناگهان، (اژدهایی شد و) هرچه ساخته بودند فرو میبلعید * حق، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد» سوره اعراف، آیه ۱۱۷-۱۱۸.</ref> ناگهان با انداختن [[عصا]]، آنچه را به [[دروغ]] ساخته بودند فرو بلعید. | # سحر را توان ابطال کرد، اما [[معجزه]] را نمیتوان ابطال کرد. یعنی در سحر با کارهایی رشتههای بافته شده را پنبه کرد. [[خداوند]] در داستان [[موسی]] و [[فرعون]]، نسبت به کار سحره، میگوید: {{متن قرآن|فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و (ما) به موسی وحی کردیم که چوبهدستت را بیفکن! که ناگهان، (اژدهایی شد و) هرچه ساخته بودند فرو میبلعید * حق، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد» سوره اعراف، آیه ۱۱۷-۱۱۸.</ref> ناگهان با انداختن [[عصا]]، آنچه را به [[دروغ]] ساخته بودند فرو بلعید. | ||
#در سحر بر خلاف [[معجزه]] با معاونت [[اصحاب]] [[شر]] و [[شیاطین]] است است: {{متن قرآن|هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ}}<ref>«آیا شما را بیاگاهانم که شیطانها بر که فرود میآیند؟» سوره شعراء، آیه ۲۲۱.</ref>. آیا شما را خبر دهم که [[شیاطین]] بر چه کسی فرود میآیند. | #در سحر بر خلاف [[معجزه]] با معاونت [[اصحاب]] [[شر]] و [[شیاطین]] است است: {{متن قرآن|هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ}}<ref>«آیا شما را بیاگاهانم که شیطانها بر که فرود میآیند؟» سوره شعراء، آیه ۲۲۱.</ref>. آیا شما را خبر دهم که [[شیاطین]] بر چه کسی فرود میآیند. | ||
#از نظر [[قرآن]] فرجام سحر [[درماندگی]] و [[رسوایی]] است. {{متن قرآن|أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ}}<ref>«موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) میگویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمیگردند» سوره یونس، آیه ۷۷.</ref>فقط نوعی تسخیر و [[تصرف]] در ظاهر است، اما به مجرد اینکه این [[فریب]] و [[ظاهرسازی]] رفت، [[حقیقت]] | #از نظر [[قرآن]] فرجام سحر [[درماندگی]] و [[رسوایی]] است. {{متن قرآن|أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ}}<ref>«موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) میگویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمیگردند» سوره یونس، آیه ۷۷.</ref>فقط نوعی تسخیر و [[تصرف]] در ظاهر است، اما به مجرد اینکه این [[فریب]] و [[ظاهرسازی]] رفت، [[حقیقت]] آشکار گردد. | ||
# سحر قابل [[تعلیم]] کسبی است، {{متن قرآن|يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستا» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> ولی [[معجزه]] قابل [[تعلیم]] بشری نیست. نمیتوان آن روش را به دیگری یاد داد؛ زیرا از [[علوم]] حصولی نیست و بدون توجه به زمینهها و شرایط نیست. | # سحر قابل [[تعلیم]] کسبی است، {{متن قرآن|يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستا» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> ولی [[معجزه]] قابل [[تعلیم]] بشری نیست. نمیتوان آن روش را به دیگری یاد داد؛ زیرا از [[علوم]] حصولی نیست و بدون توجه به زمینهها و شرایط نیست. | ||
#ساحر شیاد است و کار سحر شیادی و اهداف مادی دارد و [[کسب قدرت]] در پی آوردن آن یکی از اهداف آن است، در حالی که [[پیامبران]] برای آقایی کردن و کسب [[اجر]] مادی نیستند و اهداف [[معنوی]] را دنبال میکنند: {{متن قرآن|تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا}}<ref>«آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی مینهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳.</ref> و بارها [[قرآن]] از زبان آنها یاد میکند: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref> | #ساحر شیاد است و کار سحر شیادی و اهداف مادی دارد و [[کسب قدرت]] در پی آوردن آن یکی از اهداف آن است، در حالی که [[پیامبران]] برای آقایی کردن و کسب [[اجر]] مادی نیستند و اهداف [[معنوی]] را دنبال میکنند: {{متن قرآن|تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا}}<ref>«آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی مینهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳.</ref> و بارها [[قرآن]] از زبان آنها یاد میکند: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref> | ||